آخرین نوشته ها
دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۴۸۰٫۰۶۸ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۳۵ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۴۰۱
بازدید از این یادداشت : ۱٫۳۶۲

پر بازدیدترین یادداشت ها :

امالی نويسی سنتی است بسيار کهن که سابقه آن به نخستين دوره های تاريخ تدوين حديث باز می گردد. البته تنها محدثان در کار تدوين و پردازش امالی نبوده اند، بلکه در ميان اديبان و فقيهان و متکلمان نيز امالی نويسی و پرداختن به امالی مرسوم بوده است. يکی از ويژگيهای امالی ها، خاصه امالی محدثان اين بوده که احاديثی که در مجالس املاء می شده، در نظم مشخصی القاء نمی شده است. با اين وصف برخی از امالي هايی را در اختيار داريم که در آن می توان نوعی نظم در ترتيب احاديث روايت شده در هر مجلس ديد. گاه اين نظم به شکل کاملا سيستماتيک بوده است. در مواردی تنظيم و تبويب ابواب امالي ها کار دوره های بعد و در مرحله تدوين و يا روايت بوده و ارتباطی با اصل مجالس و نظم آنها نداشته است. در سنت امالی نويسی عموما دو شيوه مد نظر بوده است؛ يا نويسنده ای کتابی را به قصد تأليف در مجالس درس خود املاء می کرده و آنگاه آنچه وسيله شاگردان در سر درس تدوين می شده با اندکی اصلاحات از سوی نويسنده و در نهايت تبييض آن و رونويسی از آن صورت کتابی تأليف شده را می گرفته است. در اين مواقع معمولا دانشمندان خود نوشته اوليه ای در اختيار داشته اند و آنگاه در مجالس درس آن را همراه با اضافات و توضيحات و گاه تغييراتی در نحوه بيان و تقرير مطالب عرضه می کرده اند و آنگاه متنی بر اساس آنچه استاد ارائه می کرده از سوی شاگردی ويزه در سر درس تدوين می شده و بعد با اضافات و تغييرات محتمل اساس تبييض و رونويسی های ديگر می شده است. اين شيوه در ميان فقيهان و متکلمان بسيار مرسوم بوده و بسياری از کتابها نه مستقيما وسيله نويسنده / استاد بلکه به واسطه تقرير در مجالس درس و در واقع به عنوان محصول مجلس درس تدوين می شده است. طبعا در اين شيوه همانطور که گفتيم نويسنده / استاد پيشتر متنی را خود فراهم می کرده اما با تغييرات و اضافاتی در مجلس درس آن را املاء می کرده است. شيوه ديگر املاء بيشتر مخصوص محدثان بوده است و آن ارائه و قرائت احاديث بر شاگردان، حال به شيوه موضوعی يا با اساس و ترتيب ديگر (و گاه بدون هيچگونه ترتيبی ويژه) و تدوين احاديث از سوی شاگردان و مستمليان در دفاتر خود بوده است. البته اديبان هم چنانکه گفتيم از اين شيوه بهره می برده اند. البته در اين شيوه هم طبعا محدث و يا اديب از پيش دفاتر و يا اصول خود را برای القاء در مجلس حديث و يا مجلس درس ادبی آماده می کرده است. اما يکی از مواردی که به تدريج و تحت تأثير مجالس ادبی و حديثی مرسوم شد، مجالسی بود که واعظان ترتيب می داده اند و در آن مجالس مطالب وعظ گونه خود را که شامل بيان آيه ای از قرآن و ذکر چند حديث و تفسير و بيان چند حکايت تاريخی و قصص و مواعظ بوده است ارائه می کرده و آنگاه کسی موظف بوده است که آن مجالس را به همان ترتيبی که ارائه می شده، تدوين کند و حاصل آن مجالس آن واعظ را تشکيل می داده است. نمونه هايی از اين دست مجالس در اختيار است و به چاپ هم رسيده است. اين مجالس را صوفيان نيز داشته اند و از اين نوع ادبی برای تقرير و تحرير مطالب خود بهره می برده اند. حاصل اين دست مجالس هم گاه امالی و گاه مجالس و يا مقالات و يا ملفوظات و از اين قبيل خوانده می شده است. در ميان محدثان همانطور که گفتيم امالی نويسی بسيار مرسوم بوده است. به ويژه در سالهای اخير امالی های بسياری از سنيان و شيعيان و زيديان به چاپ رسيده است. در ميان شيعيان امامی نيز همانطور که مشهور است چندين امالی در حديث در اختيار است و آن طور که در فهرست منتجب الدين ديده می شود به ويژه در سده های پنجم و ششم قمری اين رسم در ميان شيعيان امامی گسترش بسيار پيدا کرده بوده است. متأسفانه نمونه های متعدد اين دست امالی ها از ميان رفته است. در ميان معتزليان نيز امالی نويسی و امالی گويی مرسوم بوده است، البته هم به معنی نخستينی که پيشتر درباره آن توضيح داديم و هم به معنی مرسوم امالی نويسی. شيوه دوم البته بيشتر به کار ارائه احاديث و يا مباحثی می آمده است که فراخور مجالس حديث و يا وعظ و بيشتر مجالس عمومی مناسب بوده است. البته معتزليان چندان اهل مجالس وعظ نبوده اند. اما از معتزله متأخر مجالسی با صبغه بحثهای اهل وعظ يعنی ارائه احاديث و آيات و تفسير و ذکر حکايات و اين قبيل مطالب گزارش هايی در دست است. مهمترين نمونه در دست کتاب جلاء الأبصار حاکم جشمي، نويسنده برجسته معتزلی نيمه دوم سده پنجم قمری است که تاکنون منتشر نشده و از آن نسخه کهنه ای در اختيار است (در دنباله اين سلسله مقالات درباره زيديه و معتزله ايران، مفصلا اين کتاب را معرفی خواهيم کرد). کتاب السفينة الجامعة او هم ظاهرا در اصل امالی و مجالس نويسنده بوده است (برای آن، نک: مقاله نويسنده اين سطور درباره اين کتاب در مجله کتاب ماه دين و صورت تکميل شده آن در همين سايت). معتزليان با وجود ملاحظات خاصی که نسبت به حديث داشته اند و همواره از بحثهای انتقادی درباره احاديث و تفسير و تأويل آنها و نيز در موارد زيادی طرح و بی اعتبار کردن احاديث ابايی نداشته اند، اما با اين وصف برخی از آنان اهل روايت حديث هم بوده اند. نمونه مهم آن قاضي عبدالجبار همدانی معتزلی است که صاحب مجالس متعدد در حديث و امالی بوده و نسخه های مختلفی از امالی او باقی مانده است (برای روايات قاضي عبدالجبار در کتابهای حديثی اماميه، زيديه و اهل سنت، نک: مقاله من درباره احاديث و جايگاه حديثی او در همين سايت؛ نيز نک: مقاله من درباره نسخه ای کهن از امالی او باز در همين سايت؛ نيز بنگريد: مقدمه و تعليقات بر ويرايشی که از چند نسخه متفاوت امالي قاضي عبدالجبار سامان داده ام و در دست انتشار است). امالي قاضي عبدالجبار به ويژه نزد زيديان از تداول و اعتبار برخوردار بوده است. در ميان معتزليان اين شيوه بعد از آن هم متداول بوده است؛ به ويژه نزد معتزليان حنفی مذهب خراسان. در اين گروه اخير انواع مختلف روايت حديث و التفات به کتابهای حديثی در ژانرهای مختلف مورد توجه بوده است. از نمونه های مهم امالی نويسی در ميان معتزليان پس از عصر قاضي عبدالجبار بايد به امالی بسيار مهم ابو سعد السمان، شاگرد عبدالجبار اشاره کرد که چنانکه گفته اند، محضر بيش از سه هزار محدث را درک کرده بوده است و سفرهای بسياری در طلب حديث به اکناف و اطراف عالم اسلامی روزگار خويش کرد ، چندان که معجم الشيوخ او که اثری است از وی حاوی اطلاعات و احاديث بسياری از محدثان نيمه دوم سده چهارم و اوائل سده پنجم قمری می شده است. وی ضمن اينکه متکلمی بر مذهب معتزلی بوده، اما در عين حال محدثی قابل احترام برای محدثان اهل سنت نيز بوده است (برای او، نک: سلسله مقالاتی که درباره زندگانی و جايگاه او در حديث و نيز معرفی نسخه ای کهن از امالی او در حديث نوشته ام و در دنباله اين سلسله مقالات منتشر خواهد شد). ابو سعد سمان خود چنانکه گفته اند زيدی هم بوده و امالی او در ميان زيديان از اعتبار برخوردار است و آن را در طول تاريخ خود روايت می کرده اند. زيديان البته در امالی نويسی نيز دستی قوی داشته اند و خوشبختانه نمونه های متعددی از امالی های آنان در حديث باقی مانده است. در سنت زيديان کوفه، يک متن به احمد بن عيسی بن زيد (نواده زيد بن علي) منسوب بوده است به نام امالي احمد بن عيسی بن زيد که آن را محمد بن منصور المرادي، عالم برجسته زيدی کوفه (پايان سده سوم) روايت می کرده است. اين متن که البته به نامهای مختلفی مشهور بوده و ذيل نامهای کتاب العلوم (علوم آل محمد) و رأب الصدع نيز تاکنون دو بار به چاپ رسيده، متنی است بر اساس روايات احمد بن عيسی بن زيد و نيز پاره ای روايات ديگر همگی به روايت محمد بن منصور المرادي که خود گردآورنده روايات و احاديث زيديان کوفی بوده است (برای اين متن، نک: مدخل احمد بن عيسی بن زيد از نويسنده اين سطور در دائرة المعارف بزرگ اسلامی؛ نيز نک: آنچه پروفسور مادلونگ درباره اين کتاب و روايتها در رساله دانشياری خود درباره قاسم رسي نوشته است). در ميان زيديان ايرانی از گرايش معتزلی در ری و شمال ايران و خراسان، دو امالی برادران هاروني از اهميت فوق العاده ای برای زيديان برخوردار بوده اند. البته اين دو امالی نقش کتابهای مستند حديثی فقه زيدی را نداشته اند و زيديان در اين زمينه کتابهای ديگری در اختيار داشته اند؛ با اين وصف دو امالی هارونی ها مکرر در کتابهای زيديان به عنوان منابع حديثی مورد بهره برداری قرار گرفته اند و نسخه های زيادی از آنها موجود است. اصولا در سنت محدثان امالی ها بيشتر به روايات غير فقهی اختصاص می يافته و مشتمل بر ابواب تاريخی و يا اخلاقی و نيز فضائل و از اين دست بوده اند. در اين ميان تيسير المطالب ابو طالب هاروني، الناطق بالحقّ که نسخه های بسيار کهنه ای هم از آن باقی است و تاکنون دو بار هم به چاپ رسيده، مستند است به ترتيب و تهذيبی از اصل امالي ابو طالب که وسيله قاضي جعفر ابن عبدالسلام در يمن در سده ششم قمری صورت گرفته و در حالی که اصل آن در اختيار عالمان امامی عراق تا سده هفتم هم بوده ، اما امروزه در اختيار نيست. امالی برادرش ابو الحسين مؤيد بالله الهاروني نيز تاکنون دوبار به چاپ رسيده است؛ البته اين امالی جزء کوچکی بيش نيست و من نسخه کهنه ای از آن نمی شناسم. پس از اين دو بايد در دو نسل بعدتر در ميان زيديان ايران، از المرشد بالله يحيی بن الحسين بن اسماعيل الجرجاني نام ببريم که دو امالی او از اهميت زيادی در ميان زيديه برخوردارند. البته در اين دو امالی هم به سبک بيشتر کتابهای امالی محدثان روايات فقهی مد نظر نبوده و بيشتر روايات تاريخی و يا اخلاقی و فضائل مورد توجه قرار گرفته اند. ويژگی خاصی که در اين دو امالی ديده می شود، استناد عمده المرشد بالله به روايات سنيان است؛ به طوری که بيشتر طرق روايی اين کتاب به محدثان سنی می رسد. البته در کنار اين دسته روايات، المرشد بالله به روايات زيديان کوفه و به ويژه روايات ابو عبدالله العلوي، محدث و دانشمند و فقيه برجسته مکتب زيديان کوفی نيز توجه داشته است. در دو امالي هارونی ها هم البته استناد و روايت احاديث سنی چشمگير است، اما اين ويژگی در دو امالي المرشد بالله بيشتر است. به هر حال اين دو امالي يکی از راههای مهم ورود احاديث سنی به متون زيدی در دوره های بعد بوده است. برای معرفی اين دو امالی بايد گفت که المرشد بالله مجالسی در روزهای پنجشنبه داشته که در آن احاديث متعددی در هر روز املاء می کرده است. اين امالي موسوم است به الأمالي الخميسية که تاکنون دو بار به چاپ رسيده است. نسخه کنونی اين کتاب نسخه اصلی اين امالي نيست و تهذيب و تبويبی است از عالم زيدی يمن و يکی از شاگردان قاضي جعفر ابن عبدالسلام پيشگفته يعنی محي الدين ابن الوليد القرشي. خود قاضي جعفر هم ترتيب و تهذيبی از امالي مرشد بالله داشته که همينک ظاهرا در دست نيست. نسخه هايی که از امالي پنجشنبه ها باقی بوده و به يمن رسيده بوده اختلافاتی به دليل اختلاف راويان داشته و ابن الوليد دو نسخه / روايت متفاوت کتاب را در اختيار داشته و آنچه الآن در اختيار است و به چاپ رسيده تهذيب نسخه کاملتر است. ابن الوليد همچنين نسخه / روايت ديگری را که به قاضي جعفر رسيده بوده و شخص اخير خود تهذيبی در ۲۷ باب از آن تهيه کرده بوده، ديگر بار در شکل احاديث بی سند و با اضافات و ترتيبی ديگر ارائه داده بوده که نسخه اين تنظيم که اصلا بر اساس تنظيم قاضي جعفر انجام شده، گويا موجود نيست. اين همه نشان از اهميتی است که زيديان يمن به امالی اين دانشمند زيدی ايرانی می داده اند و همانند ديگر امالی ها و کتابهای حديثی زيديان ايرانی اين کتاب نيز جزء منابع اصلی حديث در ميان زيديان دوران منصور بالله عبدالله بن حمزة در يمن بوده است. امالی ديگر او که حسب الظاهر ريشه در چند روايت مختلف از متنهای اوليه دارد و تلفيق آن مربوط به دوره ای متأخرتر است، امالی روزهای دوشنبه است و موسوم است به الأمالي الاثنينية. اين امالي نيز اخيرا در يک مجلد به چاپ رسيده است. نسخه های اين کتاب ظاهرا ناقص است و تبويب آن نيز بايد به قاضي جعفر ابن عبدالسلام مربوط باشد. موضوعات اين امالی در نسخه موجود، مسائل تاريخی در مورد پيامبر و اهل بيت و از آن ميان زيد بن علي و فضائل و مناقب ايشان است. اين امالي نيز همانند امالي ديگر مرشد بالله، بيشتر مشتمل بر روايات سنی است و البته روايات زيدی را نيز شامل است. مرشد بالله در خصوص روايات کوفی به ويژه مديون روايات و احاديث ابو عبدالله العلوي است. حال که سخن از ابو عبدالله العلوي رفت، بد نيست اشاره کنيم به سهم او در انتقال مجموعه های روايات و فقه زيدی کوفه در سده پنجم. او علاوه بر الجامع الکافي که موسوعه ای است در فقه زيديان کوفی و در حقيقت مکتبهای مختلفی که در کوفه محل عنايت و تقليد زيديان بوده (اين کتاب همينک در يمن در دست انتشار است و نسخه های زيادی از آن در يمن و در اروپا موجود است)، کتابها و اجزاء حديثی متعددی داشته که تنها بخشی از آنها باقی مانده و بسياری از روايات او در کتابهای زيديان و اماميه و حتی بعضا در کتابهای حديثی سنی باقی مانده است. بخشی از اين دسته دوم طبعا بايد ريشه در کتابهای او داشته باشد. در ميان کتابهای چاپی او فضل زيارة الحسين و فضل الکوفة و الأذان بحي علی خير العمل و التعازي و فوائد (الفوائد المنتقاة والغرائب الحسان عن الشيوخ الکوفيين، به روايت ابو عبدالله الصوري) او به چاپ رسيده است. کتاب تسمية من روی عن زيد بن علي من التابعين او هم اخيرا به چاپ رسيده است. ابو عبدالله علوي سهم مهمی در روايت کتابها و روايات منسوب به زيد بن علي در سنت کوفی داشته است. حلقه ای از روايان مربوط به او در کوفه چون ابو الغنائم النرسي و ابو البرکات زيدي و کسانی ديگر راويان حديث و فقه زيدی کوفه بوده اند (برای ابو عبدالله علوي، نک: مقدمه محقق طباطبايي بر فضل زيارة الحسين و نيز مقدمه تحقيق ديگر کتابهای ياد شده؛ برای ابو البرکات زيدي نک: مقاله من در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ذيل مدخل ابو البرکات و نيز مقدمه شرح اللمع او در نحو که به چاپ رسيده است. برای ابو الغنائم نک: مقدمه تحقيق کتاب او به عنوان ثواب قضاء حوائج الأخوان وما جاء في إغاثة اللهفان و نيز مقدمه فوائد الکوفيين او که هر دو به چاپ رسيده است). در حديث زيدی همچنين بايد سهم عمده ابو العباس حسني از دانشمندان زيدی عراق و ايران در نيمه سده چهارم قمری را به طور خاص ياد کرد که به ويژه احاديث او در مستند سازی فقه هادوي سهم مهمی داشته است. او در همين زمينه شرحی بر الأحکام هادي الی الحق داشته است. شاگردش علي بن بلال الآملي اساس شرح الأحکام خود را بر متن تبييض شده و نيز بخشهای مسوده و مجالس حديثی استادش در اين زمينه قرار داده و اضافاتی بر آن افزوده است. نسخه ای از کتاب اين شاگرد باقی مانده که هنوز به چاپ نرسيده است. نسخه موجود تنها شامل بخشی از ابواب فقه است. در اين کتاب در ذيل تمامی مباحث فقهی، مستندات حديثی هر مسئله ارائه شده است. تکميل اين شيوه در اثر مهم و برجسته فقهی المؤيد بالله هاروني موسوم به شرح التجريد متبلور است که در آن به تبع ابو العباس و با استناد به روايات او و ديگران مستندات حديثی مسائل و فتاوی فقهی ارائه شده است . شرح التجريد تاکنون دوبار به چاپ رسيده است (برای شرح الأحکام ابو العباس حسني، نک: مقاله من در موضوع همين کتاب، در همين سايت و نيز منتشر شده در کتاب ماه دين، با عنوان يک منبع حديثی/فقهی از شمال ايران). احاديث فقهی ابو العباس حسني و مؤيد بالله در دو کتاب شرح الأحکام و شرح التجريد از مهمترين منابع فقه هادوي در يمن قلمداد می شده است. نمونه اين مسئله را می توان در کتاب الاعتصام المنصور بالله قاسم بن محمد بن علي، سر سلسله امامت قاسمی در يمن ديد.
پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۱۴
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت