دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۴۷٫۸۵۸ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۷۹ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۱۲
بازدید از این یادداشت : ۲٫۰۲۰

پر بازدیدترین یادداشت ها :

در مورد معاصران الكليني با توجه به اينكه كتابهاي زيادي از ايشان باقي نمانده ، بايد گفت كه آثار آنان چندان نمي تواند وضعيت حديث نگاري را در عصر كليني بازبتاباند . تفسير محمد بن مسعود العياشي متاسفانه به صورت ناقص و مرسل يعني بدون اسناد موجود است و همين امر موجب شده است كه اين متن نتواند از لحاظ روايي كمك چنداني به تحقيقات حديث شناسي كند . تأسف ما زماني بيشتر مي شود كه بدانيم اين كتاب به دليل اينكه محصول مكتب حديثي اماميه در خراسان و ماوراء النهر بوده است ، اگر به صورت كامل به دست ما مي رسيد , مي توانست اطلاعات بسيار اندك ما را از اين مكتب حديثی بسيار مهم فزوني بخشد .كتاب الامامه و التبصره كه در سالهاي اخير به عنوان كتابي از علي ابن بابويه قمي، محدث معاصر كليني و پدرشيخ صدوق شناسايي و منتشر شد، در موضوع امامت و غيبت امام غايب است و با توجه به اينكه روايات آن مسند است , مي تواند براي مقايسه با كتاب الحجه الكافي به كار آيد ، خاصه كه در اين مقايسه روشن مي شود كه اين دو محدث كه هر دو تقريبا از محافل حديثي مشترك و يا نزديكي بهره برده اند ، با چه سنتهاي حديثي برخورد داشته و از كدامين منابع و با چه شيوه هايي در مقايسه با هم استفاده كرده اند . كتاب التمحيص منسوب به ابن همام اسكافي، معاصر الكليني ، متني است كه درباره انتساب آن نمي توان به قطع سخني گفت ، بويژه اينكه روايات اين كتاب مرسل است و سندهاي آن در نسخه موجود ، به احتمال قوي از سوي ناسخان حذف شده است. يكي از محدثان امامی معاصر کلینی در بغداد , ابن جحام , ابوعبدالله محمد بن عباس بن علی بن مروان بن ماهیار ملقب به بزاز است [۱] . کتاب ما نزل من القرآن فی اهل البیت او , کتاب بزرگی در ۱۰۰۰برگ بوده که تا قرنها در اختیار علمای امامیه بوده است [۲]. علی ابن طاووس مشخصات دقیقی از نسخه این کتاب به دست می دهد و از آن نقلهای متعددی را به جای گزارده است. بیشترین نقلها از این کتاب در کتاب شرف الدين علی استرابادی با عنوان تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره آمده است . اخیرا مجموعه نقلهای بسيار این کتاب در منابع بعدی توسط فارس حسون گردآوری و در قم به صورت مستقل منتشر شده است . مقایسه میان این کتاب با بخش مربوطه کتاب الکافی در مورد احادیث مربوط به آیات نازل شده در مورد امامان می تواند مقیاس خوبی برای شناخت شیوه های کلینی در انتخاب احادیث در مقایسه با یک همعصر باشد [۳]. در ميان معاصران كليني با اندكي تأخر طبقه روايي ، بايد از محمد بن عمرو بن عبدالعزيز الكشي نام برد كه كتاب او با عنوان معرفه الناقلين ، كه تنها گزيده اي از آن توسط شيخ طوسي باقي مانده (با عنوان اختيار معرفه الرجال) , گرچه در علم رجال و شناخت راويان حديث است ، ولي بخش بزرگی از آن مشتمل بر روايات و احاديثي از امامان است كه عمدتا به صورت مسند روايت شده است . اين كتاب براي شناخت محافل حديثي اماميه همچون ساير كتابهاي اصلي علم رجال امامي سودمند است و مهمتر اينكه با اسناد بی همتايی كه دارد ، آشنايي ما را با برخي از محافل حديثي اماميه ، خاصه آنچه مربوط به محافل حديثي خراسان مي شود ، فزوني مي بخشد .

در ميان نسل پس ازكليني ، تأليفات حديثي شاگردان او به شكل محدودي در اختيار ما قرار گرفته است . از ميان شاگردان و راويان مهم الكليني ، تنها دو تن هستند كه از هر كدام تنها يك كتاب باقي مانده است : كتاب الغيبه از محمد بن ابراهيم النعماني شامل مجموعه اي از احاديث درباره امامت و غيبت امام غايب است كه تقريبا از لحاظ محتوي با كتاب الحجه الكافي نزديك است و به دليل اينكه روايات اين كتاب مسند است ، مي تواند در مقام مقايسه با سندهاي الكافي به كار آيد ، خاصه كه خود او در كتابش از الكليني نقل روايت مي كند. شاگرد ديگر الكليني ، شخصيت برجسته تري از لحاظ فقهي است كه به ويژه در طرق روايي اماميه و در تداول روايت كتاب الكافي نقش بسيار مهمي داشته است: جعفر بن محمد ابن قولويه. از كتابهاي متعدد او تنها كتاب كامل الزيارات باقی مانده است. در اين كتاب كه مولف در آن از روايات محمد بن يعقوب الكليني هم بهره برده ، مجموعه اي از احاديث مسند درباره امامان و زيارت قبور ايشان و كيفيت و ثواب اين كار نقل شده است و مي تواند همچون كتاب الغيبه نعماني براي مقايسه روايات الكليني با ديگر مشايخ اين دو محدث كه طبعا همگي آنان از معاصران الكليني بوده اند ، به كار آيد.

بعد از اين دوره به ابن بابويه صدوق ( درگذشته ۳۸۱ ق) می رسيم. در حالي كه از شيخ كليني جز كتاب الكافي باقي نمانده است، از شيخ صدوق، نويسنده ديگری از مجموعه كتب اربعه ،كتابهاي متعددي در اختيار است كه عمده آنها به حديث مربوط مي شود. فعاليت عمده شيخ صدوق در حديث بوده و وي بيشتر،كتابهايي با درونمايه حديثي دارد كه هر يك در موضوعي خاص نوشته شده است [۴]. او در تحول ادبيات حديثي سهم قابل توجهي داشته است . در ميان كتابهاي شيخ صدوق بي ترديد مهمترين كتاب ، كتاب من لا يحضره الفقيه است.

در نگاهي كلي در ميان محدثان امامي در قرون نخست، اساسا بايد ميان دو گونه از محدثان تمايز قائل شد . گروه نخست كساني بودند كه در سنت فقهي – حديثي اماميه به نقل و گردآوري احاديث اهتمام مي ورزيدند و براي آنان فن حديث وسيله اي براي بهره وري در فقه و عقايد شيعي و امامي بود . طبعا اين محدثان از منابع حديثي محدودتري بهره مي گرفتند و حتي سفرهاي علمي كمتري را براي خود لازم مي ديدند . به همين دليل ميزان آشنايي آنان با حديث سني چندان نبود و يا اگر با حديث سني آشنا بودند ، اشتياقي براي نقل و تحديث احاديث سني ، ولو احاديث بي طرف نداشتند و حتي بعضا نقل اين احاديث را امر نيكويي نمي دانستند . بيشتر محدثان و رواتي كه در طرق مشهور حديثي اماميه از آنان نام برده مي شود و در سنت حديث اماميه ، كتابها و دفاتر آنان مورد تداول روايي بوده است از اين قبيل هستند . اما گروه ديگري از محدثان را نيز مي شناسيم كه گرچه شيعه و حتي در مورد تعدادي از آنها امامي مذهب بوده اند ، ولي به حديث به عنوان يك دانش حرفه اي مي نگريسته و بنابراين از شيوه هاي معمول ميان محدثان حرفه اي اهل سنت بهره مي گرفتند . آنان با سفرهاي علمي متعدد و استفاده از منابع و مشايخ حديثي گوناگون ، به روايت دفاتر و مجاميع حديثي مختلف اهتمام داشتند . بسياري از اين محدثان شيعي به معناي عام كلمه و يا حتي زيدي بودند و با محافل شيعي كوفه مرتبط بودند . اين محدثان خود براي انتقال ميراث حديثي سني در ميان شيعيان و گاه بالعكس سهم مهمي داشتند .

شيخ صدوق از ميان محدثان اماميه ، در شمار محدثان برجسته اي است كه علم حديث براي آنان جنبه حرفه اي داشته و فراتر از يك منبع فقه و شريعت نيز مي توانسته مطرح باشد ؛ وي با وجود اينكه كتاب (فقيه) من لايحضره الفقيه را با هدف گردآوري احاديث و مستندات روايي فتاوي خود تأليف نمود ، ولي در تقريبا مابقي كتابهاي خود و به دلايل متفاوت به گردآوري احاديثي با مضامين تاريخي ، اخلاقي و يا اعتقادي مبادرت كرد كه بسياري از اين احاديث و روايات از لحاظ استناد فقهي و يا درجه اطمينان روايي به پايه روايات فقهي كه مورد عمل فقهاي شيعه قرار مي گرفت ، نمي رسيد . درصد قابل توجهي از اين روايات و احاديث منبع سني داشت و شيخ صدوق با انگيزه هاي مختلف از اين گونه احاديث در كتابهاي خود بهره مي برد. يكي از انگيزه هاي مهم در نقل روايات با اصل سني ، مناظرات و مجادلات مذهبي شيعه بر ضد سنيان بود ؛ بطوري كه براي اثبات عقايد شيعي درباره امامت و ولايت نياز به استناد به روايات مذهبي مورد قبول سني در ميان شيعه به طور جدي احساس مي شد؛ بنابر اين محدثان شيعي به نقل اين دسته از احاديث اهتمام نشان مي دادند. از ديگر سو، انگيزه نقل احاديث اخلاقي كه بويژه در ميان محدثان سني تمايل زيادي براي آن وجود داشت ، محدثاني مانند شيخ صدوق را وا مي داشت تا به نقل اين احاديث اقدام كنند. شيخ صدوق گاهي براي استفاده از اين منابع، مستقيما از يك شيخ و محدث سني روايت حديث كرده است، بويژه كه مي دانيم در بغداد و در مرتبه اي پايينتر در ديگر شهرهايي كه شيعيان حضور داشتند ، محدثان شيعي از محضر مشايخ سني استفاده علمي مي بردند و روايت حديث از سنيان امري معمول ، دست كم در گونه اي از محدثان شيعي بود. گاهي هم شيخ صدوق با واسطه يك محدث شيعه و يا امامي از منابع حديث سني استفاده كرده است. بويژه به دليل كثرت سفرهاي علمي شيخ صدوق در شهرهاي مختلف ايران ، ماوراء النهر و عراق امكان بهره وري از مشايخ سني و كتابخانه ها و منابع مكتوب حديثي سني براي او وجود داشته است.

در ميان سنت حديثي سنيان ، به ويژه به دليل نقش محوري كوفه ، احاديثي با مضامين شيعي و يا منقول از امامان شيعه ، به خصوص امامان علي ، باقر و صادق (ع) ، در ميان دست كم طيفهايي از محدثان سني روايت مي شد كه ناقلان اين احاديث عموما به تمايلات شيعي از سوي سنيان متهم مي شدند. گاهي اين احاديث كه ريشه آنها دفاتري حديثي با اِسنادهاي نزديك به محافل حديثي متمايل به شيعه در كوفه بود، در مجاميع حديثي مهم اهل سنت نيز مجال ظهور مي يافتند . راويان و متخصصان اين گونه احاديث در سده هاي سوم و چهارم قمري / نهم و دهم ميلادي در شهرهاي مختلف ايران و عراق و از همه مهمتر در شهرهاي كوفه و بغداد ، رابط مناسبي براي انتقال اين نوع از احاديث ميان دو اردوگاه شيعي و سني شدند و بدين ترتيب برخي از محدثان حرفه اي امامي ، مانند ابو المُفضَّل شيباني، محدث امامي نامدار بغداد با تمايلات خاص مذهبی[۵] كه به روايت مجموعه وسيعتري از احاديث علاقمند بودند ، با اين دسته از منابع حديثي آشنا شدند و آنها را به سنتهاي حديثي شيعي وارد كردند . محدثان زيدي جارودي مانند ابن عُقده[۶] نيز همين نقش را بازي كردند . برخي از محدثان شيعي مانند ابن جِعابي[۷] نيز در طيفي از گرايشات حديثي ميان شيعي – سني بودند . محدثان امامي طبعا به رواياتي كه در فضائل امام علي و اهل بيت پيامبر از سوي رجال سني روايت مي شد ، علاقمند بودند و بنابراين مي كوشيدند از طريق محدثاني كه نقش رابط ميان حديث شيعه و سني را داشتند ، اين احاديث را روايت كنند . تعدادي از محدثان برجسته اماميه مانند محمد بن ابراهيم النُعماني، شيخ صدوق ، ابن شاذان قمي[۸] ، ابن عيَّاش جوهري [۹] و شيخ طوسی از طريق همين محدثان با ميراث حديثي شيعي گونه سني آشنايي يافتند و ناقل اين احاديث در كتابهاي خود به منظور استدلال بر عقايد شيعه بر ضد سنيان شدند . در همين پيش زمينه و در كتابهاي حديثي و تاريخي شيعي و در آثار بزرگترين محدثان امامي مانند شيخ صدوق ، شيخ مفيد و شيخ طوسي ( در مورد اين دو شخص به ويژه در كتابهاي الامالي آنان ) روايات و احاديثي خارج از سنت حديثي مورد تداول امامي ، بيشتر با تكيه بر سنتهاي حديثي عام شيعي و از جمله زيدي و در موارد زيادي متكي بر منابع و مشايخ حديثي سني رواج يافت .

طبعا در اين ميان و به دليل مجادلات مذهبي و نيازمندي محدثان شيعه براي غلبه بر سنيان ، تمايل به تنظيم و جعل و حك و اضافات در متون حديثي بالا رفت و تعداد قابل توجهي از اين دست متون حديثي با مستند هاي ناشناخته و يا غير معتبر نيز تداول يافت كه البته مورد انتقاد برخی محافل محدثان و رجاليان سني و شيعي نيز قرار مي گرفت . متداول ترين شيوه در اين گونه متون ، جعل اسناد و طرق جديد براي متون شناخته شده و يا حك و اصلاح و الحاق متن احاديث بود. اين نوع متون در كتابهاي سني كم اهميت تر از ديدگاه سنيان ، مانند آثار محدثان قرنهاي متأخرتر رواج بيشتري يافتند .

از شيخ طوسي ( درگذشته ۴۶۰ ق) نويسنده دو کتاب ديگر از مجموعه كتب اربعه ( تهذيب الاحکام و الاستبصار )، كتابهاي متعددي در اختيار است كه بخشي از آنها به حديث مربوط مي شود و البته اين کتابها در تحول ادبيات حديثي سهم قابل توجهي داشته اند . در عين حال حديث تنها بخشي از فعاليت علمی شيخ طوسي را تشكيل مي داده است [۱۰] .

پس از دوره محدثان كهن تر امامي و تكميل فرايند تدوين احاديث فقهي امامي ، به دوره شاگردان شيخ طوسي و از جمله فرزند حديث دان شيخ طوسي ، ابوعلي طوسي و نيز محدث امامي ، ابوالصَّمصام مَروَزي[۱۱] و شاگردان آنان مي رسيم كه فعاليت حديثي ايشان بيشتر در خارج از چارچوب احاديث فقهي بود ؛ در حقيقت عمده فعاليت اين گروه از محدثان جمع آوري احاديثي با مضامين اخلاقي ، تاريخي و اعتقادي بود . در اين ميان مسائل مربوط به امامت و اختلافات شيعيان و سنيان محور اصلي فعاليت اين محدثان بود . در حقيقت كتابهاي اربعه حديثي شيعه به عنوان تقريبا تنها منابع حديثي فقهي براي اماميه قلمداد مي شدند و ديگر كوششي براي گردآوري اين احاديث ضروري به نظر نمي رسيد. ابن شهر آشوب، نويسنده مناقب آل أبي طالب ، نمونه يك محدث برجسته و فعال امامي در سده ششم قمري / دوازدهم ميلادي است كه با سفرهاي متعدد خود و بهره گيري از طيف وسيعي از محدثان شيعه و سني توانست با محافل و سنتهاي مختلف حديثي آشنا شده و در كتابهاي خود كه به منظور اهداف مجادلات مذهبي مي نوشت ، از آنها استفاده كند[۱۲] . وي در كتابهاي خود از شمار قابل توجهي از متون حديثي و تاريخي كه هم اينك از ميان رفته اند ، استفاده برده است [۱۳]. برخي از اين محدثان فعاليت بسيار گسترده اي حتي در حديث سني داشتند و با نوشتن كتابهايي در انواع ادبي حديثي مانند الاربعين نويسي با اهل سنت مشاركت مي كردند ( نمونه مُنتَجَب الدين رازي[۱۴]) . اما بي ترديد مهم ترين تلاشها براي تدوين كتابهاي حديثي در قالبهاي جديدتر ، مرهون كوششهاي سيد علي ابن طاووس است. ابن طاووس به دليل در اختيار داشتن كتابخانه اي مهم و امكان بهره وري از كتابخانه هاي بزرگ بغداد، با بخش قابل توجهي از ميراث حديثي شيعيان و از جمله اماميه آشنايي داشت و علاوه بر آن از دفاتر و اجزاء حديثي سنيان متمايل به شيعه و محدثان شيعي مسلك كوفه اطلاع وافي داشت . وي اين توفيق را داشت كه از تعداد قابل توجهي از متون كهن حديثي اماميه بهره برد[۱۵] . ابن طاووس در موضوعات فقهي كمتر تاليفي دارد و بيشتر آثار او مربوط مي شود به دعاها و زيارتنامه هاي مذهبي و يا موضوعات اعتقادي شيعي . ابن طاووس آخرين مؤلفي است كه از شماري از اصول اربعمئه و كتابهاي كهن حديثي ، به صورت گسترده بهره برده است . پس از او حسن بن سليمان حلي[۱۶]، كفعمي[۱۷]و شرف الدين علي الاسترابادي [۱۸]هر يك، از تعدادي از منابع كهن حديثي استفاده كرده اند . هم اينك بر اساس اين مجموعه از كتابهاي حديثي ، فقهي و تاريخي مي توانيم با شماري از كتابها و دفاتر حديثي كهن آشنا شده و نقلهايي از آن كتابها را در اختيار داشته باشيم . اين مجموعه نقلها بويژه در مواردي كه مؤلفان توضيحات بيشتري درباره منابع خود در اختيار قرار مي دهند ، مي توانند شناخت ما را از تحول ادبيات حديثي اماميه تا اندازه زيادي بالا ببرند [۱۹]. تقريبا تمامي تلاشها پس از تاليف كتب اربعه حديثي و تا پيش از دوره دولت صفوي براي جمع آوري احاديث و روايات اماميه ، محدود به تك نگاري هاي كوچك و بزرگ حديثي بود كه چنانكه پيشتر گفتيم حوزه روايات فقهي را معمولا پوشش نمي داد . در حقيقت كتب اربعه در سنت فقهي و حديثي اماميه به منابع اساسي احاديث فقهي تبديل شده بودند و در كتب فقهي ، تنها با چند استثنا كمتر پيش مي آمد كه به احاديثي خارج از كتابهاي اربعه استناد شود ؛ گرچه اين امر براي اين مولفان به خوبي روشن بود كه احاديث فقهي منحصر به روايات موجود در كتب اربعه نمي شود . اهداف اعلام شده و يا در نظر گرفته شده از سوي مؤلفان كتب اربعه هم بيش از اين نشان نمي دهد كه آنها درصدد گردآوري احاديث مورد نظر خود و متناسب با اهدافشان از تاليف كتابها بوده اند و بنابراين طبيعي است كه آنان دست به يك انتخاب زده بودند. البته كتابهاي فقهي در كنار استناد به كتب حديثي اربعه ، بر كتابهاي فقهي اوليه كه توسط شيخ صدوق ، شيخ مفيد و شيخ طوسي نوشته شده بود ، يعني كتابهايي كه تنها به نقل فتاوي فقهي و بر اساس متون روايات و بدون ذكر اَسناد حديث اكتفا مي كردند[۲۰] ، نيز تكيه داشتند و مي دانيم كه برخي از فقيهان معاصر اماميه [۲۱]حتي بر اين باور هستند كه اين متون در سنت فقها همانند متون حديثي قلمداد مي شدند و از اين رو اين متون را "اصول متلقاة" مي خوانند. بهرحال استثناي مهم براي بهره گيري از كتابهاي حديثي خارج از چارچوب كتب اربعه، كتاب مهم فقهي السرائر [۲۲]، ابن ادريس حلي است . ابن ادريس در باب آخر كتاب فقهي السرائر بخشي را با عنوان مستطرفات به برگزيده هايي از اصول و كتب حديثي كهن امامي اختصاص داده و ما از رهگذر اين باب مهم مي توانيم با ادبيات حديثي فقهی كهن تا اندازه اي آشنا شويم.

اولين تلاشها براي گرداوري احاديث فقهي با تنظيم تازه و البته بر اساس كتب اربعه و نه در خارج از چارچوب آنها ، كتابي از شيخ حسن، فرزند دانشمند شهيد دوم با عنوان منتقي الجمان في الاحاديث الصحاح و الحسان است كه در سه مجلد به چاپ رسيده و مشتمل بر احاديث صحيح و حسن از نقطه نظر تقسيم بندي متأخر احاديث از لحاظ مراتب صحت و موثوقيت حديث است .

اما پيش از آن انديشه تدوين كتابهاي جامع در حديث در اماميه ، دست كم تا آنجا كه ما امروزه اين آثار را در اختيار داريم ، از حكيم و دانشمند برجسته امامي با گرايشات اخباري ، ابن ابي جمهور احسايي آغاز شد . وي كتابي دارد كه هم اينك در چهار مجلد در اختيار ماست : عوالي اللئالي . البته اين كتاب مشتمل بر مقدار قابل توجهي از احاديث با ريشه هاي سني است كه از همينرو نيز مورد انتقاد قرار گرفته است [۲۳]. با بنيانگذاري مكتب اخباري توسط ملا امين استرابادي [۲۴] ، گرايش به اخبار و روايات امامي فزوني گرفت[۲۵] و از همينرو به دليل جايگاه حديث در انديشه فقهي و اعتقادي اخباريان ، در دوره صفوي اقبال به حديث به ويژه در ايران[۲۶] و شرق جزيره العرب ( احساء و قطيف و بحرين )[۲۷] بالا گرفت و نياز به تدوين جوامع حديثي تازه و بر اساس نيازمندي هايِ تا اندازه زيادي مبتني بر انديشه و گرايش اخباري به شدت احساس گرديد . در حقيقت در عصر صفوي با تاليف مجموعه هاي كوچك و بزرگ حديثي ، نهضتي نوين در امر حديث نگاري در ميان اماميه ايجاد شد . دستآمد اين تلاشها تدوين چندين موسوعه بزرگ حديثي اماميه بود: كتاب الوافي تاليف دانشمند نامدار دوره صفوي كه گرايش اخباري داشت ، يعني ملامحسن فيض كاشاني به منظور جمع آوري احاديث فقهی تدوين شد . تا پيش از اين دوره، احاديث كتب اربعه در يك مجموعه گردآوري نشده بود. محمد بن حسن الحر العاملي، دانشمند اخباري نيز كتاب وسائل الشيعه را به منظور گردآوري احاديث فقهي و با تنظيم و تبويب جديد تاليف نمود و در اين كتاب بزرگ كه در آخرين چاپ آن در سي جلد به طبع رسيده است، عاملي نه تنها احاديث فقهي كتابهاي اربعه را يكجا گردآورد ، بلكه وي براي تاليف اين كتاب از تمامي منابع حديثي كه در اختيار او بود و فهرست آن را در پايان كتاب آورده است ، بهره برد . بهرحال اين كتاب اولين موسوعه حديث فقهي شيعه اماميه است كه در آن احاديث فقهي در نظم جديدي گرد آمد[۲۸] . به دليل سودمندي اين كتاب ، فقيهان شيعه متأخر بيشترين تكيه را در نقل احاديث فقهي بر اين كتاب دارند. در حقيقت در دوره هاي بعدي عملا مراجعه به اين كتاب در حوزه هاي علوم ديني ايران و عراق جاي مراجعه به كتب اربعه را گرفت . اما مهمترين كار در زمينه گردآوري احاديث ، بي شك كار بزرگ علامه محمد باقر مجلسي بود [۲۹]. وي محفلي از شاگردان و همكاران براي تدوين اين اثر بزرگ گرد خود فراهم كرد و در كنار كار تدوين بحار الانوار و به منظور فراهم كردن منابع تاليف اين اثر ، به گردآوري نسخه هاي كتابهاي حديثي از نقاط مختلف مبادرت نمود . مجلسي در كنار اين كار ، نسخه برداري و انتشار اين كتابها را در دستور كار خود قرار داد و با شيوه اجازه نامه نويسي و مجالس قرائت كتب حديثي عملا راه را براي تخصص در زمينه حديث در ايران هموار كرد[۳۰] . از اين پس سنت اجازه نويسي در ميان اماميه رونق بي سابقه اي پيدا كرد. هم اينك بخش عمده نسخه هاي خطي حديثي از دوره علامه مجلسي و معاصرانش براي ما باقي مانده است . در ميان شاگردان او ميرزا عبدالله اصفهاني افندي به نسخه شناسي و اجازات و كتابشناسي علاقمند شد [۳۱] و بحراني مؤلف عوالم العلوم[۳۲] ديگر بار به تدوين كتاب جامعي در احاديث با نظمي متفاوت از بحار الانوار پرداخت . در دوره هاي بعدي امر نگارش كتابهاي جامع حديثي همچنان در دستور كار برخي از مولفان شيعي بود [۳۳]. از آن جمله در يكصد سال گذشته تلاشهايي عمدتا در جهت تكميل كتابهاي قبلي به انجام رسيد. كتاب بزرگ مستدرك الوسائل وسيله حاجي نوري در تكميل كتاب وسائل الشيعه تنها نمونه اي از اين دست است. در دوره اخير [۳۴]كتاب جامع احاديث الشيعه كه ابتدا زير نظر آية الله حسين بروجردي و سپس با مساعدت آية الله ابوالقاسم خويي، دو فقيه و مرجع تقليد نامدار شيعيان منتشر شد ، كوششي براي تبويب احاديث فقهي و اصلاح شيوه هاي كتاب وسائل الشيعه بوده است[۳۵] .
--------------------------------------------------------------------------------

[۱] برای شرح احوال او نک : طوسی , رجال , ص ۵۰۴ ؛ همو , الفهرست , ص ۱۴۹ ؛ نجاشی , ص ۳۷۹ ؛ برای او نيز نک : مدخل ابن جحام در دایره المعارف بزرگ اسلامی , به قلم حسن انصاری . هارون بن موسی التلعکبری، راوی کلینی از او در سال ۳۲۸ ق / ۹۴۰ م حدیث شنیده است .

[۲] این کتاب مجموعه احادیثی بوده که نشان می داده است چه آیاتی از قرآن بنا بر عقیده امامیه در مورد امامان نازل شده است .

[۳] به ویژه اینکه وی نیز در بغداد بوده و از شماری از مشایخ کلینی روایت حدیث می کرده است .

[۴] با اين وصف از شيخ صدوق دو كتاب در فقه هم باقي مانده است : كتابهاي المقنع و الهدايه ، كه هر دو مكرر به چاپ رسيده اند ، برای او نك : مدخل ابن بابويه ، در دايرة المعارف بزرگ اسلامي.

[۵] برای او نک : مدخل ابوالمفضل شيبانی در دایره المعارف بزرگ اسلامی .

[۶] برای او نک : مدخل ابن عقده در دایره المعارف بزرگ اسلامی.

[۷] نک : مدخل ابن جعابی در دایره المعارف بزرگ اسلامی .

[۸] نک : مدخل ابن شاذان در دایره المعارف بزرگ اسلامی

[۹] نک : مدخل ابن عیاش جوهری در دایره المعارف بزرگ اسلامی .

[۱۰] شيخ طوسي كتابهاي متعدد و در موضوعات گوناگوني دارد كه برخي از آنها در مقايسه با دو كتاب او در مجموعه كتب اربعه از اهميت بيشتري برخوردار است . مهمترين كتابهاي او در فقه است و در حالي كه كتابي مانند المبسوط ، كتابي در فقهِ به اصطلاحِ تفريعي است و كتاب النهايه كتابي در حجم متوسط در مسائل فقهي است ، دو كتاب او در مجموعه كتب اربعه ، گرچه با محتوايي فقهي ولي به صورت مجموعه احاديث است .

[۱۱] براي اين دو تن ، نك : مداخل مربوطه در دايرة المعارف بزرگ اسلامي .

[۱۲] براي او نك : مدخل ابن شهرآشوب در دايرة المعارف بزرگ اسلامي

[۱۳] در كتابهاي مناقب و نيز متشابه القرآن و كتاب خطي به چاپ نرسيده مثالب النواصب .

[۱۴] وي نويسنده فهرستي براي نويسندگان امامي بعد از دوره شيخ طوسي است

[۱۵] اكنون به لطف تحقيق اتان كلبرگ اطلاع ما از كم و كيف اين كتابها بيشتر شده است.

[۱۶] مؤلف كتابهاي مختصر بصائر الدرجات ( يا الرجعة ) و المحتضر كه هر دو به چاپ رسيده است.

[۱۷] او مؤلفي با گرايشاتي نزديك به ابن طاووس بوده است.

[۱۸] براي او ، نك : مدخل استرابادي ، علي ، در دايرة المعارف بزرگ اسلامي به قلم حسن انصاری.

[۱۹] در سالهاي اخير كوششهايي براي شناسايي و بازسازي اين منابع صورت پذيرفته است.

[۲۰] مانند كتابهاي المقنع و الهداية از شيخ صدوق و نيز كتاب المقنعة از شيخ مفيد و كتاب النهاية از شيخ طوسي .

[۲۱] آيه الله حسين بروجردي . .

[۲۲] در بخش المستطرفات كتاب السرائر كه افزون بر اينكه با اصل كتاب به چاپ رسيده ، مستقلا هم به عنوان يك متن حديثي منتشر شده است .

[۲۳] براي انتقاد از اين كتاب ، نك : مجلسي ، بحار الانوار ، مقدمه

[۲۴] براي او نك : حسن انصاري، مدخل استرابادی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی.

[۲۵] گرايش به اخبار و روايات و اهتمام به ترويج آنها حركتي بود كه از شهيد دوم و فرزندش شيخ حسن و شاگردش شيخ حسين بن عبدالصمد عاملي و فرزند اين شاگرد ، شيخ بهايي آغاز شد. حارثي كه خود نخستين شيخ الاسلام دوره صفوي بود ، در انتقال كتابهاي حديثي به ايران و انتشار آن سهم بسزايي داشت.

[۲۶] نيز بايد اضافه کرد: آغاز اهتمام به حديث در اصفهان در عصر نياي مجلسي و اهتمام پدر مجلسي ، يعني محمد تقي مجلسي.

[۲۷] در همين دوره سيد هاشم بحراني( درگذشته ۱۱۰۷ ق) با گرايشات اخباري و كم و بيش غاليانه شيعي چندين مجموعه و كتاب بزرگ در موضوعات مختلف و با مضامين كاملا حديثي منتشر كرد .براي بحرين و مورد سيد هاشم بحراني ، نك : مدخل بحراني ، هاشم در دايرة المعارف بزرگ اسلامي ؛ نيز نك : همين مدخل در Iranica . براي كتابهايي كه در اختيار او بوده و بر اساس آن كتابهاي خود را نوشته است ، نك : کتاب فارس حسون درباره بحرانی.

[۲۸] طبعا در اين كتاب تنها احاديث فقهي مورد نظر بوده اند و بنابراين به طور مثال احاديث ابواب غير فقهي الكافي در وسائل الشيعه ذكر نشده اند ، مگر اينكه از ديدگاه حر عاملي با موضوعات فقهي به گونه اي مرتبط باشند .

[۲۹] براي بحار الانوار ، نك : مدخل بحار الانوار ، در دايرة المعارف بزرگ اسلامي ، دانشنامه جهان اسلام و Iranica .

[۳۰] براي اجازات مجلسي ، نك : کتاب حسيني اشكوري؛ نيز نك : مجلسي ، بحار الانوار ، مجلد اجازات.

[۳۱] براي او كه مؤلف كتاب رجالي بسيار مهم رياض العلماء است ، نك : مدخل افندي ، در دايرة المعارف بزرگ اسلامي.

[۳۲] تاكنون بخشهايي از اين موسوعه وسيله محمد باقر موحد ابطحي در قم و توسط مؤسسة الامام المهدي به چاپ رسيده است .

[۳۳] از جمله سيد عبدالله شبر كه كتابي بزرگ در گردآوري حديث با عنوان جامع المعارف والاحكام نوشت كه تنها قسمتي اندك از آن تاكنون به چاپ رسيده است .

[۳۴] نيز نمونه مستدرك بحار الانوار از ميرزا محمد طهراني ، كاري در تكميل كتاب بحار الانوار بوده است كه هيچگاه به چاپ نرسيد .

[۳۵] در سالهاي اخير از جمله تلاشهاي شيعيان امامي در مورد گردآوري حديث ، تلاش براي ديجيتايز كردن اين متون و تسهيل دستيابي به احاديث از طريق امكانات الكترونيكي است ، مانند مجموعه نور که در قم منتشر مي شود .
يكشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲:۵۲
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت