آرشیو
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۹۹۳٫۶۷۲ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۳۹ نفر
تعداد یادداشت ها : ۲٫۰۸۴
بازدید از این یادداشت : ۱٫۳۸۰

پر بازدیدترین یادداشت ها :
متکلم و فيلسوف برجسته امامی مذهب نيمه سده هفتم قمری جمال الدين علي بن سليمان البحراني آثار متعددی در کلام و فلسفه دارد که متأسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفته است. تشيع در بحرين سابقه ای دراز و ريشه در سده های نخستين دارد و از سده ششم قمری به بعد آثار و تأليفاتی از شماری از عالمان بحرينی در اختيار هست که به ويژه مهمترين سنت در اين ميان سنت کلامی و فلسفی عالمان اين ديار است در سده های ششم و هفتم قمری. در مورد يکی از مهمترين نمايندگان اين سنت کلامی / فلسفی يعنی ابن ميثم بحراني کارهايی صورت گرفته اما هنوز جای تحقيقی جامع درباره نظام کلامی و فلسفی او خالی است؛ البته خوشبختانه بخش مهمی از آثار او به چاپ رسيده و ضروری است برخی ديگر از آثار چاپ نشده او هم به زودی انتشار يابد. مهمترين ضرورت پژوهشی، بررسی دقيق نسبت مکتب کلامی او با فخر رازي از يک سو و خواجه نصير طوسي از ديگر سو است و در اين ميان خاصه نسبت نظام کلامی او با مکتب ابو الحسين بصري و محمود الملاحمي و سهم او در تطور کلام شيعی از اين نقطه نظر (نک: مقدمه مادلونگ بر کتاب المعتمد ملاحمي)؛ خاصه که می دانيم او استاد علامه حلي بوده و آثارش در برخی از حوزه های شيعی تا قرنها تأثير گذار بوده است. با اين وصف آنچه اين تحقيق را می تواند هموار کند بررسی مکتب کلامی و فلسفی دو نسل از استادان او يعنی استادش جمال الدين علي بن سليمان البحراني و استاد او کمال الدين احمد بن علي بن سعيد بن سعادة البحراني است که هر دو از شهرت بسيار کمتری برخوردار بوده و آثار آنان کمتر مورد عنايت قرار گرفته است؛ به ويژه اين نکته بسيار حائز اهميت است که سنت آموزشی اين دو دانشمند هنوز دقيقا در همه ابعاد و به ويژه ابعاد کلامی و فلسفی ايشان روشن نيست و چون آثار آن دو و خاصه آثار علي بن سليمان تاکنون مورد مطالعه همه جانبه از نقطه نظر آموزشها و آموزه های کلامی و فلسفی قرار نگرفته، بنابراين بدون اين مطالعه نمی توان سهم ايشان و به طور کلی سهم مکتب کلامی و فلسفی بحرين در اين دوران را در تطور مکتب کلامی شيعه اماميه روشن کرد. در سالهای اخير رساله دانشگاهی مختصری به زبان انگليسی درباره اين سه دانشمند دفاع شده اما هنوز جای کار درباره انديشه های فلسفی و کلامی آنان و سهم ايشان در ورود فلسفه در اوساط متکلمان اماميه وجود دارد؛ به ويژه اينکه نخست بايد تصحيح انتقادی همه آثار اين متکلمان و فيلسوفان به دست داده شود. از کمال الدين احمد بن علي بن سعيد بن سعادة البحراني رسالة العلم باقی مانده؛ همانی که شاگردش علي بن سليمان برای خواجه فرستاد تا آن را شرح کند و خواجه هم گاه با نظر انتقادی بدان نگريسته است. رساله علم از آنجا که درباره علم باری و متعلقات اين بحث و به ويژه لوازم برخی از اين مباحث بحث کرده از نقطه نظر نسبت ميان کلام و فلسفه و رويکرد تدريجی متکلمان اماميه به فلسفه ابن سينا حائز اهميت است که ما اين مطلب را در دنباله اين سلسله يادداشتها مورد بحث قرار خواهيم داد. رسالة العلم در پاسخ درخواست جمال الدين علي بن سليمان از سوی کمال الدين احمد در ارائه و توضيح 24 مسئله مرتبط با موضوع علم نگاشته شد و آنگاه جمال الدين پس از مرگ استاد، به دليل ناقص ماندن رساله کمال الدين، آن را همراه مقدمه ای از خود برای خواجه طوسي فرستاد تا وی شرحی و نظری بر آن داشته باشد. بنابراين ما می توانيم از نقطه نظر اين رساله ارزشمند که حاوی نظرات دو متکلم و فيلسوف معاصر است، آن هم درباره يکی از مهمترين مسائل فلسفی و کلامی که زمينه ساز بسياری از اختلافات و ديدگاههای بنيادی در فلسفه و کلام بوده با تحول انديشه های متکلمان شيعی در بومهای مختلف آشنايی يابيم (در برخی نسخه ها و منابع، ارسال و مقدمه رسالة العلم به ابن ميثم بحراني نسبت داده شده که بی ترديد خطاست).
جمال الدين چنانکه گذشت از ديگر سو استاد ابن ميثم بحراني بوده و ما از ابن ميثم آثار متعدد کلامی در اختيار داريم؛ آثاری که می تواند در مطالعه ما در تلاقی کلام و فلسفه در نزد متکلمان امامی سده هفتم سهم مهمی داشته باشد و خاصه سهم او را در تغيير جهت کلام شيعی از کلام بهشمی به کلام متأثر از ابو الحسين بصري و در مرحله بعد تأثر پذيری از فلسفه سينوی روشن کند و سهم او را در قياس با خواجه طوسي در اين زمينه روشن کند؛ خاصه که به هر حال ابن ميثم مستقل از نصير الدين طوسي نيز کلام و فلسفه را در بحرين آموخته بوده است؛ در سنتی ديگر. ابن ميثم بحراني شرحی بر کتاب استادش جمال الدين علي بن سليمان موسوم به کتاب الاشارات دارد که تاکنون به چاپ نرسيده و ما در اين سلسله مقالات از نسخه خطی آن بهره خواهيم گرفت. اين کتاب جمال الدين از آثار با اهميت او در مسائل فلسفی و الهيات قلمداد می شود. از ديگر سو بايد گفت که خواجه طوسي معاصر سه بحرانی ياد شده است و سنت ديگری در آموزشهای کلامی و فلسفی را نمايندگی می کرده است. خواجه طوسي و جمال الدين علي مکاتبات متعددی گويا داشته اند که جدا از ارسال رسالة العلم کمال الدين احمد از سوی جمال الدين به خواجه، از يک نمونه ديگر آن مکاتبات در تاريخ 664 ق اطلاع داريم (برای اين مکاتبه و در واقع پاسخ خواجه به مکتوب جمال الدين، نک: اجوبة المسائل النصيرية، ص 267 به بعد؛ گويا اين مکاتبه همانی است که ابن فوطي بدان اشاره دارد و می گويد ابن ميثم بحرانی در بغداد آنگاه که با يکديگر ملاقاتی داشته اند از او درخواست کرده بوده که مکاتبه جمال الدين به خواجه را به او نشان دهد و ابن فوطي در اجابت اين درخواست آن را، شايد همراه با پاسخ خواجه، يعنی همينی که الآن در اختيار است برايش استنساخ کرده بوده است؛ نک: ابن الفوطي، تلخيص مجموع الآداب، 4/ 266؛ ابن فوطي وقتی از او پرسيده بوده نزد چه کسی تحصيل دانش کرده او گفته بوده جمال الدين علي بن سليمان البحراني). از اين پاسخ خواجه که خوشبختانه در اختيار ما هست نکات متعددی استنباط می شود؛ يکی اينکه خواجه نظر بسيار مثبت و ستايشمندی نسبت به جمال الدين علي داشته و از او با تعابير بلندی ياد می کند و نيز نسبت به استاد او کمال الدين احمد که البته در اين تاريخ ديگر در قيد حيات نبوده. جمال الدين از خواجه درخواست تأليف کتابی در حکمت (العلوم الحقيقية) می کند و نيز درخواست ارسال شرح اشارت او را. در پاسخ خواجه می گويد که اخيرا شرح اشارات را بر او خوانده اند و وی اصلاحاتی را در متن وارد کرده و بعدا کتاب را با اصلاحات آن در نسخه ای تازه برای جمال الدين خواهد فرستاد. همچنين می گويد عزم تأليفی در حکمت دارد و نيز در پاسخ به پرسش جمال الدين علي درباره قصه سلامان و ابسال و روايتی از آن که در اختيار او بوده، خواجه مطلبی در رابطه با اصالت آن روايت مطرح می کند که حائز اهميت است؛ به ويژه که می دانيم به جمال الدين متن روايتی از اين قصه نسبت داده می شود (نک: پس از اين در اين سلسله يادداشتها). نکته ديگر در همين رابطه اينکه جمال الدين به همراه اين مکتوب رساله و يا گفتاری از استادش کمال الدين احمد برای خواجه فرستاده بوده در حاشيه مطلبی از فخر رازي درباره مسئله علت نيازمندی محدَث به محدِث که خواجه نظر خود را در پاسخ فرستاده است (برای اصل مطلب و بحثی در حول آن، نک: تلخيص المحصل، ص 120 تا 121). خواجه از وجود کتاب ديگری از کمال الدين سخن می گويد و اينکه هنوز به نظرش نرسيده است که محتملا مقصود همين رسالة العلم کمال الدين است. ظاهرا در رساله خود جمال الدين نظر خواجه را نسبت به رسالة العلم پرسيده بوده و البته می دانيم که بعدا آن را در ضمن مکتوبی ديگر و رسائلی چند برای خواجه فرستاده است. از ديگر سو باز گفتنی است که علامه حلي که شاگرد نامدار خواجه طوسي است نزد حسين فرزند جمال الدين علي بن سليمان آثار پدر را دريافت کرده بوده است؛ علاوه بر اينکه شاگرد ابن ميثم هم بوده است و بدين ترتيب علامه حلی کسی است که سنتهای دو حلقه بحرانی ها / طوسي را در کنار حلقه های ديگر کلامی و فلسفی (به ويژه دو سنت فخر رازي و مکتب معتزلی ابو الحسين بصري/ ملاحمي) فرا گرفته و در آموزه ها و آراء خود گردآورده بوده است (به ويژه بنگريد به: کتاب زابينه اشميتکه درباره علامه حلي و نيز دنباله اين سلسله يادداشتها).
مهمترين ويژگی جمال الدين علي بن سليمان، همانطور که از مکتوب او به خواجه هم بر می آيد، تعلق خاطر او به سنت فلسفی است و البته اين مسئله از شرح قصيده عينيه ابن سينا که او در النهج المستقيم علی طريقة الحکيم خود ارائه داده و نيز مفتاح الخير في شرح مقدمة رسالة الطير (رسالة الطير، اثر عرفانی ابن سينا) و در روايت او از قصه سلامان و ابسال (منتخب روايت حنين بن اسحاق) به ويژه ديده می شود (سيد حيدر آملي او را از شمار دانشمندانی قرار داده که عرفان را بر ساير راههای معرفت ترجيح می داده و کتابها و رسالاتی در زمينه عرفان دارند؛ نک: جامع الأسرار، ص 498). کتاب ديگر او در زمينه مباحث الهيات، معراج السلامة ومنهاج الکرامة است که در نسخه ای کهنسال در دانشگاه تهران موجود است (نک: دنا، 9/861). برای بررسی انديشه کلامی و فلسفی او طبعا لازم است که اين آثار به شيوه ای انتقادی منتشر شوند؛ کما اينکه کتاب الاشارات او و نيز شرح ابن ميثم بر آن (چندين نسخه از کتاب اشارات علي بن سليمان در فهرستواره دنا معرفی شده که ضرورت دارد اين کتاب ارزشمند بر اساس اين نسخه ها تصحيح و منتشر شود؛ نک: دنا، 1/ 836). به هر حال ما در اين سلسله مقالات از نسخه های خطی اين آثار که گردآورده ايم بهره خواهيم برد. گفتنی است که اجوبة المسائل که در فهرستهای مختلف از او ذکر شده و نسخه های آن ياد شده (نک: دنا، 1/ 244) معلوم نشد که چيست و بايد نسخه ها را به دقت از نزديک مورد بررسی قرار داد، خاصه که بر خلاف چند نسخه ديگر کتاب، يکی از آنها که از يزد است در 248 برگ توصيف شده که محتملا اشتباهی بايد صورت گرفته باشد و به هر حال مسئله نيازمند بررسی است (در فهرست دنا برخی از کتابهای علي بن سليمان البحراني، دانشمند سده يازدهم به نام علي بن سليمان بحراني ثبت شده که بايد اصلاح گردد).
در اينجا لازم است کتاب مهمی از علي بن سليمان البحراني را معرفی کنيم که تاکنون در مطالعات و کتابهای مربوط به علي بن سليمان مورد توجه قرار نگرفته است: کتاب مصباح العرفان ومفتاح البيان. از مصباح العرفان پيش از اين يک نسخه متأخر به تاريخ 1074 ق در 6 برگ در قم موجود شناخته بود (نک: دنا، 668)؛ اما نويسنده اين سطور در استانبول سال گذشته نسخه ای کهن از آن را در ضمن مجموعه ای يافت که بسيار ارزشمند است (برای اين نسخه ارزشمند و رسالات موجود در آن که تاريخ دو رساله آن 691 ق است، نک: مقاله من و زابينه اشميتکه درباره خونجي و سهم او در مکتب تبريز؛ زير چاپ).
کتاب مصباح العرفان بحثی است مستوفی در انواع وجودات اعم از واجب و ممکن (انواع ممکنات) و بحث در خود مفهوم وجوب وجود و از اينجاست که نويسنده دانشمند بحثی را مطرح می کند درباره انواع مؤثرات (ذاتی و عرضی) و دست آخر درباره فاعل مختار و فاعل موجب و نيز درباره ازليات. از آنجا که اين موضوع نزد متکلمان معتزلی و خاصه بهشمي محل بحث و نظر بوده و به ويژه چندين رساله درباره تأثيرات و مؤثرات از آنان می شناسيم که در اين ميان رساله های حاکم جشمي و حسن بن محمد الرصّاص باقی مانده (نک: مقاله من درباره کتاب التأثير والمؤثر جشمي، در همين سايت و نيز کتاب المؤثرات تأليف رصّاص، تصحيح يان تيله، چاپ بريل، 2011 و نيز مقاله همو درباره کتاب جشمي در شماره اختصاصی مجله آرابيکا که در آينده نزديک منتشر می شود)، مطالعه و بررسی رساله علي بن سليمان البحراني می تواند در مقايسه با نوشته های متکلمان معتزلی (و البته اشعری)، نزاع متکلمان و فلاسفه را در يک مسئله مهم فلسفی که آثار متعددی در وجود شناسی و خداشناسی آنان داشته روشن کند.
در مجموعه کهن ياد شده، نسخه ای هم هست از رسالة العلم کمال الدين و شرح خواجه بر آن که بسيار با ارزش است. امتياز اين نسخه علاوه بر قدمت آن، با نسخه چاپی اين اثر که به وسيله استاد نورانی به دست داده شده اين است که در نسخه ما رساله ای که جمال الدين علي بن سليمان برای خواجه طوسي فرستاده و مشتمل بر رسالة العلم استادش بوده مستقلا در آغاز آمده و بعد به شکل مستقل پاسخ طوسي به آن درج شده است؛ اين در حالی است که در نسخه چاپی، رساله اصلی و پاسخ طوسي در هم آميخته شده و گاه موجبات اشکال را در فهم و تشخيص و تمايز ميان گفته ها فراهم می کند.

به هر حال مناسب است که مجموعه آثار علي بن سليمان، آنچه باقی مانده اعم از آنچه پيشتر منتشر شده و يا تاکنون چاپ نشده به صورت محققانه در يک مجموعه منتشر شود. نويسنده اين سطور در اقدام اول، تصحيحی از کتاب مصباح العرفان او را بر اساس دو نسخه ياد شده در دست دارد.
شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۵:۱۸
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت