آرشیو
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۲٫۰۰۷٫۵۰۴ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۷ نفر
تعداد یادداشت ها : ۲٫۰۸۴
بازدید از این یادداشت : ۹۵

پر بازدیدترین یادداشت ها :


با وجود اينکه در سال های اخير پژوهش های حديث شناسی و اعتبارسنجی متون توجه بسياری را به خود جلب کرد و ماهيت و طبيعت تعدادی از کتاب های حديثی روشنتر شد اما متأسفانه همچنان شاهد اين هستيم که عده ای بدون هرگونه احتياط و توجه به مبانی صحت اعتبار حديث و منابع حديثی هر پاره نوشته عربی را به توهم اينکه حديثی مأثور است بر مردم و شنوندگان بر می خوانند؛ سهل است از آن نتايج و استنباطاتی خارج از اصول "اهل تحصيل و تحقیق" و مبانی پژوهش های سنت شناسی هم ارائه می دهند. مصيبت بار تر اینکه اين نوع خوانش ها گاهی با انواعی از قرائت های صوفيانه و محی الدينی و برخی ذوق های صدرایی و بل شيخی گری آميخته می شود و تحت عنوان "حقائق و اسرار" به خورد خلق الله داده می شود. اين زمانی نتايج سهمگين تری برای دينداری مردم دارد که اين چنين استنباطات غير "اصولی" و محتویات آن چنان منابع غير معتبر در تريبون هایی ارائه شود که ديگر همچون عصر قاجار و صفويه مخاطبانش چند ده نفر و چند صد نفر نيستند بلکه اینک به مدد اينترنت و شبکه های مجازی قدرت آن را دارند که در خلال ساعاتی ميليون ها مخاطب را متوجه این نوع سخن ها و افاضات کنند.

سخن ما بر سر منابع اصيل و معتبر حديثی نيست. سخن بر سر تعدادی از کتاب های حديثی است که ريشه تاريخی آنها روشن نيست و حتی بر سر انتساب آنها به مؤلفين ادعایی سخن ها هست و هيچ مستند روشنی بر اصالت آنها وجود ندارد. در طی سال های گذشته کم نبوده اند پژوهش هایی که ماهيت اين قبيل آثار را نشان داده اند و ارتباط اين نوع متون را با جريان های غاليانه و غلوگرای شيعی و يا با طيفی از محدثانی که در نقل حديث خاصه آنجا که به تبليغات مذهبی مربوط بود تساهل به خرج می دادند معاينه نشان داده اند. چرا بايد درباره نقل اين گونه منابع اصول "اهل تحقيق" را در نظر نگرفت و تازه با درآميختن محتوای چنين احاديثی غير معتبر با آموزه های غير معتبرتر بينش دينی را در معرض تفسيرهایی قرار داد که حداقل تعبيری که می توان در مورد آنها به کار برد اين است که نسبتی با آنچه ما از قرآن و منابع اصيل و کهن درباره آموزه های شيعی می دانيم ندارد؟؛ سهل است اين بی پروایی در نقل و اين تساهل و ولنگاری در نقل و درآميختن همه چيز با هم گاه تا بدانجا می کشد که هر عقل سليم و هر مخاطبی با بينشی عرفی را نسبت به خود دلزده می کند و اسباب استعجاب و استبعاد و بل مزاح و تمسخر را برای عده ای فراهم می کند.

تأسف بار تر اينکه در برابر پژوهش های اهل تحقيق و تحصيل در طی قرون پیشین و در طی چند دهه گذشته عده ای در مقابل گویی حیفشان می آيد که شماری از احاديث و يا منابع و کتاب هایی حدیثی را از درجه اعتبار و نقل خارج بدانند؛ حکماً با تمسک به انواعی از شيوه های غیر معتبر سعی دارند اين کتاب ها و منابع حديثی و روايات را معتبر قلم ببرند. در اين ميان نشر ده ها متن نصيری در طی سال های گذشته؛ آثاری از حسين بن حمدان خصيبي و نصيريان قديم بغداد و حلب و لاذقيه؛ موجب شده متأسفانه برخی حتی در نقل از این نوع کتاب ها که آشکارا به جريانی از غلات تعلق دارند با گشاده دستی برخورد کنند و اين نوع منابع را در مقام تأييد کتاب هایی غير معتبر و يا رواياتی غير اصيل که از پيشتر می شناختند به کار گيرند؛ غافل از اينکه انتشار اين کتاب ها و محتوای آنها بيش از پيش نشان داد و می دهد که کتاب هایی مانند هدايه خصيبی و عيون المعجزات منسوب به حسين بن عبد الوهاب و يا بخش هایی از آثاری مانند دلائل الامامة و اثبات الوصية و آثاری از اين دست تحت تأثير عقايد غلات نصيريه و دیگر جريان های وابسته به غلو عصر بغداد نوشته و يا بازسازی شده اند.

مشکل نقل از منابع حديثی بی اعتبار که اصالت متون آنها را نه اصول مسلم حديث پژوهی و رجال پژوهی قدمایی تأييد می کند و نه شيوه های دقيق تاريخنگاری جديد و محتوای آنها را عالمان اصولی و محققين اهل تحصيل از متکلمان و فقيهان عصر کهن تشيع مانند شيخ مفيد و شريف مرتضی خارج از اصول اعتقادی تشیع قلم می برده اند یک ایراد و خطر دیگر هم در بر دارد: به گواهی تاريخ شکلگیری فرقه های مذهبی و به ويژه فرقه های آخر الزمان گرا و با عقايد غاليانه و يا تأويلی/ گنوسيستی و به ويژه از بعد از دوران ايلخانيان و خاصه در چند سده اخير و معطوف به انديشه های تجدید نبوت/ مهدویت/ بابیت می دانيم که مستند بسياری از اين گروه ها و فرقه ها همين دست احاديث غير معتبری است که غلات و مفوضه قدیم با اهدافی کم و بیش مشابه بر ساخته اند و متأسفانه گاهی با تساهل برخی از محدثان قديم و يا جامعان احاديث در دوره های بعد شماری از اين احاديث وارد مجامع حديثی ما شده و برخی بی توجه به ريشه های آنها دل به محتوای آنها داده اند. در همین سال های اخير فرقه ای انحرافی تنها با استناد به دو سه حديث که آشکارا ريشه اش به جريانی از غلات و مفوضه قديم می رسد دعاوی خود را مستند به احاديث ائمه شيعه فرا نمود و اين تنها قسمتی از مخاطراتی است که این بی توجهی به اصول نقل حديث می تواند متوجه جامعه شیعه کند...
سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۷:۵۸
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت