آرشیو
دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون با عنوان Visiting Professor، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۶۱۰٫۴۰۱ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۴ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۵۵۲
بازدید از این یادداشت : ۶۹

پر بازدیدترین یادداشت ها :




لقب كليني به روستاي كُلَين 1 در مورد انتساب كليني به روستاي كلين , نک : علامه حلی , رجال , ص 18 ؛ ذهبی , المشتبه , ص 553 ؛ صفدي ، الوافي بالوفيات ، 5 / 266 ؛ فيروزآبادي، القاموس المحيط , قاهره , المكتبة التجارية , ماده "كلان "، 4 / 263 ؛ زبيدی , تاج العروس, 9 / 322 ,ماده: " كلان " ؛ نيز نك : مجلسي ، مرآة العقول ، 2 / 2 ؛ بحراني ، لؤلؤة البحرين ، ص 376 ؛ نراقي , عوائد الايام , چاپ سنگی ، افست قم , مكتبة بصيرتي, 1408 ق ,ص 297 ‍؛ نيز نك : بحرالعلوم ، دليل القضاء ، 3 / 126 ؛ امين ، اعيان الشيعه ، 47 / 152 . در ناحيه ( رستاق ) 2 برای معنای رستاق , نک : ياقوت , معجم البلدان: 1 / 40 - 41. درقرن سوم ري 17 رستاق داشته , نک : ابن الفقيه, مختصركتاب البلدان ,چاپ ليدن, ص 274 ؛ نيز نک : مقدسی , أحسن التقاسيم , ص 386. پشاپويه ري مربوط مي شود . می دانيم که به اين روستا شماري از علماي شيعه منسوب بوده اند3 نك : طوسي ، رجال ، ص 438 ، 496 ؛ ابن داود ، رجال ، ص 23 ، 248 ، 290 ؛ علامه حلي ، رجال ، ص 18 ؛ زبيدي ، تاج العروس ، 9 / 322 ؛ بحرالعلوم ، فوائد ، 3 / 79 ؛ خوانساري ، روضات الجنات ، 6 / 118 . . اصطخری نام ناحیه پشاپویه را جزء اَعمال ( نواحی ) ری ذکر کرده است4 نک : اصطخری , المسالک والممالک , ص 209 ؛ نیز نک : ابن حوقل , صوره الارض , ص 322 ؛ یاقوت , معجم البلدان , 2/894 ؛ صفي الدين البغدادي ، مراصد الاطلاع علي أسماء الامكنة والبقاع ، 3 / 1177 ؛ فيض , گنيجنه آثار قم: 1 / 225 - 226 . . حمدالله مستوفی از آن به عنوان یکی از نواحی چهارگانه ری نام برده است5 نک : حمدالله مستوفی , نزهة القلوب , ص 54 . وی می نويسد که "در او سي پاره ديه است , از جمله كوشك و علي آباد و كيلين .. " . همانطور که می بينيم در اينجا , کُلین به صورت کیلین آمده است , ولی در عين حال وی تأکید کرده است که اين روستا از روستاهای بزرگ آنجاست . نام پشاپويه تا امروز هم باقی مانده است ؛ ناحیه واقع در جنوب منطقه ای متصل به جنوب تهران ( غار )6 این ناحیه در حدود 45 کیلومتری جنوب غربی تهران , میان رود کرج و رود شور قرار دارد . نک : مقاله هاتوم شیندلر درباره تهران در دایره المعارف بریتانیکا ( چاپ یازدهم , 1911 ) ؛ نیز نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , جلد اول ؛ نیز : نشریه آمار عمومی – سرشماری سال 1335 , جلد 2 , تهران و حومه . برای دهستان پشاپويه ؛ نيزنک: جنه النعيم , ص 503 ؛حسين کريمان، ري باستان , 2 / 509 , 614 . اين ناحيه 54 روستا دارد ؛ نک : أسامي دهات كشور, چاپ دوم , 1329 ‍ ش , 1 / 249 . در لغتنامه دهخدا آمده است که دو بلوك غار و پشاپويه از شمال به كوه سه پايه و حومه تهران و كن و از مغرب به شهريار و از جنوب به درياچه قم و كوير و از مشرق به ورامين محدود مي شود . قسمت شمالي آن به غار و قسمت جنوبي به پشاپويه موسوم است , نک : لغتنامه دهخدا ، زير نظر محمد معين و سيد جعفر شهيدي ، چاپ اول از دوره جديد ، 1373 ش , 4/ 4910 , فشاپویه یا فشاویه/ فشافویه نامیده می شود7 نک :
A. F . Stahl , < Teheran und Umgebung > , Petermanns Mitteilungen , 1900, PP. 49-54 .
نام این ناحیه در منابع تاریخی عموما به صورتهای تحریف شده ای ذکر شده است .
. ده کُلَین در این ناحیه تاکنون باقی است8 نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , 1/ 183 . در اين مأخذ آمده است که ده کلين جزء دهستان فشافویه , بخش مرکزی ری , شهرستان تهران , 38 کیلومتری جنوب غربی شهر ری , 5 کیلومتری شرق جاده قم . 555 نفر جمعیت دارد . . آبادی دیگری در ناحيه ورامين ِ تهران وجود دارد , به نام کیلین9 نک : مقدسي , احسن التقاسيم , ص 400 ؛ زبيدی , تاج العروس , منشورات دار مكتبة الحياة، بيروت، ط 1، 1306 ه‍, 9 / 322 که نباید آن را با کلین اشتباه گرفت10 یاقوت در معجم البلدان , 5/ 334 از این آبادی نام می برد و آن را نزدیک قوهذ علیا می داند که تا ری شش فرسخ فاصله دارد . قوهذ در منزل اول راه ری به خوار واقع است و در آنجا آب نهرهایی که به نواحی مختلف ری می روند توزیع می شود . بنابراین در مسیر کاروان روی ری به خراسان واقع شده است . در منابع جغرافیایی جدید از آن به گلین یا گلین خالصه نام برده اند ؛ نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , 1/ 193 که گفته است آن از دهات تابعه دهستان بهنام سوخته , بخش ورامین , استان تهران در 18 کیلومتری جنوب شرقی ورامین , 2 کیلومتری جنوب جاده خراسان است و 501 نقر جمعیت دارد ؛ نيز نک :أسامي دهات كشور: 1 / 81 ؛ آنندراج ، چاپ هند , 1892, 3 / 53 ؛ توماسک درباره این آبادی می نویسد که در جنوب غربی , در جانب ورامین است به نام کیلین که هنوز هم باقی است . نک :
W . Tomaschek , Zur historischen Topogaphie von Perrien , Wien , 1883, P. 221 .
نيز نک : خوانساري ، روضات ، 6 / 108 .
, گرچه گاه کِلين نيز خوانده شده است11 نک : ياقوت , معجم البلدان , 4 / 303. با وجود تأکيد منابع تخصصی در مورد نحوه ضبط نام روستای کلين12 نک : پيش از اين . , اما در ضبط نام کلينی اختلافی در برخی منابع امامی ديده می شود. اين اختلاف به کيفيت ضبط لام در اين نام برمی گردد13 نک : مجلسی , بحار الانوار , 107 / 190 ؛ مقايسه کنيد با : علامه حلی , رجال , ص 18 ؛ نراقی , عوائد الايام , ص 297. اما در مورد اينکه سمعاني ( درگذشته 562 ق) درکتاب الانساب , آن را به ضم كاف وكسر لام می خواند 14 نک : سمعانی , الانساب , تحقيق عبد الفتاح الحلو، ط 1 , بيروت, 1981 م , 10 / 463 ؛ مقايسه کنيد با : افندی , رياض العلماء ؛ ميرزا محمد تنكابني , قصص العلماء , تهران، مكتبة علمية, ص 396 . , می توان احتمال داد که او در اين مورد ميان کُلَين و کِيلين که هر دو از قرای ری بوده ,خلط کرده است15 مقايسه کنيد با : زبيدی , تاج العروس , 9 / 322 . .
با توجه به اينكه ظاهرا پدر و يا دست كم خاندان مادري او هم به کُلَين منتسب بوده اند ، احتمالا مي توانيم كلين را محل تولد و نشو و نماي اوليه او تصور كنيم16 نيز نك : امين ، اعيان الشيعة ، 47 / 152 . . در منابع متأخر از پدر كليني هم به عنوان يكي از عالمان امامي ري و منطقه كلين ياد شده است وگفته اند قبرش در روستاي كلين ري واقع بوده است17 نك : حر عاملی , وسائل الشيعه؛ خوانساري ، روضات ، 6 / 108 ؛ نوري ، مستدرك الوسائل ، 3 / 526 ؛ قمي ، سفينة البحار ، 2 / 495 ؛ مظفر ، شرح اصول الكافي ، 1 / 12 – 13 ؛ مقايسه کنيد با : نراقی , عوائد الايام , ص 297 . . اما اگر اين خبر درست باشد ، در آن صورت شگفت است كه كليني در الكافي از او روايتي نقل نكرده است ؛ مگر اينكه اين احتمال را مطرح كنيم كه وي پيش از سن رشد و بلوغ كليني درگذشته بوده است . خاندان مادري کلينی از خاندانهاي علم امامي در ري بوده اند و چند تن از آنان را مي شناسيم كه از راويان و محدثان امامي هستند . از آن جمله دايي كليني را بايد نام برد كه كليني از محضر او استفاده كرده بوده است18 برخي از علماي رجالي امامي معتقدند كه افراد اين خاندان به علان شهرت داشته اند ، نك : بحرالعلوم ، الفوائد ، 3 / 79 ؛ نيز نك : مامقاني ، تنقيح المقال ، 1 / 48 . از افراد اين خاندان احمد و محمد دو فرزند ابراهيم و نيز علي فرزند محمد را كه دايي و استاد كليني بوده است نام برده اند ، نك : نجاشي ، ص 198 ؛ طوسي ، رجال ، ص 438 ، 496 ..
در بغداد می دانيم که كليني در محله درب السلسلة , واقع در دروازه ( باب ) الكوفة19 در مورد اين دروازه از دروازه هاي چهارگانه بغداد ، نك : سيوطي ، تاريخ الخلفاء ، ص 161 ؛ ياسين العمري الخطيب الموصلي ، غاية المرام في تاريخ محاسن بغداد دار السلام ، ص 22 . , در جنوب غربی بغداد , منطقه ای با حضوری شيعی , سكني گزيد و به همين دليل , لقب السلسلي نيز در برخی منابع برای او بكار رفته است 20 نک : ابن حجر عسقلانی , تبصره ؛ ابن حجر ، لسان ، 5 / 433 ؛ زبيدي ، تاج العروس ، 9 / 322 . از مجلس تحديث او در سال 327 ق در اين محله خبر داريم 21 نك : طوسي ، " مشيخه " ، 10 / 29 . .
کلينی در بغداد درگذشت . تاريخ درگذشت وی با اختلاف نقل شده است : نجاشی سال 329 ق را مطرح می کند22 نک : نجاشی , ص 377-378 ؛ علامه حلي ، رجال ، ص 71. شيخ طوسي در حالي كه تاريخ مرگ كليني را در الرجال ,كه پس از الفهرست نوشته شده است23 به اين دلیل که در الرجال دائما به الفهرست ارجاع می دهد , از جمله در ذيل احوال کلينی , نک : شيخ طوسی , الرجال , ص 439 ., شعبان سال 329 ق می داند , ولي در الفهرست سال 328 ق را ثبت كرده است24 نک : طوسی , الفهرست , ص 395 ؛ همو , رجال , ص 439 .. روشن است که با توجه به دقتی که در تعبير شيخ طوسی در اين مورد در الرجال ديده می شود و مطابقت اين قول با نظر نجاشی که اساسا به دقت در اين موارد شناخته می شود , می بايست تاريخ 329 ق را معتبر دانست25 در مورد حوادثي كه در اين سال در بغداد صورت گرفته بود ، نك : طوسي ، الغيبة ، ص 242 ؛ ابن جوزي ، المنتظم ، 6 / 315 – 325 ؛ ابن كثير ، البداية والنهاية ، 11 / 191 – 200 ؛ ابن تغري بردي ، النجوم الزاهرة ، 3 / 266 – 273 . , گرچه حتی برخی منابع سنی مانند ابن اثير در الکامل 26 نك : ابن اثير ، الكامل ، 4 / 364 ؛ ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان ، 5 / 433 ؛ صفدي ، الوافي ، 5 / 226 و منبع پر اطلاع امامی , علی ابن طاووس27 نک : ابن طاووس , كشف المحجة , ص 59 . هم تاريخ 328 ق را پيشنهاد می کنند . شعبان 329 ق تاريخ مرگ آخرين نائب امام غائب در دوره غيبت صغرا , علی بن محمد السمری نيز دانسته شده و عملا بعد از آن طبق سنت اعتقادی اماميان , غيبت کبرا آغاز شده است ؛ طبق روايت , مرگ سمری درست در نيمه ماه شعبان بوده است28 نک : شيخ طوسی , الغيبه , ص 394 . . اگر روايت طوسی در الرجال در مورد زمان مرگ کلينی درست باشد , در آن صورت نمی دانيم در ماه شعبان سال 329 ق کداميک از اين دو زودتر درگذشته است . طبق نقل منابع , ابوالحسن محمد بن جعفر الحسني معروف به ابو قيراط ( درگذشته 345 ق) كه نقيب طالبيان بغداد در آن دوره بود 29 وي خود در حديث دست داشت و هارون بن موسي التلعكبري ، محدث نامدار امامي از وي در سال 328 ق حديث شنيده و از او اجازه حديثي دريافت كرده بود ؛ براي او نك : طوسي ، رجال، ص 500 ؛ ابن جوزي ، المنتظم ، 6 / 382 . ، بر وي نماز گزارد30 نك : نجاشي ، ص 293 ؛ علامه حلي ، رجال ، ص 145 .
در مورد مدفن كليني اختلاف نظري وجود دارد : بنا بر روايات منابع کهن , او در بغداد در گورستانِ 31 نك : طوسي ، الفهرست , ص 395 بابُ الكوفه 32 نيز نک : طوسی , رجال , ص 439 ؛ نجاشی , ص 378 . , يعنی در محله ای که در آنجا سالهای پايانی عمر خود را سپری کرد , مدفون شده بود . ابن عبدون ، محدث و رجالي کهنسال امامي ( درگذشته 423 ق)33 برای او , نک : مدخل ابن عبدون در دایره المعارف بزرگ اسلامی , به قلم حسن انصاری . كه قبر كليني را در صراط الطائيِ34 بنابر گزارش منابع , صَراط نام دو رود خانه است در ناحيه غربي بغداد يكي صراط عليا و ديگري صراط سفلی كه آب خود را از رود عيسی , درست در نقطه شهرك المحول _ يك فرسخي بغداد , در جهت جنوب غربي آن در سمت باب الكوفه _ ، مي گيرند .از اين دو , صراط الطائی به باب الكوفه نزديك مي شود و دور حصار شهر جاري است تا اينكه ازباب البصره مي گذرد و از آنجا به رود دجله جاري شده و در آنجا مي ريزد , براي آن نك : : يعقوبي ، البلدان ، ص 12 ، 24 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، 3 / 377 ؛ بغدادي ، مراصد الاطلاع ، 2 / 836 . همين منطقه , احتمالا دو سه دهه ای بعد از درگذشت کلينی , زيارت کرده بوده , روايت می کند كه بر آن لوحي نصب شده بود كه بر آن نام كليني و پدرش ثبت شده بود35 نك : طوسي ، الفهرست , ص 395 . . وی با اين حال به شاگردش ابوالعباس نجاشی گزارش داد که اين قبر بعدا از ميان رفت 36 نجاشي ، ص 378 ؛ نيز نك : علامه حلي ، رجال ، ص 145 . ( شايد زير آب رفته بوده است ). بدين ترتيب بنا بر روايات كهن قبر كليني در سمت غربي بغداد ( كرخ ) واقع بوده است . اما هم اينك مقبره ای در بغداد به كليني نسبت داده مي شود و از قرنها پيش محل احترام و زيارت شيعيان است كه در محلي در سمت شرقي شهر ( الرصافة ) , يعنی جايی که در قرون قبل مرکز سنيان بوده , واقع شده است37 نك : خوانساري ، روضات الجنات ، 6 / 117 که مي نويسد اين قبر در تكيه مولويه واقع است و در سمت چپ كسي كه از روي جسر بغداد به سمت ديگر شهر , خارج می شود , ديده مي شود . در تأييد همين ديدگاه محمد حرز الدين در مراقد المعارف ، 2 / 214 مي گويد كه مرقد كليني در رصافه , در جهت باب الكوفه است , در جامع صفويه كه بعدا به جامع آصفيه و بعدها به تكيه مولويه شهرت يافت . وي مرقد کلينی را پابرجا و زيارتگاه شيعيان و مشرف بر دجله در جنب مدرسه مستنصريه تعيين كرده است . اين مولف اين قبر را در سال 1305 ق از نزديك زيارت كرده و گفته در نزديكي اين قبر ، قبر ديگري است كه گفته مي شود قبر محمد بن علي كراجكي ( درگذشته 449 ق) ، دانشمند نامدار امامي بوده است . پس از حرز الدين ، آقابزرگ در الذريعة ، 6 / 179 نيز قبر كليني را در همينجا و در نزديكي سر جسر كهنه ( عتيق ) مي داند . وی در طبقات اعلام الشيعة ، قرن چهارم ، ص 315 قبر كليني را در اوائل بازار نزديك به جسر در شرق بغداد دانسته است . محمد صادق بحرالعلوم در ساليان نزديك به ما از مقبره وي در جانب شرقي بغداد و بر کناره دجله در نزديكي باب جسر كهنه كه اينك به جسر المأمون شهرت يافته سخن گفته و افزوده است كه اين مقبره در سمت چپ كسي است كه از سوي مشرق قصد كرخ را كرده باشد . براي نظر او ، نك : محمد صادق بحرالعلوم ، دليل القضاء الشرعي ، 3 / 128 . در مورد محل اين قبر و در مورد تخريب و نوسازي آن و مسائل مختلفي كه در حول و حوش اين قبر در اعتقاد شيعيان عراق وجود دارد ، نك : اردبيلي ، جامع الرواة ، 2 / 218 ؛ بحراني ، لؤلؤة البحرين ، ص 390 به بعد ؛ عبدالنبي الكاظمي ، تكملة الرجال ، 2 / 486 ؛ ابوعلي الحائري ، منتهي المقال ، ص 298 ؛ بحرالعلوم ، الفوائد الرجالية ، 3 / 333 به بعد ؛ ؛ مامقاني ، تنقيح المقال ، 3 / 202 . در مورد محل فبر كليني و انتساب محل موجود به وي ، نيز نك : ضياء الدين الدخيلي ، " تحقيق تاريخي حول موقع قبر الامام الكليني " ، مجله لواء الوحدة الاسلامية ، سال اول ، شماره 2 ، سال 1949 - 1950 م ، ص 18 به بعد ؛ نيز نك : حسين علي محفوظ ، مقدمه چاپ الكافي كليني ، ص 41 – 42 ؛ حسن عيسي علي الحكيم ، " الكليني و كتابه الكافي " ، مجله البلاغ ، الكاظمية ( عراق ) ، الجمعية الاسلامية للخدمات الثقافية ، شماره 5 ، سال ششم ، 1976 م ، ص 59 – 60 ؛ ثامر هاشم حبيب العميدي ، الشيخ الكليني البغدادي و كتابه الكافي ، ص 82 – 86 و بويژه پاورقي شماره يك صفحه 86 كه در آن اقداماتی را كه در دوره عثماني و قيمومت انگليس بر عراق براي تخريب اين مقبره انجام شده و نيز مقابله علماي شيعه با آن را اشاره وار مطرح مي كند ..


۱. در مورد انتساب كليني به روستاي كلين , نک : علامه حلی , رجال , ص ۱۸ ؛ ذهبی , المشتبه , ص ۵۵۳ ؛ صفدي ، الوافي بالوفيات ، ۵ / ۲۶۶ ؛ فيروزآبادي، القاموس المحيط , قاهره , المكتبة التجارية , ماده "كلان "، ۴ / ۲۶۳ ؛ زبيدی , تاج العروس, ۹ / ۳۲۲ ,ماده: " كلان " ؛ نيز نك : مجلسي ، مرآة العقول ، ۲ / ۲ ؛ بحراني ، لؤلؤة البحرين ، ص ۳۷۶ ؛ نراقي , عوائد الايام , چاپ سنگی ، افست قم , مكتبة بصيرتي, ۱۴۰۸ ق ,ص ۲۹۷ ‍؛ نيز نك : بحرالعلوم ، دليل القضاء ، ۳ / ۱۲۶ ؛ امين ، اعيان الشيعه ، ۴۷ / ۱۵۲ .
۲. برای معنای رستاق , نک : ياقوت , معجم البلدان: ۱ / ۴۰ - ۴۱. درقرن سوم ري ۱۷ رستاق داشته , نک : ابن الفقيه, مختصركتاب البلدان ,چاپ ليدن, ص ۲۷۴ ؛ نيز نک : مقدسی , أحسن التقاسيم , ص ۳۸۶.
۳. نك : طوسي ، رجال ، ص ۴۳۸ ، ۴۹۶ ؛ ابن داود ، رجال ، ص ۲۳ ، ۲۴۸ ، ۲۹۰ ؛ علامه حلي ، رجال ، ص ۱۸ ؛ زبيدي ، تاج العروس ، ۹ / ۳۲۲ ؛ بحرالعلوم ، فوائد ، ۳ / ۷۹ ؛ خوانساري ، روضات الجنات ، ۶ / ۱۱۸ .
۴. نک : اصطخری , المسالک والممالک , ص ۲۰۹ ؛ نیز نک : ابن حوقل , صوره الارض , ص ۳۲۲ ؛ یاقوت , معجم البلدان , ۲/۸۹۴ ؛ صفي الدين البغدادي ، مراصد الاطلاع علي أسماء الامكنة والبقاع ، ۳ / ۱۱۷۷ ؛ فيض , گنيجنه آثار قم: ۱ / ۲۲۵ - ۲۲۶ .
۵. نک : حمدالله مستوفی , نزهة القلوب , ص ۵۴
۶. این ناحیه در حدود ۴۵ کیلومتری جنوب غربی تهران , میان رود کرج و رود شور قرار دارد . نک : مقاله هاتوم شیندلر درباره تهران در دایره المعارف بریتانیکا ( چاپ یازدهم , ۱۹۱۱ ) ؛ نیز نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , جلد اول ؛ نیز : نشریه آمار عمومی – سرشماری سال ۱۳۳۵ , جلد ۲ , تهران و حومه . برای دهستان پشاپويه ؛ نيزنک: جنه النعيم , ص ۵۰۳ ؛حسين کريمان، ري باستان , ۲ / ۵۰۹ , ۶۱۴ . اين ناحيه ۵۴ روستا دارد ؛ نک : أسامي دهات كشور, چاپ دوم , ۱۳۲۹ ‍ ش , ۱ / ۲۴۹ . در لغتنامه دهخدا آمده است که دو بلوك غار و پشاپويه از شمال به كوه سه پايه و حومه تهران و كن و از مغرب به شهريار و از جنوب به درياچه قم و كوير و از مشرق به ورامين محدود مي شود . قسمت شمالي آن به غار و قسمت جنوبي به پشاپويه موسوم است , نک : لغتنامه دهخدا ، زير نظر محمد معين و سيد جعفر شهيدي ، چاپ اول از دوره جديد ، ۱۳۷۳ ش , ۴/ ۴۹۱۰
۷. نک :
A. F . Stahl , < Teheran und Umgebung > , Petermanns Mitteilungen , ۱۹۰۰, PP. ۴۹-۵۴ .
نام این ناحیه در منابع تاریخی عموما به صورتهای تحریف شده ای ذکر شده است .
۸. نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , ۱/ ۱۸۳ . در اين مأخذ آمده است که ده کلين جزء دهستان فشافویه , بخش مرکزی ری , شهرستان تهران , ۳۸ کیلومتری جنوب غربی شهر ری , ۵ کیلومتری شرق جاده قم . ۵۵۵ نفر جمعیت دارد .
۹. نک : مقدسي , احسن التقاسيم , ص ۴۰۰ ؛ زبيدی , تاج العروس , منشورات دار مكتبة الحياة، بيروت، ط ۱، ۱۳۰۶ ه‍, ۹ / ۳۲۲
۱۰. یاقوت در معجم البلدان , ۵/ ۳۳۴ از این آبادی نام می برد و آن را نزدیک قوهذ علیا می داند که تا ری شش فرسخ فاصله دارد . قوهذ در منزل اول راه ری به خوار واقع است و در آنجا آب نهرهایی که به نواحی مختلف ری می روند توزیع می شود . بنابراین در مسیر کاروان روی ری به خراسان واقع شده است . در منابع جغرافیایی جدید از آن به گلین یا گلین خالصه نام برده اند ؛ نک : فرهنگ جغرافیایی ایران , ۱/ ۱۹۳ که گفته است آن از دهات تابعه دهستان بهنام سوخته , بخش ورامین , استان تهران در ۱۸ کیلومتری جنوب شرقی ورامین , ۲ کیلومتری جنوب جاده خراسان است و ۵۰۱ نقر جمعیت دارد ؛ نيز نک :أسامي دهات كشور: ۱ / ۸۱ ؛ آنندراج ، چاپ هند , ۱۸۹۲, ۳ / ۵۳ ؛ توماسک درباره این آبادی می نویسد که در جنوب غربی , در جانب ورامین است به نام کیلین که هنوز هم باقی است . نک :
W . Tomaschek , Zur historischen Topogaphie von Perrien , Wien , ۱۸۸۳, P. ۲۲۱ .
نيز نک : خوانساري ، روضات ، ۶ / ۱۰۸ .
۱۱. نک : ياقوت , معجم البلدان , ۴ / ۳۰۳
۱۲. نک : پيش از اين .
۱۳. نک : مجلسی , بحار الانوار , ۱۰۷ / ۱۹۰ ؛ مقايسه کنيد با : علامه حلی , رجال , ص ۱۸ ؛ نراقی , عوائد الايام , ص ۲۹۷
۱۴. نک : سمعانی , الانساب , تحقيق عبد الفتاح الحلو، ط ۱ , بيروت, ۱۹۸۱ م , ۱۰ / ۴۶۳ ؛ مقايسه کنيد با : افندی , رياض العلماء ؛ ميرزا محمد تنكابني , قصص العلماء , تهران، مكتبة علمية, ص ۳۹۶ .
۱۵. مقايسه کنيد با : زبيدی , تاج العروس , ۹ / ۳۲۲ .
۱۶. نيز نك : امين ، اعيان الشيعة ، ۴۷ / ۱۵۲ .
۱۷. نك : حر عاملی , وسائل الشيعه؛ خوانساري ، روضات ، ۶ / ۱۰۸ ؛ نوري ، مستدرك الوسائل ، ۳ / ۵۲۶ ؛ قمي ، سفينة البحار ، ۲ / ۴۹۵ ؛ مظفر ، شرح اصول الكافي ، ۱ / ۱۲ – ۱۳ ؛ مقايسه کنيد با : نراقی , عوائد الايام , ص ۲۹۷ .
۱۸. برخي از علماي رجالي امامي معتقدند كه افراد اين خاندان به علان شهرت داشته اند ، نك : بحرالعلوم ، الفوائد ، ۳ / ۷۹ ؛ نيز نك : مامقاني ، تنقيح المقال ، ۱ / ۴۸ . از افراد اين خاندان احمد و محمد دو فرزند ابراهيم و نيز علي فرزند محمد را كه دايي و استاد كليني بوده است نام برده اند ، نك : نجاشي ، ص ۱۹۸ ؛ طوسي ، رجال ، ص ۴۳۸ ، ۴۹۶ .
۱۹. در مورد اين دروازه از دروازه هاي چهارگانه بغداد ، نك : سيوطي ، تاريخ الخلفاء ، ص ۱۶۱ ؛ ياسين العمري الخطيب الموصلي ، غاية المرام في تاريخ محاسن بغداد دار السلام ، ص ۲۲ .
۲۰. نک : ابن حجر عسقلانی , تبصره ؛ ابن حجر ، لسان ، ۵ / ۴۳۳ ؛ زبيدي ، تاج العروس ، ۹ / ۳۲۲
۲۱. نك : طوسي ، " مشيخه " ، ۱۰ / ۲۹ .
۲۲. نک : نجاشی , ص ۳۷۷-۳۷۸ ؛ علامه حلي ، رجال ، ص ۷۱
۲۳. به اين دلیل که در الرجال دائما به الفهرست ارجاع می دهد , از جمله در ذيل احوال کلينی , نک : شيخ طوسی , الرجال , ص ۴۳۹ .
۲۴. نک : طوسی , الفهرست , ص ۳۹۵ ؛ همو , رجال , ص ۴۳۹ .
۲۵. در مورد حوادثي كه در اين سال در بغداد صورت گرفته بود ، نك : طوسي ، الغيبة ، ص ۲۴۲ ؛ ابن جوزي ، المنتظم ، ۶ / ۳۱۵ – ۳۲۵ ؛ ابن كثير ، البداية والنهاية ، ۱۱ / ۱۹۱ – ۲۰۰ ؛ ابن تغري بردي ، النجوم الزاهرة ، ۳ / ۲۶۶ – ۲۷۳ .
۲۶. نك : ابن اثير ، الكامل ، ۴ / ۳۶۴ ؛ ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان ، ۵ / ۴۳۳ ؛ صفدي ، الوافي ، ۵ / ۲۲۶
۲۷. نک : ابن طاووس , كشف المحجة , ص ۵۹ .
۲۸. نک : شيخ طوسی , الغيبه , ص ۳۹۴ .
۲۹. وي خود در حديث دست داشت و هارون بن موسي التلعكبري ، محدث نامدار امامي از وي در سال ۳۲۸ ق حديث شنيده و از او اجازه حديثي دريافت كرده بود ؛ براي او نك : طوسي ، رجال، ص ۵۰۰ ؛ ابن جوزي ، المنتظم ، ۶ / ۳۸۲ .
۳۰. نك : نجاشي ، ص ۲۹۳ ؛ علامه حلي ، رجال ، ص ۱۴۵
۳۱. نك : طوسي ، الفهرست , ص ۳۹۵
۳۲. نيز نک : طوسی , رجال , ص ۴۳۹ ؛ نجاشی , ص ۳۷۸ .
۳۳. برای او , نک : مدخل ابن عبدون در دایره المعارف بزرگ اسلامی , به قلم حسن انصاری .
۳۴. بنابر گزارش منابع , صَراط نام دو رود خانه است در ناحيه غربي بغداد يكي صراط عليا و ديگري صراط سفلی كه آب خود را از رود عيسی , درست در نقطه شهرك المحول _ يك فرسخي بغداد , در جهت جنوب غربي آن در سمت باب الكوفه _ ، مي گيرند .از اين دو , صراط الطائی به باب الكوفه نزديك مي شود و دور حصار شهر جاري است تا اينكه ازباب البصره مي گذرد و از آنجا به رود دجله جاري شده و در آنجا مي ريزد , براي آن نك : : يعقوبي ، البلدان ، ص ۱۲ ، ۲۴ ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، ۳ / ۳۷۷ ؛ بغدادي ، مراصد الاطلاع ، ۲ / ۸۳۶ .
۳۵. نك : طوسي ، الفهرست , ص ۳۹۵ .
۳۶. نجاشي ، ص ۳۷۸ ؛ نيز نك : علامه حلي ، رجال ، ص ۱۴۵ .
۳۷. نك : خوانساري ، روضات الجنات ، ۶ / ۱۱۷ که مي نويسد اين قبر در تكيه مولويه واقع است و در سمت چپ كسي كه از روي جسر بغداد به سمت ديگر شهر , خارج می شود , ديده مي شود . در تأييد همين ديدگاه محمد حرز الدين در مراقد المعارف ، ۲ / ۲۱۴ مي گويد كه مرقد كليني در رصافه , در جهت باب الكوفه است , در جامع صفويه كه بعدا به جامع آصفيه و بعدها به تكيه مولويه شهرت يافت . وي مرقد کلينی را پابرجا و زيارتگاه شيعيان و مشرف بر دجله در جنب مدرسه مستنصريه تعيين كرده است . اين مولف اين قبر را در سال ۱۳۰۵ ق از نزديك زيارت كرده و گفته در نزديكي اين قبر ، قبر ديگري است كه گفته مي شود قبر محمد بن علي كراجكي ( درگذشته ۴۴۹ ق) ، دانشمند نامدار امامي بوده است . پس از حرز الدين ، آقابزرگ در الذريعة ، ۶ / ۱۷۹ نيز قبر كليني را در همينجا و در نزديكي سر جسر كهنه ( عتيق ) مي داند . وی در طبقات اعلام الشيعة ، قرن چهارم ، ص ۳۱۵ قبر كليني را در اوائل بازار نزديك به جسر در شرق بغداد دانسته است . محمد صادق بحرالعلوم در ساليان نزديك به ما از مقبره وي در جانب شرقي بغداد و بر کناره دجله در نزديكي باب جسر كهنه كه اينك به جسر المأمون شهرت يافته سخن گفته و افزوده است كه اين مقبره در سمت چپ كسي است كه از سوي مشرق قصد كرخ را كرده باشد . براي نظر او ، نك : محمد صادق بحرالعلوم ، دليل القضاء الشرعي ، ۳ / ۱۲۸ . در مورد محل اين قبر و در مورد تخريب و نوسازي آن و مسائل مختلفي كه در حول و حوش اين قبر در اعتقاد شيعيان عراق وجود دارد ، نك : اردبيلي ، جامع الرواة ، ۲ / ۲۱۸ ؛ بحراني ، لؤلؤة البحرين ، ص ۳۹۰ به بعد ؛ عبدالنبي الكاظمي ، تكملة الرجال ، ۲ / ۴۸۶ ؛ ابوعلي الحائري ، منتهي المقال ، ص ۲۹۸ ؛ بحرالعلوم ، الفوائد الرجالية ، ۳ / ۳۳۳ به بعد ؛ ؛ مامقاني ، تنقيح المقال ، ۳ / ۲۰۲ . در مورد محل فبر كليني و انتساب محل موجود به وي ، نيز نك : ضياء الدين الدخيلي ، " تحقيق تاريخي حول موقع قبر الامام الكليني " ، مجله لواء الوحدة الاسلامية ، سال اول ، شماره ۲ ، سال ۱۹۴۹ - ۱۹۵۰ م ، ص ۱۸ به بعد ؛ نيز نك : حسين علي محفوظ ، مقدمه چاپ الكافي كليني ، ص ۴۱ – ۴۲ ؛ حسن عيسي علي الحكيم ، " الكليني و كتابه الكافي " ، مجله البلاغ ، الكاظمية ( عراق ) ، الجمعية الاسلامية للخدمات الثقافية ، شماره ۵ ، سال ششم ، ۱۹۷۶ م ، ص ۵۹ – ۶۰ ؛ ثامر هاشم حبيب العميدي ، الشيخ الكليني البغدادي و كتابه الكافي ، ص ۸۲ – ۸۶ و بويژه پاورقي شماره يك صفحه ۸۶ كه در آن اقداماتی را كه در دوره عثماني و قيمومت انگليس بر عراق براي تخريب اين مقبره انجام شده و نيز مقابله علماي شيعه با آن را اشاره وار مطرح مي كند .
شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۴۲
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت