دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۳۳٫۵۳۵ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۵۱ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۰۹۵
بازدید از این یادداشت : ۹۵۶

پر بازدیدترین یادداشت ها :
درباره کتاب مصباح الشریعة تاکنون تحقیقات و مطالعات اندکی صورت گرفته است. اخیراً در کتاب زبان شعر در نثر صوفیه اثر ارزشمند استاد دکتر شفیعی کدکنی (ص ۱۲۲ تا ۱۲۳) دیدم ایشان شباهتی را در برخی از مفاهیم و عبارات مصباح الشریعة با کتاب نحو القلوب قشیری ملاحظه کرده و نشان داده اند که احتمالاً متن مصباح الشریعة متأثر از کتاب قشیری بوده است. ایشان البته اظهار داشته اند که بسیار دشوار و بلکه محال است صحت انتساب کتاب مصباح الشریعة را به امام صادق مسلم فرض کنیم. قدیمیترین نسخه کتاب را هم تا قرن دهم قمری پی گرفته اند.
چنانکه می دانیم ابن طاووس در برخی از آثارش به کتاب مصباح الشريعة ارجاع می دهد و این متن با وجود تردیدهایی که درباره صحت انتساب آن به امام صادق در میان شیعیان وجود داشته همواره مورد استناد شماری از عالمان شیعه قرار گرفته است. بنابراین دست کم تا نیمه های سده هفتم می توان رد کتاب را گرفت. اما از دیگر سو نادره دوران، فقیه و رجالی برجسته آية الله شبیری زنجانی در نقلی مستقیم از مرحوم آية الله بروجردی آورده اند که ایشان کتاب مصباح الشریعة را تألیف ابو القاسم قشیری می دانسته اند (نک: جرعه ای از دریا، مقالات و مباحث شخصیت شناسی و کتابشناسی، قم، ۱۳۹۳ ش، ص ۴۹۸). از اینکه منبع استناد مرحوم آية الله بروجردی در این مسئله چه بوده متأسفانه اطلاعی داده نشده اما بی تردید با توجه به آنچه آقای دکتر شفیعی کدکنی ابراز داشته اند معلوم می شود مرحوم آية الله بروجردی با اطلاع و آگاهی و اشراف علمی این اظهار نظر را ابراز فرموده و شباهت متن ها و شیوه ها را به درستی دریافته بودند. اگر به خاطر بیاوریم که کتاب نحو القلوب اثر چندان شناخته شده ای از قشیری نیست بیش از پیش می توان بر مقام علمی آن فرزانه آگاه پی برد. به احتمال قوی آية الله بروجردی بر اساس مطالعه و مقارنه و مبتنی بر دسترسی هایی که به آثار خطی داشته اند این اظهار نظر دقیق را ابراز فرموده بودند.
اما در مورد نسخه های خطی این اثر و پیشینه آن کتاب باید نکته ای دیگر را هم بیافزایم و آن توجه به این کتاب است از دیر باز در میان زیدیان یمن. دست کم دو نسخه خطی بسیار کهن و در شمار کهنترین نسخه های این کتاب را نویسنده این سطور در میان نسخه های زیدی و یمنی دیده است که اینجا آن دو را معرفی می کنیم:
۱- نسخه ای است با تاریخ ۶۵۱ ق در ميان نسخه های ارزشمندی که در کتابخانه آمبروزيانا (ميلان) ديده ام در مجموعه ای شامل مجموعه رساله ها و کتابهای قاسم رسّي و نيز چند اثر ديگر زيدی و نيز متونی از امامان شيعه و از جمله خطب حضرت امير و نيز نسخه ای کهنه از مصباح الشریعة منسوب به امام جعفر صادق (ع)؛ به شماره سی ۱۸۶.
عنوان آغازين نسخه چنين است:
کتاب الدليل الکبير تأليف الإمام ترجمان الدين القاسم بن/
إبراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب صلوات الله/ عليه وعلی آبائه الأکرمين وسلامه
در همان برگ در ادامه، فهرست آثار موجود در اين مجموعه از آثار قاسم رسّي و نيز ديگر کتابهای موجود در اين مجموعه خطی چنين گزارش شده: "توقيع ما في هذا المجلد کتاب الدليل الکبير کتاب الدليل الصغير کتاب أصول العدل والتوحيد کتاب الردّ علی الروافض کتاب الردّ علی الرافضة کتاب تثبيت الإمامة کتاب الإحتجاج في الإمامة کتاب صفة العرش والکرسي رسالة للقاسم عليه السلام (در برگ ۴۸ ب: رسالة للقاسم بن إبراهيم عليه السلام إلی بعض بني عمّه تا ۴۹ الف) کتاب المسترشد کتاب الرد علی إبن المقفع کتاب الرد علی النصاری مسائل الملحد (والجواب عليها در برگ ۸۳ ب چنين است) کتاب القتل والقتال کتاب الهجرة کتاب صلوة يوم وليلة کتاب المکنون کتاب سياسة النفس کلّ هذه التصانيف للإمام القاسم بن إبراهيم عليه السلام ويتلوه کتاب سياسة المريدين للإمام المؤيد عليه السلام وتوحيد علي بن الحسين والموشحتان له عليه السلام أدب الهادي عليه السلام کتاب مصباح الشريعة لجعفر الصادق عليه السلام کتاب السبع رسائل للإمام المرتضی عليه السلام ووصية علي بن أبي طالب لولده الحسن عليهما السلام وشيء من کلامه وبعض من خطبه (اضافه در هامش: والمختار من حکمه عليه السلام ومواعظه) وهو علی هذا الترتيب".

گواهی وقف کاتب/ مالک در برگ آغازين که از نمونه های جالب توجه در زمينه سنت وقف کتاب در ميان زيديه يمن در سده های دور است، چنين است:
"وقف هذا الکتاب المبارک مالکه إبراهيم بن فليح بن أسعد بن منصور بن مالک الشرابي (الشراني) النزاري //
وقفاً مؤبّداً لله وفي سبيله لا یباع ولا يوهب ولا يورث ولا يملک بشيء من أنواع التمليکات علی نفسه مدة حيوته وعلی الصالح من قرابته بعد وفاته فإن عدموا کان وقفاً علی الزيدية المتعين لآل محمد صلی الله عليه وعلی آله وسلّم فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما اثمه علی الذين يبدّلونه إنّ الله سميع عليم. باز به خط متفاوت مشکی اما از خود او: ولا يعار إلا برهن زائد علی القيمة ولا يعار إلا فيما دون التزيد ولا يقف مع المستعير إلّا دون الشهرين ولا يعار إلا من يتعلم لله وللدار الآخرة ومن علم منه خلاف ذلک لم يعر من کتبي شيئاً فيعلم ذلک المتولي ويعمل بحسبه وکتب إبراهيم بن فليح والحمد لله وحده وصلواته علی محمد وآله".

باز گواهی کتابت و وقف کاتب: در برگ ۱۰۸ الف بعد از اتمام رساله صلوة يوم وليلة آمده:
فرغ من نساخته الفقير إلی الله إبراهيم بن فليح بن أسعد الشرابي النزاري بخطه لنفسه وافق الفراغ يوم الجمعة لليلة بقين من شهر ذي القعدة سنة خمسين وستمائة وقد أوقفه لله وفي سبيله علی نفسه وبعده علی المسلمين وقفاً مؤبداً لا یباع ولا يورث ولا يملک بشيء من أنواع التمليکات فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما اثمه علی الذين يبدّلونه إنّ الله سميع عليم وصلواته علی رسوله سيدنا محمد وآله وسلامه.
البته در دنباله بعد از آن از برگ ۱۴۷ الف این مجموعه، متن مصباح الشریعة ديده می شود: نسخه حاضر با اين عنوان است:
کتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة من کلام الصادق جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب صلوات الله عليهم
رقم کتابت نسخه مصباح الشريعة در برگ ۱۷۱ الف چنین است:
"فرغ من نساخته يوم الجمعة لإثنتي عشرة ليلة خلت من محرم أول سنة إحدی وخمسين وستمائة سنة وقف مؤبد لله وفي سبيله لا یباع ولا يوهب ولا يورث ولا يملک/
بعد از آن هم از ۱۷۱ ب به بعد، کتاب السبع الرسائل المنتقاة "تأليف الإمام المرتضی لدين الله محمد بن الإمام الهادي إلی الحقّ يحيی بن الحسين بن القاسم صلوات الله عليهم أجمعين" و تعدادی دیگر از متون زیدی و شیعی دیده می شود.
به هرحال نسخه کتاب مسلم است که نزد زیدیان بوده و توسط همانها هم کتابت شده با تاریخ ۶۵۱ ق و با انتساب صریح به امام صادق (ع). این نسخه از آن جهت اهمیت دارد که مجموعه ای از میراث امامان زیدی و از همه مهمتر قاسم رسي را در بر دارد و معلوم است کتاب مصباح الشریعة نیز در همان چارچوب به عنوان بخشی از میراث امامان شیعی در این مجموعه قرار گرفته است.

٢ـ نسخه ای دیگر را نيز در یمن دیده ام در جامع کبیر در مجموعه ای مشتمل بر سه کتاب. در برگ اول نسخه چنین آمده است:
الاعلام فيما ابهم في القرآن من الأعلام للفقيه أبي القاسم عبد الرحمان بن أبي الحسين السهيلي الخثعمي. کتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة من کلام مولانا الإمام جعفر بن محمد الصادق
//برسم خزانة کتب مولاي السيد الإمام العالم العامل ... عفيف الدين محمد بن ... الکردي المهراني ....
فراغ از کتابت نسخه الإعلام در صفر ۶۹۲ ق بخط محمد بن عبيد بن محمد بن عيسی الکردي المهراني است و از کتابت مصباح الشريعة بدین ترتیب: کان الفراغ من نساخته في شهر صفر من شهور سنة ۶۹۲ ق، و باز به خط همان کردي مهراني. در این مجموعه کتاب سومی هم دیده می شود، با این عنوان: کتاب رقائق الأخبار مما نقل عن النبي المختار. "رواية أبي الجيوش عساکر بن علي بن اسماعيل بن نصر المقري رضي الله عنه" (روایت در ۵۷۳ ق). کتابی است از قاضي قضاعي مانند خصال شيخ صدوق بر اساس اعداد. نسخه کتاب سومی از آخر افتادگی دارد.
این نسخه که معلوم است ریشه سنی دارد و همانطور که می بینیم مشتمل بر دو کتاب از تألیفات اهل سنت است، به هر حال در کتابخانه ای زیدی در یمن موجود بوده و هست (این نسخه در فهرست کتابخانه مکتبه شرقیه جامع كبير هم معرفی شده، جلد سوم، ص ۱۳۸۹).
قدیمترین نسخه ای که در فهرستواره دنا از کتاب معرفی شده متعلق است به سال ۷۱۶ ق که البته از آغاز نقص دارد (نک: دنا، ۹/ ۶۵۶).

دور نیست این کتاب در اصل توسط اشعریان صوفی مشرب یمن که می دانیم دلبستگی به قشیری داشته اند به زیدیان معرفی شده و‌ آنها آن را اثری از امام صادق (ع) فرض کرده و آنگاه از طریق زیدیان یمن به زیدیان کوفه و نهایتاً عالمان امامی مذهبی مانند ابن طاووس منتقل شده است.
جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۰۱
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

قربانی
۱۷ تير ۱۳۹۵ ساعت ۹:۲۳
صادق علیه السلام نسبت داده است و بعد آن را شرح نموده است. باز در همین باب نقل کرده روي عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم، أنه قال: قال اللّه تبارك و تعالى من شغله ذكري عن مسألتي أعطيته أفضل ما أعطي السّائلين. این حدیث ولو شبیهش را در شیعه داریم ولی دقیقا عین همین متن در حدیث ابوهریرة و عمر و... شهرت دارد و در کتابهای صوفیة و زهاد مانند قوت القلوب و احیاء و فتوحات زیاد مورد استفاده قرار گرفته است. این قرائنی که بیان کردیم تنها در باب دعاء بود و الا اگر بخواهیم کل کتاب را بررسی تطبیقی نماییم مدعای ما کاملا روشن میشود. اما اینکه واضع مصباح کیست و یا اینکه متن اصلی از آن چه کسی بوده است فعلا اطلاعی نداریم و نسبت دادن آن به قشیری اشتباه است و حتی همان قسمت نحو القلوب آن نیز سطحی بالاتر از کلام قشیری را ارائه کرده است. در هر حال روشن است که هم صاحب متن اصلی و هم واضع مردی آگاه و خوش ذوق و مطلع به احوالات بوده است.
قربانی
۱۷ تير ۱۳۹۵ ساعت ۹:۱۸
يا در همین باب نام مالک بن دینار مشهور که شاگرد انس و حسن بصری است را حذف کرده و کلام او را که در منهاج آورده و در حلیة الاولیاء ابونعیم اصفهانی هم به مالک بن دینار نسبت داده است به بعض الصحابة نسبت داده یا اینکه در همین باب میگوید قَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَجِيبُ الدُّعَاءَ مِنْ قَلْبٍ لَاه و روشن است که این حدیث را به امام صادق علیه السلام نسبت میدهد در حالیکه این متن حدیث متنی است که محدثین اهل سنت آن را به حدیث ابوهریرة رسانده اند و این متن شیعی نیست و در منابع ما از علی علیه السلام نقل شده است (لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاه‏). متن این دو مقداری تفاوت دارد و در منابع اهل سنت با سند متصل اینطور آورده اند ...عن محمد بن سيرين عن أبي هريرة عن النبي صلى الله عليه وسلم قال : ادعوا الله وأنتم موقنون بالإجابة واعملوا ان الله لا يستجيب الدعاء من قلب لاه .
این هم روشن میکند که این مطلب پیشینه ای در اهل سنت دارد. در همین باب کلام ابوالحسین وراق صوفی مشهور نیشابوری در قرن چهارم را که در منهاج آورده (دعوت اللّه مرة فاستجاب دعائي فنسيت الحاجة) را به صا
قربانی
۱۷ تير ۱۳۹۵ ساعت ۹:۰۷
لذا تمام بحث بنده این است که به جای پر رنگ کردن نحو القلوب قشیری و شباهت بین آن و قسمتی محدود از مصباح الشریعة به شباهت بلکه در مواضع بسیار عینیت تام بین مصباح و منهاج العارفین پرداخته شود با توجه به اینکه قطعا با توجه به قرائن این مقایسه ثابت میکند متن مصباح جعلی است. از طرفی نحو القلوب مصباح زیباتر و غنی تر از نحو القلوب قشیری است و به احتمالا بالا شخصی صوفی مسلک از روی اثر قشیری آن را به این سطح ارتقاء داده است. البته در منهاج هم همین نحو القلوب شبیه مصباح آمده است. کافی است یک بار با این فرضیه که منهاج تلخیص مصباح است جلو بروید و یک بار با اینکه مصباح از روی منهاج یا متنی که منهاج ناظر به آن است اخذ شده است جلو بروید که کاملا اثبات میشود فرض دوم صحیح است و مصباح قطعا برخلاف ادعای امثال مرحوم نوری در خاتمه ی مستدرک وضع شده است. به عنوان نمونه ی خوب میتوان این فرضیه را در باب دعاء این دو نوشته اعمال کرد که به خوبی روشن است که مثلا متن مصباح چطور کلام مشهور و مستفیض بایزید بسطامی که (فرغ قلبک من غیره فادعه من ایّ اسمائه شئت) را برخلاف منهاج به صادق علیه السلام نسبت میدهد یا نام مالک ب
قرباني
۱۷ تير ۱۳۹۵ ساعت ۸:۴۶
سلام عليكم. با تشکر از استاد محترم. مدعای بنده این نبود که منهاج مسلما از غزالی است لذا عبارت منسوب به غزالی را به کار بردم و باز اینکه مدعای بنده این نبود که قطعا مصباح از روی منهاج نگاشته شده است بلکه این احتمال را نیز دادم که هر دو از یک اصل ثالثی گرفته شده است. مدعای بنده این بود که قطعا منهاج ولو فرضا از لحاظ زمانی متأخر از مصباح باشد اصالت متن برای منهاج است به این معنی که یا واقعا مصباح از روی منهاج یا متن کامل منهاج گرفته شده است حال برای هر مؤلفی باشد و یا اینکه هر دو برای متن ثالثی میباشند که در این صورت قطعا منهاج نزدیکتر از مصباح به آن متن اصلی است. دلیل این امر هم مقایسه ی تطبیقی بین این دو کتاب است که با قرائن فراوان روشن میشود که جاعل مصباح متن منهاج یا آن مصدر ثالث را عمدا تحریف کرده است. اگر استاد محترم لازم دیدند این قرائن را به تفصیل بیان خواهم کرد ولو تفصیل آن محتاج یک مقاله ی جداگانه است.
سجاد قربانی
۲۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده با تحقیقاتی که چندی پیش داشتم کاملا برایم روشن شد که غالب این کتاب احتمالا در قرن ششم یا اوائل قرن هفتم از روی یکی از رساله های منسوب به غزالی در ناحیه ی خراسان وضع شده است. تحقیق مفصل این امر جای دیگری میطلبد ولی با مقابله دقیق با کتاب منهاج العارفین منسوب به غزالی که در رسائل ایشان چاپ شده است کاملا روشن است که متن مصباح الشریعة موجود از روی متن این رساله یا اصل مشترکی که داشته اند نگاشته شده است و متأسفانه جاعل این اثر امانت داری هم نکرده و برخی از نقلهای مسلم که منسوب به عرفای شناخته شده است را به ائمه علیهم السلام نسبت داده است. میتوانید به عنوان نمونه باب زکاة و نیت و شکر و احکام و قرائة و رکوع و دعاء و عبادت و عزلت و... را مقایسه تطبیقی کرده و این مسئله برایتان روشن شود. از طرفی کاملا روشن میشود که این متن ربطی به نحو القلوب قشیری ندارد مگر اینکه گاهی از برخی کتب دیگر هم استفاده کرده باشد که تحقیق مفصلی میطلبد که فعلا مجالی برای آن نیست.

پاسخ: حتماً می دانید که منهاج العارفین از غزالی نیست و نویسنده آن مستقیماً از کتاب مصباح الشریعه و یا اثری که مصباح از روی آن تأثیر گرفته طبعاً استفاده کرده بوده است. تألیف منهاج متأخر از تألیف مصباح است و بنابراین مطلب شما خواننده گرامی اعتباری ندارد.
علی اصغر محمدی
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۸
سلام علیکم
از مطلب حضرتعالی استفاده کردم.
بنده رساله دکتری خود در رشته علوم قرآن و حدیث را در موضوع بررسی محتوایی صدور روایات مصباح الشریعه کار میکنم.در بخشی از رساله به بررسی نسخ خطی مصباح پرداخته ام.اطلاعات نسخه آمبروزیانا را از فهرست مخطوطات عربی این کتابخانه به قلم اوجینیو گریفینی بدست آورده ام. علاوه بر اینها دو نسخه یمنی زیدی به تاریخ های 996و 1034بدست آورده ام. این نسخه ها به همراه نسخه قدیمی کتابخانه سپهسالار که به سال 716نگارش یافته همچنین بیست نسخه دیگر مربوط به کتابخانه های مجلس و ملی و همچنین نسخه کتابخانه هاروارد، مبنای بررسی نسخ خطی اینجانب است.
اما به نسخه جامع کبیر که حضرتعالی معرفی کرده اید دسترسی ندارم.همچنین نیازمند اطلاعاتی در مورد نسخه آمبروزیانا غیر از آنچه گریفینی گفته دارم.ممنون میشوم این دو مورد را در اختیار بنده قرار دهید.
ممنون از لطف شما