دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۲۹۴٫۳۹۴ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۶۶ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۰۱۶
بازدید از این یادداشت : ۲۰۹

پر بازدیدترین یادداشت ها :
شادروان عباس اقبال آشتيانی در کتاب ارزشمند خاندان نوبختی بر اساس اختلاف آنچه در کتاب الفصول المختارة از فرق الشيعه نوبختی نقل شده با آنچه در نسخه های موجود فرق الشيعه ديده می شود اين نظر را مطرح کرد که کتاب فرق الشيعه نمی تواند از حسن بن موسی النوبختي باشد. او در مقابل بر اساس نقل هایی از سعد اشعري درباره فرق شناسی در کتاب های کشي و غيبت شيخ اين نظر را مطرح کرد که متن موجود فرق الشيعه بايد از سعد اشعري باشد و نه نوبختي. ديدگاه اقبال با پيدا شدن نسخه کتاب المقالات والفرق سعد بن عبد الله اشعري و تصحيح آن از سوی مرحوم مشکور ناديده گرفته شد و از آن پس اين نظر مطرح شد که کتاب سعد اشعري درست است که مورد استفاده کشي و شيخ طوسي قرار گرفته و شباهت زيادی با متن فرق الشيعه نوبختي دارد اما کتاب او چنانکه امروزه می بينيم متنی است مستقل از فرق الشيعه نوبختي. بدين ترتيب متنی که برای نخستين بار توسط ريتر به عنوان فرق الشيعه نوبختي منتشر شده بود به نام او تثبيت شد. در مجله تراثنا صديق گرامی جناب آقای جلالی مقاله ای را منتشر کردند و در آن ديدگاه اقبال را مورد تأييد قرار دادند و در عين حال راه حل را اين دانستند که شباهت اين دو کتاب خود مؤيد نظر عباس اقبال است و بنابراين بايد يکی را اصيل و ديگری را غير اصيل بدانيم. ايشان با تأييد انتساب کتاب المقالات والفرق به سعد اشعري ابراز داشتند شباهت های متن فرق الشيعه به کتاب سعد خود مؤيد اين نظر است که کتاب منسوب به نوبختي از او نيست بلکه تنها خلاصه و تحريری مغلوط و محرف از کتاب سعد اشعري است که بعد از سعد ساخته شده است. آقای جلالی آن زمان از پژوهش مهم آقای مادلونگ درباره اين دو کتاب اطلاعی نداشتند. در واقع آقای مادلونگ سال ها قبل از آن در مقاله ای ضمن تأييد صحت انتساب هر دو کتاب به نويسندگانشان تبرير و توضيح تازه ای را برای شباهت ها و تمايزهای اين دو کتاب مطرح کردند. طبق ديدگاه مادلونگ کتاب نوبختي تأليفی است مقدم بر تأليف سعد اشعري اما در حقيقت سعد اشعري در هنگام تأليف کتاب اثر نوبختي را پيش روی خود داشته است و بدان نکاتی را در جای جای کتاب افزوده و اطلاعاتی را به روز کرده است. بر اساس تمايز اطلاعات اين دو نويسنده درباره قرامطه و پراکندگی های آنان مادلونگ تاريخ هایی تقريبی هم درباره زمان تأليف هر دو کتاب ارائه می دهد. درباره شباهت های بسيار وسيع اين دو متن مادلونگ اين توضيح را تفصيلاً می دهد که اساساً کتاب نوبختي خود عمدتاً متکی است بر چندين متن و از همه مهمتر بخش زيادی از کتاب عيناً اقتباسی است از کتاب اختلاف الناس في الامامة از هشام بن الحکم. سعد اشعري هم با وجود آنکه کتاب نوبختي را جلوی چشم داشته اما مطلع از منابع کتاب او بوده و گاه از منابع ديگر و يا از خود مطالبی را در سرتاسر کتاب به ماده نوبختی افزوده و اطلاعات را تکميل کرده است.
با بررسی دو کتاب منسوب به نوبختي و تأليف سعد اشعري معلوم می شود که تفاوت ها ميان اين دو متن به نحوی است که ضمن اينکه ماده کتاب نوبختي در متن سعد اشعري تقریباً کاملاً بازسازی شده اما لا به لای مطالب اطلاعات و رواياتی مهم و دقيق در طول کتاب به مواد نوبختي اضافه شده؛ اضافاتی که نشان از دسترسی خود سعد اشعري دست کم به برخی از منابع کتاب منسوب به نوبختي دارد. به هرحال با وجود آنکه اين دو معاصر هم بوده اند و حتی سعد اشعري اندکی زودتر از نوبختی از دنيا رفته بود اما کتابش روزآمد تر و دقيقتر و با اطلاعاتی تکميلی نسبت به کتاب نوبختي است. اگر سعد اشعري به منابع کتاب نوبختي دسترسی داشته چه دليلی داشته تا کتاب او را الگوی خود قرار دهد و چرا خود نظمی جديد برای منقولات از آن منابع در کتابش در نظر نگرفته است؟ اگر مطالب کتاب نوبختی تنها نقل از دو و يا سه کتاب معين است شباهت دو کتاب سعد اشعري و نوبختي را تنها زمانی می توان قابل توضيح دانست که الگوی سعد اشعري را کتاب نوبختي بدانيم. در اين صورت چرا سعد اشعري که برخلاف نوبختي متخصص در کلام و به ويژه ملل و نحل نبوده اين توفيق را داشته است که کتابش را از شکل نقل صرف آن دو سه منبع با نقل ها و اضافات ديگر خارج کند اما نوبختی که خود متخصص طراز اول اين فن بوده توفيقی برای انجام اين کار نداشته است؟ نوع چينش مطالب و نقل از کتاب نوبختي همراه با افزودن از منابع اصلی کتاب نوبختی از اثر سعد اشعري کتابی به مراتب دقيقتر و با نظم و اصالت بيشتری ساخته است. بخشی از اين چنانکه گفتم به احتمال زياد مرهون آن است که سعد اشعري به منابع کتاب نوبختی دسترسی مستقيم داشته و با دقت و توسعه بيشتری اطلاعات منابع را در اثر خود نقل کرده است. اگر چنين است چرا نوبختي که متخصص اصلی اين دانش بوده عيناً همين کار را نسبت به منابع خود نکرده و تنها به نقل مستقيم و بی هيچ تصرف منابع خود بسنده کرده است؟ تحقيق آقای مادلونگ نسبت به اين پرسش ها خاموش است.

اگر کتاب فرق الشيعه را تأليف نوبختی بدانيم ظاهراً هيچ پاسخی برای اين پرسش ها نخواهيم داشت. اما اگر چنانکه خواهيم ديد فرق الشيعه را تأليف نوبختي ندانيم در آن صورت دو احتمال را می توان در مقام پاسخ به اين پرسش ها در نظر گرفت: يک احتمال اين است که کتاب فرق الشيعه تنها تحريری اوليه است و تأليف خود سعد اشعري که بعداً توسط خود او در تحرير دومی کامل شده و همينک هر دو تحرير موجود است. در اينکه فرق الشيعه تحرير اول است ترديد نبايد کرد. برخلاف نظر آقای جلالی کتاب فرق الشيعه تنها تحريری ناقص و بر اساس کتاب سعد اشعري نيست. همانطور که آقای مادلونگ به خوبی توضيح داده مسلم است که فرق الشيعه تأليف هر که باشد قبل از کتاب المقالات والفرق نوشته شده و اطلاعات تکميلی در کتاب سعد اشعري به ويژه در بخش قرامطه و حتی در بخش اختلافات در مورد فرق بعد از وفات امام عسکري کاملاً نشان می دهد که به دليل تحولات زمانی و تاريخی اطلاعاتی بر کتاب فرق الشيعه افزوده شده است. بنابراين مسئله تنها در حد خلاصه نويسی کتاب فرق الشيعه نسبت به کتاب سعد نيست بلکه بر عکس اين کتاب سعد است که بر اساس کتاب منسوب به نوبختي نوشته شده است. این احتمال هيچ دور نيست. چرا که اين امکان وجود دارد که سعد اشعري دو تحرير از کتاب خود تنظيم کرده بوده و در تحرير دوم ضمن حفظ مواد تحرير اول مواد تازه ای را بدان افزوده بوده است. در آن صورت بايد گفت اين خود سعد اشعري بوده که از چند منبع خاص و آنطور که آقای مادلونگ می گويد با حفظ عين عبارات آن منابع، کتاب های فرق الشيعه و بعد المقالات والفرق را تنظيم کرده بوده است.

احتمال دوم اين است که کتاب فرق الشيعه از دانشمندی امامی اما اندکی متقدم بر سعد اشعري است که عيناً مورد نقل و اقتباس سعد در المقالات والفرق قرار گرفته است. در اين فرض ما البته نام نويسنده فرق الشيعه را نمی دانيم اما محتمل است که او نويسنده ای غير متخصص در فرق شناسی و ملل و نحل بوده که تنها همتش بر نقل و اقتباس از دو سه منبع در تأليف کتابش قرار داشته است. اينکه نوبختي که خود متخصص طراز اول فرق شناسی بوده و کسی که علاوه بر مقامش در علم کلام چندين کتاب در زمينه فرق نوشته (و مهمتر از همه کتاب الآراء والديانات) است و برخلاف معاصر غير متخصصش سعد اشعري تنها به اقتباسی خشک از دو سه منبع بدون هيچ گونه تلاشی برای روزآمد کردن مطالب و اطلاعات بسنده کرده باشد بسيار دورتر از ذهن است تا نويسنده ای در اندازه محدثانی مانند سعد اشعري و یا کسانی در پایه او در قم و يا بغداد. به ويژه اينکه می بينيم نوبختي در بسياری از مباحث کتاب اطلاعات دست اولی می توانسته به آن منابع اوليه اضافه کند و چنين نکرده است. اگر اين احتمال درست باشد در حقيقت کاری که سعد اشعري کرده اين است که کتاب يک معاصر خود را که شايد چندان هم متخصص در اين دانش نبوده به عنوان الگو قرار داده و مطالبی را در تکميل آن بدان افزوده است. سعد اشعري دست کم در کتاب ناسخ القرآن ومنسوخه خود هم عيناً همين کار را کرده و مواد کتاب نویسنده ای دیگر را عيناً در اثر خود بازسازی و با توضيحاتی تکميلی تحرير مجدد کرده است. بنابراين شيوه او در تأليف کتاب المقالات والفرق بی سابقه نيست.

چنانکه گفتم تنها زمانی يکی از اين دو احتمال را می توان جدی گرفت که کتاب فرق الشيعه را تأليفی از نوبختی ندانيم. در واقع در متن کتاب هيچ نشانی از اينکه اين کتاب تأليف نوبختی باشد وجودندارد. او در فرق شيعه کتابی به عنوان فرق الشيعه داشته است. اين را بر اساس فهرست آثارش می دانيم اما ثابت نيست متن موجود عيناً همان کتاب باشد. از آن سو، ظاهراً تمامی نسخه های موجود کتاب فرق الشيعه به نسخه مجموعه ابن العودي باز می گردد که به هرحال نسخه ای است متأخر و چندين سده از دوران مؤلف آن جديدتر است. اين احتمال که به دليل انتساب کتابی به عنوان فرق الشيعه به نوبختی و شهرت او به فرق شناسی متنی را به اشتباه به وی در نسخه خطی مـتأخری نسبت داده باشند غیر ممکن نیست. اما آنچه بيش از همه این نسبت را مورد شک قرار می دهد مجموعه نقل هایی است که از کتاب نوبختي در منابع موجود و کهن ديده می شود اما اين نقل ها در متن موجود فرق الشيعه ديده نمی شود و حتی مخالف آن نقل شده است. در اينجا بايد به طور خاص به کتاب الفصول المختاره اشاره کنم که چنانکه گذشت توجه عباس اقبال را هم به خود جلب کرده بود. اما علاوه بر آن نقل های کتاب المغني قاضي عبد الجبّار و همچنين تلخيص المحصّل خواجه طوسي هم همين مشکل را عيناً دارد. با دقت در نقل های اين دو منبع هم باز می بينيم آنچه از فرق الشيعه و يا خود نوبختی در موضوع فرق شيعی نقل شده با آنچه در فرق الشيعه موجود می بينيم متفاوت است. توجه کنيد:

۱- المغني في أبواب التوحيد و العدل ؛ ج‏۲۰(امامت‏۲) ؛ ص۱۸۲
"و ذكر الحسن‏ بن‏ موسى‏ أن الفرقة التى زعمت أن محمد بن إسماعيل بن جعفر مات، و أن الإمامة فى ولده هم القرامطة فى عصرنا هذا، و كانوا من قبل يسمون الميمونية لرئيس‏ لهم يقال له عبد اللّه بن ميمون القداح. "

۲- المغني في أبواب التوحيد و العدل ؛ ج‏۲۰(امامت‏۲) ؛ ص۱۸۵
"و حكى عن الحسن‏ بن‏ موسى‏، أن جابرا الجعفى كان يقول من .. الزيدية أن الإمام بعد النبي عليه السلام عليّ، و أنه استخلف أبا بكر ثم عمر ثم عثمان إلى أن ظهر منه ما ظهر فأمر بقتله، و ذكر هذا الحاكى أن سهل بن نوبخت (کذا) كان يذهب إلى هذا القول و قد ذكرنا الكلام عليهم فى موضع الخلاف، لأنهم لا يخالفون فى النص على عليّ عليه السلام، بدلالة الأخبار المنقولة، و قد ثبت القول فيها، و يخالفون فى طريق تثبيت الإمام."

۳-تلخيص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص۴۱۲ تا ۴۱۳
"و قد رأيت رسالة لبعض النوبختيّين‏ من قدماء الشيعة أنّه ذكر فيه أنّ المشهور أنّ‏ الامّة تفترق نيّفا و سبعين فرقة. و الشيعة قد افترقوا هذا القدر فضلا عن غيرهم. فذكر من الزيديّة عشر فرق، و من الكيسانيّة اثنى عشر فرقة، و من الاماميّة أربعا و ثلاثين فرقة، و من الغلاة ثماني فرق، و من الباطنيّة ثمان او تسع فرق. لكن بعض هذه الفرق خارجون عن الاسلام، كالغلاة و بعض الباطنيّة. و اللّه أعلم بحقيقة الحال."

این موارد نشان می دهد که متن مورد اشاره اين منابع که به ظنّ قوی بايد کتاب فرق الشيعه نوبختي باشد با متن موجود از فرق الشيعه تفاوت داشته است. يکی از نکاتی که در متن کتاب فرق الشيعه جلب توجه می کند ذکر تواريخ امامان شيعه است. اين کار به احتمال زياد نمی تواند کار نوبختی باشد که متکلم بود و علاقه ای به تاريخ نگاری نداشت. اما سعد اشعري خود متخصص طراز اول اين قبيل مسائل بود. چنانکه قبلاً در دو مقاله در همين مجموعه "بررسی های تاريخی" نشان داده ايم سعد اشعري متن های بسیار مشابهی را در تاريخ امامان نقل می کرده که بخشی از آنها در کتاب کافي کليني انعکاس يافته است. او در کتاب الضياء خود هم همين کار را کرده است (درباره اين کتاب باز در همين مجموعه "بررسی های تاريخی" مطلبی چند سال پيش منتشر کرديم که قابل مراجعه است). بنابراين شايد خود همين قرينه ای باشد بر تقويت احتمال اول. يعنی اينکه متن فرق الشيعه تنها تحرير اول کتاب تأليف سعد اشعري است.

با اين حساب انتساب کتاب فرق الشيعه به نوبختی محل اشکال جدی است و بايد يکی از دو احتمال پيشگفته را درباره فرق الشيعه و نسبت آن با کتاب المقالات والفرق مورد بررسی بيشتری قرار داد. يکی از نکات قابل توجه در اين ميان بررسی مقايسه ای ميان كتاب الزينه تأليف ابو حاتم رازي و كتاب فرق الشيعه و المقالات والفرق است. من اميد می برم در نوشته ای ديگر به اين مهم بپردازم. اما همينقدار اينجا بايد گفت که به احتمال زياد متن کتاب فرق الشيعه (و يا المقالات والفرق) در تنظيم متن کتاب الزينه تأثير داشته است. ساختار بخش فرقه شناسی کتاب الزينه نشان می دهد ابو حاتم رازي در هنگام تأليف به يکی از اين دو کتاب و یا دست کم تحریری/ منبعی از آنها نظر داشته است.
از آن سو و به عنوان کلام آخر در اين يادداشت خوب است اين نکته را هم مطرح کنم که به نظر می رسد متن فرق الشيعه تأليف نوبختی (يعنی آنچه اينک نسخه آن مفقود است) بعد از کتاب های فرق الشيعه موجود و کتاب سعد اشعري نوشته شده است. اين مطلب به ويژه از آنجا روشن می شود که در کتاب او گزارش مؤلف درباره موضوع امام غائب تحول تاريخی کاملتری نسبت به کتاب المقالات والفرق را نشان می دهد (البته اگر شيخ مفيد از ناحيه خود تصرف در کلام نوبختي نکرده باشد). به عبارات او در اين موضوع که در الفصول المختاره (ص ۳۱۸ به بعد) نقل شده توجه کنيد:
"(فصل) قال الشيخ أيده الله: و لما توفي أبو محمد الحسن بن علي بن محمد ع افترق أصحابه بعده على ما حكاه أبو محمد الحسن‏ بن‏ موسى‏ النوبختي رضي الله عنه أربع عشرة فرقة فقال الجمهور منهم بإمامة ابنه القائم المنتظر ع و أثبتوا ولادته و صححوا النص عليه و قالوا هو سمي رسول الله ص و مهدي الأنام و اعتقدوا أن له غيبتين إحداهما أطول من الأخرى و الأولى منهما هي الصغرى و له فيها الأبواب و السفراء و رووا عن جماعة من شيوخهم و ثقاتهم أن أبا محمد الحسن ع أظهره لهم و أراهم شخصه و اختلفوا في سنه عند وفاة أبيه فقال كثير منهم كان سنه إذ ذاك خمس سنين لأن أباه توفي سنة ستين و مائتين و كان مولد القائم ع سنة خمس و خمسين و مائتين و قال بعضهم بل كان مولده سنة اثنتين و خمسين و مائتين و كان سنه عند وفاة أبيه ثماني سنين و قالوا إن أباه لم يمت حتى أكمل الله عقله و علمه‏ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ‏ و أبانه من سائر الخلق بهذه الصفة إذ كان خاتم‏ الحجج و وصي الأوصياء و قائم الزمان. و احتجوا في جواز ذلك بدليل العقل من حيث ارتفعت إحالته و دخل تحت القدرة و بقوله تعالى في قصة عيسى ع‏ وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ و في قصة يحيى ع‏ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا و قالوا إن صاحب الأمر ع حي لم يمت و لا يموت و لو بقي ألف عام حتى يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا و أنه يكون عند ظهوره شابا قويا في صورة ابن نيف و ثلاثين سنة و أثبتوا ذلك في معجزاته و جعلوه من جملة دلائله و آياته ع...."








سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۹
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

عباس
۲ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۸:۵۱
حضرت استاد مدرسی طباطبائی در افتتاح بخش پنجم کتاب فرایند تکامل فرموده اند: متن مشترک میان فرق الشیعه نوبختی و المقالات و الفرق سعد اشعری ظاهراً سنّی بوده نه شیعه چنان که مادلونگ تصور کرده بود. ببینید تعبیر از شیعه را به «روافض» که نمونه آن هنوز در صفحه 92 کتاب سعد دست نخورده باقی مانده و همچنین صیغه غیر شیعی سلام فرستادن بر ائمه در صفحات 70 و 75 که بهمان صورت اصلی باقی است. مواردی هم سعد فقط یک جمله اضافه کرده و دست بترکیب کلام نزده مثل جمله «عند العامة» در صفحه 73 که کاملاً واضح است وی در«تجدید تحریر» خود بر اصل اضافه کرده بدون آن که رنج بازنویسی متن را برخود هموار کند.

پاسخ: جناب آقای اطهر عباسی. در شماره دوم پاسخ اين مطلب آمده. لطفا مطالعه فرمایید.