دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۷۷٫۱۹۴ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۲۲۹ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۸۶
بازدید از این یادداشت : ۱٫۵۳۸

پر بازدیدترین یادداشت ها :

ابن عقده از محدثان برجسته و از حفاظ مهم حديث و از مهمترين حافظان ميراث حديثی کوفه است. خود او بر مذهب زيدی بوده و سهم بسيار مهمی در انتقال حديث شيعی و سنت متنی شيعيان کوفی در سه سده نخستين داشته است. از آثار او متأسفانه چيز مهمی باقی نمانده اما در عين حال می دانيم که کتابهای مهمی را در حديث و رجال و تاريخ تدوين کرده بوده است. با اين وصف روشن است که بخشی از کتابهای او به صورت نقلهای مستقيم و يا غير مستقيم در کتابهای بعدی نقل شده است. علاوه بر زيديان که به طور خاص به آثار و احاديث او عنايت داشته اند، بايد از شيعيان امامی و نيز سنيان نام برد که در آثار خود احاديث و اقوال ابن عقده را محفوظ نگاه داشته اند. اماميه به دليل آنکه بخشی از ميراث حديثی خود را در سنت حديثی شيعی کوفه می جستند و نيز به دليل اينکه ابن عقده فراتر از عقيده مذهبی خود راوی بسياری از متون حديثی کوفی حتی در ميان سنتهای غير زيدی بوده است، بنابراين اماميه به احاديث او اعتنا می کردند، خاصه که ابن عقده در فهرستهای خود راوی بخش عمده اين ميراث و حتی ميراث حديثی امامی مذهبان کوفه بود. زيديه طبعا او را راوی عمده کتابهای حديثی در سنتهای شيعی کوفه می دانستند و بنابراين به روايت از آثار او اعتنا می کردند. در کتابهای محدثان امامی و به ويژه کتابهای شيخ مفيد و شيخ طوسي و محدثان بعدی اماميه و از آن جمله ابن طاووس روايت از احاديث ابن عقده به طور چشمگيری ديده می شود، حال يا به صورت روايت مستقيم و با سلسله اسناد از روی دفاتر و اصولی که به او باز می گشت و يا روايت به صورت وجاده از کتابهايی که بعدا به او منسوب بود و نسخه هايی از آنها در اختيار کسانی چون ابن طاووس قرار می گرفت. زيديان کوفه به ويژه به آثار ابن عقده دسترسی داشتند و بعدا زيديان ايران و يمن هم از طريق زيديان کوفه به اين احاديث و روايات طبعا می توانستند دسترسی داشته باشند. از مهمترين کتابهای حديثی زيدی فی المثل می توان کتابهای ابو عبدالله العلوي در مکتب کوفه را گواه آورد که از جمله مهمترين منابع آن کتابها احاديث و اصول و دفاتر ابن عقده بوده است. پس از او البته در اين ميان بايد از امالی دوشنبه ها و پنجشنبه های المرشد بالله را نيز بايد در اين شمار نام برد. محدثان سنی هم طبعا به روايات و حتی اقوال رجالی ابن عقده اعتنا داشته اند و اين به دليل جايگاه او در حفظ و نيز شاگردی بزرگان محدثان سده چهارم نزد ابن عقده و استماع حديث از او بوده است. متأسفانه تاکنون تحقيق جامعی درباره ابن عقده دست کم منتشر نشده است (برای شرح حالی مختصر از او و برخی کتابهايش، نک: مدخل ابن عقده در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، به قلم آقای احمد پاکتچی؛ نيز نک: مقاله من در کتاب ماه دين، درباره يک کتاب تازه ياب ابن عقده). مهمترين مسئله شناخت سنتهايی بوده که او راوی آنها بوده است. از آن جمله جالب توجه است که وی علاوه بر حديث شيعی، به دليل گرايش کلی زيديان کوفه، خود به شخصيت ابو حنيفه تمايل داشته و کتابی هم نوشته بوده است به نام کتاب أخبار أبي حنيفة ومسنده (نک: نجاشي، ص ۹۴) که بعدا در چند کتاب از کتابهای حنفيان مورد نقل گسترده قرار گرفته است (پيشتر من در مقاله پيشگفته کتاب ماه دين، از نسخه تقريبا کامل اين کتاب که به تفاريق در يک کتاب حنفی کهن نقل شده و همينک در اختيار است، بحث کرده ام). ابن عقده کتاب غدير معروفی هم داشته که نقلهای زيادی از آن در منابع متأخرتر موجود است و چند سالی پيشتر نسخه ای بازسازی شده از آن در قم منتشر شد که البته هنوز جای تکميل دارد. رجال امام صادق او را هم می دانيم که شيخ طوسي در الرجال خود مورد استفاده قرار داده است.
ابو عبدالله العلوي (الحافظ أبو عبد الله محمد بن علي بن عبد الرحمن العلوي، درگذشته سال ۴۴۵ق)، محدث و فقيه برجسته زيدی کوفه در نيمه سده پنجم قمری در کتابهای مختلف خود چنانکه گفتيم روايات زيادی از ابن عقده به طرق متعدد نقل کرده و تقريبا بسياری از قسمتهای کتابهای حديثی او را اين چنين نقل کرده و برای ما محفوظ نگاه داشته است. از کتابهای او چندين کتاب تاکنون مانند فضل زيارة الحسين و فضل الکوفة و التعازي و الأذان بحي علی خير العمل و مقداری از کتاب الجامع الکافي او که مهمترين کتاب او و موسوعه ای در فقه زيدی کوفه است، تاکنون منتشر شده است. اخيرا هم کتاب ديگر او به نام تسمية من روى عن الإمام زيد بن علي عليه السلام من التابعين (برای سنت تسميه نويسی در ميان محدثان، نک: مقاله استاد سيد محمد رضا جلالي در شماره های نخستين مجله تراثنا) در يمن منتشر شده است که البته تصحيح خوبی نيست و از نسخه کهن برلين در آن استفاده نشده است. در اين کتاب روايات زيادی از ابن عقده نقل شده و در حقيقت تکيه اصلی نويسنده بر روايات ابن عقده بوده است. دليل اين امر اين است که ابن عقده در ميان چند کتابی که در رابطه با راويان از برخی امامان نوشته بوده، يعنی حضرت امير، حسنين، امام سجاد و امام باقر و مهمتر از همه کتابش در رابطه با اصحاب امام صادق، کتابی هم اختصاص داده بوده است به راويان از زيد بن علي، با نام کتاب من روی عن زيد بن علي (نک: نجاشي، ص ۹۴). در حقيقت ابو عبدالله العلوي بخش عمده ای از کتاب خود را که به ذکر راويان از ميان تابعين از زيد بن علي اختصاص يافته بوده، به نقل روايات ابن عقده اختصاص داده است. البته در کنار اين دسته از روايات، وی به روايات اشخاص ديگر و از جمله ابو بکر ابن جعابي و از آن مهمتر عبدالعزيز بن اسحاق البقال البغدادي، زيدی بسيار برجسته عراق (که خود چند کتاب در زمينه روايات و راويان زيدی دارد) عنايت داشته است. می دانيم که ابو المفضل شيباني، محدث برجسته شيعی عراق نيز که به روايات و احاديث منسوب به زيد بن علي (و از جمله روايت مسند مشهور زيد بن علي) و کلا روايات شيعی کوفه عنايت زيادی داشته کتابی داشته است به نام کتاب من روی عن زيد بن علي بن الحسين. او علاوه بر اين، دو کتاب ديگر هم داشته يکی کتاب فضائل زيد و ديگری کتابی به نام کتاب الشافي في علوم الزيدية. ابو عبدالله العلوي در کتابهای خود عنايت زيادی به روايات ابو المفضل داشته و بعد از او المرشد بالله هم راوی تعداد قابل توجهی از احاديث ابو المفضل شيباني است (برای او نک: رساله دکتری من، فصل مربوط به ابو المفضل شيباني، و نيز مقاله مستقلی که درباره ابو المفضل نوشته ام و به زودی در اين سايت منتشر خواهد شد؛ نيز نک: مدخل ابو المفضل شيباني، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، به قلم احمد پاکتچي؛ برای اين چند کتاب ابو المفضل، نک: نجاشي، ص ۳۹۶). ابو عبدالله العلوي در کتاب تسميه خود با واسطه های متفاوتی از ابن عقده روايت می کند (البته همواره او با يک واسطه از ابن عقده روايت می کند، گو اينکه اين واسطه در کتابهای متعدد او اشخاص مختلفی را شامل می شده است)، اما روشن است که او در نقل خود متکی بوده است بر دفتر ابن عقده درباره راويان زيد بن علي و گو اينکه در روايت و نقل از آن، وسائط متعددی را به عنوان واسطه روايت خود از ابن عقده نام می برد، اما سهم واسطه ها تنها گويا روايت به اجازه برای دفتر ابن عقده بوده و نه اينکه آنان احاديث ابن عقده را در کتابهای متفاوت خود نقل کرده باشند و ابو عبدالله العلوي به واسطه آن کتابها از کتاب ابن عقده روايت کرده باشد. در واقع ابو عبدالله صرفا به جهت نشان دادن گستره روايی خود تيمنا و تبرکا نام راويان واسطه را هر بار تغيير می داده است و الا منبع مستقيم او همان دفتر ابن عقده است که خود روايت آن را از طرق متعدد که نامشان در سندها می آيد، در اختيار داشته است. ما در اينجا متن بازسازی شده کتاب ابن عقده را بر اساس کتاب ابو عبدالله العلوي نقل می کنيم. احتمالا کتاب ابن عقده مفصلتر از اين بوده و ابو عبدالله تنها از آن آنچه را می خواسته گزين کرده است. در تصحيح متن ابو عبدالله العلوي خطاهايی در سندها هست که تصحيح آنها الآن در مجال و حوصله نويسنده اين سطور نيست.

کتاب من روی عن زيد بن علي تأليف ابن عقده

[رواية زيد بن علي عن أبي الطفيل عامر بن واثلة الصحابي]
[أخبرنا أبو الحسن محمد بن جعفر بن محمد التميمي النحوي بقراءتي عليه، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة، قال: حدثنا المنذر بن محمد بن المنذر قراءة، قال: حدثنا حسن بن محمد [بن عبدالله بن الحسن بن الحسن]، قال: حدثني أبي، عن إسماعيل بن أبي خالد الأزدي، عن أبيه، قال: سمعت زيد بن علي عليهما السلام يقول: سمعت أبا الطفيل الليثي رضي الله عنه يحدث أبي علي بن الحسين عليهما السلام أنه رأى رسول الله صلى الله عليه وآله وهو غلام شاب. قال: وسمعته يحدث عن علي عليه السلام أنه قال: شر حجة حجها الأولون والآخرون تُنْتَهَب فيها أحلاس الناس.
[أخبرنا أبو الفضل محمد بن الحسن بن [محمد بن] أحمد الأسدي ومحمد بن عبدالله الجعفي، قالا:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة، قال: حدثنا محمد بن المفضل بن إبراهيم بن المفضل بن قيس بن رمانة الأشعري، قال: حدثني أبي، قال: حدثنا بكار بن أبي بكر [عبدالله] بن محمد الحضرمي، عن أبيه، عن زيد بن علي أنه كان يحدث عن أبي الطفيل الكناني رضي الله عنه أنه سمع علي بن أبي طالب يقول: شر حجة حجها الأولون والآخرون تنتهب فيها أحلاس الناس إلا أن الفرج عند أعناقها واردة، وعند عراقيبها صادرة.
[حدثنا محمد بن الحسن بن محمد بن أحمد بن حطيط قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة، قال: حدثنا إبراهيم بن محمد بن إسحاق بن زيد، قال: هذا كتاب جدي إسحاق بن زيد قرأت فيه: حدثني عبدالمؤمن بن القاسم، قال: حدثني عمار بن الحرث الشاكري، أنه سمع الإمام زيد بن علي عليهما السلام يقول: كان أبي يحج بنا ونحن غلمان فرأيت أبا الطفيل الكناني يأتيه ويحدث عنه [وهو] شيخ هِمّ عليه مقطعات له فسمعته يقول: والله لو لم أجد بمكة إلا العصا ما فارقتها فإن هذا الأمر منها بدأ وإن الفرج منها يبدُ.

[رواة الإمام زيد من التابعين]
[(۱) إسماعيل بن عبد الرحمن السدي
كوفي تابعي يروي عن زيد بن علي عليهما السلام.
أخبرنا جعفر بن محمد الجعفري قراءة، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة، قال: حدثنا الحسن بن العباس بن أبي مهران الرازي، قال: حدثنا سهل بن عثمان الرازي، قال: حدثنا الحكم بن ظهير، عن السدي، عن زيد بن علي عليه السلام عن آبائه، أنهم قالوا: الفلق جب في قعر جهنم عليه غطاء فإذا كشف عنه خرجت منه نار تضج جهنم من شدة حر ما يخرج منه.

[(۲) أبان بن أبي عياش فيروز البصري تابعي.
أخبرنا محمد بن عبدالله الجعفي، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد الحافظ قراءة، قال: حدثنا حسين بن عبد الرحمن بن محمد الأزدي، قال: حدثنا أبي، قال: حدثنا يونس بن أرقم، قال: حدثني أبان بن أبي عياش، قال: رأيت زيد بن علي وأبا جعفر وعبدالله بن الحسن وجعفر بن محمد يستلمون الْحَجَر في كل طواف.

[(۳) أبان بن تغلب بن رباح الكوفي
تابعي، عن زيد بن علي عليهما السلام.
أخبرنا محمد بن الحسن الأسدي قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: أخبرني أحمد بن الحسن [ابن سعيد بن عثمان القرشي]، عن عبد الرحمن الهاشمي في كتابه إليَّ، قال: أخبرنا محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن موسى بن جعفر، قال: حدثني عم أبي الحسين بن موسى، عن أبيه، عن سدير الصيرفي، عن جعفر [الصادق]،عن أبيه، وأبان بن تغلب، عن زيد بن علي، عن أبيه.
عن جابر رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وآله قرأ بالخفض. وعن زيد بن علي، عن أبيه، عن الحسن بن علي مثله.

[(۴) إبراهيم بن الحسن بن الحسن بن علي
تابعي، سمع أبا أمامة بن سهل بن حنيف الأنصاري.
حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن حطيط الأسدي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا محمد بن يوسف بن إبراهيم الورداني، حدثنا الحسن بن إبراهيم بن إسماعيل أخو القاسم بن إبراهيم، قال: حدثنا أبي، عن أبيه، عن إبراهيم بن الحسن بن الحسن، قال: حدثني أبو أمامة بن سهل بن حنيف، قال: لما مات سهل بن حنيف قال علي عليه السلام: لو أحبني جبل لتهافت.

[(۵) الحسن بن الحسن بن الحسن
ابن علي بن أبي طالب المدني تابعي، رأى جابر بن عبدالله الأنصاري رضي الله عنهما وأبا سعيد الخدري. [وروى] عن الإمام الأعظم أبي الحسين زيد بن علي.
أخبرنا محمد بن الحسن بن أحمد الأسدي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد رحمه الله، قال: حدثني إبراهيم بن أحمد بن خيرويه، قال: سمعت سفيان بن أبي رزق، قال: حدثنا عمر بن مؤيد الجعفي، قال: سمعت الحسن بن الحسن بن الحسن يقول: أباح مسلم بن عقبة المدينة ثلاثة أيام فقتل أهلُ الشام أهلَها، وقتلوا الأطفال، وجزوا لحية أبي سعيد الخدري، ونتفوا لحية جابر بن عبدالله فرأيتهما ولحاهما خصلا خصلا وكان أبو سعيد يقول: والله لا أحركها حتى ألقى رسول الله صلى الله عليه وآله فأخبره بما لقينا بعده.

[(۶) الحسين بن علي بن الحسين
ابن علي بن أبي طالب مدني تابعي. سمع أبا الطفيل، ورأى الحسين بن علي بن الحسين جابر بن عبدالله الأنصاري. عن أخيه زيد بن علي عليهما السلام.
أخبرنا أبو عبدالله أحمد بن علي بن [الحسن بن] العطار [أبو عبدالله البجلي] المقرئ، ] قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا علي بن الحسن بن إسماعيل بن صبيح، قال: حدثنا إسماعيل بن إسحاق، قال: حدثنا رزيق بن عبدالواحد، قال: حدثنا جعفر بن عبدالله بن الحسين بن علي بن الحسين، عن أبيه، عن جده الحسين بن علي بن الحسين عليهما السلام، قال: كنت مع أخي زيد بن علي حين أشخصه هشام إلى يوسف بن عمر من الشام إلى الكوفة فكان لا ينزل منزلاً إلا كان أول ما يعمل أن يبني مسجداً فلا يزال يصلي فيه ويدعو حتى يرحل.
[أخبرنا محمد بن الحسن بن أحمد بن حطيط قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: أخبرنا المنذر بن محمد قراءة، قال: حدثنا أبي، قال: حدثنا سعيد بن [أبي] الجهم ، قال: حدثني علي بن صالح المكي، عن الحسين بن علي بن الحسين أنه سمع أبا الطفيل يقول: رأيت رسول الله صلى الله عليه وآله يوم فتح مكة يطوف على راحلته.
[أخبرنا محمد بن الحسن الأسدي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا عبدالله بن إبراهيم بن قتيبة، قال: حدثنا محمد بن أبي عمر الخلقاني، قال: (حدثني أبي، قال): حدثنا فضيل بن مرزوق، عن الحسين بن علي بن الحسين" عن جابر بن عبدالله الأنصاري رضي الله عنهما: أن رجلاً سأل النبي صلى الله عليه وآله عن مواقيت الصلاة.. وساق الحديث.

[(۷) الحارث بن حصيرة أبو النعمان
الأزدي الكوفي، تابعي. عن زيد بن علي عليهما السلام.
أخبرنا جعفر بن حاجب إجازة،] عن أحمد بن محمد بن سعيد، قال: أخبرني إبراهيم بن محمد بن إسحاق بن يزيد، قال: هذا كتاب جدي إسحاق بن يزيد فقرأت فيه: حدثني عبدالمؤمن بن القاسم [الأنصاري]، عن الحارث بن حصيرة، قال: رأيت زيد بن علي يتوضأ يغسل قدميه غسلاً.

[(۸) زبيد بن الحارث اليامي الهمداني
أبو عبدالرحمن كوفي، تابعي. عن زيد بن علي (ع).
أخبرنا عبدالله بن مجالد البجلي قراءة، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا عبد الملك بن محمد الرقاشي، قال: حدثنا رجاء بن سلمة، قال: حدثني أبي، قال: حدثنا شعبة، قال: حدثنا سنان بن الحارث، قال: رأيت منصور بن المعتمر قد أتى زبيد اليامي يعصر عينيه يدعوه إلى الخروج مع زيد بن علي بن الحسين وكنت بالكوفة حين خروج زيد بن علي فنادى يوسف بن عمر في أهل الديوان أن يحضروا المسجد فحضروا كلهم غير زبيد.
[أخبرني محمد بن عبدالله الجعفي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد رحمه الله، قال: حدثنا أحمد بن زهير، قال: حدثنا أحمد بن حنبل، قال: حدثنا يحيى بن أبي بكير، عن نعيم بن ميسرة، قال: قال سعيد بن جبير: لو خيرت عبداً لقي الله لاخترت زبيد اليامي.

[(۹) سليمان بن مهران أبو محمد الأعمش الأسدي الكاهلي
مولاهم كوفي تابعي، عن زيد بن علي عليه السلام.
أخبرنا محمد بن جعفر بن محمد بن هارون قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: أخبرني أحمد بن الحسن بن سعيد بن عثمان [القرشي أبو عبدالله]، قال: حدثني أبي، قال: حدثنا حُصَين بن مخارق، عن الأعمش، عن زيد بن علي عليهما السلام في قوله تعالى: قال: الفرائض.
[أخبرنا عبدالله بن مجالد بن بشر البجلي قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا عبدالملك بن محمد الرقاشي، قال: حدثنا رجاء بن سلمة، قال: حدثني أبي، عن شعبة، قال: سمعت الأعمش حين خرج زيد بن علي وفشا أمره، يقول: والله لولا ضرار بي لخرجت إليه، أما والله ليسلمنه كما فعلوا بجده وجده وعمه.

[(۱۰) عبد الله بن الحسن بن الحسن
ابن علي بن أبي طالب أبو محمد، تابعي، روى عن زيد بن علي، ورأى جابر بن عبدالله الأنصاري، وسمع عن أبي عامر الأسلمي من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله.
أخبرنا جعفر بن محمد الجعفري قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن نصر السلمي، قال: حدثنا أحمد ـ يعني بن صبيح ـ، قال: حدثنا ظريف بن ناصح، عن موسى بن عبدالله بن الحسن، قال: سمعت أبي عبدالله بن الحسن بن الحسن يحدث عن زيد بن علي، قال: كل مسكر حرام، وما أسكر كثيره فقليله حرام.
[أخبرنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الحسن بن حطيط قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن الحسن القطواني، قال:حدثنا حسن بن ظريف الثمالي، قال: حدثنا موسى بن عبدالله، عن أبيه، قال: سمعت شيخاً من أسلم يكنى أبا عامر ـ قال: بايع رسول الله صلى الله عليه وآله تحت الشجرة ـ قال: كان علي بن أبي طالب يأتينا بالعَرْج إلى مال له فيصلي بنا في ثوب واحد متوشحاً به.
[أخبرنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الحطيط الأسدي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا محمد بن إسماعيل بن إسحاق [الراشدي]، قال: حدثنا محمد بن إسماعيل بن حماد بن يعلى، قال: حدثنا محمد بن إسحاق الخزاز، قال: حدثني موسى بن عبدالله بن الحسن، قال: سمعت أبي يقول: خرج جابر بن عبدالله ليالي الحرة فنكب. فقال : تعس من أخاف رسول اللهصلى الله عليه وآله فقال له ابنه: يا أبتي ومن أخاف رسول اللهصلى الله عليه وآله؟ قال: يابني سمعت رسول اللهصلى الله عليه وآله يقول: ((من أخاف أهل المدينة فقد أخاف هذين)) وأشار بيده إلى جنبيه. قال عبدالله بن الحسن عليهما السلام: ورأيت جابر بن عبد اللّه وقد ذهب بصره وابنه يقوده إلى مسجد رسول الله صلى الله عليه وآله.

[(۱۱) عبدالله بن محمد أبو بكر الحضرمي
كوفي تابعي، سمع أبا الطفيل رحمه الله تعالى، روى عن زيد بن علي عليه السلام.
أخبرنا محمد بن عبدالله الجعفي ومحمد بن الحسن بن الحطيط الأسدي قراءة عليهما، قالا:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثني محمد بن المفضل بن إبراهيم بن المفضل بن قيس بن رمانة الأشعري، قال: حدثني أبو بكر، قال: حدثني بكار بن أبي بكر عبدالله بن محمد الحضرمي، عن أبيه،
عن زيد بن علي أنه كان يحدث عن أبي الطفيل أنه سمع علياً عليه السلام يقول: شر حجة حجها الأولون والآخرون تنتهب فيها أحلاس الناس إلا أن الفرج عند أعناقها واردة وعند عراقيبها صادرة.

[(۱۲) عمر بن علي بن الحسين
ابن علي بن أبي طالب عليه السلام تابعي، سمع أبا أمامة بن سهل بن حنيف.
أخبرنا جعفر بن محمد، الجعفري قراءة، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد إملاء، قال: حدثنا معاذ بن المثنى، حدثنا عبد الرحمن بن يونس، قال: حدثنا حسين بن زيد، قال: سمعت عمر بن علي يقول: رأيت زيد بن علي يُدعى إلى الدعوة وهو صائم في غير فريضة ولاقضاء فيفطر ثم يقضي.
[أخبرنا محمد بن الحسن الأسدي،] قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثني جعفر بن عبد اللّه المحمدي، قال: حدثنا عمر بن علي بن عمر بن علي بن الحسين، عن أبيه، عن جده عمر بن علي، عن ابن سهل بن حنيف أن علياً كبر على سهل بن حنيف ستاً. وقال: إنه بدري.

[(۱۳) عمرو بن عبدالله بن علي أبو إسحاق السبيعي
كوفي تابعي، عن زيد بن علي (ع).
أخبرنا أبو عبدالله مجالد بن بشر البجلي قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا الحسين بن عبدالرحمن الأزدي، قال: حدثنا الحسين بن علي، قال: حدثني أبي، عن إسماعيل بن أبي خالد [محمد بن المهاجر بن عبيد الأزدي]، عن أبي حمزة الثمالي، قال: قال لي أبو إسحاق السبيعي يوماً: رأيت من آل علي بن أبي طالب ما لا أحسب أن أحداً رآه.
رأيت أمير المؤمنين علياً خطيباً على المنبر أبيض اللحية، ضخماً، عظيم العينين، أصلع أجلح .
ورأيت الحسن والحسين ابني رسول اللهصلى الله عليه وآله وكان يقال: الحسن أشبه الناس بالرسولصلى الله عليه وآله وجهاً ولوناً ومشية.
ورأيت محمد بن الحنفية كأن وجهه قلب فضة وكان يدعى المهدي.
ورأيت سيد العابدين علي بن الحسين وكأنما هو واقف بين يدي الله عز وجل من الخوف.
ورأيت حسن بن محمد بن الحنفية فكان ذا منطق ولسان وهو الذي اتخذته المرجئة.
ورأيت أبا جعفر محمد بن علي سيد أهله فهماً وعلماً وجالسته.
ورأيت زيد بن علي أفصح أهله لساناً وأنقدهم قولاً.
ورأيت جعفراً عند أبيه أشبه الناس به سمتاً وهدياً ودَلاًّ .
قال أبو حمزة: ثم بكى أبو إسحاق واشتد بكاؤه ثم دخل علينا داخل فقطع حديثه.

[(۱۴) عاصم بن عبيد الله بن عاصم
ابن عمر بن الخطاب العدوي، عن زيد بن علي عليهما السلام.
أخبرنا أبو عبدالله محمد بن علي بن الحسين بن الجراح قراءة، قال: حدثنا محمد بن منصور [المرادي] المقري، قال: حدثنا حسن بن حسين [العرني] ، عن أبي داود الطهوي، قال: سمعت عاصم بن عبيدالله بن عاصم بن عمر، يقول: لقد أصيب عندكم رجل ما كان في زمانه مثله ولا أراه يكون بعده مثله، قلت: من هو؟ قال: زيد بن علي. قلت: وإنك لتقول ذلك؟ قال: نعم. وأنا أكبر منه مولداً قد أتى علي سبعون سنة، ولقد رأيته وهو غلام وإنه ليستمع الشيء من ذكر الله تعالى فيغشى عليه، فيقول القائل: ما هو بعائد إلى الدنيا.
أخبرنا محمد بن عبدالله، قال:] أخبرنا احمد بن محمد بن سعيد، قال: أخبرنا أحمد بن يحيى [الأودي]، قال: أخبرنا حسن بن حسين، عن أبي داود الطهوي، قال: قال عاصم بن عبيدالله.. فذكر نحوه.

[(۱۵) فطر بن خليفة
أخبرنا محمد بن جعفر التميمي قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن [محمد بن] سعيد، قال: أخبرنا سعيد بن عمر بن سلمة القصاب، قال: حدثني إبراهيم بن سنان، قال: حدثني بكر بن فطر بن خليفة، عن أبيه، قال: رأيت زيد بن علي وأبا جعفر محمد بن علي وعبدالله بن الحسن وجعفر بن محمد ومحمداً وإبراهيم ابني عبدالله بن الحسن يطوفون بعد العصر ويصلون، ورأيت أبا الطفيل يطوف بعد العصر ويصلي وسمعته يقول: مابقي أحد أبصر رسول الله صلى الله عليه وآله غيري.

[(۱۶) نصر بن عبدالرحمن البارقي
كوفي تابعي، روى عنه شعبة.
أخبرنا جعفر بن محمد الجعفري قراءة، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مروان، قال: أخبرني أبي، قال: أخبرنا زيد بن المعدل، عن عبد الرحيم بن نصر [بن عبدالرحمن البارقي]، عن أبيه، قال: سمعت زيد بن علي يذكر عن آبائه، عن نبي الله صلى الله عليه وآله قال: ((يا علي لا يرى مجردي غيرك فإنه إن رآه غيرك عمي)).
[أخبرنا محمد بن جعفر بن [محمد بن] هارون قراءة، قال:] أخبرني أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا جعفر بن محمد بن عمر، قال: حدثنا زهر بن أبي المقوم الأنصاري، قال: حدثنا أبي، عن نصر البارقي، قال: سألت زيد بن علي عن المسح على الخفين. فقال عليه السلام: نحن أهل البيت لا نمسح وكان أبونا لا يمسح، وما رأيت أحداً من أهل بيتي يمسح على خف قط. وسألته عن الجِرِّي، فقال: نحن أهل البيت نعافه.

[(۱۷) النعمان بن ثابت أبو حنيفة
الفقيه الكوفي تابعي.
أخبرنا محمد بن عبدالله الجعفي، قال:] أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا حسين بن زياد، عن عمر، قال: حدثنا مطلب بن زياد، قال: سمعت أبا حنيفة يقول: مارأيت أحداً قط أحضر جواباً من زيد بن علي. قال له رجل: قدر الله المعاصي؟ قال: أفعصي كرهاً.

[(۱۸) هارون بن سعد العجلي
كوفي تابعي، روى عنه: الأعمش، وشعبة.
أخبرنا جعفر بن محمد الجعفري قراءة، قال:] حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا أحمد بن يحيى [الأودي]، قال: حدثنا علي بن قادم [الخزاعي الكوفي]، قال: حدثنا علي بن عابس، عن هارون بن سعد، عن زيد بن علي، قال: اطلع رسول الله صلى الله عليه وآله وحمزة والعباس إلى أمير المؤمنين علي وجعفر وعقيل فقال لهما رسول الله صلى الله عليه وآله: اختارا فاختار أحدهما عقيلاً والآخر جعفراً، فقال لهما رسول الله صلى الله عليه وآله: (( خيرتكما فاخترتما، واختار الله لي علياً)).

جمعه ۳ دي ۱۳۸۹ ساعت ۲:۵۸
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت