دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۲۹۴٫۳۵۶ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۸ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۰۱۶
بازدید از این یادداشت : ۲٫۴۵۲

پر بازدیدترین یادداشت ها :

پيش از اين در مقاله ای به معرفی ابعادی از زندگی و آثار سيد عبدالله شبر، عالم شيعی نيمه اول سده سيزدهم و سهم مهم وی در تداوم سنت اعتقادی و تأليفی علامه محمد باقر مجلسي پرداختيم[1]. در آن مقاله کليت اين مسئله و به ويژه شيوه نگارشی وی در تدوين کتابهای اعتقادی و تفسيری و اخلاقی به طور عموم مورد مطالعه اجمالی قرار گرفت. در اين مقاله که در دو قسمت عرضه خواهد شد، ضمن مطالعه ای گذرا بر جايگاه حديثی سيد عبدالله شبر، به سهم او در نزاعهای اخباری/اصولی در آخرين مرحله آن در تاريخ تشيع امامی خواهيم پرداخت و جوانبی از مسئله را مورد مطالعه قرار خواهيم داد؛ که البته تنها گامی است نخستين در اين رابطه. تحقيق کاملتر در اين زمينه تنها به لطف مراجعه به بسياری از آثار و نوشته های او ممکن است که هنوز به صورت خطی در کتابخانه های ايران و عراق نگهداری می شوند و شناسايی آنها در اين راستا امری ضروری است.

مقدمه:

يکی از کسانی که در تداوم فرهنگ حديث گرا در ميان تشيع امامی، در دو سده گذشته سهمی مهم داشته و نفوذ قابل توجهی بر انديشه مذهبی شيعی گزارده است، سيد عبدالله شُبَّر (د. 1242ق)، نويسنده بسيار پر کار شيعی است که تاکنون مطالعه ای همه جانبه در رابطه با زندگی، آثار و سهم او در تشيع معاصر ارائه نشده است. سيد عبدالله شبر، در دوره نزاع سخت اصوليان و اخباريان در عراق می زيست و خود محصول جريان اصولی در اين دوره است، اما با اين وصف وی عميقا تحت تأثير انديشه های اخباری و حديث گرا و به طور خاص علامه محمد باقر مجلسی (د. 1110ق) بوده و چنان می نمايد که کاملا در تدوين کتابهای خود، الگوی مجلسی را در سر داشته است. وی به طور بسيار روشنی، با وجود آنکه از طريقه اصوليان حمايت می کرد، اما زمينه ساز مهمی برای تداوم جريان اخباری و حديثی محدثان در حاشيه انديشه شيعی امامی گرديد و شماری از انديشه های آنان را در ساختار انديشه شيعی، از طريق پاره ای از نوشته های خود استمرار بخشيد. اين امر به ويژه در ارتباط با انديشه های اعتقادی و به ويژه مسائل مرتبط با امامت و يا آيينهای شيعی قابل ملاحظه است. او به عنوان يک محدث برجسته، از طريق سنت محدثان در حقيقت حامل پاره ای از انديشه های جريان اخباری در ميان تشيع متأخر بوده و انتشار پاره ای از آثارش در ميان شيعيان، تأثير گذاری اين جريان را استمرار بخشيده است.

شبر از جهات متعددی با دو نمونه در ميان سنت محدثان امامی، يکی متقدم و ديگری متأخر از خود شباهت دارد: علامه محمد باقر مجلسی و ميرزا حسين نوری. در مورد مجلسی در مقاله پيشگفته و نيز پس از اين توضيحاتی ارائه شده و خواهد شد. اما در مورد نوري، بايد گفت به نظر می رسد که وی در تدوين کتابهای بزرگ و پر تنوع خود تحت تأثير مدل سيد عبدالله شبر بوده است[2]؛ گرچه نوری تأثير قوی تری در تشيع معاصر از خود بر جای گزارده است که شايد اين امر به دليل وجود شاگردان مهم و پر تأثير اوست[3] که شبر از آن محروم بوده است. به هر حال تشيع امامی کنونی، تحت تأثير قوی افکار، انديشه ها و آثار محدثانی مانند مجلسی، شبر، نوری و عباس قمی در کنار جريات فقهی/اصولی فقيهان حوزه های دينی نجف و قم است.

جايگاه حديثی شبر:

شبر را بايد پيش از هر چيز يک محدث دانست؛ دانشمندی که به گردآوری و تنظيم احاديث امامان علاقمند بوده است. مهمترين نشانه اين امر، تأليف کتاب جامع المعارف والأحکام است که پس از اين درباره آن سخن خواهيم گفت. شبر، علاوه بر اين کتاب بزرگ، کتابهای بسيار ديگری نيز در موضوعات حديثی و با محوريت حديث نوشته است. اين موارد، کوششی برای تدوين کتابهايی با محوريت حديث در موضوعات مختلف و با الگو برداری از محدثان دوره صفوی و از همه مهمتر علامه محمد باقر مجلسی و يا سيد هاشم بحرانی (د. 1107 يا 1109ق) برای مخاطبانی در سطوح مختلف بوده است. با اين وصف شبر، تنها به گردآوری احاديث بسنده نکرده، بلکه در بيشتر کتابهای خويش از ابراز نظرات خود و يا ديگران در مورد موضوعات مختلف و شرح و تفسير احاديث غافل نبوده است. البته شبر برخلاف محمد باقر مجلسی و شماری از محدثان نزديک به گرايش او، مانند نعمة الله جزائری اقدامی برای تأليف شروحی بر کتابهای حديثي اربعه انجام نداد.

چنانکه گفتيم، شبر افزون بر توجه به تبويب و تنظيم احاديث به شرح و تفسير حديث نيز توجه ويژه ای مبذول می داشت. از مهمترين کتابهای شبر، که مکرر به چاپ رسيده و از اهميت زيادی برای شناخت رويکرد حديثی و اخباری او و تأثيری که از محمد باقر مجلسی گرفته، برخوردار است، کتاب مصابيح الأنوار في حل مشکلات الأخبار است که در دو جلد در سال 1371ق در نجف به چاپ رسيده است. اين کتاب در پی حل مشکلات و تعارض ميان اخبار و احاديث امامان به ويژه در موضوعات اعتقادی است که می دانيم همواره از دلمشغولی های نويسندگان و فقيهان امامی بوده است. اخباريان و گرايشات نزديک به آنان به ويژه به اين موضوع اهميت می داده اند و در پی رفع تناقض ميان پاره ای از اخبار با شيوه های خاص خود بوده اند. مجلسی نيز در بحار الأنوار همواره به اين موضوع عنايت داشته و جا به جا در بحثهايی که در ذيل احاديث مطرح می کند، به اين موضوع توجه نشان می دهد. شبر در اين کتاب تقريبا با همان شيوه ها و با جانبداری از اعتقادات حديثی و فارغ از گرايشات فلسفی و کلامی در صدد بوده است که اين مشکلات را مورد توجه قرار دهد و به پاره ای از ايراداتی که بر اخبار و احاديث گرفته شده، پاسخ دهد. شيوه او در اين کار، درست در دنباله شيوه مجلسی است و در همه جا با دقت فراوان و بهره گيری از دانش وسيع و در عين حال با استفاده از آثار کهنتر، به اين موضوع پرداخته است. در اين کتاب مجموعا 263 حديث مورد توجه قرار گرفته است. کتاب شبر از اين لحاظ که کتابی مستقل در اين باره است، پديده ای است قابل عنايت، به ويژه که در دوره های متأخرتر ادبيات شيعی کتابهايی با اين موضوع کمتر ديده می شود[4].

از ديگر سو، به سبک تدوين کتابهای حديثی گرا در احوال و اخبار پيامبران و امامان، شيوه ای که در دوره صفوی با کارهای بزرگ و کوچک محمد باقر مجلسی، محمد بن حسن حرّ عاملي (د. 1104ق) و سيد هاشم بحراني به خوبی دنبال شد، شبر چندين کتاب را به موضوع تاريخ پيامبران، پيامبر اسلام و امامان شيعی اختصاص داده است؛ مانند:

-کتاب بزرگی با عنوان قصص الانبياء که در آن احاديث مربوطه را گردآورده است[5].

- تاريخ أحوال خاتم النبيين[6]

- جلاء العيون ، در دو جلد، اين کتاب ترجمه عربی جلاء العيون فارسی علامه مجلسی است که درباره احوال چهارده معصوم است. شبر افزون بر ترجمه، به بيان اسناد و مآخذ احاديث و شرح پاره ای از موارد نيز پرداخته است. شبر از اين کتاب دو خلاصه يکی بزرگ و يکی کوچک تنظيم کرده بوده است[7]. جلاء العيون[8] او در 3 جلد در نجف به سال 1374ق/1954-5م به چاپ رسيده است[9].

از ديگر سو، شماری از تأليفات او تنوع نوشته های مذهبی محمد باقر مجلسی و شيوه عالمان هم مسلک او در تبيين مسائل مذهبی و ارائه آن در قالب حديثی را بازتاب می دهد که حتی دايره آن به موضوعات بسيار جزيی نيز پيش می رود و چنانکه در مقاله پيشگفته اشاره کرديم با هدف دستيابی به يک ساختار مذهبی عام در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنين و با خطابی عامه گرا دنبال شده و باز به طور روشن گرايش اخباری و حديثی او را بازتاب می دهد. از اين دست کتابهای او، اين موارد را می توان بطور مشخص نام برد: تسلية الحزين في فقد العافية والأحباب من الأقارب والبنين[10] و يا تسلية الفؤاد في فقد الأولاد (نگارش جمادی الثاني 1224)[11] و نيز مثير الأحزان[12]؛ ويا کتابهای او درباره گردآوری ادعيه و زيارات[13]، مانند کتاب او با عنوان سلاح العابدين وانيس الذاکرين[14]. او حتی تحفة الزائر فارسی مجلسی را به عربی ترجمه کرده است[15]. کتابهای او در رابطه با مرثيه های شيعی[16] و مصائب امامان هم در همين رابطه قابل ذکر است[17]. در موضوعی مانند استخاره نيز وی کتابی را نوشته است؛ با نام ارشاد المستبصر في الاستخارات که آن را بر اساس کتاب فتح الأبواب علي ابن طاووس (د. 664ق) نوشته است. اين کتاب دو بار؛ يک بار در سال 1306 ق و بار ديگر به کوشش رضا استادی به چاپ رسيده است[18]. اين موضوع عموما مورد علاقه گرايش حديثی بوده است. کتابی هم با عنوان احسن التقويم درباه نجوم و مسائل وابسته دارد که چاپ شده و مشتمل بر احاديث و مسائل شرعی مرتبط با اين بحث است[19]. همچنين است کتابهای او در رابطه با طب امامان [20]؛ مانند شرح رسالة طب الرضا[21]، که شرحی است بر رساله منسوب به امام هشتم علي بن موسی الرضا در اين زمينه که در سنت روايی اماميه از شهرت برخوردار است؛ نيز الطب المروي که کتاب بزرگی معرفی شده است[22]. در اين نوع کتابها، احاديث منقول از امامان در رابطه با مسائل طبی گردآوری می شده است. او يک چهل حديث نيز به سنت محدثان نوشته بوده است[23]. همچنين از جمله موضوعاتِ نشان دهنده علائق حديثی و عامه گرایِ او، علائم ظهور است[24]: کتابی با عنوان علامات الظهور وأحوال الامام المستور[25]. شبر، به سبک محدثان دوره صفوی و با الگو برداری از علي ابن طاووس[26]،کتابهای متعددی در موضوع اعمال مستحبی روزانه، هفتگی و ماهانه نوشته است[27].

شيوه تدوين کتابهای او در بسياری از موضوعات توسط حاجی نوری و شيخ عباس قمي پی گرفته شد؛ به ويژه در موضوعات ويژه ای مانند گردآوری احاديث و نيز تدوين کتابهايی درباره موضوعات ادعيه و زيارات و سيره امامان. با اين وصف تمايز شبر از اين دو تن در اين بوده است که شبر علاوه بر اين، فقيه نيز بوده و به تدوين کتابهای فقهی نيز پرداخته است.

جامع المعارف والأحکام:

جامع المعارف والأحکام في الحلال والحرام، بی ترديد مهمترين و بزرگترين کتاب شبر است که جامع الأحکام نيز ناميده می شود[28]. اين کتاب يک کوشش تازه در زمينه گردآوری احاديث اماميه است در موضوعات فقه، اصول فقه و اصول عقايد که بر خلاف کتاب بحار الأنوارِ محمد باقر مجلسی، مشتمل بر احاديث فقهی کتابهای کتب اربعه حديثی نيز می شود. اين کتاب در 20 جلد تنظيم شده و با الگو پذيری از بحار الأنوار و کتابهايی که به تقليد از آن نوشته شده است، از سوی شبر در حدود يک قرن پس از تدوين بحار الأنوار تنظيم شده است[29]. می دانيم که در دوره صفوی در ايران، بحرين و جبل عامل، که از مراکز عمده تشيع امامی بودند، تلاشهايی برای تدوين کتابهای جامع حديثی به شيوه عام و يا در يک موضوع معين انجام شد. در اين ميان، بايد به مجموعه ای از کتابهای فيض کاشاني[30]، محمد باقر مجلسی، محمد بن حسن حرّ عاملي، سيد هاشم بحراني و عبدالله بحراني (د. 1130ق)، مؤلف عوالم العلوم والمعارف و شماری ديگر اشاره کرد که با موضوعات متفاوت سعی در ارائه تعاليم امامی در قالب حديثی را داشته اند. مهمترين اين تلاشها وسائل الشيعة حر عاملي و بحار الأنوار محمد باقر مجلسی بوده است. کتاب نخست گردآوری احاديث فقهی و کتاب دوم بيشتر موضوعات اعتقادی، تاريخی و اخلاقی را در نظر گرفته اند. البته مهمترين و مشهورترين کتاب جامع احاديث، بحار الأنوار است که دست کم، از شهرت زيادی در ميان شيعيان امامی برخوردار است. طبعا اين گرايش به دليل نفوذ و گسترش طريقه اخباريان در اين دوره بوده است. جريان حديث نگاری با وجود غلبه اصوليان و با محوريت وحيد بهبهاني بر اخباريان، گرچه در ميان اماميه تا اندازه ای ضعيف شد، اما تا دوران معاصر همچنان ادامه پيدا کرد. نکته مهم در مورد شبر، اين است که وی با وجود اينکه محصول دوران غلبه اصوليان بر اخباريان و تضعيف گرايش اخباری بوده، اما با اين وصف در يک اقدام مشابه دست به تدوين کتاب بزرگ و حجيمی همانند جامع المعارف زده است. در واقع شبر با وجود اينکه دو کتاب وسائل الشيعة و بحار الأنوار را در پيش روی خود داشت، اما همت خود را برای تدوين کتاب جامع ديگری در گردآوری احاديث امامان به کار بست. وی در اين کتاب، در کنار گردآوری احاديث اعتقادی و اخلاقی و تاريخی، بيشتر همت خود را برای تدوين جامع احاديث فقهی به کار برده است. سبب تأليف اين کتاب از سوی شبر، با توجه به تجارب گذشته، کاملا روشن نيست. آيا او دو کتاب ياد شده را وافی به مقصود نمی دانسته است؟ تلاشهای او در زمينه گردآوری احاديث، در دوره نزاع اصوليان و اخباريان، بی ترديد نمی تواند بی ارتباط با اين نزاع باشد. احتمالا شبر درصدد اثبات اين امر بوده که اصوليان نيز همانند اخباريان به حديث توجه دارند. از ديگر سو با رشد جريان اصولی در ميان فقيهان امامی، احتمالا شبر در پی اين بوده است تا اهميت حديث را به اصوليان نيز گوشزد کند[31]. به هر حال شبر در ترويج فرهنگ حديثی توفيق زيادی است. اما مهمتر از همه اين موارد، با توجه به اولويت احاديث فقهی در کتاب جامع المعارف، مسئله ديگری نيز در اين ميان حائز اهميت است: با توجه به پيروزی جريان اصولی بر اخباری و گسترش فرهنگ فقهی و نهادينه شدن تدريجی نهاد مرجعيت فقهی در ميان اماميه، نياز به وجود يک مرجع حديثی در مورد موضوعات فقهی روز افزون شده بود. به همين دليل حديث به عنوان مهمترين منبع فقهی اماميه، در تمامی آثار فقهی شبر و نيز در کتاب جامع المعارف مد نظر بوده است.

بنا بر گزارش آقابزرگ در الذريعة، کتابها (بخشهایِ) مختلف اين کتاب عبارتند از:

1- التوحيد (30000سطر)؛ 2- الکفر والايمان (30000 سطر)؛3- المبدأ والمعاد (25000 سطر)؛4- الأصول الأصلية (12000 سطر)، اين جلد از کتاب جامع المعارف، به طور مستقل و با همين عنوان الأصول الأصلية به چاپ رسيده که مقايسه حجم آن با توجه به تعداد سطرهای کتاب با ساير کتابهای جامع المعارف می تواند ما را با حجم بزرگ ساير کتابهای اين مجموعه آشنا کند.5- الطهارة (24000 سطر)؛6- الصلاة ( 50000 سطر)؛7- الزکاة والخمس والصوم والاعتکاف (20000 سطر)؛8- الحج (50000 سطر)؛9- المزار و الجهاد و الأمر بالمعروف والنهي عن المنکر (20000 سطر)؛10- المطاعم والمشارب و ساير کتابهای فقهی تا آغاز کتاب الغصب (15000 سطر)؛ 11- الغصب والمواريث تا آخر کتاب الديات (27000 سطر)؛ 12- النکاح (30000 سطر)؛13- المعاملات ( 24000 سطر)؛ 14- الخاتمة الرِّجالية (10000 سطر)[32].
همينطور که می بينيم در گزارش آقابزرگ، مجلدات کتاب 14 جلد گزارش شده است؛ اما از ديگر سو، در نسخه های مجلداتی از اين کتاب که به خامه مؤلف هم اينک در کتابخانه شيخيه کرمان موجود است[33]، تنظيم، عناوين و گستره کتابهای جامع المعارف، با گزارش آقابزرگ تفاوت دارد[34]. فی المثل موضوعات طب، نجوم و معرفة الساعات، دعاء، مواعظ و خطب و رسائل بخشهايي از کتاب جامع المعارف قلمداد شده است[35]. گزارش شاگردش کاظمی هم اين مسئله را تأييد می کند که بخشهای طب و قرآن و دعاء و مواعظ و رسائل و نيز قصص انبياء و سيره پيامبر جزء جامع المعارف بوده است[36]. گزارش شاگرد ديگرش محمد بن معصوم نيز اين نظر را که مجلدات جامع المعارف شامل موضوعات اعتقادی و تاريخی ديگری نيز می شده تأييد می کند؛ در گزارش او تعداد مجلدات کتاب تا 20 جلد افزايش يافته است و درست شامل مواردی است که در نسخه کتابخانه شيخيان کرمان می بينيم[37]. به درستی معلوم نيست چرا در گزارش آقابزرگ که بر اساس نسخه های خطی اين کتاب ارائه شده، اثری از بخشهای ديگر ديده نمی شود[38]. به هر حال برخی کتابهايی که آقابزرگ از آنها به صورت مستقل نام برده، چنين می نمايد که بخشهايی از کتاب جامع او بوده است.

همانطور که ملاحظه می کنيم، اين کتاب بيشتر با هدف گردآوری احاديث فقهی تنظيم شده و البته شامل عمده ابواب فقهی نيز می شود. طبعا با توجه به محدوديت ابواب فقهی بحار الأنوار که ناشی از آن است که مجلسی قصد تکرار ابواب و احاديث فقهی کتب اربعه را نداشته است، کتاب شبر می تواند به عنوان مکمل کار مجلسی قلمداد شود؛ اما از ديگر سو اين نکته را هم می بايست در نظر آورد که کتاب وسائل الشيعة حر عاملي، معاصر مجلسی نيز درست در جهت گردآوری احاديث فقهی کتب اربعة و ساير کتب حديثی تنظيم شده بود. همچنين ديديم که جلد چهارم اين مجموعه، شامل مباحث اصولی است که مشتمل بر احاديثی است که برای بيان قواعد حديثی و فقهی عمدتا مورد استناد اخباريان قرار می گرفته و از سوی آنان به عنوان بديلی برای مباحث اصولی ارائه می شده است[39]. کتاب آخر که شامل مباحث رجالی می شود، با الگو برداری از کتابهای بحار الأنوار و وسائل الشيعة تنظيم شده است که آن دو نيز هر يک مشتمل بر خاتمه ای در مباحث رجالی و اجازات هستند. مؤلف ما علاوه بر اين، چندين کتاب رجالی ديگر هم نوشته است[40]: جامع المقال في معرفة الرواة والرجال؛ ملخص المقال ، خلاصه کتاب پيش[41] و الکليات الرجالية[42].

شبر خود ملخصی از کتاب جامع المعارف را با حذف اسناد و احاديث مکرر تنظيم کرده[43] که با عنوان ملخص جامع الأحکام از آن ياد شده [44]و به کوشش احمد حسينی در قم در 2 جلد به چاپ هم رسيده[45] و آنگاه تلخيص سومی نيز از آن فراهم کرده است[46]، با عنوان درر الآثار والأخبار[47].

--------------------------------------------------------------------------------

[1] نک: مقاله من با عنوان " سيد عبدالله شبر، محدثی در سنت علامه مجلسی"، در سايت بررسيهای تاريخی

[2] برای قضاوت نوري در مورد شبر و ستايش از او،نک: الفيض القدسي، چاپ شده در بحار الأنوار، 102/56-57.

[3] مانند آقابزرگ طهراني و شيخ عباس قمي

[4] برای آن، نک: آقابزرگ، الذريعة، 21/85

[5] نک: آقابزرگ، الذريعة، 17/103

[6] آقابزرگ، الذريعة،3/230

[7] آقابزرگ، الذريعة، 5/125

[8] برای جلاء العيون، نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، 21/239

[9] نک: شبر، جلاء العيون، 1/6؛ برای متخب جلاء العيون عربی باز از خود او، نک: آقابزرگ، الذريعة،22/393

[10] آقابزرگ، الذريعة،4/178

[11] آقابزرگ، 4/179؛ تسلية الفؤاد في بيان الموت والمعاد او را يک بار رضا استادی با همکاری احمد حسينی اشکوری در قم به سال 1393ق و بار ديگر علاء الدين الأعلمي در بيروت، 1995م به چاپ رسانده اند.

[12] آقابزرگ، الذريعة، 5/125

[13] در رابطه با موضوع زيارات امامان، نک: آقابزرگ، الذريعة، 2/456 ؛ 24/94

[14] آقابزرگ، الذريعة، 12/208؛ برای برخی ديگر از کتابهای او در رابطه با موضوعات زيارات، نک: آقابزرگ، الذريعة، 3/438-439 ؛ 488-489؛ از ديگر تأليفات او در زمينه دعاء، نک: آقابزرگ، الذريعة، 20/209

[15] نک: آقابزرگ، الذريعة، 2/456

[16]برای مرثيه نويسی او، نيز نک: آقابزرگ، الذريعة،23/299

[17] نک: آقابزرگ، الذريعة، 19/350

[18] نک: آقابزرگ، الذريعة، 1/520؛ 2/19

[19] چاپ بمبئي و نيز نجف؛ نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، 24/77؛ 1/286

[20] نک: آقابزرگ، الذريعة، 15/140

[21]؛ آقابزرگ، الذريعة، 13/364 نک: نوری، خاتمة المستدرک، 1/229

[22] آقابزرگ، الذريعة، 15/143

[23] نک: آقابزرگ، الذريعة، 1/420

[24]آقابزرگ، الذريعة،7/21

[25] آقابزرگ، الذريعة، 15/311

[26] برای او نک:

Kohlberg, E., A Medieval Muslim Scholar at Work. Ibn ÓÁwÙs and his Library, Leyde, 1992.

[27] برای نمونه کتابهايی که برای اعمال روزانه، هفتگی و ماهانه نوشته و شيوه ابن طاووس را در اين کتابها دنبال کرده است، نک: آقابزرگ، الذريعة، 2/246، 248؛ 11/297-298؛ 15/85

[28]برای نامهای مختلف اين کتاب بر حسب نظر مؤلف، نک: منزوي، فهرست نسخ عکسی کتابخانه ابراهميمه در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ص94Y برای تقريظی به شعر برای کتاب جامع المعارف از يکی از علمای جبل عاملی ، تراجم الرجال، 1/365-366

[29] برای جامع المعارف، نک: کاظمي، تکملة الرجال، 2/86

[30] برای او نک:

Lawson,T., « The Hidden Words of Fayà KÁshÁnÐ » in M.Szuppe (éd.), Iran : Questions et connaissances. Vol.II, Périodes médiévale et moderne, Paris, 2002, pp.427-47 ; idem, «Orthodoxy and heterodoxy in Twelver Shi‛ism: Ahmad al-Ahsā’ī on Fayd Kāshānī (the Risālat al-‛Ilmiyya)», Robert Gleave (ed.), Religion and Society in Qajar Iran, RoutledgeCurzon, London & New-York, ۲۰۰۵, pp. ۱۲۷-۱۵۴.

[۳۱] نيز نک: پس از اين

[۳۲] نک: آقابزرگ، الذريعة، ۵/۷۱-۷۲

[۳۳] برای نسخه های جامع المعارف شبر در اين کتابخانه، نک: منزوي،ص ۹۴ به بعد؛ نيز نک: پس از اين.

[۳۴] نک: منزوي، ص ۹۴

[۳۵] نک: منزوي، ص۹۶ - ۹۴

[۳۶] نک: کاظمي، ۲/ ۸۶

[۳۷] نک: محمد بن معصوم، نسخه خطی شرح زندگی شبر، ص ۲۵-۲۶

[۳۸] از ديگر سو می دانيم که فی المثل آقابزرگ مجلد بزرگی با عنوان القرآن والدعاء را از تأليفات شبر نام می برد، بدون آنکه آنرا از شمار مجلدات جامع المعارف قلمداد کند، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۷/۵۹ .

[۳۹] نيز نک: پس از اين.

[۴۰] آقابزرگ، الذريعة، ۱۰/۱۲۸ ؛ برای کتابهای رجالی او نيز نک: آقابزرگ، الذريعه، ۲۲/۲۱۳ ؛ برای رساله ای با عنوان فهرست الکتب ومؤلفيها از او، نک: آقابزرگ، الذريعة، ۱۶/۲۸۱ ؛ ۳۹۲ ؛ نيز نک: آقابزرگ، مصفی المقال، ص ۲۳۸

[۴۱] آقابزرگ، الذريعة، ۵/۷۳

[۴۲] براي الکليات الرجالية او، نک: آقابزرگ، مصفی المقال، تهران، ۱۹۵۹م، ص ۲۳۹

[۴۳] برای جامع المعارف و دو خلاصه آن، نيز نک: آقابزرگ، الذريعة، ۲۲/۲۰۵

[۴۴]آقابزرگ، الذريعة، ۸/۱۱۶-۱۱۷

[۴۵]نسخه ای از ملخص جامع المعارف به خامه نگارنده کتاب در کتابخانه شيخيه کرمان موجود است. نک: منزوي، ص ۳۷۷

[۴۶] آقابزرگ، الذريعة، ۵/۷۲

[۴۷] آقابزرگ، الذريعة، ۸/۱۱۶-۱۱۷
يكشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۰
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت