دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۲۷۱٫۴۳۷ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۷۵ نفر
تعداد یادداشت ها : ۹۷۶
بازدید از این یادداشت : ۱٫۶۲۸

پر بازدیدترین یادداشت ها :
خبر رحلت علامه دوران دانشمند کم نظير آية الله حاج شيخ محمد رضا جعفري بسيار برای من دردناک و تأثر بر انگيز بود. من به دلايل خانوادگی از دوران کودکی با نام و صورت و از دوران نوجوانی با سيرت و شهرت علمی او و از دوران جوانی از نزديک با کمالات بی مانند او آشنايی يافتم. نخستين ارتباط علمی و بهره وری از وجود دانشمند او اندکی پيش از کنفرانس غدير که از سوی مرحوم آية الله خويی در لندن تشکيل شد، برای من امکان پذير گرديد و بدين ترتيب شيفته شيوه علمی و دانش وسيع او شدم. بعدا اين ارتباط علمی به واسطه مرحوم محقق طباطبايي عمق بيشتری يافت، به نحوی که به ويژه اواخر دهه شصت و تمام دهه هفتاد اين ارتباط علمی تداوم يافت. البته من در جلسات درس و بحث عمومی آن مرحوم کمتر شرکت می کردم، جلساتی که در زمينه بحثهای امامت و تفسير و تاريخ بود. ارتباط علمی من با آن مرحوم بيشتر در قالب گفتگوهای خصوصی بود و البته بخشی از آن هم در زمانهايی بود که در خدمت او به قم مشرف می شديم و چند روزی را در منزل مرحوم محقق طباطبايي به سر می برديم. عمده گفتگوها بر سر کتاب بود و آشنايی با فرق و مذاهب و مباحث کلامی. گاه نيز بحث به نقطه نظرات ويژه آن مرحوم در مباحث فقهی و اصولی و انديشه سياسی می رسيد که به ويژه آرای ويژه و گاه منحصری داشت و در مذاکرات و گفتگوهای خصوصی از طرح آنها ابايی نداشت. به طور کلی به اعتقاد نويسنده اين سطور محقق جعفری از معدود دانشمندان شيعی در چند صد ساله اخير بود که آرای ويژه کلامی و اعتقادی خاص خود داشت و ضمن آنکه به شدت در قالب سنت می انديشيد و سخت نيز گرايش ولايی/ شيعی داشت، اما در عين حال آرای نويی داشت و گرايشات فکری او در پی آشتی دادن سنت و تفکر مدرن و مواجهه روشن و بی هراس با واقعيت دنيای مدرن بود. بنابراين از يک نقطه نظر تفکر او بسيار ساختار شکن و نو بود. آرای آن مرحوم در اين زمينه ها بيشتر بر اساس تفسير ويژه ای بود که از امامت و غيبت ارائه می داد. در حقيقت محقق جعفری بسان يک متکلم برجسته و در سنت کلامی شيعه به بحث و تفسير و اجتهاد در مسائل کلامی می پرداخت. او آشنايی خوبی با زبان انگليسی داشت و در کتابخانه عظيمش که شايد حدود سی هزار جلد کتاب را شامل می شد، کتاب به زبان انگليسی کم نبود و حتی رمان هايی به زبان انگليسی که خود به من می گفت آنها را در دوران نجف و برای تقويت زبان انگليسی خود خوانده است. آن مرحوم فقه و اصول را بسيار خوب خوانده بود؛ گرچه کمتر بدان در سالهای اقامت تهران می پرداخت، اما ويژگی عمده او اطلاع عميق نسبت به تاريخ از همه نوع آن بود. علاوه بر تاريخ صدر اسلام و تاريخ تمدن اسلامی، از تاريخ جهان و به ويژه تاريخ ملل مسلمان و خاصه اوضاع تاريخی عراق بسيار مطلع بود و البته حافظه قوی و ذهن جوال و رويکرد دقيق النظر او هم بدو در اين امر ياری می رساند.
منظر کلامی او صرفا در چارچوب بحثهای کلامی سنتی شيعی محدود نبود، بلکه به دليل آشنايی عميق او با تاريخ اسلام و تاريخ شکل گيری مذاهب فقهی و کلامی و انديشه های مذهبی بحثهای کلامی او از عمق و گستره وسيع و همه جانبه ای برخوردار بود. استاد جعفری البته کمتر به مباحث فلسفی علم کلام و يا فلسفه اسلامی می پرداخت، گو اينکه در اين دانشها از آگاهی قابل ستايشی برخوردار بود. خود او در نجف سهمی مهم در مبارزه فکری بر عليه مارکسيسم داشت و کسانی مانند او و يا دوست و همکار مرحومش سيد محمد نوري در اين زمينه ها در نجف و در اوج گسترش انديشه های چپی و مارکسيستی در عراق فعاليت مهمی را سامان دادند. او علاوه بر فلسفه اسلامی، با فلسفه های غربی نيز آشنا بود و زمانی به آن پرداخته بود. خود او به من می گفت که مدتها با قراری که در ايام جوانی با مرحوم آقای صدر گزارده بودند، هر يک کتابی را از کتابهای فلسفی غربی که به عربی ترجمه شده بود را می خواندند و با يکديگر مباحثه می کردند و به تعبير ايشان همين امر موجبات تأليف کتاب فلسفتنا را فراهم کرده بود و در تدوين آن با نويسنده دانشمند کتاب همکاری کرده بود. داستان همکاری او با جماعة العلماء و نوشتن در مجله الأضواء را ديگر اينجا تکرار نمی کنم. مرحوم محقق طباطبايي در اين باره در کتاب غدير خود مطالبی را نوشته اند که می توان بدان مراجعه کرد. حتی آن مرحوم اظهار می فرمود که لقب بنت الهدی را برای خواهر دانشمند مرحوم صدر که در اصل نام ادبی آن مرحومه برای مقالات مجله الأضواء بوده خود ايشان پيشنهاد کرده بوده است. محقق جعفری چه در چارچوب جماعة العلماء و چه در چارچوب مبارزه با مارکسيسم در نجف در دوره ای از زندگی خود اهل فعاليت سياسی و فعال در اين زمينه بود و برخوردار از تفکری آشنا به مسائل روز بود. آن مرحوم علاوه بر اينها به دليل وسعت دانش خود علاوه بر اينکه در جهات فقهی محل عنايت در نجف بود، در عين حال سالها به عنوان استاد در کلية الفقه مقام استادی داشت و دايره فعاليت خود را به دانشگاه هم تسری داده بود. آن مرحوم بعد از آنکه در تهران هم مستقر شد، وسيله مرحوم آقای مطهری از ايشان دعوتی برای تدريس در دانشکده الهيات انجام پذيرفت اما آن مرحوم به دلايلی بدين امر اقبالی نشان نداد. با اين وصف سالها جلسات درس خود را دنبال کرد و شاگردانی نيز تربيت نمود. خود آن مرحوم از ارتباطات وسيع خود با طيفهای مختلف برای من حکايتها می کرد و با عالمان و شخصيتهايی با گرايشات گوناگون؛ فی المثل به خاطر دارم حکاياتی را در ارتباط با دوستی و صميمتی که با مرحوم آقای دکتر بهشتی داشته است.
چنانکه گفتم با وجود تخصص و آگاهی محقق جعفری در علومی مانند فقه و اصول و تفسير و فلسفه، بايد عمده ترين وجه از وجوه دانش آن مرحوم را در دانش تاريخ و کلام جستجو کرد. مرحوم جعفری همانطور که پيشتر گفتم کتابخانه معظمی داشت و در همه انواع دانشها کتابهای اصلی و مراجع و مصادر بحث را فراهم کرده بود. من چون سالها با کتابخانه آن مرحوم مأنوس بودم از نزديک شاهد بودم که بسياری از اين کتابها را استاد جعفری نه صرفا در مقام مراجعه بل به دقت سطر به سطر خوانده بود. اصولا آن مرحوم بسيار تند خوان بود و بسيار هم اهل يادداشت نويسی و جمع آوری اطلاعات از کتابها. در هر زمينه در کتابخانه او می شد کتابهای متعددی را پيدا کرد. زمانی من يادم هست کتابهای جغرافيايی را به دليلی می خواستم تورقی کنم. در کتابخانه آن مرحوم قفسه های متعددی کتاب ديدم که آن مرحوم از مهمترين منابع اين موضوع تهيه کرده بود و خوب هم نسبت به کتابها شناخت داشت. به طور کلی شناخت آن مرحوم و خاصه به دليل حافظه ای قوی نسبت به رجال و تراجم و کتابشناسی بسيار شاخص بود. در بحثها و مطالبی که آماده می کرد، اصرار بر تتبع وسيع و گسترده داشت و می خواست همه منابع را به دقت بررسی کند. برخی از کتابها را بارها و بارها خوانده بود. خود او به من می گفت چندين بار تاريخ ابن عساکر را بر اساس نسخه عکسی آن که مرحوم محقق طباطبايی برای کتابخانه امير المؤمنين نجف فراهم کرده بود، خط به خط خوانده بوده و از آن يادداشتهای زيادی برداشته بود. مکرر کتابهای حديثی مختلف شيعه و سنی را خوانده بود و از آنها ياددشت برداری کرده بود. آشنايی او با کتابهای تاريخی سنی هم طبعا بسيار عميق بود. اهميت اين مسائل زمانی بهتر فهميده می شود که بدانيم آن مرحوم زمانی با اين دست کتابها و با مراجع و کتابهای و لو کمتر شناخته آشنايی داشت که اصولا اين دست آشنايی ها در حوزه های علميه چندان گسترده نبود و کتابخانه های در دسترس بسيار اندک بودند و سی دی های کتاب و منابع فراهم نشده نبودند. در زمينه مباحث تاريخی و همچنين جزييات تاريخ فرق و مذاهب، محقق جعفری تحقيقات متعدد و در جزييات کرده بود و روشش اين بود که با وجود اينکه از منابع اصلی اين موضوعات مانند تاريخ طبري و انساب الأشراف بلاذري و يا کتب ملل و نحل آغاز می کرد اما دامنه تتبع را گسترش می داد، به نحوی که در کتابهای بسيار ديگر ريشه های روايات مشابه و متفاوت را جستجو می کرد و بحث را در حاشيه کتابهای اصلی پيش می برد و جالب اينکه ملتزم بود عينا متنها و گزارشهای گردآمده را رونويسی کند و به همين دليل يادداشتها و اوراق تحقيقاتی و خام بسيار زياد در هزاران برگ فراهم کرده بود و يا در حاشيه کتابهايش صفحاتی سفيد اضافه می کرد و مطالب مکمل را به صفحات اصلی کتاب الحاق می نمود. اين کار را فی المثل در مورد تاريخ چندين امام انجام داده بود که از بخشی از آنها بعدها در چاپ موسوعه ای در زمينه سيد الشهداء بهره گرفته شد. همينجا اضافه کنم که مرحوم محقق جعفری در امر در اختيار گذاشتن نتايج تحقيقات خود سخاوتمندانه رفتار می کرد و مکرر يادداشتها و مجموعه های تأليفات ناتمام خود را در اختيار ديگر محققان قرار می داد تا از آنها بهره گرفته شود، فی المثل آنچه درباره هشام بن الحکم و يا فرق و مذاهب و يا طبقات متکلمين نوشته بود را مدتها به نويسندگان ديگر داده بود تا از آن کتابها در تحقيقات خود در اين زمينه ها استفاده کنند. در مورد کتابهای کتابخانه اش هم وضع بر همين قرار بود و در اين زمينه بسيار سخاوتمندانه عمل می کرد. شايد بيش از ده هزار جلد از کتابهای کتابخانه اش را به تفاريق به مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی داد تا از آنها کپی تهيه شود؛ با آنکه می دانست معمولا کتابها در اين فرايند گاه آسيب می بينند. من خود مدتها از کتابخانه آن مرحوم استفاده می کردم و گاه برای انجام مطالعه و تحقيقی قريب صد جلد کتاب را از کتابخانه ايشان امانت می گرفتم و او با برخوردی گرم از اين مسئله استقبال می کرد. نکته جالبی که در مورد کتاب بايد اضافه کنم عشق وافر آن مرحوم به شناخت آثار جديد بود و من هميشه او را از جريان چاپ تازه ترين آثار مطلع می کردم. با کنجکاوی ويژه ای به دنبال شناخت تحقيقات تازه بود و به ويژه شناخت کتابها و مقالات و آرای جديدی که در حوزه های اسلام شناسی غرب مطرح است، برای آن مرحوم جالب بود. به خصوص در طول دو سه سالی در اوائل دهه هفتاد هفته ای گاه تا دو بار خدمت او می رسيدم و گاه تا چند ساعت خدمت ايشان بحث درباره مسائل مختلف در حوزه تاريخ و کلام و فرق دنبال می شد و البته به عادت آن مرحوم گاه در ميانه بحثها که بعضا تا پاسی از شب ادامه داشت، حکايات مختلفی که خود او شاهدش بود را نقل می کرد و من متأسفم که چرا همان زمان اين حکايات و خاطرات را ضبط و ثبت نکردم. علاقه من به مباحث کلامی و فرقه شناسی تا اندازه زيادی مديون آن مرحوم است و از اين جهات مجلس او بسيار قابل استفاده بود؛ خاصه که مرحوم جعفری آدمی بود با وسعت مشرب بسيار و با او می شد همه جور مناقشه ای کرد؛ گو اينکه در ابراز عقايد خويش حرارتی ويژه از خود نشان می داد و متمسک به عقايد و باورهای خويش بود و مخالفت خود را به وضوح با عقايد مخالف ابراز می کرد. به مناسبت کنفرانس شيخ مفيد که محقق مرحوم هم حضور داشت و مقاله مهمی هم عرضه کرد، مدتی در قم در خدمت ايشان و خدمت محقق طباطبايي بودم و اين امر درست يکی دو هفته ای پيش از آغاز کنفرانس و چاپ ويژه نامه تراثنا برای شيخ مفيد بود که هر دوی اين بزرگان مشغول کار و مطالعه وسيع بودند و محقق جعفری ترجيح داده بود برای تکميل مقاله اش در قم مدتی اقامت کند. من هم به مناسب روی مقاله ای کار می کردم برای کنفرانس شيخ مفيد و خاطره های زيادی از نوع کار و پژوهش آن مرحوم از همان ايام به خاطر دارم؛ از جمله اصراری که بر جنبه های ظاهری و ادبی مقاله اش داشت. اصولا آن مرحوم عربی را بسيار فاخر می نوشت و در ادب عرب بسيار قوی بود و کتابهای شعر و ادب عربی بسيار خوانده بود. اصولا او از معدود دانشمندانی بود ايرانی که قدرت بر نوشتن فاخر عربی داشت و معدود مقالاتی که از آن مرحوم منتشر شده و از جمله مقاله ای که درباره مقصوره شريف رضي در تراثنا نوشته اند، شاهد اين معناست. از مشخصات ديگر آن مرحوم اينکه دائم الذکر بود و کسانی که او را از نزديک می شناسند اين نکته را به وضوح ديده اند؛ در عين حالی که ذکر می گفت کتاب می خواند و يا از روی کتابها يادداشت برداری می کرد.
محقق جعفری در کار پژوهش اصولا آدم بسيار وسواسی و کمال گرا بود و تا آنجا که می توانست از انتشار آثارش خودداری می کرد. از اينرو از آن مرحوم کار زيادی تاکنون منتشر نشده است. ويژگی ديگر آن مرحوم اين بود که تکيه زيادی بر درسها و مباحثی داشت که آنها را به شکل درس ايراد می کرد و از اينرو بيشتر نتايج تحقيقات و يادداشتهای او در درسهايش متبلور بود تا در کتابهای به سرانجام رسيده. در دهها موضوع مختلف صدها و هزاران برگ مطلب فراهم کرده بود، اما به دليل کمال گرايی ويژه خودش بسياری از اين تحقيقات به صورت يادداشتهای خام بودند و صورت نهايی پيدا نکرده اند. دست کم تا آن سالهايی که من با ايشان ارتباط داشتم وضع بر اين قرار بود. برخی از مقالات و کتابها هم تقريبا آماده بودند اما باز آن مرحوم اصراری بر چاپ آن آثار نداشت. محقق جعفری اصولا يادداشتها و مذکرات بسيار زيادی فراهم کرده بود که خوب است همه اين تحقيقات و يادداشتها به سبک يادداشتهای قزوينی منتشر شوند؛ همينطور می دانم از ايشان کاستهای بسيار زيادی باقی مانده است که حاصل چند ده سال تدريس است و بسياری از آنها حاوی مطالب تحقيقی و مباحث علمی دست اول است و مناسب است به تدريج به چاپ سپرده شوند. از محقق جعفری دو مقاله در زمينه تاريخ علم کلام در مجله تراثنا منتشر شده است؛ علاوه بر مقاله آن مرحوم درباره شريف رضي که به طور ناقص به چاپ رسيد. در سالهای اخير هم چند کتابچه حاصل درسهای ايشان منتشر شده است. علاوه بر اينها آن مرحوم در کار ترجمه کتاب کافي با شادروان جان کوپر همکاری داشت و ترجمه از لحاظ محتوا زير نظر و با تعليقات ايشان انجام می شد که تا مقداری از اصول کافي کار پيش رفت و در جزوه هايی منتشر شد. از ايشان يکی دو کار ديگر هم به زبان انگليسی به صورت مقدمه کتابها منتشر شده است. مقاله ای هم برای کنفرانس غدير در لندن ارائه داده بود. شنيده ام که مقدمه تصحيح الاعتقاد او هم اخيرا منتشر شده که البته بخش عمده آن در مجله تراثنا پيشتر منتشر شده بود. کتاب خلاصة الأقوال علامه در رجال را از همان ايام نجف با نسخه های بسيار معتبری و مکررا مقابله کرده بود و حواشی هم بر آن نوشته بود اما هيچگاه کار را متأسفانه پايان نبرد. علاوه بر اين محقق جعفری آخرين تصحيحات را در ويرايش متن کتاب الارشاد شيخ مفيد چاپ انتشارات مؤسسه آل البيت انجام داد و کتاب زير نظر او به چاپ رسيد.
مهمترين تحقيقات آن مرحوم در حوزه علم کلام و تاريخ عقايد مذهبی تشيع و فرق اسلامی بود. آنچه درباره تاريخ نخستين مرحله ظهور اسماعيليان گردآورده بود (در دو تحرير بزرگ و کوچک) از شاهکارهای تحقيق و تتبع است. آن مرحوم از عالمانی دينی بود که در عين شناخت منابع عربی، اطلاع دقيقی از منابع فارسی و به ويژه منابع تاريخی به زبان فارسی داشت و در اين تحقيق از انواع اين آثار بهره برده بود. کار ديگر آن مرحوم کار بر روی هشام بن الحکم و زندگی و عقايد و آثار او بود که تحقيقی شامل و فراگير بود. آن مرحوم همچنين درباره طبقات متکلمان شيعه و به ويژه دوران متقدم آن در عصر حضور امامان کار بسيار گسترده ای را سامان داده بود. بخشی از آن تحقيق که درباره شيخ مفيد و شريف مرتضی بود در مجله تراثنا منتشر شده است. يکی ديگر از تحقيقات ممتاز آن مرحوم تحقيق گسترده ای بود که درباره ابو حنيفه انجام داده بود و برای نخستين بار در عالم تشيع کاری مستقل و مبتنی بر منابع اصيل فراهم کرده بود و شناخت تازه ای از ابو حنيفه به دست می داد. من خود درباره بيشتر اين تحقيقات از محضر او بهره مند بودم. از ديگر آثار آن مرحوم تحقيقاتی درباره سقيفه، فدک و غدير و تحقيق درباره اوضاع خلافت در عصر سه خليفه نخستين و احوال آنان و البته درباره مباحث کلامی امامت بود که بسياری از نتايج آن تحقيقات در قالب درسهای ايشان بيان می شد، اما اسناد و منابع را همگی در يادداشتها و اوراق بسياری چنانکه پيشتر گذشت فراهم کرده بود. ديگر تحقيق او منتخباتی بود که از مسند احمد بن حنبل و تاريخ دمشق ابن عساکر فراهم کرده بود و اين کارها محصول تلاشهای او برای بررسی دقيق منابع سنی و يادداشت برداری برای موضوعات تحقيقی مختلف بود که البته حاصل مبارکی هم داشت و آن تهيه اين منتخبات بود که با خط زيبايش فراهم آورده بود. از کارهای ديگر آن مرحوم در شمار دهها نوع مختلف از موضوعات و مسائل، بايد به ترجمه احوال طبرسي، صاحب مجمع البيان و نيز علاوه بر اينها تعليقات او بر ترجمه های نهج البلاغه و کافي و نيز بر اصل کتاب البيان في تفسير القرآن استادش و طبقات آقا بزرگ و بسياری کتابهای ديگر کتابخانه اش که مشتمل بر يادداشتهای آن مرحوم است اشاره کرد. آن مرحوم درباره فرق و مذاهب مختلف کارهای مستقل انجام داده بود و از او يادداشتها و نوشتجاتی در اين زمينه ها باقی مانده است. از ديگر کارهای آن مرحوم که در ضمن يادداشتها و نوشتجات فراوان بايد نام برد و متأسفانه در زمان حيات موفق به تکميل نهايی آنها نشد، بايد به هزاران برگ و يادداشت آن مرحوم درباره ائمه اهل بيت، مباحث مناقب و مثالب، متکلمان اهل سنت، آيات و احاديث مربوط به امامت، مهدويت و غيبت، مسئله تحريف، وهابيت، شعرای مناقب و موضوعاتی ديگر اشاره کرد. اميد می برم که اين کتابها، مقالات و يادداشتها هر چه زودتر در اختيار عموم قرار گيرد و صاحبان همت در نشر آنها همت ورزند. خداوند روح مرحوم استادمان محقق جعفری را غريق رحمت واسعه خويش قرار دهد؛ بمحمد وآله الطيبين.
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۲:۴۱
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت