دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۴۸٫۳۴۶ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۰۲ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۱۲
بازدید از این یادداشت : ۲٫۶۴۷

پر بازدیدترین یادداشت ها :

تحقيقات درباره نصيريان سابقه کهنی در مؤسسات آکادميک غربی دارد. در طول سده نوزدهم چندين تحقيق و مطالعه درباره آنان سامان گرفت و برخی از متنهای مقدس آنان شناسايی و ترجمه شد؛ با اين وصف تنها در اوائل سده بيستم بود که اهميت انديشه مذهبی و فلسفی نصيريان با اتکا بر چند متن نصيري مورد تأکيد قرار گرفت. از يک سو متنهايی با ريشه نصيری در ميان اسماعيليان مورد کاوش قرار گرفت و از ديگر سو، با ارائه کتابشناسی از آثار آنان وسيله لويی ماسينيون شناخت عميقتری از انديشه نصيريان پی ريزی شد. در اين ميان چندين متن مهم که عمدتا ريشه در نسخه های خطی موجود در کتابخانه های آلمان داشت، وسيله مستشرقان تصحيح و ارائه گرديد. اشتروتمان بيش از ديگران در اين زمينه فعال بوده است و خاصه کتاب مجموع الأعياد طبراني نصيري که او در مجله اسلام منتشر کرد، تاکنون محور اصلی مطالعات نصيري در غرب را تشکيل می دهد. او البته چند متن ديگر هم که اهميت فوق العاده ای برای شناخت انديشه مذهبی نصيريان دارد، منتشر کرد. لويی میسينيون علاوه بر انتشار کتابشناسی نصيريان چه در کتاب خود درباره حلاج و چه در مقالات متعددی که درباره تشيع غاليانه و باطنی و تأويلی نوشته و از آن جمله درباره مقام فاطمه زهرا صلوات الله عليها و نيز سلمان و غير آن به متون و تحقيقات نصيری اهتمام ورزيده است. کتاب الباکورة السليمانية هم که مشتمل بر اطلاعات زيادی از نصيريان و نيز برخی متنهای مقدس آنان است، همواره محوری برای مطالعات نصيري بوده است. در کنار اينها بايد از کتاب تاريخ العلويين غالب الطويل ياد کنيم که از نقطه نظر اطلاعات تاريخی گرچه همواره دقيق نيست و جانبدارانه نوشته شده است، اما به هر حال در نبود کتابهای ديگر تاکنون مرجعی برای تحقيقات نصيری قلمداد می شود (اخيرا کتابی درباره اعلام نصيريان منتشر شده که اهميت فوق العاده ای دارد؛ ما در نوشتاری ديگر به اين کتاب بازخواهيم گشت). علاوه بر اينها رديه ای از دروزيان بر نصيريان و نيز فتوای معروف ابن تيميه بر عليه آنان که مشتمل بر اطلاعاتی درباره آنان است، مکرر به چاپ رسيده و ترجمه و بررسی شده است. در سالهای بعد چند متن ديگر هم از نصيريان منتشر شد که يکی از مهمترين آنها چاپ ناقصی از کتاب الهداية الکبرای حسين بن حمدان الخصيبي است که در حقيقت بنيانگذار مکتب نصيری است. در يکی دو دهه اخير مطالعات درباره نصيريان کميت و کيفيت متفاوتی پيدا کرده است؛ در آلمان خاصه به دليل وجود تعدادی از نسخه های خطی نصيري در کتابخانه های اين کشور پس از اشتروتمان سنت مطالعات نصيری پی گرفته شد؛ در اين ميان به ويژه کتاب هاينس هالم را بايد نام برد که درباره غلو شيعی نوشته شده و فصل مهمی از آن به سنت نصيري و يا ريشه های آن در سنت غاليانه مفضل جعفی و محمد بن سنان الزاهري مربوط است. اين کتاب به زبان آلمانی منتشر شد و تاکنون به عربی هم ترجمه شده است. از ديگر کتابهايی که در سالهای پيشتر درباره همين موضوع نوشته شده کتابی است به زبان انگليسی از موسی که فصل بزرگی از آن درباره نصيريان است. در سالهای اخير مطالعات درباره نصيريه شتاب بيشتری پيدا کرده است. از يک سو کتابشناسی نسبتا کاملی از آنان وسيله محقق ايرانی علی اکبر ضيايی و بر اساس نسخه های خطی آنان منتشر شد و پس از آن هم چند کتاب ديگر البته همگی با نقطه نظرات جانبدارانه از سوی خود نصيريان انتشار يافت. در اين ميان تحقيقات و متنهايی که وسيله اسعد علي منتشر شد (درباره مکزون سنجاري و منتجب العاني) از اهميت بيشتری برخوردار است. در سالهای جنگ در بيروت هم چند متن و کتاب درباره آنان انتشار يافت که عمدتا در پيش زمينه نزاعهای مذهبی ارائه می شد. در چند سال اخير محقق تونسی المنصف بن عبدالجليل نيز در اين باره کتابی نگاشت که البته از بی دقتی خالی نيست؛ اما تصحيحی که او از کتاب الصراط منسوب به مفضل بن عمر الجعفي منتشر کرد، اهميت خاص خود را دارد. اين کتاب بر اساس نسخه موجود در کتابخانه ملی پاريس منتشر شد؛ در اين کتابخانه چندين مجموعه از نوشته های نصيريان نگهداری می شود که خاصه در سالهای اخير زمينه ای را برای انتشار چندين کتاب و تحقيق و مقاله در زمينه نصيريان در غرب فراهم کرده است؛ کما اينکه نسخه های چند کتابخانه ديگر و از جمله کتابخانه هامبورگ و منچستر مورد بهره برداری محققان در اين زمينه قرار گرفته است. با اين وصف تاکنون همه آنچه در اين کتابخانه ها ضمن نسخه های خطی ياد شده موجود است، منتشر نشده است. کتاب الصراط در اين ميان اين اقبال را داشته است که تاکنون چهار بار وسيله محققان مختلف تصحيح و انتشار يابد. همينک در چندين کشور و از جمله در ايتاليا و فرانسه تحقيقات نصيری شناسی در دانشگاههای غربی در جريان است. در چند سال اخير دو کتاب تحقيقی در زمينه نصيريه از سوی انتشارات بريل منتشر شده که يکی از آنها تأليف مشترک باراشر و کوفسکی، مشتمل بر چند متن از نصيريان هم هست. بارآشر مقالات ديگری هم دارد و همينک تصحيحی از کتاب المعارف طبراني نصيري (= المعارف وتحفة لکل عارف) و بر اساس دو نسخه خطی از سوی آن دو در دست تصحيح و انتشار است و مقاله ای هم از اين دو درباره اهميت اين کتاب منتشر شده است. از ديگر سو، در ايران و يا بيروت در سالهای اخير چندين متن شيعی غالی با ريشه هايی در سنت نصيري و به ويژه روايات حسين بن حمدان الخصيبي منتشر شده است که برای مطالعات مربوط به نصيريان بی نهايت حائز اهميتند. ديوان خصيبي هم در سالهای اخير منتشر شده و چند متن هم در ضمن مطالعاتی که به زبان عربی درباره نصيريان از سوی خود آنان و يا ديگران منتشر شده، ارائه شده است. همينک هم مجله آرابيکا شماره ای مخصوص مطالعات نصيری و دروز در دست انتشار دارد. با وجود همه آنچه گفته شد تحقيقات درباره نصيريان هنوز در آغاز راه است. دليل اين امر آن است که تاکنون متون بسياری از آنان منتشر نشده بود. تنها از يکی دو سال پيش است که مجموعه ای بسيار ارزشمند از نوشته ها و تأليفات نصيريان در ادوار نخستين آنان در بيروت تحت عنوان رسائل الحکمة العلوية (تاکنون در نه مجلد) به چاپ سپرده شده است. اين مجموعه را ما در اين يادداشت معرفی می کنيم و در يادداشتهای بعد سلسله مقالاتی را که در خصوص اين متون تدوين کرده ايم به تدريج در همين سايت ارائه خواهيم داد. عمده آنچه که در اين مجموعه رسائل آمده، رسالات و کتابهايی است که برای نخستين بار انتشار می يابند و برای تحقيقات شيعی و نصيری و سنتهای غلات بی نهايت اهميت دارند. البته مشکل اين مجموعه جديد اين است که تصحيحات انتقادی نيست و ريشه و سنت نسخه ها در آن روشن نيست. اصولا اين امر يکی از مشکلات تحقيق در زمينه انديشه و تاريخ نصيريان است. بسياری از متون ريشه تاريخی روشنی ندارند و انتسابها آشفته است و نسخه ها در يک سنت مشخصی منتقل نشده اند. طبيعتا بايد در بهره گيری از اين متون همواره جانب احتياط را مراعات کرد. اين متون در گذر زمان به عنوان متون مقدس رونويسی و مورد حفظ قرار می گرفته اند و تفسيرها و توضيحات و اضافات بعدی در آنها داخل می شده است؛ به طوری که انتساب يک اثر را به نويسنده مورد ادعا با مشکل روبرو می کند. از ديگر سو، بايد همواره اين مسئله را در نظر داشت که تحقيق درباره عقايد نصيريان بدون در نظر گرفتن تحولات عقايد شيعی و غاليانه دوران پيش و پس از تکوين اين مکتب فکری امکان پذير نيست. هنوز راه درازی برای شناخت دقيق اين تحولات فکری در پيش روست؛ خاصه که هنوز هم تحقيقات جزيی درباره تک تک جريانهای فکری غلات شيعی در سده های دوم تا چهارم قمری سامان نگرفته است و عمدتا تحقيقات به امور کلی بسنده می کنند. در اين ميان فی المثل تاکر کوشيده است در مجموعه مقالات خود که اخيرا صورت کتابی هم به خود گرفته است، تا اندازه ای ريشه های غلات شيعی عراق در سده دوم قمری را روشن کند. مشکل ديگر متون نصيری، ماهيت پيچيده عقايد فلسفی آنان است که ريشه در سنتهای مختلف فکری گروههای گنوسيست با بن مايه ها و تأثيرات نوافلاطونی و تأثيرات محيطها و مذاهب و اديان مختلف دارد که در گذر زمان ابتدا در کوفه و بغداد و سپس در حلب و لاذقيه و شامات بر روی انديشه آنان تأثير گذارده است؛ به طوری که ماهيت آنان را در طول تاريخ تغيير داده است. تحقيقات نصيری شناسی در مغرب زمين در طی سالهای گذشته همواره محدود به بررسی چند متنی بود که در اختيار محققان قرار داشت و از آن جمله کتاب مجموع الأعياد طبراني و چند متن موجود در نسخه خای خطی پاريس و هامبورگ و نيز کتاب الهفت الشريف (يا الهفت والأظلة). اما همينک با انتشار مجموعه وسيع نوشته های نصيری که در ضمن رسائل الحکمة العلوية منتشر شده است و فريدمن در کتاب اخير خود درباره نصيريان تنها بخشی از آنها را به اجمال معرفی کرده است، وضعيت برای مطالعه عميقتر انديشه مذهبی و فلسفی نصيريان به کلی تغيير کرده است. اين متنها را اينک بايد به دقت خواند و کوشيد تا منظومه / منظومه های فکری نصيريان را در تحول تاريخی ايشان مورد مطالعه قرار داد؛ در اين ميان خاصه چند متن مهم که از حسين بن حمدان الخصيبي در اين مجموعه منتشر شده است، کمال اهميت را در اين راستا دارد.
آنچه به عنوان رسائل الحکمة العلوية تاکنون در ۹ جزه منتشر شده است، در حقيقت مجموعه ای است که ضمن سلسلة التراث العلوي و به کوشش دو تن با نامهای مستعار ابو موسی و الشيخ موسی در ديار عقل لبنان منتشر شده است (از سال ۲۰۰۶ به بعد). در اينجا ما رساله های موجود در تک تک شماره های اين مجموعه را مختصرا معرفی می کنيم و در مقالات بعدی که در ضمن همين مجموعه منتشر خواهد شد، معرفی تفصيلی تری از هر يک از اين رساله ها را ارائه خواهيم داد.
شماره ۱: رسائل الحکمة العلوية: کتابهای محمد بن نصير النميري و السيد الجنان الجنبلاني. شامل کتاب الأکوار النورانية والأدوار الروحانية، رواية أبي عبدالله بن عتاب البصري عن أبي خالد عبدالله الکابلي مرفوعا الی السيد أبي شعيب محمد بن نصير العبدي البکري النميري؛ پس از آن کتاب المثال والصورة لمحمد بن نصير (درباره اين انتساب پيشتر از نويسنده اين سطور يادداشتی در همين سايت منتشر شده است)؛ پس از آن ايضاح المصباح الدالّ علی سبيل النجاح للسيد الجنان الجنبلاني.
شماره ۲: رسائل الحکمة العلوية: کتابهای الحسين بن حمدان الخصيبي و محمد بن علي الجلّي: شامل الرسالة الرستباشية للخصيبي؛ بعد از آن فقه الرسالة الرستباشية (شرحی بر رساله پيشگفته همراه با توضيحاتی از "الشاب الثقة" ابو سعيد الطبراني)؛ پس از آن کتاب حاوي الأسرار للشيخ الثقة محمد بن علي الجلي؛ پس از آن کتاب باطن الصلوة از همان نويسنده؛ پس از آن رسالة البيان لأهل العقول والأذهان للشيخ الجلي؛ پس از آن الرسالة المسيحية للجلي؛ پس از آن الرسالة النعمانية للجلي (خطاب به ابو القاسم النعماني از شاگردان جلي)؛ پس از آن رسالة الفتق والرتق للجلي؛ پس از آن رسالة الأندية للجلي؛ پس از آن رسالة الحروف للجلي.
شماره ۳: رسائل الحکمة العلوية: تأليفات ابو سعيد ميمون الطبراني: شامل رسالة الظهور والبطون از او (روايت او از اقوال و پاسخهای ابو الحسين محمد بن علي الجلي)؛ پس از آن الجوهرية الکلبية؛ پس از آن وصية الجلي لأبي سعيد؛ پس از آن کتاب مهم الطبراني تحت عنوان کتاب الحاوي في علم الفتاوي؛ پس از آن الدلائل في المسائل لأبي سعيد؛ پس از آن الرسالة المرشدة او؛ پس از آن الرسالة المنصفة في حقيقة المعرفة از او؛ سپس کتاب المسائل الخاصة ؛ و در دنباله مسائل بيروت؛ در دنباله آن هم محققان متن کتاب معروف طبراني موسوم به مجموع الأعياد را منتشر کرده اند (اين کتاب پيشتر وسيله اشتروتمان منتشر شده بود).
شماره ۴: مجموعة الحرانيين؛ شماره (۱): المؤلفات الخاصة: تأليفات "أبناء شعبة الحرانيون"؛ شامل: حقائق أسرار الدين لأبي محمد الحسن بن شعبة. اين شخص در ميان نصيريان همان نويسنده تحف العقول معروف قلمداد می شود. پس از آن رساله ديگری درج شده از همو به نام رسالة موضحة حقائق الأسرار (در حاشيه و توضيح مسائلی از کتاب الرسالة الرستباشية خصيبي)؛ پس از آن مسائل أبي محمد الحسن بن شعبة الحرّاني ارائه شده است. پس از آن مسائل ابن هارون (الصائغ) إلی الشيخ الخصيبي (اين رساله پيشتر در کتاب بارآشر / کوفسکي منتشر شده است)؛ پس از اين رساله کتاب الأصيفر لأبي عبدالله محمد بن شعبة الحراني آمده که از متون مهم نصيری قلمداد می شود. در دنباله هم کتاب حجة العارف في إثبات الحقّ علی المباين والمخالف درج شده است لعلي بن حمزة الحراني. رساله بعدی در اين مجموعه رسالة اختلاف العالَمين است لأبي عبدالله محمد بن شعبة الحرّاني. آخرين رساله هم الرسالة الحرانية است تأليف احمد بن محمد بن علي العبدي النميري که گفته شده از اقارب ابو شعيب محمد بن نصير محتملا بوده است.
شماره ۵: مجموعة الحرانيين؛ شماره (۲): المؤلفات العامة: تأليفات "أبناء شعبة الحرانيون"؛ شامل دو کتاب که جنبه های عمومی تشيع را دارد و نه عقايد ويژه نصيری. اين دو کتاب يکی تحف العقول است و ديگری التمحيص که هر دو را در اينجا به عنوان تأليفات حسن بن شعبه الحراني قلمداد کرده و به چاپ رسانده اند. اين دو کتاب جزء ميراث تشيع امامی نيز همواره قلمداد می شده و بارها نيز به چاپ رسيده اند (در مورد ارتباط کتاب تحف العقول با سنت نصيری، نک: مقاله من در همين موضوع در مجموعه "بررسيهای تاريخی"؛ نيز نک: مقاله ابن همام اسکافي در دائرة المعارف بزرگ اسلامی به قلم نويسنده اين سطور).
شماره ۶: المجموعة المفضلية؛ شامل تأليفات و نوشته های منسوب به مفضل بن عمر( به صورت عمرو) الجعفي؛ بدين قرار: الرسالة المفضلية؛ پس از آن کتاب الحجب والأنوار لمحمد بن سنان رواية عن المفضل بن عمر ؛ سپس کتاب الأنوار والحجب للحکيم محمد بن سنان رواية عن مفضل بن عمر؛ پس از آن کتاب الصراط للمفضل بن عمر درج شده که می دانيم پيش از اين سه بار منتشر شده است؛ پس از آن کتاب التوحيد للمفضل بن عمر (همان کتاب توحيد مفضل معروف)؛ پس از آن هم کتاب الاهليلجة از همو (همان متن موجود در بحار)؛ پس از آن متن آداب عبدالمطلب لجعفر بن محمد بن المفضل و روايت "الشاب الثقة أبو سعيد ميمون بن القاسم الطبراني"؛ پس از آن نيز متن کتاب الهفت الشريف آمده که پيش از آن دو بار در بيروت منتشر شده است (به نامهای الهفت الشريف و الهفت والأظلة)؛ پس از آن متن کتاب مهمی درج شده از حسين بن هارون البغدادي (مختصر کتاب بزرگ او) درباره تناسخ با نام کتاب البدء والاعادة.
شماره ۷: الهداية الکبری از الحسين بن حمدان الخصيبي. اين کتاب پيشتر در بيروت منتشر شده با اين تفاوت که در چاپ حاضر باب اخير کتاب که در چاپ بيروت حذف شده بود و در نسخه های خطی آن موجود است (مانند نسخه کتابخانه آية الله مرعشی در قم)، درج شده است. اهميت ديگر اين چاپ اين است که در باب اخير اطلاعاتی که در خصوص "ابواب" در کتاب المعارف وتحفة لکل عارف نوشته طبراني نصيري آمده است، نيز به چاپ رسيده است.
شماره ۸: مجموعة الأحاديث العلوية. اين شماره هنوز در اختيار من نيست.
شماره ۹: کتب العلويين المقدسة: مجموعه ای از مهمترين متون مقدس متداول نزد علويان / نصيريان؛ شامل: التعليم الديني و خود شامل سه بخش الدستور و الفقه القمري و الرقعة المقدسة. کتاب الدستور و يا کتاب المجموع شامل ۱۶ سوره علويان نخستين بار در کتاب الباکورة السليمانية از سليمان الأذني (بيروت، ۱۸۶۳م) منتشر شده بود و پس از آن هم در ترجمه انگليسی اين کتاب و نيز در ملحقات کتاب دوسّو با نام تاريخ نصيريان و عقايدشان (پاريس، ۱۹۰۰) همراه با ترجمه فرانسه آن. الدستور مکرر در تحقيقات نصيری محل اعتماد و بررسی قرار گرفته است؛ پس از آن کتاب الأسس که پيشتر به نام کتاب الأسوس منتشر شده بوده است، درج شده است. پس از اين متن، کتاب المشيخة درج شده از متون علويان. پس از آن کتابی با عنوان کتاب اليونان درج شده؛ سپس کتاب الطاعة متی تقوم الساعة به روايت سلمان فارسي.
يكشنبه ۱۳ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۶
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت