دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۲۹۴٫۳۵۷ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۹ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۰۱۶
بازدید از این یادداشت : ۳٫۰۶۶

پر بازدیدترین یادداشت ها :

در مورد زندگی سيد عبدالله شبر، محدث و نويسنده پرکار نيمه اول سده سيزدهم قمری[۱]، خلاصه وار بايد گفت که وی در نجف به دنيا آمد، در کاظمين زندگی کرد و در همانجا درگذشت. شبر در خاندانی از اهل علم ( خاندان آل شبر) که نسب به امامان می برد، به دنيا آمد. او از سادات حسينی است و نسبش به حسن أفطس، نواده امام علي بن الحسين زين العابدين سجاد، می رسد[۲]. شبر اصلا حلی ( منسوب به شهر حله در عراق) است و نيای او که از عالمان بوده، سيد حسن شبر الأفطسي الحسيني الحلي النجفي نام داشته است[۳]. پدرش محمد رضا بن حسن بن أحمد بن علي الحسيني النجفي الکاظمي[۴]، شاگرد محمد مهدی بحر العلوم، از فقيهان بلند مرتبه شيعه (د. ۱۲۱۲ق) بوده و از نجف رهسپار کاظمين شد و در آنجا متصدی تدريس گرديد. پدر شبر کتابی نيز در تفسير قرآن داشته و حدود ۱۲۳۰ق درگذشته است[۵].

شرحی از احوال و آثار سيد عبدالله شبر را شاگردش به نام محمد بن مال الله بن معصوم الموسوي القطيفي الخطي الحائري ( د. در کربلا به سال ۱۲۷۱ق)[۶] به نگارش درآورده است[۷] که در آن در ۵ بخش به احوال، آثار و ذکر مشايخ و شاگردان او و نيز فرزندان وی پرداخته است[۸]. شاگرد ديگرش عبدالنبي الکاظمي (د. ۱۲۵۶ق) [۹] نيز شرحی از احوال و آثار او را مفصلا در کتاب تکملة الرجال آورده است[۱۰].

سيد عبدالله شبر در نجف به سال ۱۱۸۸ق متولد شد؛ به همراه پدر به کاظمين رفت و با او در اين شهر اقامت گزيد و از محضر همو و نيز از محضر سيد محسن بن حسن الأعرجي الکاظمي (د. ۱۲۲۷ق) و أسدالله بن اسماعيل شوشتری (التستري) الکاظمي (د. ۱۲۳۷ق)، دو فقيه مقيم در کاظمين در فقه و اصول بهره گرفت[۱۱]. همين شيخ أسدالله الکاظمي برای او اجازه ای در حديث نيز به تاريخ ۱۲۲۰ق نوشته بوده است[۱۲]. شيخ جعفر کاشف الغطاء نيز به او اجازه ای ( ظاهرا تنها در حديث) داده بوده است[۱۳]. اينان همگی فقيهان اصولی اماميه و نماينده مکتب فقهی/ اصولی وحيد بهبهاني بودند[۱۴]. از ديگر سو، شيخ أحمد أحسايی اجازه بزرگی برای شبر نوشته بوده است[۱۵]. وی شاگردان متعددی نيز داشته است. در ميان شاگردان او شماری از فقيهان و عالمان عراقِ دوره او ديده می شوند[۱۶]. از شاگردان او بايد، اسماعيل (د. ۱۲۴۷ق)، فرزند استادش شيخ اسدالله الکاظمی را نام برد[۱۷]. سيد کاظم رشتي، از پيشوايان شيخيه نيز از وی روايت حديث می کرده و از او اجازه نقل روايت داشته است[۱۸]. او در رجب سال ۱۲۴۲ ق در سن ۵۴ سالگی درگذشت[۱۹] و در حرم امام موسی بن جعفر در کاظمين در کنار قبر پدرش مدفون گرديد[۲۰].

شبر دانشمندی پر کار و پر تأليف بوده است و اين امر در حقيقت، مهمترين ويژگي شبر است که به همين جهت وی را از نويسندگان و مؤلفان کم نظير اماميه قرار داده است. کثرت تأليفات و سرعت وی در آماده سازی کتاب، ستايش برانگيز بوده است[۲۱]. او چنانکه از عناوين کتابها و نيز حجم بسيار زياد آنها بر می آيد، در اين کار بسيار ورزيده و مثال زدنی بوده است. اگر تاريخ تأليف کتابهای او را، آنطور که در مورد بسياری از آنها، آقابزرگ در الذريعة گزارش کرده است، مورد توجه قرار دهيم، می توان سرعت کار او را با دقت بيشتری بيان کرد[۲۲]. کثرت تأليفات او را برخی نويسندگان به قدرتی معنوی که در خواب وسيله امام کاظم به او داده شده بوده است، تفسير کرده اند[۲۳]. افزون بر اين، شبر در هر يک از تأليفاتش، به غير از کتابهايی که با هدف کوتاه نويسی نوشته است، جانب تطويل در کار را هيچگاه از دست نداده و خوشبختانه با توجه به گزارشهايی که درباره تک تک آثارش، پيرامون تعداد سطور آنها در اختيار داريم و آقابزرگ اين موارد را در الذريعه، بر اساس گزارشهای شاگردان شبر، در ذيل نام هر يک از کتابها مورد توجه قرار داده، می توان ارزيابی روشنی در رابطه با حجم کتابهای او به دست داد. نکته قابل توجه اينکه شبر با وجود سن کم که در هنگام مرگ تنها ۵۴ سال داشته، آثار بزرگ و متنوعی را از خود در موضوعات مختلف بر جای گذاشته است[۲۴]؛ خاصه اينکه هيچ گزارشی مبنی بر ياری گرفتن از دستيارانی، چنانکه در مورد علامه محمد باقر مجلسی چنين گزارشی وجود دارد[۲۵]، در اين باره ديده نمی شود.

کما اينکه پيشتر گفتيم، شيوه او در تدوين و گردآوری کتابهای حديثی و اعتقادی با شيوه محمد باقر مجلسی بسيار نزديک است و بی ترديد او در کار نوشتن اين آثار، الگوی مجلسی را در نظر داشته است. البته اين الگو پذيری تنها محدود به نوع و سليقه در نگارش نيست، بلکه شبر از لحاظ مشی حديثی و اعتقادی بسيار به مجلسی نزديک بوده است. شايد به دليل همين شباهتهای فکری و قلمی است که وی را برخی نويسندگان امامی و حتی معاصرانش به عنوان " مجلسی ثاني" خوانده اند[۲۶] و کتاب حديثی و بزرگ او موسوم به جامع المعارف را با بحار الأنوار تشبيه کرده اند[۲۷]. در حقيقت شبر از نويسندگان نادری است که در بيشتر موضوعات مذهبی دست به تأليف زده و به ويژه در دايره وسيعی کتابهايی را با حجمهای مختلف ارائه داده است. شايد از اين نقطه نظر شبر از برخی جهات با ملا محسن فيض کاشاني (د. ۱۰۹۱ق) قابل مقايسه باشد. از ديگر ويژگيهای شبر، تدوين چندين کتاب در يک زمينه با عناوين متفاوت و در حجمهای گوناگون است. در همين راستا از شيوه های تأليفات شبر، تنظيم يک کتاب در چند شکل بزرگ و کوچک است، بطوری که گاهی برای يک تأليف، يکی دو خلاصه تنظيم می کرده است[۲۸]. اين شيوه که به هدف ارائه برای مخاطبانی در سطوح مختلف بوده، پيشتر نيز توسط محمد باقر مجلسی بکار رفته بوده است. همچنين در ميان آثار شبر کتابهايی ديده می شود با مضامين تکراری، فی المثل وی با وجود اينکه در کتاب جامع المعارف، مجلدی را به روايات مبدأ و معاد اختصاص داده، با اين وصف در ميان کتابهای او، کتابی را می بينيم با عنوان مسکن الفؤاد في روايات المبدأ والمعاد[۲۹]. از تأليف کتاب به فارسی و يا ترجمه های او از متون پيشينيان، روشن می شود که او با وجود عرب بودن ، فارسی را به خوبی می دانسته است و اين امر با توجه به محيط حوزه های علوم دينی شهرهای مذهبی عراق در آن دوره که طلاب ايرانی نيز کم و بيش در آنجاها حضور داشته اند، چندان عجيب نيست. بدين ترتيب شبر به مخاطبان فارسی زبان نيز عنايت داشته است. به هر حال تدوين کتاب به زبان فارسی نيز از شيوه های مورد استفاده مجلسی بود که تا اندازه زيادی نگارش به فارسی در دانشهای دينی مرهون اوست[۳۰].

در اينجا می کوشيم تنها با ياد کرد شماری از آثار او و طبقه بندی آنها، فعاليت علمی شبر را مورد مطالعه قرار دهيم. در مورد آثار حديثی و به ويژه کتاب جامع المعارف وی مقاله مستقلی نوشته ايم واز اينرو در اينجا به اين دسته آثار او نمی پردازيم[۳۱]: از ميان کتابهای عقيدتی او با محوريت حديث گرايی، که با الگو پذيری از محمد باقر مجلسی و شاگردان مکتب او نوشته شده است، اين موارد را بايد نام برد[۳۲]:

- البرهان المبين في فتح أبواب علوم الأئمة المعصومين (نوشته اول رجب ۱۲۲۳ق، در ۳۰۰۰۰ سطر)[۳۳]. مؤلف از آن گزيده ای (۳۰۰۰سطر) نيز به همين نام ترتيب داده بوده است[۳۴] و شايد به نام البلاغ المبين في أصول الدين[۳۵].

- حق اليقين که بنا به گزارش آقابزرگ، مختصری ديگر از البرهان المبين (در حجم نصف آن) است[۳۶] و در ۲ جلد وسيله مطبعة العرفانِ صيدا در سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ق و در نجف به سال ۱۳۷۵ق/۱۹۵۶م به چاپ رسيده است[۳۷]. اين کتاب از شهرت برخوردار است و رويکرد کلی مؤلف در آن رويکردی حديثی و اعتقادی با شيوه محدثان و فقيهان و مخالف با مباحث فلسفی است؛ درست شيوه ای که توسط مجلسی نيز به کار گرفته شده است. با اين وصف در اين کتاب به ادله کلامی نيز عنايت شده است. شبر در حق اليقين، همچون مجلسی بحثهای متکلمان و فيلسوفان در رابطه با موضوعات اعتقادی را نيز مورد عنايت قرار داده و البته در موارد مخالفت با مبانی حديثی آن آراء را به نقد کشيده است. شبر با فلاسفه آشنايی دارد و همچون مجلسی از آنان نقل قول می کند. وی حتی در اين کتاب، به مباحث عرفانی محی الدين ابن عربی (د.۶۳۸/۱۲۴۰) هم توجه داشته و از وی انتقاد کرده است[۳۸].
يکی از فعاليتهای علمی شبر، تدوين کتاب در زمينه اخلاق با رويکردی قرآنی و حديثی است[۳۹]. در حقيقت از مهمترين ويژگيهای شبر، عنايت به اخلاق است و در اين موضوع چندين کتاب بزرگ و کوچک نوشته است[۴۰]؛ يکی از کتابهای اخلاقی او با همين عنوان الأخلاق در نجف در سال ۱۳۸۴/۱۹۶۴ به چاپ رسيده است؛ همچنين بايد از اين موارد: منهاج السالکين[۴۱] و نيز مکارم الأخلاق الالهية وجامع الآداب الدينية، کتاب ديگر او درباره اخلاق در حدود ۱۲۰۰۰ سطر نام برد[۴۲]. او به فارسی نيز در موضوع اخلاق تأليف داشته است[۴۳]: منتخب الأخلاق به فارسی که در بمبئي در ۱۳۱۳ق چاپ شده است[۴۴] و نيز زاد العارفين به فارسی که آن هم به چاپ رسيده است[۴۵].

شبر در کنار حديث که مهمترين دلمشغولی او بوده، به قرآن نيز توجه ويژه ای داشته[۴۶] و در حقيقت، يکی از مهمترين علائق شبر، تفسيرهايی است که بر قرآن نوشته است. در ميان کتابهای تفسيری او بايد اين موارد را برشمرد[۴۷]:

- صفوة التفاسير که بزرگترين تفسير اوست که گفته شده در ۶۲۰۰۰ سطر است.

- الجوهر الثمين في تفسير القرآن المبين[۴۸] ، تفسيری است به شيوه "مزجی" مانند تفسير الصافيِ فيض کاشاني ولی بدون بيان مقدمات در آغاز آن (آنطور که شيوه فيض است) و در ۲ جلد بزرگ ( تاريخ نگارش هر دو جلد در ۱۲۳۹ق با فاصله يک ماه) تأليف شده است[۴۹] . اين کتاب در مطبعة الآداب نجف به سال ۱۳۸۰ق و در بيروت ( دار الزهراء) و با کوشش محمد بحرالعلوم در ۶ جلد منتشر شده است.

- الوجيز، مختصر تفسير بزرگ الجوهر الثمين [۵۰]، که بارها و از جمله يک بار در ۱۲۴۷ق و بار ديگر از سوی نصرالله تقوي در تهران در سال ۱۳۵۲ق و نيز در قاهره، در حاشيه چاپی از قرآن، به سال ۱۳۸۵ق چاپ شده است[۵۱].

او دو شرح هم بر نهج البلاغة، يکی بزرگ و ديگری اندکی کوچکتر داشته است[۵۲]. از او بر نهج البلاغة شرحی به نام نخبة الشرحين نام برده اند که بر اساس دو شرح ابن ابی الحديد و ابن ميثم نوشته شده بوده است[۵۳].

شبر همچنين به شرح نويسی بر خطبه های منسوب به چهارده معصوم نيز توجه داشته است[۵۴]. زيارت مشهور جامعه کبيره که متن آن منسوب به امام دهم علي بن محمد الهادي عليه السلام است و در آن تعاليم شيعی و مفاهيم مرتبط با انديشه های باطنی و تأويلی نيز مجال ظهور داشته است، توسط شبر در کتابی با عنوان اللامعة في شرح زيارة الجامعة الکبيرة [۵۵] شرح و تفسير شده که بارها به چاپ رسيده و محل توجه است[۵۶]. اين زيارت کما اينکه می دانيم چندين بار شرح و تفسير شده و در اين گونه شرح ها مجال برای بحث درباره مقامات معنوی امامان و مفاهيم باطنی و بعضا غاليانه از سوی نويسندگانی با اين گونه تمايلات فراهم شده است؛ به طور خاص در شمار اخير و از جمله مهمترين اين شرح ها، شرح معروف و چهار جلدی شيخ أحمد أحسايي را بايد نام برد که کما اينکه پيشتر گفتيم، شبر از او اجازه حديث داشته است. شبر شرحی نيز بر دعای سمات دارد که در سنت اماميه به حضرت امير منسوب است و مضامينی ويژه و منحصر به فرد دارد[۵۷].

بخشی از اهتمامات شبر را تدوين کتابهايی با موضوعات مواعظ و حکمت و يا کتابهايی کشکول وار در موضوعات ادبی تشکيل می دهد[۵۸]، مانند: الدرر المنثورة والکلمات المأثورة[۵۹]. او همچنين در کتابی چهار موضوع اعتقادات، اخلاق، فقه و عجائب مخلوقات را گردآورده بوده است[۶۰]. رساله موسوم به الرسالة الجامعة للحکمتين في العبادات الظاهرة والباطنه او نشانگر توجه شبر به معنويت و سلوک باطنی در کنار توجه به امور ظاهری در عبادات است[۶۱]. همچنين است کتاب او با عنوان اسرار العبادات که می تواند نشان دهنده علائق او به مباحث باطنی و تأويلی باشد؛ گرچه بايد بررسی بيشتری در رابطه با محتوای اين رساله که آقابزرگ نسخه ای از آن را معرفی کرده است، صورت پذيرد[۶۲].
جوانب ديگر شخصيت سيد عبد الله شبر را در دو مقاله ديگر بررسی خواهيم کرد.

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] برای زندگی و آثار او، نک: محمد بن سليمان التنکابني، تذکرة العلماء ، به کوشش محمد رضا اظهری و غلامرضا پرنده، مشهد، ۱۳۷۲ش، ص ۱۲۵؛ قمي، الفوائد الرضوية، ص ۲۴۹- ۲۵۱ ؛ همو، الکنی والألقاب، ۲/۳۵۲؛ همو، سفينة البحار، ۲/۱۳۷، ۶/۷۸؛ همو، هدية، ص ۱۸۰؛ ريحانة الادب، ۳/۱۷۵؛ معارف الرجال، ۲/ ۹ ؛ تکملة نجوم السماء، ۱/۴۴۸؛ خوانساري، روضات الجنات، ۴/۲۶۱، شماره، ۳۹۳؛ معلم حبيب آبادي، مکارم الآثار، در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴هجري، اصفهان، ۱۳۵۲ش، ۴/۱۱۶۴-۱۱۶۸ ؛مامقاني، تنقيح المقال، ۲/۲۱۲، شماره ۷۰۴۶؛ امين، أعيان الشيعة، ۸/۸۲؛ مدرس تبريزي، ريحانة الأدب، ۳/۱۷۵؛ آقابزرگ، الکرام البررة، ۲ (۲)/۷۷۷ ؛ همو، مصفی المقال، ص ۲۳۸-۲۳۹ ؛ همو،الذريعة، ۱/۲۸۶، شماره ۱۴۹۹؛ زرکلي، الأعلام، ۴/۱۳۱؛ کحالة، معجم المؤلفين، ۶/۱۱۸؛ معجم المؤلفين العراقيين، ۲/۳۲۷؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۳/۳۷۰-۳۷۲ ؛. Broc. S. II, ۵۸۰

[۲] برای نسب او، نک: مقدمه آقابزرگ بر جلاء العيون شبر، جلد اول، ص ۲ ؛ نيز: حاشيه محقق متن کتاب تکملة الرجال کاظمي، ۲/۸۴-۸۵

[۳] نک: الذريعة، ۱/۲۸۶

[۴]برای شرح حال پدرش، نک: قمي، الفوائد المدنية، ص ۵۳۳؛ امين، أعيان الشيعة، ۹/۲۹۰؛ مدرس تبريزي، ريحانة الأدب، ۳/۱۷۷؛ آقابزرگ، الکرام البررة، ۲/۵۶۵، شماره ۱۰۱۶ ؛ همو، الذريعة، ۴/۲۷۵، شماره ۱۲۷۱؛ هادي اميني، معجم رجال الفکر والأدب في النجف، ۲/۷۰۹؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۳/۵۸۲-۵۸۳

[۵] آقابزرگ، الذريعة،۴/۲۷۵

[۶] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۹(۳)/ ۹۸۸-۹۸۹ ؛ برای نويسنده شرح احوال او، نک: آقابزرگ، مصفی المقال، ص ۴۴۵؛ کحاله، ۱۱/۱۶۸

[۷] رساله ترجمه احوال او در کتابخانه شيخ علي آل کاشف الغطاء در نجف موجود بوده است، نک: آقابزرگ، الذريعة،۴/ ۱۵۸؛ عکسی از نسخه ای خطی از آن در مرکز احيای ميراث قم موجود است که فاضل محترم آقای سيد علي طباطبايی يزدی به لطف آن را برای بنده ارسال فرمودند. از ايشان تشکر می کنم. در دنباله از همين نسخه عکسی نقل می کنم. اخيرا ديدم که اين رساله در قم در مجموعه ميراث حديث شيعه، شماره ۱۶ به چاپ رسيده است.

[۸] آقابزرگ، الذريعة،۴/۱۶۰

[۹]آقابزرگ، الذريعة،۳/۱۰۱ ؛ برای شاگردی الکاظمي، نيز نک: محمد بن معصوم، ص ۳۱

[۱۰] نک: عبدالنبي الکاظمي، تکملة الرجال، ۲/ ۸۴ تا ۸۹. از دوست دانشمندم آقای علی بهراميان که عکسی از صفحات مربوطه از اين کتاب را برای بنده ارسال فرمودند تشکر می کنم.

[۱۱] نک: تبريزي، مرآة الکتب، ۱/۳۴۰

[۱۲ ] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱/۱۴۶

[۱۳] نک: محمد بن معصوم، ص ۲۲ ؛ برای ديگر مشايخ او، نيز نک: همو، ص ۲۱

[۱۴] از مشايخ اجازه او ميرزا محمد مهدي شهرستاني (د. ۱۲۱۶ق) و ميرزای قمی (د. ۱۲۳۱ق)، دو فقيه معروف را نيز بر شمرده اند، نک: معلم حبيب آبادي، ۴/۱۱۶۴- ۱۱۶۵؛ نيز نک: محمد بن سليمان التنکابني، تذکرة العلماء ، به کوشش محمد رضا اظهری و غلامرضا پرنده، مشهد، ۱۳۷۲ش، ص ۱۲۵ ، در مورد اجازه از سيد محمد مهدي بحرالعلوم و سيد علي طباطبايي، صاحب رياض (د. ۱۲۳۱ق ).

[۱۵] برای اجازه شيخ أحمد أحسايی به او، نک: محمد بن معصوم، ص ۲۳ ؛نيز نک: تبريزي، مرآة الکتب، ۱/۲۶۳

[۱۶] آقابزرگ، الذريعة، ۴/۱۶۰ ؛ برای شاگردان شبر، نيز نک: محمد بن معصوم، ص ۳۱ تا ۳۸؛ صدر، تکملة أمل الآمل، ص ۱۰۲،۱۷۸، ۱۸۸-۱۸۹، ۲۸۳

[۱۷] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۱/۲۱۳ ؛ تبريزي، مرآة الکتب، ۱/۳۴۶

[۱۸] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱/۲۲۷؛ برای اجازه شبر به سيد محمد تقي بن مؤمن الحسيني القزويني در ۷ رمضان ۱۲۴۰ ق، نک: حسيني، تراجم الرجال، ۲/ ۶۲۷-۶۲۸؛ نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۵/۱۶۹؛ برای اجازه شبر به ملا عبدالخالق بن عبدالرحيم يزدي (د. ۱۲۶۸ق)و دو تنی ديگر، نک: مقاله اجازات السيد عبد الله شبر در شماره ۱۶ ميراث حديث شيعه که به تازگی به چاپ رسيده است؛ نيز نک: علی صدرايی خويی، "اجازات الاعلام، فهرست نسخه های خطی اجازات موجود در کتابخانه حضرت آية الله مرعشی"، ميراث ماندگار، قم، ۲۰۰۳م، ۱/۱۸۸؛ باز برای اجازات، نک: حسيني، تراجم الرجال، ۲/۶۲۷؛ آقابزرگ، الذريعة، ۱/۲۰۴؛ برای برخی ديگر از اجازات او برای شاگردانش، نک: همو، ۲۰/۵۸

[۱۹] گفته شده که در ايران هم برای او مجالس فاتحه گرفته شده، نک: محمد بن معصوم ، ص ۴۸

[۲۰] نک: محمد بن معصوم، ص ۴۳؛ نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، ۵/۷۱ ؛ قمي، الکنی والألقاب، ۲/۳۵۲

[۲۱] برای سرعت تأليف او، نيز نک: محمد بن معصوم، ص ۳۸-۳۹

[۲۲] برای سرعت تأليف او، نک: کاظمي، ۲/۸۵

[۲۳]نک: قمي، الکنی والألقاب، ۲/۳۵۲

[۲۴]برای وقفنامه کتابهايش از سوی خود شبر در سال ۱۲۳۶ق، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲/۲۴۸

[۲۵] نک:مقاله آقای رسول جعفريان درباره علامه مجلسی، در مجموعه مقالات تاريخی ايشان

[۲۶] برای اشتهار او به مجلسی دوم در زمان خود او، نک: محمد بن معصوم، ص ۱۴

[۲۷] نک: قمي، الکنی والألقاب، ۲/۳۵۲

[۲۸] برای نمونه هايی از خلاصه نويسی، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲/۴۵۴

[۲۹] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۱/۲۰

[۳۰] نک: مقاله پيشگفته آقای جعفريان و نيز کتاب علامه مجلسی تأليف آقای حسن طارمی

[۳۱]برای فهرستی از تأليفاتش که وسيله شاگردش عبدالنبي الکاظمي در تکملة الرجال ارائه شده، نک: الکاظمي، ۲/۸۵-۸۹؛ نيز نک: محمد بن معصوم، ص ۲۳ تا ۳۱؛ نيز نک: کنتوري، کشف الحجب والاستار، ص ۷۱، ۸۴، ۸۷، ۱۰۵، ۱۲۱، ۱۵۷، ۱۹۷، ۲۲۰، ۲۳۶، ۲۷۷، ۳۰۶، ۳۳۴، ۳۳۷، ۳۵۴، ۵۲۴، ۵۲۶، ۵۲۷، ۵۶۹؛ معلم حبيب آبادي، مکارم الآثار، ۴/۱۱۶۵-۱۱۶۸.

[۳۲] برای رساله های اعتقادی او، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۹/۳۴-۳۵ ؛ نيز برای رساله در کلام،نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۶/۲۸۱ ؛ برای کتابهای متعلق به عنوان اصول دين، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲/۱۸۹

[۳۳] آقابزرگ، ۳/۱۰۰-۱۰۱

[۳۴] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۳/۱۰۱

[۳۵] آقابزرگ، الذريعة،۳/۱۴۱

[۳۶] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۷/۴۱

[۳۷] آقابزرگ، الذريعة، ۳/۱۰۰-۱۰۱

[۳۸] نک: شبر، حق اليقين، ۱/۲۵ که از خرافات متکلمان سخن می گويد؛ ۱/۷۷ نقل از ميرداماد؛ ۲/۳۶-۳۸ نقل از فخر رازی و محقق دواني؛ ۲/۵۱-۵۲ مباحث فلسفی در رابطه با معاد و اعاده معدوم را مطرح می کند؛ ۲/۱۰۰ عقايد فلاسفه را به نقد می کشد؛ ۲/۱۴۵ از کفر فلاسفه سخن به ميان می آورد؛ ۲/۱۷۸-۱۷۹ آراء محی الدين را رد می کند.

[۳۹] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۱/۴۴

[۴۰]برای آثار اخلاقی او، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۲/۵، ۱/۳۷۵، ۳۷۶ ، ۳۸۷، ۲۳/۲۹۱ ؛ ۱۵/۴۳؛ ۲۴/۴۱۷-۴۱۸

[۴۱] آقابزرگ، الذريعة، ۲۳/۱۸۹

[۴۲] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۲/۱۵۰

[۴۳] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۴/۴۲۱

[۴۴] آقابزرگ، الذريعة، ۲۲/۳۷۰

[۴۵] آقابزرگ، الذريعة، ۱۲/۵

[۴۶] وی علاوه بر تفسير، چندين کتاب ديگر نيز در رابطه با قرآن نوشته بوده است، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۱/۱۵۷

[۴۷] برای تفاسير سه گانه او، نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، ۴/۲۷۷، ۲۸۱؛ ۱۵/۴۸

[۴۸] آقابزرگ، الذريعة،۴/۲۷۰

[۴۹] آقابزرگ، الذريعة،۵/۲۸۸، ۲۸۹

[۵۰] درباره تفسير مختصر او، نک: حامد حفني داود، نظرات في الکتب الخالدة، قاهره، ۱۳۹۹ق، ص ۹تا ۲۴

[۵۱] آقابزرگ، الذريعة، ۲۵/۴۲ ؛ ۵/۲۸۸

[۵۲] نک: اميني، الغدير، ۴/۱۹۰؛ نوري، خاتمة المستدرک، ۳/۲۰۸-۲۰۹

[۵۳] آقابزرگ، الذريعة، ۲۴/۹۶

[۵۴] نمونه ها در: آقابزرگ، الذريعة، ۱۲/۲۰۶؛ ۱۸/۵۸

[۵۵] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۸/۲۷۰

[۵۶] و از جمله در سال ۱۳۵۴ق در نجف و نيز به کوشش جعفر محمدي از سوی مؤسسه بعثت در تهران در سال ۱۴۰۸ق با عنوان الأنوار اللامعة

[۵۷] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۸/۲۵

[۵۸] برای کتابهای او درباره مواعظ و نيز گردآوری رسائل و خطب، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۳/۲۲۸، ۲۳۰

[۵۹]آقابزرگ، الذريعة، ۸/۱۳۷

[۶۰] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲/۴۲۸

[۶۱] آقابزرگ، الذريعة، ۱۱/۱۶۳

[۶۲] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲/۵۲
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۴:۰۹
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت