آخرین نوشته ها
دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۴۸۶٫۹۲۵ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۰۶ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۴۰۴
بازدید از این یادداشت : ۳۶۳

پر بازدیدترین یادداشت ها :
چند سال پیش قسمتی از پژوهش نویسنده این سطور درباره کتاب بصائر الدرجات منسوب به محمد بن الحسن الصفار در این سایت و همچنین در مجله کتاب ماه دین منتشر شد. اینک شماره دوم آن تقدیم می شود
نسخه موجود بصائر الدرجات صفار به روايت ابو القاسم حمزة بن القاسم بن العباس از محمد بن يحيی العطار از صفار قمي است. اين روايت در آغاز ابواب مختلف ده گانه اين کتاب (جز در آغاز باب اول در نسخه چاپی)، ديده می شود. پيشتر ديديم که يکی از طرق نجاشی به کتابهای صفار و از جمله کتاب بصائر الدرجات، محمد بن يحيی العطار بود؛ البته در طريق نجاشی، راوی از عطار فرزندش احمد بود، در حالی که در اين سند راوی از عطار، ابو القاسم حمزة بن القاسم است. در مورد محمد بن يحيی العطار توجه به يک پرسش مهم است؛ او با وجود معاصرت با محمد بن الحسن الصفار در تعدادی از مهمترين مشايخ، چرا بايد به عنوان راوی کتابی از صفار قلمداد شود که بيشتر روايات آنرا خود می توانسته از همان مشايخ صفار شخصا روايت کند؟ در واقع اين نکته پرسش مهمی را در مورد کتاب بصائر الدرجات مطرح می کند. درست است که در پاره ای روايات محدود، عطار از صفار روايت حديث می کرده، اما وی در تعدادی از مهمترين مشايخ حديث قم دقيقا همانند صفار امکان روايت مستقيم از آنان را داشته است. نگاهی به مهمترين مشايخ ثابت شده اين دو نفر می تواند پرتوی بر بحث ما بيندازد: مهمترين مشايخ صفار که در طرق کتاب نجاشی در ضمن اسانيد صفار از آنان ياد شده از اين قرارند: احمد بن محمد بن خالد البرقي، احمد بن محمد بن عيسی الأشعري، ايوب بن نوح بن دراج النخعي، الحسن بن علي بن النعمان، العباس بن معروف، علي بن حسان الواسطي، محمد بن ابی الصهبان عبدالجبار، محمد بن الحسين بن ابی الخطاب، ابو الجوزاء منبه بن عبد الله و دست آخر يعقوب بن يزيد (نک: مشيخة النجاشي، ص ۴۰۰-۴۰۲). اما در مورد محمد بن يحيی العطار القمي اين مشايخ را بايد بر اساس رجال نجاشي نام برد: احمد بن أبي زاهر موسی الأشعري، احمد بن محمد بن سيّار الکاتب السياري، احمد بن محمد بن عيسی الأشعري، الحسن بن علي الزيتوني، الحسين بن عبيدالله بن سهل السعدي، حمدان بن سليمان النيسابوري، سلمة بن الخطاب البراوَستاني، عبد الله بن محمد بن عيسی بن عبد الله الأشعري، علي بن محمد بن علي بن سعد الأشعري القمي، عمران بن موسی الزيتوني الأشعري القمي، محمد بن أحمد بن أبي قتادة، محمد بن أبي الصهبان عبد الجبار، محمد بن أبي القاسم عبيد الله بن عمران الجنابي البرقي ماجيلويه، محمد بن أحمد بن خاقان النهدي القلانسي، محمد بن أحمد بن يحيی بن عمران الأشعري، محمد بن جبرئيل الأهوازي، محمد بن حسّان الرازي، محمد بن الحسين بن ابي الخطاب الهمداني، محمد بن علي بن محبوب الأشعري، محمد بن موسی بن عيسی الهمداني السمّال و موسی بن جعفر الکميذاني (نک: مشيخة النجاشي، ص ۴۴۰-۴۴۲). توجهی به اين دو فهرست نشان می دهد که محمد بن يحيی العطار نيز در روايت از شماری از مشايخی که در بصائر الدرجات از آنان روايت مستقيم ديده می شود، با محمد بن الحسن الصفار شريک بوده است. به هر حال اين مسئله در بحث ما جايگاه اساسی دارد و بايد به اين پرسش پاسخ داد که چرا با وجود آنکه محمد بن يحيی العطار معاصر با صفار بوده، اما در عين حال راوی اصلی کتاب او قلمداد می شده است؟ نسبت محمد بن يحيی العطار با کتاب بصائر الدرجات چيست؟
برای پاسخ بهتر است از اين نقطه آغاز کنيم که عمده رواياتی که کليني در الکافي با سندی مشترک با اسانيد بصائر در کتاب الحجة خود نقل کرده است، در کتاب کليني به نقل از محمد بن يحيی العطار ارائه شده است و طبعا نامی از صفار در آن اسانيد ديده نمی شود. اين روايات احاديثی هستند که محمد بن يحيی العطار از مشايخی روايت کرده که نام آنان در کتاب بصائر به عنوان مشايخ نويسنده بصائر آمده است. ممکن است تصور شود که در اين موارد که تعداد آنها هم زياد است، کليني از شيوه استخراج نويسی بهره برده بوده و با وجود آنکه کتاب بصائر صفار قمي را پيش رو داشته، اما احاديث آن کتاب را به روايت از محمد بن يحيی العطار نقل کرده چرا که او هم می توانسته آن احاديث را از همان استادان و مشايخ صفار روايت کند و چون عملا آنها را در کتاب النوادرش روايت کرده بوده، بنابراين کليني به جای نام بردن از صفار از محمد بن يحيی نام برده و حديث متن بصائر صفار بدين شيوه استخراج کرده بوده است. اما دليلی برای پذيرش اين نظر نداريم. چرا اساسا بايد کليني چنين کاری کرده باشد؛ به ويژه اينکه او در مواردی محدود از طريق همين محمد بن يحيی العطار و يا ديگر شيخش احمد بن محمد العاصمي هر دو با هم و گاهی از طريق يکی از اين دو رواياتی را از صفار (به صورت محمد بن الحسن) و متن بصائر الدرجات در کتاب الحجة الکافي روايت کرده است. اينجاست که پرسش اصلی طرح می شود. آيا حقيقتا کتاب بصائر الدرجات از صفار است؟ آيا همين موارد نشان نمی دهد که کتاب بصائر الدرجات موجود محصولی است که محمد بن يحيی العطار در پديد آوردن او سهم مؤثر داشته است؟ به ويژه اينکه پيشتر گفتيم که راوی يگانه اين کتاب از صفار، همين محمد بن يحيی العطار بوده است. نخست بايد ببينيم که ريشه کتاب بصائر الدرجات به کجا می رسد: در آثار رجالی و فهارس قديم، جز در دو کتاب رجال نجاشي و الفهرست طوسي در هيج منبع ديگری و از جمله رساله ابو غالب زراري از اين کتاب نام برده نشده است؛ اين در حالی است که ابو غالب زراري در رساله خود از بصائر سعد بن عبد الله نام برده است. نخستين منبعی هم که از اين کتاب به عنوان اثری از صفار قمي آشکارا نقل کرده، کتاب الخرائج والجرائح راوندي در سده ششم قمری است که شماری از احاديث اين کتاب را در کنار احاديث سعد بن عبد الله اشعري در بصائر الدرجات او نقل کرده است. البته نسخه ای از همين سده هم از کتاب بصائر الدرجات در اختيار است. در کتاب عيون المعجزات که معلوم نيست حقيقتا تأليف چه دوره ای است و محتمل است که از توليدات سده ششم باشد، از يک کتاب بصائر الدرجات نام برده می شود که اصلا معلوم نيست مقصود از آن بصائری باشد که به صفار نسبت داده می شود؛ اما به هر حال او احاديثی از صفار نقل می کند که در نسخه کتاب بصائر موجود ديده می شوند. چنانکه پيشتر گذشت، در کتابهای حديثی متقدم نقل چندانی از صفار در موضوعات مرتبط با احاديث بصائر ديده نمی شود و آن تعداد هم که از صفار روايت شده و در متن کتاب بصائر نيز می توان آنها را يافت، به هيچ روی معلوم نيست که ربطی به اين کتاب داشته باشد و به هر حال اين احتمال قابل طرح است که آن احاديث را صفار در کتاب ديگری روايت کرده باشد. جدا از الکافي که چنانکه گذشت، آشکار است که دست کم نسخه اوليه متن بصائر را در اختيار داشته است، در کتابهای حديثی تنها موردی که آشکارا می توان گفت در آن نقلهای منظمی آمده که معلوم است از روی متن کتاب بصائر الدرجات اخذ شده، کتاب دلائل الامامة است که می دانيم هويت و نام مؤلف آن روشن نيست و حتی نمی توان دوران تأليف آن را به صورت قطع بيان کرد و شايد اصلا ارتباطی با سده پنجم، آن طور که از اسنادش به ظاهر پيداست نداشته باشد. بنابراين ما با دو واقعيت دوگانه در رابطه با کتاب بصائر الدرجات سر وکار داريم: از يک سو از کتابی به نام بصائر الدرجات در فهرستهای نجاشی و طوسي در ضمن تأليفات صفار نام برده شده که ما نمی دانيم دقيقا چه کتابی بوده و فقط می دانيم که تنها راوی آن محمد بن يحيی العطار بوده است و حتی ابن وليد آن را روايت نمی کرده و روايات متناسب با عنوان اين کتاب به نقل از صفار در منابع کهن حديثی بسيار محدود است و از ديگر سو اين واقعيت را نيز می دانيم که از سده ششم نسخه ای از کتاب بصائر الدرجات در اختيار بوده که آنرا به صفار نسبت می داده اند، اما ابدا معلوم نيست که اين نسخه که نامش بصائر الدرجات معرفی شده و به صفار منسوب می شده، عينا همان کتاب بصائر الدرجاتی است که نجاشی و طوسي آن را به عنوان تأليفی از صفار نام برده اند. در نسخه اين کتاب هم گواهی روشن و معتبر از نقطه نظر قواعد حديثی کهن ديده نمی شود تا انتساب اين متن و حتی نام آن را مستند به يک سنت روشن تداول کتاب نشان دهد؛ و لو اينکه در آغاز آن سند کتاب به صفار معرفی شده است. در کنار اين دو مطلب، دو نکته ديگر هم بايد مد نظر قرار داد؛ يکی اينکه نسخه ای از همين کتاب موجود بدون آنکه به نامش اشاره شود، در اختيار کليني و نويسنده دلائل الامامة بوده، اما در نقل از آن نسخه اشاره ای به نام صفار نشده است. چنانکه گذشت احاديثی که از اين متن در الکافي نقل شده در غالب موارد به نقل از محمد بن يحيی العطار نقل شده است. این نکته را هم باز تکرار کنم که مهمترين شاگرد صفار، يعنی ابن وليد قمي کتاب بصائر الدرجات را روايت نمی کرده است. با این اوصاف هيچ دليلی وجود ندارد که اولا: نسخه کنونی حتما از صفار قمي است و ثانيا: مقصود از بصائر الدرجاتی که در فهرستهای طوسي و نجاشي آمده، عينا همين متن کنونی است و ثالثا: همه اين متن در اختيار کليني و نويسنده دلائل الامامة بوده است و رابعاً مهمتر از همه اينکه: اصلا حقيقتا صفار کتابی به نام بصائر الدرجات داشته باشد. اين نسخه همانطور که گفتيم به روايت محمد بن يحيی العطار است و روايات زيادی از همين متن به نقل از محمد بن يحيی العطار و نه صفار در الکافي آمده است؛ بنابراين چرا نبايد اصلا اين کتاب را تأليفی از خود محمد بن يحيی العطار دانست؟
در اين مسئله دو نکته بسيار حائز اهميت است؛ يکی اينکه ابن وليد که شاگرد صفار بوده از کتاب بصائر الدرجات نامی نبرده و آنرا روايت نمی کرده است و مهمتر از آن، رواياتی که در آن ابن وليد از صفار متون احاديثی در موضوعات مشابه احاديث متن کنونی را نقل کند، بسيار محدود است و آن تعداد هم که نقل کرده می تواند به کتابی ديگر از صفار مربوط باشد و نه به متنی به نام بصائر الدرجات.

حال باید ببينيم که آيا انتساب متن کنونی به خود محمد بن يحيی العطار امکان دارد يا نه؟ اين مسئله برای بحث از هويت مؤلف کتاب بصائر الدرجات کنونی بسيار مهم است. در مقام پاسخ توجه به دو نکته حائز اهميت است: اول اينکه در نسخه کنونی نام محمد بن يحيی العطار در آغاز ابواب کتاب در سلسله روايت کتاب آمده است و از ديگر سو در دو منبعی که از بصائر الدرجات به عنوان تأليفی از صفار نام برده اند، تنها نام محمد بن يحيی العطار را به عنوان راوی متن از مؤلف آن نام برده اند. بدین ترتیب اين متن با محمد بن يحيی العطار نسبتی قوی داشته است. نکته دوم اينکه کما اينکه گذشت روايات زيادی از اين متن با انتساب به محمد بن يحيی العطار در کتاب الکافي و نه با انتساب به صفار نقل شده است؛ در خود متن موجود هم بسياری از مشايخ نويسنده متن موجود با مشايخ شناخته شده محمد بن يحيی العطار مشترکند و بنابراين او می تواند راوی از آنها به شکل مستقيم باشد. اما مسئله ای که ديده می شود اين است که در اين متن از کسانی روايت مستقيم وجود دارد که آنان نمی توانند مشايخ محمد بن يحيی العطار باشند و يا اينکه روايت از آنان به وسيله او در منابع مستقل ديده نمی شود؛ بر عکس کسانی از آنان اشخاصی هستند که جزء مشايخ صفار در منابع مستقل معرفی شده اند. پس اين کتاب که نسخه های آن هم دچار آشفتگی و کم و زياد است، در بخشی از آن می تواند تأليف صفار فرض شود و در بخشی هم می تواند تأليف محمد بن يحيی العطار فرض گردد. در اين متن درست است که روايات زيادی از مشايخی ديده می شود که نمی توانسته اند مشايخ مستقيم محمد بن يحيی العطار باشند و به نظر می رسد که اين صفار است که از آنان در اين متن روايت می کند، اما از ديگر سو در اين متن روايات بسيار زيادی هم ديده می شوند که در آنها نويسنده از مشايخی روايت مستقيم می کند که اصلا نمی توانند مشايخ محمد بن الحسن الصفار قلمداد شوند و روايت از آنان از سوی صفار در هيچ منبع مستقلی مورد تأييد قرار نگرفته است؛ نه تنها اين مسئله قابل مشاهده است، که حتی گروهی از اين مشايخ کسانی هستند که جزء مشايخ کاملا شناخته شده محمد بن يحيی العطارند و او در روايت از آنان کاملا شناخته شده و مشهور است. بدين ترتيب اين کتاب در هيئت فعلی آن که حتی بخشهايی از آن بی ترديد از عصر کلينی جزء اين کتاب قلمداد می شده، نمی تواند تأليف محمد بن حسن الصفار قلمداد شود و با توجه به روايت اين کتاب به وسيله محمد بن يحيی العطار و نيز استناد روايات آن به اين محدث در کتاب الکافي و نيز اينکه شماری از مشايخ موجود در اين کتاب با مورد محمد بن يحيی العطار و نه با صفار قابل تطبيق است، محمد بن يحيی العطار را بايد در تدوين اين متن دخيل دانست. به نظر من دقيقا به همين دليل هم بوده که ابن وليد از اين کتاب در شمار تأليفات صفار نامی نبرده بوده است؛ چرا که او اين کتاب را حاصل کار ويژه محمد بن يحيی العطار می دانسته است. حال بايد ديد که کار محمد بن يحيی العطّار در تنظيم اين متن دقيقا چه بوده است؛ چرا که نمی توان او را مؤلف اين متن به معنای معمولی آن دانست، زيرا کما اينکه گفتيم در اين کتاب رواياتی موجود است که محمد بن يحيی العطار نمی تواند راوی مستقيم آنها باشد. اما پيش از پاسخ به اين پرسش بايد اين نکته را در نظر داشت که نسخه کنونی کتاب همانطور که از وجود تفاوت دو نسخه بزرگ و کوچک آن و نيز وجود اسانيد آشفته آن به خوبی بر می آيد نسخه ای است دست خورده که روشن است در طی زمان دچار دستکاريها و اضافاتی شده است و بدین ترتیب اين نسخه نماينده تأليف اوليه آن نيست و کليني نيز نه اين نسخه بلکه نسخه اوليه اين کتاب را در اختيار داشته است. از آن جمله سند آغازينی که در نه باب از ده باب اين کتاب دیده می شود و نيز ذکر نام صفار در آغاز باب نخست کتاب، با توجه به اشکالاتی که در اين نسخه به وضوح ديده می شود، می تواند غير دقيق قلمداد شود. شايد در گذر زمان و در مراحل مختلف در اين نسخه اضافاتی وارد شده که ماهيت نخستين اين اثر را از ميان برده باشد.
اين احتمال وجود دارد که سند آغازين ابواب تنها سند دفتر مختصر اوليه ای بوده که تنها بخشی از متن موجود را تشکيل می داده، اما بعدا احاديث ديگری از دفاتری ديگر به ابواب مختلف اين کتاب از سوی محدثانی امامی وارد شده بوده، بدون آنکه سند آغازين ابواب را به تناسب احاديث جديد اصلاح کنند و يا تذکری در رابطه با احاديث جديد و منابع آنها در نسخه کتاب ارائه شود. البته معمولا اين گونه دخل و تصرفات اگر به شيوه و هدف تدليس کتابها صورت نمی گرفت، از سوی اصلاح کنندگان و کسانی که اضافات بعدی را داخل می کردند، در آغاز و يا حاشيه نسخه و در گواهی های روايت نسخه اطلاع داده می شد و به گونه ای تمايز احاديث اوليه با احاديث بعدی مورد تذکر قرار می گرفت. شايد در مورد نسخه ما هم اين اتفاق افتاده باشد، اما در گذر زمان آن تذکرات از نسخه حذف شده باشد. معمولا "زيادات" محدثان بعدی در سنتی روشن در کتابهای حديثی قبلی اعمال می شد و در وقت روايت نسخه های کتابهای حديثی به وجود زيادات و شيوه داخل شدن آنها در متن اوليه اشاره می شد و با شيوه هایی اطمینان داده می شد تا اضافات بعدی که به وسيله روات بعدی اعمال می گرديد، از متن اصلی تمييز داده شود. در ميان کتابهای حديثی سنی نمونه ای روشن مسند احمد بن حنبل است که راويان بعدی در آن زياداتی دارند که کاملا قابل تمييز از اصل مسند ابن حنبل است. در کتابهای حديثی اماميه هم مواردی مانند کامل الزيارات را می توان مثال زد که اندکی اضافات بعدی را به طور مشخص دارد. اما متأسفانه در مورد کتابهای حديثی اماميه به دليل از ميان رفتن نسخه های اصلی و کهن و گواهی شده در مورد غالب کتابهای حديثی عصور اولیه، در مواردی تشخيص اين امر ممکن نيست و اطلاع یافتن بر تحولات بعدی نسخه ها و کتابها به روشنی برای ما امکان پذير نيست. به نظر نويسنده اين سطور کتاب بصائر الدرجات موجود نمونه روشن اين نوع نسخه هايی است که در نسخه اوليه آن دست برده شده، بدون آنکه موارد اضافات و تغييرات بعدی به روشنی در آن توضيح داده شود. البته به احتمال قوی دست کم در مورد پاره ای از تغييرات و اضافات بعدی، توضيحات لازم در نسخه مادر داده شده بوده، اما آن توضيحات در نسخه های بعدی منتقل نشده است. اين توضيحات از اين نقطه نظر اهميت دارد تا وجود سند آغازين ابواب بصائر الدرجات را گواهی برای هويت دقيق مؤلف اين کتاب فرض نگیریم. حال در مقام پاسخ به پرسش نقش محمد بن يحيی العطار در اين کتاب، سه احتمال مختلف را می توان در نظر گرفت:
۱- نخست اينکه چنين فرض کنيم که اصل کتاب حاضر، تأليفی حديثی از صفار است که نامش بصائر الدرجات بوده و آنرا صرفا محمد بن يحيی العطار از او روايت می کرده است. دليل اينکه تنها او از صفار اين متن را روايت می کرده، شايد اين بوده که اين کتاب تنها در مجلسی خصوصی با حضور محمد بن يحيی العطار از سوی صفار املاء شده بوده و يا محتملتر اينکه اين دفتر تنها دفتری از احاديث صفار بوده که صورت مسوده آن در اختيار محمد بن يحيی العطار قرار گرفته بوده و شايد به خاطر آنکه اواخر عمر صفار بوده، اجازه آنرا تنها به محمد بن يحيی داده بوده و آنگاه بعدا محمد بن يحيی العطار آنرا تبييض کرده و در ضمن آن احاديثی از مجموعه روايات خود را نيز بدان افزوده بوده است؛ اما بعدا اين افزوده ها با متن اصلی صفار خلط شده و تمايز ميان آنها مشکل شده است. در اين شکل احتمالی، اصل کتاب بصائر الدرجات از خود صفار فرض می شود که به دليلی آنرا تنها برای محمد بن يحيی العطار واگذاشته بوده و بعدا تنها همو نيز آنرا از صفار روايت می کرده و در عين حال اضافاتی را هم به آن افزوده بوده است. قرينه ای هم برای اين احتمال وجود دارد و آن اينکه کليني احاديث محدودی از اين کتاب را به روايت محمد بن يحيی العطار (وگاهی همراه با احمد بن محمد العاصمي و گاه تنها او و بدون محمد بن يحيی العطار) از صفار در کتاب الحجة خود نقل کرده است. پس اصل اين کتاب از صفار بوده است. اما از ديگر سو، کليني احاديث زياد ديگری از اين متن با روايت مستقيم از محمد بن يحيی العطار روايت می کند که بخشی از آنها عينا می تواند از صفار باشد؛ چون از مشايخ صفار در آنها روايت شده است؛ در حالی که نام صفار در سند نيست و به جای آن نام محمد بن يحيی العطار ديده می شود. با توجه به کثرت اين دست احاديث در الکافي، در صورت پذيرش اصل اين احتمال، بنابراين بايد گفت که سهم محمد بن يحيی العطار در متن کنونی بصائر بسيار بيشتر از آن چيزی است که به نظر اول می آيد و او در حقيقت در موارد زيادی احاديثی در اين کتاب اضافه کرده بوده که آن احاديث را از مشايخ صفار روايت می کرده است. بدين ترتيب اصل کتاب صفار بسيار محدود بوده و دست کم شامل مواردی از بصائر می شود که روايت مستقيم از پاره ای مشايخ نمی تواند کار عطار باشد، چرا که آنان مشايخ صفار و نه عطار بوده اند. اما احتمال ديگر هم قابل طرح است و آن اينکه اشتراک احاديث محمد بن يحيی العطار در الکافي با احاديث موجود در بصائر دليل اين امر نيست که سهم صفار را در احاديث بصائر کم بدانيم، بلکه تنها اين امر نشان می دهد که علاوه بر صفار، محمد بن يحيی العطار هم اين احاديث را روايت می کرده، چون مشايخ آن دو در مواردی مشترک بوده اند. در اين احتمال منبع کافي کليني نه کتاب بصائر موجود، بلکه دفتری از احاديث محمد بن يحيی العطار، شايد خود النوادر او بوده است. اما شباهت نقلها و تنظيم ابواب کما اينکه پيشتر گفتيم ظاهرا ترديدی در اين نکته نمی گذارد که منبع الکافي بصائر الدرجات موجود، البته نسخه اصلی و مادر نسخه فعلی بوده است. به هر حال در اين فرض کتاب بصائر الدرجات موجود کتابی است اصلا از محمد بن الحسن الصفار اما با اضافات بسيار محمد بن يحيی العطار. اينجا اين نکته را هم بيفزايم که ممکن است اصلا صفار نام کتاب کوچک اوليه اش را بصائر الدرجات نگذاشته بوده، بلکه حاصل کار محمد بن يحيی العطار بوده است که به اين عنوان خوانده می شده؛ اما چون اصل آن به هر حال ريشه در احاديث دفتر اوليه ای از صفار داشته، اين کتاب از سوی راويان بعدی به عنوان بصائر صفار نام برده شده و در تأليفات او از آن نام برده اند. در ادبيات حديثی نمونه های زيادی هست که يک کتاب با وجود اضافات بعدی راويان تنها در ضمن تأليفات نويسنده اوليه و يا تنها در ضمن تأليفات راوی آن نام برده می شود.
اين را هم همينجا اضافه کنم که در نسخه موجود احاديثی هست که کار محمد بن يحيی العطار هم نمی تواند باشد، بلکه از اضافات بعدی است، کما اينکه پس از اين خواهيم گفت.

ادامه دارد...
يكشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۶
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

جعفر رحیمی
۲۱ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۶
سلام علیکم
بنده مقاله ای را در مجله سفینه با عنوان جایگاه حدیثی محمد بن حسن صفار منتشر کرده ام و هم اکنون مشغول دو مدخل دانشنامه ای که یکی در مورد خود صفار است و دیگری در مورد بصائر هستم. از استاد انصاری خواهشمندم اگر قبول بفرمایند نوشته هایم را برای ایشان ارسال کنم تا در صورت لزوم راهنمایی فرمایند

لطف کنید. خدمتی برآید دریغ نخواهم کرد.