دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۷۷٫۱۹۳ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۲۲۳ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۸۶
بازدید از این یادداشت : ۲٫۱۰۹

پر بازدیدترین یادداشت ها :

 

يکی از خاندانهای دانشمند پرور يمن که از ميان آنان شماری از نويسندگان و عالمان نامدار را می شناسيم، خاندان رصّاص هستند که در سده های ششم و هفتم قمری کتابهای مهمی در حوزه علم کلام و اصول فقه و ديگر دانشهای دينی تدوين کرده اند و هم اينک نيز شماری از آثار آنان در اختيار ما قرار دارد. خاندان رصّاص در کلام معتزلی آثار مهمی را عرضه کرده اند. مهمترين عضو اين خاندان که برخی آثار کلامی او را در دست انتشار دارم، الحسن بن محمد بن الحسن بن محمد بن أبي الطاهر محمد بن إسحاق بن أبي بكر بن عبدالله الرصاص [ ۵۴۶ ـ ۵۸۴ق ] است. او شاگرد برجسته القاضي جعفر بن أحمد ابن عبدالسلام بوده است[۱]. با وجود سن کم، آثار بسياری به او نسبت داده شده است. طبعا وی همانند استادش تحت تأثير آموزه های کلامی معتزلی و به طور خاص مکتب بهشمي بوده است. المنصور بالله عبدالله بن حمزه از شاگردان او بوده است. شماری از آثار او را چنين شمرده اند[۲]:

۱- التبيان لياقوتة الإيمان وواسطة البرهان. المكتبة الغربية، رقم ۲۱۹ (كلام) و نيز در کتابخانه السيد عبدالله الوزير در هجرة السر.

۲- تقريب البعيد من مسائل الرشيد (أحمد بن علي الأسواني الرشيد ، درگذشته سال ۵۶۳هـ)

۳- شرح المؤثرات في أصول الدين، أوقاف: رقم ۶۲۴، رقم ۶۵ مجاميع، نيز ضمن مجموعه در مكتبة آل الهاشمي رقم ۱۸۵.

۴- العشر الفوائد

۵- كيفية وجود الأعراض الموصلة في بيان ذلك إلى أبلغ الأغراض، ضمن مجموعه ای در مكتبة السيد محمد بن عبد العظيم الهادي، ومكتبة عبد الرحمن شايم.

۶- الفائق في أصول الفقه. نسخه ای ناقص از آن در اختيار اينجانب است. اين کتاب از مهمترين کتابهای اصولی زيديان يمن بوده که تحت تأثير کتابهای اصولی قاضی جعفر نوشته شده و در ادامه سنت کتابهای اصولی براداران هارونی و حاکم جشمی نوشته شده است.

۷- الكاشف لذوي البصائر في إثبات الأعراض والجواهر.

۸- كيفية كشف الأحكام والصفات عن خصائص المؤثرات والمقتضيات، نسخه ها در مكتبة السيد محمد بن عبد العظيم الهادي ومكتبة شايم و نيز در مكتبة آل الهاشمي ضمن مجموعه ۱۷۸

شرحی بر آن به نام: تعليق الكيفية به املای قاسم بن أحمد بن حميد المحلى، نسخه در مكتبة آل الوزير.

۹- التحصيل في التوحيد والتعديل في أصول الدين، که فرزندش احمد آن را گزيده و شرح مانند کرده است، با عنوان التذكرة، اين يکی موجود در مكتبة جامع شهارة، کتابت ۶۳۳ق و نيز در مكتبة الأوقاف، رقم ۵۶۳ در ۳۲۸ برگ.

۱۰- المؤثرات ومفتاح المشكلات، نسخه های متعدد:. رقم ۶۸۸ و رقم ۶۴۹ در مكتبة الأوقاف (الجامع الكبير) و نيز در مكتبة الحبشي و شرح موجود البكري را بر آن می شناسيم. از نسخه های ديگر آن: مكتبة السيد محمد عبدالعظيم الهادي، نيز : دو نسخه در مكتبة آل الهاشمي.

۱۱- مناقضات أهل المنطق، در رد اهل فلسفه

۱۲- المقصود في المقصور والممدود، در کتابخانه واتيكان.

۱۳- الرسالة الضامنة الوافية بإفحام ناصر مذهب القدرية. در ردبر اشعريان.

۱۴- القاطع للوتين من لجاج المتعنتين.

۱۵-الهادم للأصل المهين الملقب بالأصل المبين.

۱۶- الرسالة الصامتة.

۱۷-الرسالة الناطقة.

۱۸- الرسالة القاطعة للأوراد من لجاج المتعنت من الأمراد، شايد همان شماره ۱۴ باشد.

۱۹- الرسالة الغراء.

۲۰- کتابی در نقض كتاب غزالي، احتمالا نقض کتاب مقاصد الفلاسفة او.

۲۱- الأخذ باليمين من تمويه المموهين.

۲۲- الإنتصار لمذكرة العترة الأطهار، خطی در آمبروزيانا.



اما فرزندش احمد[ … ـ محرم ۶۲۱هـ ]، نيز از دانشمندان علم کلام بوده که شهرتش شايد بيش از پدرش هم باشد[۳]. دست کم برخی آثار او مانند مصباح العلوم في معرفة الحيّ القيوم که از شروح آن می توان شرح چاپ شده إبراهيم بن يحيى السحولي با نام الإيضاح على المصباح را نام برد و نيز کتاب الخلاصة النافعة همواره مورد تدريس و تدرس و شرح نويسی بوده است. او بنا بر قولی، شاگرد پدرش بوده است. کسانی مانند حُميد بن أحمد الشهيد المُحلي از او دانش کلام را آموخته اند. از ميان آثارش جز دو کتاب ياد شده، که درباره دومی آن پس از اين سخن خواهيم گفت، اين آثار را نيز در منابع و فهارس برشمرده اند:

۱- الدرر المنظومات في سلك الأحكام والصفات، نسخه در ضمن مجموعه ۲۴۹ (غربية)، از برگ۳۸ تا۴۱.

۲- الواسطة في مسائل الإعتقاد الهادية إلى سبيل الرشاد. که نسخه خطی آن باقی است.

۳- حقائق الاعراض وأحوالها وشرحها، در المكتبة الغربية ۳۲ مجاميع.

۴- التذكرة بفوائد التحصيل في التوحيد والتعديل

۵- الشهاب الثاقب في مناقب علي بن أبي طالب. نسخه های بسيار و از جمله در المكتبة (الغربية) جامع الكبير صنعاء رقم:۱۰، ۱۷.

۶- مسائل الهدوية في التنبيه على اثبات المزية على مذهب الزيدية. در المكتبة الغربية جامع الكبير صنعاء: أرقام: (۳۸ - ۴۱).

و شماری آثار ديگر در دانش کلام معتزلی.



از ديگر افراد اين خاندان که اهل علم کلام و اصول فقه بوده است، صفي الدين أحمد بن محمد بن الحسن بن محمد الرصاص، معروف به أحمد الحفيد[… -۱۹ رمضان ۶۵۶هـ] است که نواده حسن بن محمد الرصاص است، که گفته اند از محضر پدرش دانش آموخته بوده، بنابراين می بايست گفت که رصاص فرزند ديگری جز احمد نيز داشته به نام محمد که او هم از علمای زيدی بوده است. اين در صورتی است که تحريفی در نام محمد واقع نشده باشد (تحريف احمد به محمد). از استادان ديگرش هم الشيخ محمد بن أحمد بن الوليد، والشيخ حسام الدين حُميد بن أحمد المحلي را نام برده اند. بنابراين ارتباط او با طبقه پيشين علمای زيدی اهل کلام طبقه پيش از وی به درستی دانسته می شود. در ميان شاگردان او هم از الإمام أحمد بن الحسين الشهيد نام برده اند[۴]. از ميان آثار او به کتابهای جوهرة الأصول وتذكرة الفحول في علم الأصول بايد اشاره کرد که کتابی است در علم اصول فقه که از آن نسخه هايی باقی مانده است. اين کتاب بر اساس الفائق جدش نوشته شده است[۵] . دو کتاب ديگر هم در اصول فقه دارد به مثابه شرح الجوهرة : يکی الوسيط ، و نيز غرة الحقائق. از ديگر کتابهای او بايد الشجرة في الإجماعات را نام برد. در مورد او گزارشی هست در مورد اينکه وی کتاب المعتمد محمود الملاحمی را تدريس می کرده است. اين سند مهمی است، چرا که نشانگر آن است که در دوره او که ميراث بر دانش کلامی خاندانش بوده، زيديان به خوبی مکتب کلامی ابوالحسين بصری و محمود ملاحمی را می شناخته اند. اين مسئله نشانگر آغاز تحول در کلام معتزلی يمن از مرحله انحصاری کلام بهشمی به دوره نفوذ کلام مکتب ابوالحسين بصري است. مناسب است اين سند را در اينجا بر اساس طبقات الزيدية ابراهيم بن القاسم در شرح حال الإمام أحمد بن الحسين بن أبي البركات[۶] [۶۱۴- ۶۵۶هـ] نقل کنيم. اين سند خود گويای نظام آموزشی کتابهای کلامی معتزلی است که در يمن در سده هفتم محل توجه زيديان بوده است[۷]؛ همانطور که کتابهايی را که به عنوان کتابهای اصول فقه، فقه و حديث و در دانشهای ديگر می خوانده اند را نيز معرفی می کند:

أحمد بن الحسين بن أحمد بن القاسم[بن عبدالله بن القاسم] بن أحمد بن أبي البركات إسماعيل بن أحمد بن القاسم بن محمد بن القاسم بن إبراهيم [بن إسماعيل بن إبراهيم] بن الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب، الإمام الشهيد، الفقيه المهدي لدين الله الحميد السعيد.

ولد في هجرة كومة بجبل شاكر سنة أربع عشرة وستمائة وأقام إثني عشرة سنة حتى ختم القرآن ثم نقله عمه إلى هجرة مسلت وكان فيها عدة من العلماء فاختص به الفقيه الصالح أحمد بن عريف فكان قرينه وسميره، والمتولي تعليمه وتهذيبه، ثم قرأ على الفقيه العالم القاسم بن أحمد بن الشاكري في أصول الدين كتاب (الخلاصة)، ثم كتاب (الموالات) للشيخ الحسن، ثم كتاب (الإيضاح) للفقيه حميد بن أحمد، ثم انتقل إلى حوث فقرأ على الشيخ أحمد بن محمد الرصاص (شرح الأصول)، و(المحيط)، و(تذكرة ابن متوية)، و(الكيفية) للشيخ حسن، و(الصفات والأحكام)، و(معتمد لابن الملاحمي) و(الفائق) لأبي الحسين (کذا و درست آن: للملاحمي)، و(شرح النفحات) للفقيه حميد، وقرأ في أصول الفقه كتاب (الحاصر)، و(صفوة الاختيار) للمنصور بالله، [و(الفائق) للشيخ حسن، و(المعتمد) لأبي الحسين] و(المجزي) للسيد أبي طالب ونقله غيباً على الشيخ العالم أحمد بن محمد الأكوع، وسمع من كتب الفقه (شمس الشريعة) لابن ناصر ، و(شرح التحرير) للقاضي زيد، وغيره ومن كتب الناصرية (الإبانة)، و(الكافي)، ومن الحديث وكتب أهل المذهب ( الأحكام ) للهادي ـ عليه السلام ـ، و(أصول الأحكام)، و(أمالي أحمد بن عيسى)، و(أمالي المرشد)، و(كتاب الجرجاني)، وكتاب (الرياض) وكتاب (الأنوار)، و(امالي السمان)، و(تيسير المطالب) للسيد أبي طالب، و(المقل من ملح الأخبار) ، و(نهج البلاغة)، [وقرأ في النحو (الملحة) وشرحها، و(تهذيب) ابن يعيش، و(شرح مقدمة ابن طاهر)، و(شرح الجمل)، وفي اللغة (ضياء الحلوم)، و(ديوان الأدب)، وأدب الكاتب، و(غريبـي الكتاب والسنة) للهروي، وفي التفسير (تهذيب الحاكم)، وكتاب الطوسي والطريقي (به احتمال قوی تصحيف الطريثيثي است که نويسنده متشابه القرآن بوده و من آن را در مقاله ای معرفی کرده ام)، وكتاب قاضي القضاة في (المتشابه) والثعلبي في تفسير القرآن، وسيرة الهادي وولده وكتاب (الدولتين)، وشطراً من (تأريخ الطبري)، وسيرة أحمد بن سليمان حتى كان هو المشار إليه في العلم والفضل، انتهى] .

(ح) فقرأ في الأصولين والفقه على الشيخ أحمد بن محمد الرصاص المعروف بالحفيد، وكان قد قرأ قبل ذلك على الفقيه الصالح أحمد بن عزيو أكثر ذلك في الأصولين، ثم سمع كتب الأئمة كـ(أصول الأحكام)، و(مجموع الإمام زيد بن علي)، و(سيرة الرسول صلى الله عليه وآله وسلم) لابن هشام، و(أمالي المرشد)، و(الاعتبار) للجرجاني، و(أمالي أبي طالب)، و(نهج البلاغة)، و(مسائل المنصور بالله) عبد الله بن حمزة، وغير ذلك من كتب الأئمة وشيعتهم، كل ذلك على الشيخ العلامة أحمد بن محمد الأكوع المعروف بشعلة، وكان سماعه عليه في سنة خمس وثلاثين أو ست وثلاثين وستمائة ، ومن مشائخه الفقيه (قاسم بن) أحمد الشاكري [كما مر ذكره] ، والفقيه أحسن بن أبي البقاء في كتب الفرائض ، وله تلامذة أجلاء منهم: الفقيه محمد بن أحمد بن أبي الرجال، ووقع له إجازة، وأحمد بن نسر العنسي ، وغيرهما.

قلت: كان الإمام أحمد [أحد] محدِّثي أئمة الزيدية وفضلائهم وكرمائهم، وله كرامات باهرة في حياته وبعد موته، قد استوفاها أرباب السير فلا حاجة إلى ذكرها ميلاً إلى الاختصار، وإذ المراد معرفة السند في كتب الأئمة، وكان قيامه ودعوته سنة ست وأربعين وستمائة، ولم يزل قائماً بأمر الله صابراً محتسباً حتى استشهد في صفر سنة ست وخمسين وستمائة، وقبر أولاً بشوابة ، ثم نقل إلى ذيبين، وقبره بها مشهور مزور، وكان عمره اثنان وأربعون سنة، وخلافته عشر سنين سلام الله عليه، انتهى.

چنانکه از اين شرح حال بر می آيد، احمد بن محمد الرصاص درس کلام داشته و متون مکتب بهشمی و نيز مهمترين متون مکتب ابوالحسين بصری، يعنی کتابهای ملاحمی را در سده هفتم در يمن تدريس می کرده است. بنابراين او با اين مکتب اخير کاملا آشنا بوده است[۸].

ما در اينجا سه تن از رجال خاندان رصاص را معرفی کرديم. در سالهای اخير (قاهره، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م)، وسيله امام حنفی سيد عبدالله، محققی به غايت بی دقت، کتاب الخلاصة النافعة بالأدلة القاطعة في فوائد التابعة به چاپ رسيده است: کتابی گزيده وار در کلام معتزلی/زيدی. اما اين کتاب بر اساس آموزه های مکتب بهشمی تنظيم شده است. دليل آن اين است که مؤلف آن با مکتب ابوالحسين بصري موافق نبوده، بلکه تحت تأثير درسها و کتابهای قاضي جعفر ابن عبدالسلام بوده است که خود مبلغ بزرگ مکتب قاضي عبدالجبار در يمن در سده ششم قمری بوده است. اين کتاب شرح گونه ای است بر کتاب التابعة بالأدلة القاطعة في أصول الدين قاضي جعفر که هنوز به چاپ نرسيده است.

اما نکته جالب در اين چاپ اين است که محقق کتاب، ميان دومين و سومين رصاص خلط کرده و هر دو را يک تن فرض کرده و بنابراين تمام اطلاعاتی که در صفحه روی جلد و مقدمه آمده نتيجه خلط و خبط او، نادرست و غير دقيق است. محقق کتاب بدين ترتيب، تحولات کلامی معتزليان يمن را ميان دو نسل متفاوت در نظر نگرفته که همين امر می تواند در تاريخ نگاری انديشه معتزلی ايجاد مشکل کند.

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] برای او نک:

مصادر الحبشي ۹۸، ۱۵۵، ۳۱۷، ۳۷۰؛ فهرس المكتبة الغربية ۵۶۶، ۶۶۷، ۷۱۸؛ لوامع الأنوار ۲/۴۲؛ تاريخ اليمن الفكري في العصر العباسي ۳/۹۰؛ هجر العلم ۹۵۹. نيز نک: تراجم الرجال المذکورة في شرح الأزهار احمد بن عبدالله الجنداري در ابتدای شرح الأزهار، احمد بن يحيی المرتضی ، صنعاء، ۱۳۴۱ق، ص ۱۱

[۲] نک: اعلام المؤلفين الزيدية عبدالسلام الوجيه، ذيل شرح حال او.

[۳] برای او نک:

مصادر الحبشي، ص ۱۰۴، تاريخ اليمن الفكري في العصر العباسي،۳/۳۰۳، مصادر العمري، ۱۶۳ ـ ۱۶۵، سيرة الإمام عبدالله بن حمزة، ص ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۷.

[۴] برای شرح حالش نک:

أئمة اليمن (۱/۱۷۱)، مصادر الفكر حبشي (۱۵۶)، الموسوعة اليمنية (۱/۶۲)، تاريخ اليمن الفكري في العصر العباسي (۳/۲۰۹-۲۱۱)، معجم المؤلفين (۲/۹۰)، أعلام المؤلفين الزيدية وفهرست مؤلفاتهم، شماره (۱۵۱)، ص (۱۶۴)؛ مؤلفات الزيدية (۱/۳۸۱)، (۳/ ۷۷)

([۵]) نسخة خطی رقم (۱۵۲۴)، و نيز رقم (۱۵۲۹) در مكتبة الأوقاف در جامع صنعاء، و نيز در مكتبه آل الهاشمي در صعدة، رقم (۱۶۴). از شروح آن بايد اشاره کرد به: شرح أحمد بن حميد بن سعيد الحارثي به نام قنطرة الوصول إلى تحقيق جوهرة الأصول، نسخه آن در جامع صنعاء.

([۶]) برای احوال او نک: سيرة الإمام أحمـد بن الحسين از يحيى بن القاسم بن يحيى بن القاسم بن حمزة بن أبي هاشم، أعلام المؤلفين الزيدية وفهرست مؤلفاتهم، شماره (۶۷)، التحف شرح الزلف ص (۱۰۹)، أئمة اليمن لزبارة (ج۱/۱۵۲-۱۷۶)، الأعلام (۱/۴۴)، مصادر التراث اليمني في المتحف البريطاني (۱۶۹-۱۷۱)، مصادر الفـكر حبشي (۵۴۸-۵۴۹)، العقود اللؤلؤية (۱/۷۴)، قرة العيون (۲/۶۳)، مؤلفات الزيدية (۱/۴۳۵)، (۲/۷۱، ۲۸۸،۳۷۴)، (۳/۴۳)، معجم المؤلفين (۱/۱۹۹)، تأريخ اليمن الفكري في العصر العباسي (۳/۱۸۲،۲۲۹)، غاية الأماني (۱/۴۲۹-۴۴۵)، المقتطف ص (۱۲۱).

[۷] برای اين مسئله، نک: کتاب من با عنوان معتزله در يمن

[۸] نک: مقاله مفصل منتشر نشده من با عنوان ابوالحسين بصری در يمن
يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۹
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت