دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۴۷٫۸۵۸ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۷۹ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۱۲
بازدید از این یادداشت : ۷۷۱

پر بازدیدترین یادداشت ها :


کتاب کوچک کلامی الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد که شرحی است بر واجب الإعتقاد علامه حلي تاکنون دست کم دو بار چاپ شده و همواره تصور شده که کتابی است از فاضل مقداد سيوري؛ دانشمند امامی آغاز سده نهم قمری. در چاپ اين اثر در مشهد علاوه بر چاپ سنگی آن (در ضمن کلمات المحققين)، يک نسخه متأخر اين کتاب نيز محل اعتماد و مراجعه قرار گرفته است. نکته جالب در اين کتاب اين است که به وضوح در مقدمه اين اثر عبارتی از نويسنده شرح آمده که نشان می دهد کتاب نبايد تأليف مقداد سيوري باشد؛ چرا که نويسنده از علامه حلی به عنوان " اوحد فضلاء العصر " ياد می کند که بايد همين، انتساب کتاب را به مقداد سيوري محل ترديد قرار می داد. عبارت نويسنده چنين است(الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد، ص: ۳۹): "أمّا بعد: فإنّي مورد في هذه الرّسالة شرح ما تضمّنته المقدّمة الموسومة ب «واجب الاعتقاد» تصنيف مولانا الشّيخ الأعظم، و الرّئيس المعظّم، قدوة المحقّقين، حجّة الأفاضل المعاصرين، ملك الفقهاء و المتكلّمين، ركن الإسلام و المسلمين، علّامة الدّهر، أوحد فضلاء العصر، السّعيد المغفور جمال الملّة و الحق و الدّين: أبي منصور الحسن بن المطهّر الحلّي- قدّس اللّه روحه و نوّر ضريحه- على سبيل الاختصار دون التّطويل و الإكثار، تقريبا بها الى أذهان المكلّفين و تسهيلا على الطّالبين، و تقرّبا بذلك الى اللّه تعالى، و سمّيتها بكتاب: «الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد» و اللّه وليّ التّوفيق و السّداد."
از ديگر سو در جای ديگری از اين شرح نويسنده درباره فخر المحققين تعبيری دارد که باز انتساب کتاب را به مقداد سيوري منتفی می کند. عبارت نويسنده چنين است ( الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد، ص۱۱۵): "... و اختاره المصنّف [رحمه اللّه‏] في أكثر كتبه. ثمّ رجع عن القول بالنّدب و أفتى بالوجوب، على ما نقله [عن شيخه‏] العلّامة ولده مولانا فخر الدّين محمّد «أدام اللّه أيّامه»".
البته در اينجا مصحح به دليل آنکه فرض می کرده نويسنده کتاب مقداد سیوري است، در متن نسخه دست برده و تنها در حاشيه به تذکری بسنده کرده و در واقع خواسته است متن کتاب را تصحيح کند. عبارت اصلی در نسخه مورد استناد او که همان هم درست است اين بوده: "... و اختاره المصنّف [رحمه اللّه‏] في أكثر كتبه. ثمّ رجع عن القول بالنّدب و أفتى بالوجوب، على ما نقله عنه شيخنا العلّامة ولده مولانا فخر الدّين محمّد «أدام اللّه أيّامه»". در اينجا واضح است که نويسنده شاگرد فخر المحققين است و در زمان حيات او نيز شرح خود را نوشته است. بنابراين کتاب نمی تواند از مقداد سيوري باشد و همين مقدار استناد به خود متن کافی است که متن را از مقداد سيوري ندانيم؛ گو اينکه همواره بر اساس چاپ سنگی اين کتاب همگان اين کتاب را به او نسبت داده اند. اما اين کتاب اگر از مقداد سيوري نيست؛ پس از کيست؟ پاسخ اين پرسش را بايد از نسخه ای ناشناخته از کتاب و از ميان مخطوطات ارزشمند کتابخانه مجلس جستجو کرد:
در واقع اين کتاب بنابر تصريح نسخه قديمی و کهنه اين اثر که در ضمن مجموعه ای است در کتابخانه مجلس (شماره ۱۰۷۰۶) از شمس الدين محمد بن صدقة بن الحسين بن فائز الحلّي، فقيه و متکلّم امامی است که از شاگردان شناخته شده فخر المحققين است و نيز از شاگردان نصير الدين علي بن محمد الکاشي الحلي، دانشمند و متکلم برجسته سده هشتم قمری. ابتدا چند کلمه ای درباره شمس الدين محمد بن صدقة ارائه می دهم؛ دانشمندی که اطلاعات ما درباره او همانند بسياری ديگر از علمای اماميه در سده های هشتم و نهم بسيار اندک است. می دانيم که اجازه مبسوط فخر المحققين به شمس الدين محمد بن صدقة در تاريخ ۱۵ ذي القعده سال ۷۵۸ را شيخ إبراهيم بن سليمان القطيفي در اجازه اش به شيخ شمس الدين محمد بن تركي (در نجف اشرف در سال ۹۱۵) نقل کرده است (الذريعة إلى‏ تصانيف ‏الشيعة، ج‏۱، ص: ۱۳۴؛ نيز نک: همان، ۱/ ۲۳۶). اجازه شيخ نصير الدين علي بن محمد بن علي الكاشاني الحلي (د. ۱۰ رجب ۷۵۵ ق) به او هم چنانکه نقل شده، به تاريخ ۵ جمادی الأولی سال ۷۲۵ ق بوده است که نسخه به خط شيخ عبد الرحمن ابن العتائقي از آن بر روی نسخه ای از مصباح الأرواح (در علم کلام) تأليف دانشمند سنی معروف، ناصر الدين بيضاوي در خزانة غروية موجود است. احتمال زياد هست که تاريخ ۷۲۵ ق درست ضبط نشده و درست آن ۷۵۲ ق باشد (نک: الذريعة إلى‏تصانيف ‏الشيعة، ج‏۱، ص: ۲۲۰ تا ۲۲۱). صورت اجازه به نقل ابن العتائقي از اين قرار است (نک: اعيان ‏الشيعة، ج‏۹، ص: ۳۷۴؛ نيز: طبقات قرن هشتم آقا بزرگ، ص ۱۸۹): "وجدت انهاء بخط مولانا الأعظم الامام المعظم نصير الملة و الحق و الدين القاشي ادام الله أيامه: انهى قراءة هذا الكتاب من أوله إلى اخره و بحثه و تفحص عن مشكلاته و تحقق معضلاته الأخ في الله الشيخ الصالح الفقيه العالم شمس الدين محمد بن صدقة نفع الله به و بأمثاله و أوصله إلى رتب كماله في مجالس آخرها خامس جمادى الأولى سنة ۷۲۵ و كتب أفقر العباد إلى الله تعالى علي بن محمد القاشي عرفه الله عيوب نفسه و جعل يومه خيرا له من امسه حامدا مصليا مسلما.". اين اجازه نشان می دهد که شمس الدين محمد بن صدقة نه تنها شاگرد فخر المحققين بوده، بلکه از دانشمندی کلام و فلسفه شناس به پايه نصير الدين کاشي حلي نيز بهره علمی برده و متن مهم کلامی مصباح الأرواح بيضاوي را نزد او آموخته بوده است.
در ضمن می دانيم که محمد بن صدقة نسخه ای از غرر الحكم آمدي را در نجف کتابت کرده؛ به تاريخ سلخ ربيع الثاني سال ۷۴۰ ق که نسخه آن در مكتبه امير المؤمنين العامة در نجف، ش ۵۸۲ موجود است(نک: فهرس‏ التراث، ج‏۱، ص: ۵۶۷؛ نيز: طبقات قرن هشتم آقا بزرگ، ص ۱۸۹). او نسخه ای هم از معارج الفهم علامه حلي را در علم کلام کتابت کرده که در چاپ اين اثر در قم از آن بهره گرفته شده است (محل نگهداری نسخه در کتابخانه آية اللّه بروجردي در قم است). تاريخ نسخه به کتابت او ۱۹ رجب سال ۷۶۳ ق است. اين نسخه حواشی مختلف متعدد و پر حجم هم دارد که بايد بررسی کرد از کيست؟ احتمال زياد دارد که اين حواشی از استادش نصير الدين قاشي حلي باشد که می دانيم تعليقاتی ارزشمند بر معارج الفهم داشته است. دور نيست که شمس الدين محمد بن صدقة همين متن را نزد نصير الدين قاشي خوانده بوده است. رقم شمس الدين محمد بن صدقة در پايان نسخه از اين قرار است (معارج الفهم، ص: ۵۹۰ . نويسنده اين سطور به عکس نسخه مراجعه کرد و مواردی را در اين ترقيمه اصلاح کرد): "تمّ الكتاب بحمد اللّه تعالى و منّه، و الحمد للّه وحده و صلواته على سيّدنا محمّد النبيّ و آله الطاهرين، و ذلك بعد الظهر من نهار الأربعاء تاسع عشر من رجب الأصمّ المبارك من سنة ثلاث و ستّين و سبعمائة، و هو اليوم الخامس و العشرون من أيار من شهور الروم على يد كاتبه العبد الفقير إلى اللّه تعالى محمّد بن صدقة بن حسين بن فائز بن عرفة بالمشهد الشريف المقدّس الغروي سلام اللّه و صلاته على مشرّفه، و الحمد للّه وحده و الصلاة على خير خلقه محمّد النبيّ و آله الطيّبين الطاهرين و كان فراغ مصنّفه قدّس اللّه روحه من تصنيفه في سادس رمضان المبارك من سنة ثمان و سبعين و ستمائة".

در بازگشت به متن کتاب الإعتماد و نسخه کهنه آن بايد بيافزايم که نسخه ياد شده در ضمن مجموعه ای است در کتابخانه مجلس که شامل چند کتاب کلامی ديگر هم هست که ما در ضمن مقاله ديگری مجموعه آن را معرفی خواهيم کرد. اين نسخه از جمله شامل شرح باب حادي عشر تأليف أبو العزّ جلال الدين عبد الله بن شرفشاه العلويّ الحسينيّ است که می دانيم او از دانشمندان امامی اواخر سده هشتم قمری در نجف اشرف است که چند سالی از سده نهم را هم درک کرده و از معاصران شمس الدين محمد بن صدقة بوده است. جلال الدين ابن شرفشاه را می دانيم که مجموعه ای ارزشمند داشته از آثار خطی که آنها را وقف خزانه غرويه کرده بوده و امروزه تعدادی از آنها هنوز در اين کتابخانه ارزشمند باقی است.
مجموعه مجلس به کتابت شخصی است به نام عضد الدين محمد بن محمد بن مهنّا بن أبي الحسن بن نفيع الحلّي در سال ۸۲۱ ق که می دانيم خود اهل علم و ادب بوده و از کسانی بوده که در مدرسه زينيه حلّه در دوران ابن فهد حلي فعال بوده است (اين نسخه هم در همين مدرسه کتابت شده). اين همان شخصی است که خضر بن محمّد بن علي الرازي الحبلرودي، کتاب التوضيح الأنور بالحجج الواردة لدفع شبه الأعور خود را به درخواست او نوشته بوده و در کتابش چند جا از او نام می برد. عنوان کتاب الإعتماد که کتاب اول در اين مجموعه است، چنين است: "کتاب الإعتماد في شرح واجب الإعتقاد تصنيف السعيد المرحوم شمس الدين محمد بن صدقة رحمه الله تعالی بمحمد وآله".

اينجا برای مزيد فايده متن اجازه فخر المحققين به محمد بن صدقة را نقل می کنيم(نک: بحار الأنوار، ج‏۱۰۵، ص: ۹۷ تا ۱۰۱:[و أجزت له أيضا ما أجازه فخر المحققين للشيخ شمس الملة و الحق و الدين محمد بن‏ صدقة قدس الله سره فإنها مما أجيز لي و صورة إجازته] : "أجزت له جميع ما صنفته في العلوم العقلية و النقلية الكلامية و الأصولية و غيرها من سائر العلوم العقلية و أجزت له جميع ما صنفه والدي قدس الله سره في الفقه و ألفه في الأحاديث و الرجال و التفسير و جميع ما صنفه في أصول الفقه و جميع ما صنفه في علم الكلام و جميع ما صنفه في العلوم الثلاثة و جميع ما صنفه في تفسير الكتاب العزيز أجزت له أن يروي كل ذلك عني عن والدي قدس سره. و أجزت له رواية كتب الإمام السعيد الأعظم خواجة نصير الحق و الدين محمد بن محمد الطوسي في العلوم عني عن والدي عنه. و أجزت له أن يروي عن والدي جميع ما صنفه الإمام السعيد شمس الدين الليثي (کذا: الکيشي) عن والدي عنه. و أجزت له أن يروي جميع ما صنفه الإمام السعيد نجم الدين أبو القاسم جعفر بن سعيد في الفقه و الكلام و أصول الفقه و غيرها من العلوم عني عن والدي قدس الله سره عنه رحمه الله. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الشيخ السعيد نجيب الدين يحيى بن سعيد عني عن والدي عنه. و أجزت له رواية جميع ما ألفه و صنفه الإمام السعيد جمال الدين أحمد بن طاوس عني عن والدي عنه. و أجزت له أن يروي جميع ما رواه السيد السعيد غياث الدين عبد الكريم عن جمال الدين بن طاوس عنه. و أجزت له أن يروي جميع ما صنفه الشيخ السعيد جعفر ابن الشيخ السعيد نجيب الدين‏ بن نما عني عن والدي عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه والده الشيخ السعيد نجيب الدين بن نما عني عن والدي عن الشيخ جعفر ولده عن نجيب الدين ابن نما. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام السعيد المرحوم محمد بن إدريس عني عن والدي عن جدي سديد الدين يوسف بن علي بن المطهر عن نجيب الدين بن نما عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام المعظم أفضل العلماء مولانا كمال الدين (کذا: جمال الدين) ميثم (کذا: بايد علي باشد) بن سليمان البحراني عني عن والدي عن جدي سديد الدين يوسف عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام العلامة أفضل عصره كمال الدين بن سعادة البحراني عني عن والدي عن جدي عن كمال الدين بن سليمان البحراني عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه فريد الدين محسن (کذا: بايد مقصود، فريد الدين داماد نيشابوري باشد) عني عن والدي عن خواجة نصير الدين الطوسي عنه و أجزت له رواية جميع ما صنفه فريد الدين محسن بهذا الإسناد بعينه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه كمال الدين ميثم البحراني شارح نهج البلاغة عني عن والدي عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام تاج الدين الأرموي صاحب حاصل المحصول عني عن والدي عن جدي عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام السعيد سراج الدين الأرموي عني عن والدي عن جدي عن السعيد مهذب الدين بن بردة (کذا: ردّة) الجامع بين المعقول و المنقول عنه (کذا؛ در سند قطعاً افتادگی وجود دارد). و أجزت له رواية جميع ما صنفه الإمام المعظم سالم بن عزيزة عني عن والدي عن والده عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه جدي يوسف في أصول الفقه و هو الخلاصة عني عن والدي عنه. و أجزت له رواية جميع ما صنفه ابن أبي الحديد شارح نهج البلاغة عني عن والدي عن جدي سديد الدين يوسف عنه. و أجزت له جميع ما صنفه شيخنا الأعظم و إمامنا الأقدم شيخ الإسلام أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي قدس الله سره عني عن والدي عن والده عن الشيخ يحيى بن محمد بن يحيى بن أبي الفرج (کذا: الفرج) السوراوي عن الفقيه الحسين بن هبة الله بن رطبة عن المفيد أبي علي الحسن ابن الشيخ الإمام محمد بن الحسن الطوسي عن والده أبي جعفر محمد بن الحسن قدس الله نفسه الزكية و أفاض على تربته المراحم الربانية. و بطريق آخر و هو عني عن والدي عن جدي يوسف بن المطهر عن السيد أحمد بن يوسف بن أحمد العريضي العلوي الحسيني عن برهان الدين محمد بن محمد بن علي الحمداني القزويني نزيل الري عن السيد فضل الله بن علي الحسني عن أبي الصمصام الحسني عن الشيخ أبي جعفر الطوسي. و بطريق آخر عني عن والدي عن جدي عن السيد فخار بن معد بن فخار العلوي الموسوي عن الشيخ شاذان بن جبرئيل القمي عن الشيخ أبي القاسم العماد الطبري عن المفيد أبي علي محمد بن الحسن الطوسي عن والده الشيخ أبي جعفر الطوسي. و أجزت للمولى الشيخ الأعظم الإمام العالم شمس الدين رواية جميع مصنفات هذا الشيخ خصوصا كتاب تهذيب الأحكام في الروايات و الأحاديث عن الأئمة ع فإني قرأته على والدي قدس الله سره بالمشهد الغروي صلوات الله على مشرفه و مرة أخرى في طريق الحجاز و حصل الفراغ منه و ختمه في مسجد الله الحرام و كتاب الإستبصار و كتاب الرجال و كلاهما إجازة لي من والدي قدس الله سره. و أجزت له أيضا جميع مصنفات الشيخ الإمام السعيد المرحوم المفيد محمد بن محمد بن النعمان عني عن والدي عن جدي يوسف عن السيد أحمد بن يوسف بن أحمد العريضي العلوي الحسيني عن البرهان محمد بن محمد بن علي الحمداني القزويني عن السيد فضل الله بن علي الحسني الراوندي عن العماد أبي الصمصام بن معبد الحسني عن الشيخ أبي جعفر الطوسي عن الشيخ المفيد المذكور. و أجزت له أيضا رواية جميع مصنفات و مؤلفات و روايات الشيخ الإمام أبي جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه بالطريق المذكور إلى الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان عن المفيد عنه رضي الله عنهما. و أجزت له جميع مصنفات الشيخ الإمام علي بن بابويه المذكور بالطريق المذكور إلى ولده أبي جعفر محمد بن علي المسمى بالصدوق عن والده المذكور عنه. و أجزت له رواية جميع مصنفات السيد المرتضى و أجزت له أيضا رواية جميع مصنفات النجاشي كالذي صنفه في الرجال بالطريق الذي لي إلى أبي الصمصام عن النجاشي و بهذا الإسناد عن الشيخ أبي جعفر الطوسي عن أبي محمد هارون بن موسى التلعكبري عن أبي عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز الكشي بكتابه أن يرويه عني عنه. و أجزت له أن يروي كتب الشيخ الفقيه المتكلم الأصولي سديد الدين الحمصي عني عن والدي عن جدي يوسف عن المفيد أحمد بن يوسف بن أحمد العريضي العلوي الحسيني عن برهان الدين محمد بن محمد بن علي الحمداني القزويني نزيل الري عن سديد الدين الحمصي المذكور. و أجزت له أن يروي عني جميع مصنفات الشيخ السعيد عبد العزيز بن البراج و رواياته عن عمرو المدني (کذا: عنّي عن أبي) عن جدي بالطريق الذي لي إلى شاذان بن جبرئيل القمي عنه عن الشيخ السعيد عبد الله بن عبد الواحد عن الشيخ أبي محمد عبد الله بن عمر الطرابلسي جميعا عن القاضي أبي المفضل محسن بن إبراهيم بن مرزوم عن الشيخ الفقيه يحيى بن الحسن بن البطريق عن أبي طالب حمزة بن محمد بن أحمد بن شهريار الخازن عن جده أبي نصر أحمد بن أبي الحسن بن شاذان عن أبي جعفر محمد بن علي عن والده المصنف كذا (در اين چند سطر اخير چنانکه روشن است آشفتگی های متعدد در متن اجازه ديده می شود که بايد با مراجعه دقيق به نسخه ها تصحيح گردد). و اعلم أن لي إلى جعفر بن محمد الصادق ع طرقا تزيد على المائة و أنا أذكر منها طريقا واحدا و هي الطريق التي لي إلى الشيخ أبي جعفر الطوسي عن المفيد محمد بن محمد بن النعمان عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن محمد بن يعقوب الكليني‏ عن محمد بن علي بن محبوب عن محمد بن أحمد العريضي عن العمركي عن علي بن جعفر عن أخيه موسى عن أبيه جعفر الصادق ع و هذا طريق إلى موسى ع أيضا و هذا طريق إلى أبي جعفر محمد الباقر و هو طريق إلى آبائه إلى النبي ع و إنما اقتصرت على هذا الطريق لأن الطرق الأخرى مذكورة في الروايات. و قد أجزت للشيخ الأعظم الإمام المعظم شمس الدين أدام الله فضائله أن يروي عن الإمام جعفر بن محمد الصادق ع بهذا الطريق و بالطرق التي لي جميعها. و كذا أجزت له أن يروي عني عن الأئمة بالطرق التي لي إليهم و أجزت له أن يروي عني ما أجيز لي روايته عن الإمام العسكري ع و عن المهدي ع بفتاويه التي وقع عليها في جواب مسائل الصدوق بالطرق التي لي إلى الصدوق فليرو ذلك لمن شاء و أحب فهو أدام الله أيامه أهل لذلك. و كتب محمد بن الحسن بن يوسف بن المطهر في خامس عشر ذي القعدة سنة ثمان و خمسين و سبعمائة الهلالية و صلى الله على سيدنا محمد النبي و آله الطاهرين".
پنجشنبه ۱۲ دي ۱۳۹۲ ساعت ۹:۵۴
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت