دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۹۱٫۷۶۵ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۳۱ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۲۲۳
بازدید از این یادداشت : ۱٫۴۳۲

پر بازدیدترین یادداشت ها :

در ضمن کتابی که نويسنده اين سطور درباره روابط اماميه و زيديه در گذر تاريخ نوشته است و همينک آخرين اسناد به دست آمده را در تحرير جديد آن در دست تصحيح و تحليل دارد، در فصلی از آن از مجموعه کتابها و رساله هايی که اماميه و زيديه در انتقاد و رد يکديگر نوشته اند و در آن عقايد همديگر را مورد نقض و انتقاد قرار داده اند، سخن رانده ام و آنچه از آن مجموعه در اختيار است تفصيلا معرفی و در مواردی عين متن را بر اساس نسخه های خطی موجود تصحيح و ارائه داده ام. البته بسياری از اين کتابها همينک از ميان رفته اند و تنها تعداد محدودی از اين دست کتابها باقی است که عمدتا مربوط می شود به رديه های زيديان بر اماميه. البته در اين فصل تمام آنچه در کتابهای کلامی و فقهی و فرقشناسی در اين خصوص آمده و مشتمل بر رديه های هر طرف بر ديگری بوده است را هم معرفی کرده ام و بخشی از آنها را هم که مشتمل بر مطالب قابل توجه و جديد است، در پيوست کتاب تصحيح کرده ام. از اين دسته اخير البته تعداد زيادی متن در اختيار است و در اين سايت تاکنون در مقالات مختلف گاه از اين مباحث سخن رانده ام. اين ادبيات البته در دوره هايی گستردگی زيادی داشته و در قرنهای اخير از شدت آن کاسته شده است. از آنچه از سوی اماميه در رد بر زيديه به صورت مستقل نوشته شده و به دست رسيده تنها تعداد بسيار محدودی تاکنون شناسايی شده است و از آن جمله است رديه ای متعلق به سده هشتم از يکی از دانشمندان نسبتا نامدار عصر ( نويسنده اين سطور متن آن را بر اساس دو نسخه خطی تصحيح کرده و در ضمن کتاب انشاء الله به طبع خواهد رسيد) و ديگری نسخه ای که همينک قصد معرفی آن را دارم. اين کتاب موسوم است به الکواکب المضيّة في حجج الامامية علی إخوانهم من الفرقة الزيدية نوشته عالمی به نام شيخ محمد جواد الشيرازي که نسخه آن به شماره ۹۱ گلازر در کتابخانه دولتی برلين موجود است. نسخه ديگری از اين کتاب را آقابزرگ طهراني در الذريعة در عراق نشان داده است و شايد نسخه های ديگری هم از اين کتاب در کتابخانه های آنجا و يا ايران موجود باشد. درباره مؤلف ظاهرا اطلاعات بسيار اندکی در اختيار است؛ اما می دانيم که از عالمان شيراز در اواسط سده سيزدهم بوده است. نام کتاب را آقابزرگ چنين آورده است (الذريعة، ۱۸/۱۸۱): الکواکب المضيئة للشيعة المرضية في قيام الحجج الامامية علی فرق الزيدية و نويسنده آن را چنين خوانده است: " الشيخ المولی محمد جواد الشيرازي". آقابزرگ می افزايد که نويسنده اين کتاب را به خواسته استادش المولی محمد کاظم نوشته و از آن به تاريخ ۱۶ شوال ۱۲۵۷ ق فراغت يافته است. اين مطلب می رساند که آقابزرگ نسخه کامل کتاب را ديده بوده، در حالی که نسخه برلين چنانکه خواهيم گفت ناقص است. آقابزرگ کتاب و محتويات آن را چنين توصيف می کند که شامل مقدمه ای است در رابطه با اين موضوع که امامت همچون مقام نبوت است و تنها به اختيار و اراده الهی است. پس از آن کتاب در چند "مطلب" تنظيم شده است: مطلب اول در زمينه نصوص بر دوازده امام. مطلب دوم درباره علت و وجه عدم اقدام همگی آنان به امر جهاد. مطلب سوم درباره اختلاف فرق زيديه در اصول و فروع دين. مطلب چهارم در رابطه با تناقضات و تضييقات زيديه و دست آخر خاتمه کتاب هم در رابطه با اثبات امامت بر رد عامه (سنيان) است. آقابزرگ اطلاع ديگری درباره اين نويسنده ارائه نمی دهد و آنچه را هم که بيان کرده تنها بر اساس کتاب او به دست داده است (نيز نک: شرح حال او در طبقات اعلام الشيعة، قرن سيزدهم و نيز نک: معجم المؤلفين، ۹/۱۶۴). از متن کتاب اين نويسنده البته به وضوح روشن است که وی دانشمندی آشنا به مسائل کلامی و فقهی بوده است. درباره استادش يعنی ملا محمد کاظم متأسفانه در متن کتاب توضيحی مفيد که بتوان بر اساس آن هويت او را شناسايی کرد نيامده و آقابزرگ هم اطلاعی در اين باره نداده است. عجالتا نويسنده اين سطور شناختی از اين استاد ندارد، اما به هر حال از مقدمه کتاب پيداست که اين استاد همچون خود نويسنده ساکن شيراز بوده است. اينک توضيحاتی را درباره اين کتاب بر اساس نسخه برلين ارائه می دهيم:
در مقدمه کتاب، نويسنده گزارش می دهد که در سال ۱۲۵۱ ق شخصی که از او با نام "الأخ الحاج محمد جعفر بن عبدالله" نام می برد در بازگشت از حج به شيراز وارد شد و ما به ديدار او در خانه اش رفتيم. از اين عبارت اخير بر می آيد که اين شخص نيز همچون نويسنده ساکن شيراز بوده گرچه تعبير او چندان رسا نيست. به هر حال نويسنده می نويسد که در کنجی از خانه او تعدادی کتاب قريب ۱۲۰ جلد کتاب بود که ما درباره آن کتابها از او سؤال کرديم و او چنين شرح داد که در سفر حج تصميم گرفته بوده مدتی به صنعاء برود و در مدت اقامت در اين شهر به اين مطلب پی برده بوده که اهالی صنعاء محب اهل بيت اند و مذهب زيدی دارند. همچنين حاج محمد جعفر اضافه کرده بوده که در بازارهای آنان کتابهای زيادی با قيمتهای بسيار نازلی به فروش می رسيده و با دقت در اين کتابها مشاهده کرده بوده که در پاره ای از آن کتابها علمای زيديه به اماميه طعن و انتقاد وارد می کنند و عقايد شيعيان امامی را رد می کنند و آنان را سب می کنند و اقوال و معتقداتی خاص را به اماميه نسبت می دهند؛ بسيار بيشتر از آنچه که ناصبيان سنی در رد شيعه امامی می نويسند. به هر حال اين حاج محمد جعفر تصميم می گيرد پاره ای از اين کتابها را خريداری کند و می افزايد که اين کتابهايی که همينک مشاهده می کنيد، همان کتابهای زيديان است که من در صنعاء خريداری کرده ام. او حتی پاره ای از آنچه که اهالی صنعاء در اين زمينه می گفته اند را يادداشت کرده بوده است. بنابر گزارش نويسنده ما به هر حال در نهايت با پيشنهاد شخص ديگری که در اين مجلس حضور داشته و از او به عنوان ملا محمد کاظم نام برده شده و چنين می نمايد که استاد تمام کسانی بوده که در خانه حاج محمد جعفر جمع شده بودند، هر يک از شاگردان تعدادی از اين کتابها را با هدف آشنايی با عقايد زيديان بر می گيرد تا در يک مدت معين اين کتابها را مطالعه کرده و برای پاسخ گويی به مطالب آن چاره جويی کنند. در نهايت همين استاد از نويسنده ما به دليل اينکه بيش از ديگران اهليت داشته و نزد او سه سالی تحصيل کرده بوده، می خواهد تا دست به کار نوشتن رساله ای در رد بر عقايد زيديان و رديه های آنان بر عليه اماميه شود. ساختار رديه را هم همين استاد يعنی ملا محمد کاظم تعيين می کند، بدين صورت که کتاب شامل مقدمه و پنج مطلب باشد. مطلب اول در اثبات نص بر دوازده امام. مطلب دوم درباره رد بر آنچه درباره خودداری از جهاد و قعود امامان از سوی زيديان ارائه شده است. مطلب سوم درباره فرق منحرف شيعی و رد اتهامات و تدليسات زيديان در اين باره و عدم قبول الزامات اين عقايد برای اماميه. مطلب چهارم درباره اختلاف امامان زيدی در اصول و فروع و نظريه آنان درباره تصويب. دست آخر مطلب پنجم در رابطه با آنچه آنان درباره تحريم استعمال قياس در دين خدا در کتابهای خود نقل کرده اند، اما با اين وجود از آن در فقه بهره می گيرند. اين استاد در عين حال از نويسنده خواسته بوده که در کتابش راه کتابهای زيديان را نرود و قلمش را آراسته ارائه دهد و پيراسته از هرگونه مسائل خارج از ادب بحث؛ خاصه که زيديان از ذريه اهل بيت اند. چنانکه می بينيم ميان آنچه آقابزرگ در الذريعة درباره ساختار کتاب گفته و آنچه در مقدمه نسخه برلين ديده می شود اختلاف وجود دارد. با اين وصف آنچه در متن بخشهای مختلف نسخه برلين ديده می شود نه با آنچه آقابزرگ معرفی کرده دقيقا سازگار است و نه با آنچه خود نويسنده در مقدمه نوشته است. به هر حال چون پايان نسخه برلين افتاده مشکل بتوان در اين باره نظر داد. به هر حال ساختار کتاب و يا مطالبی که نويسنده درباره زيديه گفته و به انتقادات آنان در خصوص اماميه پاسخ داده هدف اصلی ما در اين يادداشت نيست؛ بلکه می خواهيم درباره زاويه ای خاص در اين کتاب و آن هم آشنايی مؤلف با زيديان و با آثار و کتابهايشان چند نکته ای را ارائه دهيم. اين آشنايی کما اينکه ديديم بر اساس کتابهايی بوده که وسيله حاج محمد جعفر از يمن به شيراز منتقل شده بوده است. البته در تاريخ مناسبات زيديان با اماميه در دوره هايی به دليل تماس نزديک ميان اين دو مذهب شيعی علمای هر يک از اين دو مذهب از آثار يکديگر کم و بيش اطلاع حاصل می کردند و از آن کتابها در رد بر يکديگر بهره مند می شدند اما در دوره های متأخرتر اين امر کمتر مشاهده می شود. خاصه علمای ايران کمتر با آثار و نوشته های زيديان يمن آشنا بوده اند؛ گرچه گاهی نسخه های شيعی امامی به يمن منتقل می شده (کما اينکه همينک نسخه هايی از کتابهای شيخ طوسي و علامه حلي و ديگران در کتابخانه های خصوصی و عمومی يمن موجود است؛ نسخه هايی با کتابت اصلا امامی و يا رونويسی های بعدی يمنی زيدی) و در مقابل هم تعدادی نسخه يمنی در طول چند سده اخير از ميان نسخه های يمنی و زيدی و معتزلی از کتابخانه های يمن به ايران و عراق و هند منتقل شده و علمای شيعه آنها را کم و بيش می شناخته اند (اين نسخه ها عموما نسخه هايی با خط و کتابت يمنی هستند؛ اما در ميان آنها البته نسخه هايی هم هستند که از روی نسخه های يمنی وسيله کاتبان امامی رونويسی شده اند). به هر حال کتاب ما از جمله آثار ارزشمندی است که نشانگر بهره برداری از کتابهای خود زيديان در مقام پاسخ دهی است و از آشنايی نويسنده با کتابهای زيديان و مهمتر از آن انتقال شماری از نسخه های يمنی به ايران در سده سيزدهم حکايت می کند. قبل از اينکه درباره اين کتابها برخی نکات را ارائه دهم تنها به اين مقدار اشاره می کنم که آنچه نويسنده ما در رد بر عقايد زيدی و خاصه در رد بر اتهامات و انتقادات زيديان بر عليه اماميه ارائه داده گرچه بيشتر مستند است بر کتابهای زيديان متأخر اما عموما در سنت نقادی زيدی / امامی که سنتی کهن و بلند دامن است قابل درک است و ريشه های اين انتقادات دو جانبه به دورانی بس کهنتر باز می گردد؛ فی المثل آنچه در رابطه با مسئله جهاد و قعود امامان مطرح شده و يا در رابطه با مسئله وجود اختلافات در فقه و عقايد طرفين. ريشه های اين اختلافات به متنهايی مانند آنچه از ابو زيد علوي و ابن قبه و ابو العباس حسني و برادران هاروني و ديگران می شناسيم می رسد. از آن جمله يکی از راههای مقابله اماميه با عقايد زيديه در خصوص امامت اين بوده است که از طريق احاديث نبوی بر نص بر ۱۲ امام تأکيد شود؛ کاری که فی المثل خزاز رازي قمي در کتاب کفاية الأثر در رد بر زيديان ارائه داده است (نک: رساله دکتری نويسنده اين سطور، ذيل بحث از خزاز رازي).
کما اينکه گفتيم نکته جالبی که در اين کتاب ديده می شود، دقتی است که نويسنده در پاره ای از آثار مهم و شناخته زيديان اعمال کرده و از شماری از کتابهای مهم آنان نقل می کند. فی المثل در مقدمه که البته مقدمه بلندی هم هست و در بخشهای ديگر کتاب، او عمدتا از عدة الأکياس شرح الأساس نقل می کند و عمدتا مطالب خود را بر اساس آن قرار می دهد. می دانيم اين اثر کتاب ارزشمندی در زمينه کلام معتزلی/زيدی است در شرح کتاب الاساس لقواعد الأکياس تأليف المنصور قاسم بن محمد بن علي، امام نامدار زيدی عصر عثمانی و شرح آن موسوم به عدة الأکياس در يمن در سالهای اخير به چاپ رسيده است (اصل کتاب هم پيشتر در بيروت منتشر شده است). اين شرح از نويسنده ای است به نام احمد بن محمد بن صلاح الشرفي (د. ۱۰۵۵ق) که شرح ديگر و البته بزرگتری هم بر همين الأساس دارد به نام شفاء صدور الناس بشرح الأساس که بخشی از آن هم در دو جلد منتشر شده است. شرح کوچکتر که مستند نويسنده ماست، از شرح بزرگتر نويسنده و وسيله خود او برگرفته شده است. نويسنده ما در مقدمه همچنين از کتاب المقصد الحسن والمسلک الواضح السنن تأليف احمد بن يحيی ابن حابس (د. ۱۰۶۱ ق) نقل می کند که کتابی بسيار ارزشمند در تاريخ و فقه و عقايد زيدی است و جز بخش بسيار کوچکی از آن تاکنون منتشر نشده است.
در بخشهای بعدی کتاب، نويسنده از منابع ديگری علاوه بر کتاب شرفي بهره مند بوده است؛ فی المثل او به خوبی امامان زيدی را می شناسد و اختلافات آنان را در برخی مسائل و از جمله مواضع آنان در قبال شيخين متذکر می شود، فی المثل از الهادي يحيی بن الحسين و المنصور بالله عبدالله بن حمزة و المتوکل احمد بن سليمان نام می برد (نک: ۵ ب). در اينجا او از اثبات الامامة الهادي الی الحق و الحکمة الدرية المتوکل احمد بن سليمان نام می برد و می گويد اين دو و برخی اتباع آنان اهل اظهار برائت بوده اند؛ مانند قاضي جعفر ابن عبدالسلام و حميد الشهيد (المحلي). آنگاه از گروه مقابل آنان ياد می کند، کسانی مانند احمد بن يحيی المرتضی "صاحب الأزهار" که درباره اين کتاب می نويسد که معتمد و محل مراجعه زيديان است. در همين شمار همچنين از امام يحيی بن حمزه "صاحب ذمار" ياد می کند و نيز المتوکل اسماعيل بن قاسم صاحب "ضوران". اينان کسانی هستند که قائل به ترضيه هستند. از اتباع ايشان نويسنده، السيد العثماني صاحب الثمرات را ياد می کند و به تفسير او ارجاع می دهد و همچنين به کتاب البيان ابن مظفر. او همينجا به واسطه الاساس قاسم بن محمد بن علي از مقدمه البحر الزخار ابن مرتضی و از يحيی بن حمزه نقل می کند. او از گروه سومی هم نام می برد که در اين امر اهل توقف بوده اند، و در اين ميان به الحدائق الوردية حميد المحلي که از مهمترين کتب "سير" زيدی است ارجاع می دهد. او در دنباله علاوه بر کتاب الاساس المنصور قاسم بن محمد بن علي به کتاب حقائق المعرفة المتوکل احمد بن سليمان ارجاع می دهد. کتاب اخير بر خلاف الحکمة الدرية منسوب به المتوکل به تازگی به چاپ رسيده است و متنی است در زمينه کلام معتزلی / زيدی (نک: مقاله ای که ما درباره اين کتاب پيشتر در همين سايت منتشر کرده ايم). نويسنده در زمينه بحث از اختلافات علمی و فقهی ميان زيديان اشاره ای دارد به کتاب الجامع الکافي ابو عبدالله العلوي که از آن با نام جامع آل محمد ياد می کند و می نويسد در اين کتاب اختلافات امامان و دانشمندان زيدی به تفصيل نقل شده است و طبعا نويسنده اين امر را طعنی بر زيديه و امامان ايشان به حساب می آورد (نک: برگ ۱۲ ب). اين متن از مهمترين متون فقه زيدی کوفی است که همينک در دست انتشار در يمن است. البته زيديان وجود اختلافات فقهی ميان امامان و دانشمندان خود را به رسميت می شناسند و کتاب الجامع الکافي هم در همين راستا نوشته شده است. او از اختلافات زيديان همچنين به مسائل اختلافی ميان حسينيه با ديگر زيديان و نيز انشقاقاتی که به واسطه مطرفيان در ميان زيديان وجود داشته اشاره می کند که نشان می دهد از اين امور از طريق کتابهايی که در اختيار داشته مطلع شده بوده است (نک: برگ ۷ الف). جالب اين است که نويسنده نه تنها از طريق کتابهای زيديان که در اختيار گرفته بوده، از اختلافات ميان امامان زيدی در مسائل مختلف علمی اطلاع يافته است، بلکه حتی نزاعهای سياسی ميان آنان را از همين طريق به خوبی می شناخته است؛ به طور مثال درباره اختلافات ميان المهدي احمد بن الحسين و ابن وهاس در سده هفتم بر سر امامت (نک: بر ۶ الف). همچنين اشاره دارد به ادعای امامت از سوی الهادي الی الحق و ناصر اطروش کم و بيش در يک زمان و آنگاه می پرسد چگونه است که دو تن در يک زمان ادعای امامت کرده اند، در حالی که اين امر از سوی زيديان جائز نبوده است. (نک: ۱۲ الف و ب که در عين حال اشاره ای هم به قتل المهدي احمد بن الحسين دارد).
در جای ديگری نويسنده متذکر می شود که احوال امامان زيدی را از طريق مسافرانی که به يمن سفر می کنند گاه در اختيار دارد. او آنگاه از وضع امامان زيدی و قصرها و کاخهايی که برای خود ترتيب داده اند، انتقاداتی می کند (برگ ۶ الف). در همين ارتباط داستانی را نقل می کند درباره مناسبات يکی از شاهان صفوی با امامان زيدی و اطلاعی که شاه صفوی از يمن به دست آورده بوده است که آن را در کتاب روابط فرهنگی نقل کرده ام و تنها اينجا اشاره وار از آن می گذرم (برگ ۶ الف و ۶ ب).
از ديگر منابعی که او از آنها بهره برده مطلع البدور ابن ابی الرجال است که مهمترين کتاب تراجم نگاری زيديان است و نويسنده ما درباره آن می نويسد که از اين کتاب بر می آيد که نويسنده آن اطلاع زيادی نسبت به تاريخ زيديه داشته و همچنين ابن ابی الرجال را از اعيان علمای زيدی می خواند (نک: برگ ۷ الف). از ديگر منابع مورد استفاده او الارشاد المنصور قاسم بن محمد بن علي است که از الاساس او هم چنانکه گفتيم بهره برده است (برگ ۱۲ الف).
نويسنده علاوه بر رد عقايد زيديه در مسئله امامت در عين حال جا به جا به انتقاد از رويه زيديان در سب و طعن اماميه پرداخته و خود نيز با ذکر نمونه هايی کوشيده شأن امامان زيدی را به چالش گيرد و برخی رفتارهای خلاف شأن امامت آنان را گوشزد کند و گاه در نقلهای آنان ترديد می کند و به طور تلويحی آنان را به دروغگويی متهم می نمايد (نک: برگ ۱۲ الف). با اين وصف نويسنده به نزديکی و قرابت انديشه های اماميه و زيديه در بسياری از مسائل توجه دارد و اين امر از نقطه نظر تاريخ مناسبات اماميه و زيديه با وجود اختلافاتی که کم وبيش از نقطه نظر علمی و اعتقادی ميان آن دو مذهب شيعی برقرار بوده قابل عنايت است.
نسخه ما متأسفانه در پايان افتادگی دارد و از اواخر مطلب چهارم (پنجم ؟) به بعد آن در اين نسخه ديده نمی شود. نسخه ما نسخه ای است يمنی و در مجموعه گلازر برلين که از يمن به کتابخانه دولتی برلين منتقل شده است، نگهداری می شود. اين امر نشان می دهد که رديه اين دانشمند امامی از طريقی به دست زيديان يمن رسيده بوده است. طريق دستيابی زيديان را به اين کتاب نمی دانيم اما از آنجا که اين نسخه به خطی يمنی نوشته شده و از عبارتی که کاتب برای نويسنده در آغاز نسخه به کار برده (عبارت "العالم النحرير محمد جواد الشيرازي کافاه الله بالحسنی وألحقه بالائمة المطهرين) چنين بر می آيد که ناسخ اين کتاب از يمنيان امامی مذهب بوده است. در پايان نسخه هم صفحاتی از اصل کتاب عدة الأکياس رونويسی شده، از بخش کتاب الامامة آن و به خصوص بخشهايی از آن کتاب که به موضوع رديه بر عليه اماميه مرتبط است.
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۹
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت