دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۲۹۴٫۳۵۸ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۲۰ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۰۱۶
بازدید از این یادداشت : ۲٫۰۴۷

پر بازدیدترین یادداشت ها :

نسخه اصلاح شده مقاله. در مجموعه مقالات شيخ طوسي که در صفحه اصلی حلقه کاتبان آمده، اين اصلاحات اعمال نشده است؛ بنابراين بايد همواره برای اين مقاله، به همين وب گاه بررسيهای تاريخی مراجعه کرد. حسن انصاری

عماد الدين طبري (د. بعد از ۵۵۳ق)، فقيه و محدث امامی اهل طبرستان در سده ششم قمري، کتاب مشهوری دارد به نام بشارة المصطفی. اين کتاب تا آنجا که من می دانم به صورت حروفی تاکنون دو مرتبه منتشر شده است: چاپ نجف آن چاپی است بسيار مغلوط. چاپ ديگری هم در سالهای اخير در قم از اين کتاب عرضه شد که آن هم با وجود مقدمه نسبتا خوبی که دارد، باز مشتمل بر اغلاط بسيار زياد در اسناد و متون احاديث است؛ به ويژه در اسانيد کتاب و محقق هم زحمت مراجعه دقيق و مقايسه و تصحيح اسانيد را بر خود هموار نکرده است. به ويژه از آنجا که بخش زيادی از احاديث اين کتاب در منابع ديگر موجود روايت شده اند و عماد الدين طبري از آن منابع احاديث خود را نقل کرده است؛ اما شگفتا که محقق حتی ظاهرا در تصحيح اسانيد به آن کتابها هم مراجعه ای نداشته است. کتاب بشارة المصطفی جدا از فوائد مذهبی، به دليل اشتمال بر اسانيد تازه و به ويژه نام بردن از شماری از عالمان شيعی ايران در سده های پنجم و ششم کمال اهميت را دارد و از اين نقطه نظر هم همواره مورد عنايت بوده است. عماد الدين طبري از محضر شماری از محدثان ايرانی بهره برده بوده که نام و اسانيدشان در اين کتاب ديده می شود. علاوه بر اين، اين کتاب برای شناخت تشيع کوفی در سده های پنجم و ششم قمری بسيار با اهميت است؛ به ويژه اسانيد زيديان کوفه (مانند روايات ابو عبد الله العلوي و ابو البرکات زيدی و امثال آنان، نک: مدخل ابو البرکات، به قلم حسن انصاری در دائرة المعارف بزرگ اسلامی؛ نيز: مدخل ابو عبدالله العلوي، به قلم همين نويسنده در طبع سوم دائرة المعارف ليدن که در دست انتشار است). نسخه ای کهنه از کتاب بشارة المصطفی در "کتابخانه امير المؤمنين نجف" موجود است که در عصر مؤلف کتابت شده است. اين مطلب را محقق طباطبايي در مقاله خود درباره مشايخ شيخ طوسي (مقدمه الفهرست، ص ۷۴ پاورقی شماره ۲) متذکر شده اند اما در فهرست آن کتابخانه که در مجله تراثنا تاکنون بخشهايی از آن منتشر شده از اين نسخه نامی نبرده اند و در عوض نسخه ديگری را معرفی می کنند (تراثنا شماره ۵۷، ص ۱۸۵-۱۸۶) :
"بشارة المصطفى لشـيعة المرتضى للشيخ عماد الدين أبي جعفر محمّـد بن أبي القاسم علي بن محمّـد الطبري الآملي، من أعلام القرن السادس الهجري؛ الذريعة ۳/۱۱۷. نسـخة كتبت في القرن الحادي عشر، في إسنادها بعض السقط من قبل الناسخ فأُكمل فيما بعد، وهذه النسخة تطابق المطبوع في النجف الأشرف بزيادة حديث واحد في آخرها، وكثير منه بخطّ حديث أظنّه خطّ العلاّمة الشيخ عبـد الحسين الحلّي، ۲۲۵ ورقة، رقم ۸۳۰". به هر حال برای تحقيق دقيق اين متن بايد نسخه عصر مؤلف مبنای تحقيق قرار گيرد.
عماد الدين طبري در بشارة المصطفی، عمده احاديث خود را بر دو منبع گزارده است: شيخ طوسي و در مرحله ای پايينتر شيخ صدوق. در حقيقت اگر احاديث اين دو محدث را از اين کتاب جدا کنيم، شايد چيز زيادی از آن باقی نماند. در مورد شيخ طوسي بايد گفت که عماد الدين طبري در واقع نسخه /نسخه هايی از امالي شيخ طوسي (کامل و يا منتخبی) را که در اختيار داشته مبنای نقلهای خود قرار داده است و طبعا اين کتاب چون همينک در اختيار ماست، فوائد اين نقلها زياد نيست. مگر اينکه بررسی شود شايد مواردی از احاديث باشد که در نسخه های موجود امالي شيخ طوسي آنها را نتوان يافت؛ به ويژه که نسخه های امالي موجود اختلافاتی دارند و همگی کامل نيستند. فايده نقلهای عماد الدين در واقع مربوط به شناخت نسخه ها و روايات گوناگون امالي طوسي است. می دانيم که عماد الدين طبري در نجف محضر ابو علي ابن الشيخ را درک کرده بوده است و احاديث زيادی را به واسطه او از شيخ طوسي در بشارة المصطفی نقل می کند. اين احاديث تماما به نقل از امالي شيخ طوسي نقل شده است. کتاب امالي شيخ طوسي مهمترين کتاب حديثی شيخ است که در آن احاديث فضائل امامان نقل شده و طبعا همين متن هم تناسب با موضوع کتاب طبري داشته است و نه کتابهای ديگر حديثی شيخ طوسي. اما عماد الدين طبري تنها از طريق ابو علي از شيخ طوسي روايت نمی کند؛ او از طريق دو تن ديگر هم احاديث شيخ را در اختيار داشته است. يکی از اين دو نفر، از مشايخ ايرانی عماد الدين طبري و خود از شاگردان شيخ طوسي بوده که در ترويج احاديث شيخ طوسي در ايران درست در يک نسل پس از شيخ طوسي سهم داشته است. شخص ديگر از مشايخ عراقی عماد طبري است که او هم از شاگردان شيخ طوسي بوده است. عماد الدين طبري از طريق اين دو نفر نيز احاديث شيخ طوسي در امالي را نقل می کند و بنابراين او از سه طريق امالي شيخ طوسي را روايت می کرده است. بنابراين او يا يک نسخه از امالي داشته که آن را از طريق اجازه و سماع از سه تن روايت می کرده و يا نسخه های مختلفی داشته که هر يک از طريق يکی از اين سه استاد به شيخ طوسي می رسيده است. اين نخستين احتمالی است که به ذهن خطور می کند. پس از اين در اين باره توضيح مفصلی خواهيم داد. اما وجود روايات امالي شيخ طوسي و با روايات اين سه شاگرد شيخ طوسي در بخشهای مختلف کتاب بشارة المصطفی دليل بسيار خوبی است برای نشان دادن اين نکته که نسخه موجود امالي شيخ طوسي نسخه ای است که گرچه تنها در يک قسمت از دو قسمت آن نام ابو علي به عنوان راوی آن آمده (و تازه در شماری از نسخه ها)، اما اين امر ابدا دليل آن نيست که آن بخش تنها از طريق ابو علي ابن الشيخ در اختيار راويان بعدی قرار گرفته است.
همينجا اشاره کنم به روايتی از ابن شهرآشوب به نسخه امالي شيخ طوسي (جزء دوم آن) که از طريق شاگرد ديگری در اختيار او قرار داشته است:
أمل الآمل - الحر العاملي ج ۲ ص ۱۰۸
السيد كمال الدين حيدر بن محمد بن زيد الحسيني . عالم فاضل ، يروي عن ابن شهر اشوب ، ورأيت في نسخة كتاب المجالس والاخبار للشيخ الطوسي وهي نسخة مولانا عبد الله الشوشتري الشهيد بخطه نقلا عن نسخة حيدر بن محمد بن زيد بخط ابن شهر آشوب ما هذا لفظه : قرأ علي هذا الجزء وهو الجزء الثاني من الامالى من أوله إلى آخره السيد العالم الاجل النقيب كمال الدين جمال السادة فخر العترة شمس العلماء حيدر بن محمد بن زيد بن محمد بن عبد الله الحسينى قراءة صحيحة مرضية ، وأخبرته أنى قرأته على الامام الاجل أبى الفضل الداعي بن علي الحسيني السروي وأخبرني به عن الشيخ المفيد أبي الوفاء عبد الجبار المقرئ الرازي عفي عنهم في سنة
۵۷۰ ، وكتب ذلك محمد ابن علي بن شهر آشوب المازندراني بخطه حامدا لربه ومصليا على النبي محمد وآله – انتهى
البته اين روايت مربوط به جزء دوم ( ظاهرا بخش دوم) امالي شيخ طوسي است که همانطور که خواهيم گفت با بخش نخست آن تفاوت دارد؛ اما در مورد بخش اول هم دقيقا وضع بر همين منوال است و راويان ديگری در انتقال آن به نسلهای بعد به نقل از شيخ طوسي دست داشته اند. نيز بايد نمونه روايت از امالي در مکارم الأخلاق طبرسي را متذکر شد که باز نشان از طرق مختلف روايت اين متن دارد:
مكارم الأخلاق- الشيخ الطبرسي ص ۴۵۸
يقول مولاي أبي طول الله عمره الفضل بن الحسن : هذه الاوراق من وصية رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم لابي ذر الغفاري - رضي الله عنه - التي أخبرني بها الشيخ المفيد أبو الوفاء عبد الجبار بن عبد الله المقرئ الرازي والشيخ الاجل الحسن بن الحسين بن الحسن أبي جعفر محمد بن بابويه - رضي الله عنهما - إجازة قالا : أملى علينا الشيخ الاجل أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي - قدس سره - وأخبرني بذلك الشيخ العالم الحسين بن الفتح الواعظ الجرجاني في مشهد الرضا ( عليه السلام ) ، قال : أخبرنا الشيخ الامام أبو علي الحسن بن محمد الطوسي ، قال : حدثني أبي الشيخ أبو جعفر - قدس سره - ، قال : أخبرنا جماعة عن أبي المفضل محمد بن عبد الله بن محمد بن المطلب الشيباني ، قال : حدثنا أبو الحسن رجاء بن يحيى العبرتائي الكاتب سنة أربع عشر وثلاثمائة وفيها مات ، قال : حدثنا محمد بن الحسين بن ميمون ...
اين روايت که از امالي شيخ طوسي (بخش دوم و در آغاز آن، نک: ص ۵۲۵ از چاپ قم) نقل شده به جز ابو علي ابن الشيخ، به روايت دو تن ديگر نيز انتقال يافته، يکی به واسطه عبد الجبار الرازي که در سند ابن شهر آشوب نامش گذشت و ديگری الحسن بن الحسين ابن بابويه که بعدا خواهيم ديد در روايت بخش نخست امالي نيز سهم داشته است. از همين سند معلوم می شود که دو نفر اخير در مجالس املای حديث شيخ طوسي در نجف شرکت داشته اند. به هر حال مسلم است که جز ابو علي طوسي، ديگران نيز در روايت امالي شيخ طوسي در هر دو قسم آن سهم داشته اند و نسخه هايی به روايت آنان (کامل و يا ناقص، نک: پس از اين) موجود بوده است.
حقيقت اين است که از نسخه های کتاب الأمالي نسخه های مختلف و با ريشه های گوناگونی در اختيار است. در دوره های زمانی بسيار گذشته هم وضعيت به همين منوال بوده است. در عصر ابن طاووس، چنانکه نقلی از وی را آقابزرگ ارائه داده، نسخه های کتاب الأمالي شيخ طوسي در دو بخش مستقل قرار داشته است. در مورد انتساب اين دو بخش مختلف کتاب الأمالي در منابع نسبتا متأخر (از عصر صفوی) اختلاف ديدگاه وجود داشته است (اختلاف ميان انتساب کتاب به شيخ طوسي و يا فرزندش ابو علي المفيد الطوسي؛ مثلا نک: بحار الأنوار، ۱۰۷/۱۱۳). در نسخه های چاپی سنگی و حروفی هم که از اين کتاب به دست داده شده همين اختلافات کم و بيش در کميت کتاب، راوي کتاب و وجود و يا عدم وجود تواريخ مجالس در همه يا قسمتهايی از امالي ديده می شود (چاپ نجف اين کتاب ظاهرا بر اساس چاپ سنگی بوده است و يا ريشه در يک نسخه داشته اند). علاوه بر آن کتاب امالي آن طور که در نسخه های چاپی آن ديده می شود، از دو بخش کاملا مجزا که ريشه در دو نسخه مختلف داشته و بعدها در کنار هم قرار گرفته است تشکيل شده است. برخی نسخه های کتاب هم تنها شامل ۱۸ مجلس است (در چاپها بخش نخست را تشکيل می دهد) و بخشی ديگر از امالي که معمولا به صورت مجالس تاريخ دار منظم هفتگی در چاپهای اين کتاب ديده می شود را فاقد است. در اينجا مناسب است نظر آقابزرگ را درباره اين نسخه ها و اختلافات و انتسابات کتاب الأمالي و نيز نقل او از ابن طاووس (که گويا متکی بر نسخه ای خطی و کامل از فلاح السائل است؛ در اين مورد نک: کلبرگ، ص ۱۸۵) در اينجا نقل کنيم:
الذريعة - آقا بزرگ الطهراني ج ۲ ص ۳۰۹-۳۱۱
الامالي، المطبوع في طهران سنة ۱۳۱۳ المشهور نسبته إلى الشيخ أبي علي الحسن بن الشيخ أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي المتوفى بعد سنة ۵۱۵ كما يظهر حياته في التاريخ من أسانيد بشارة المصطفى ، ويقال له أمالي إبن الشيخ في مقابل أمالي والده الشيخ الطوسى الآتي ذكره المرتب على المجالس ولذا يقال له المجالس أيضا ، لكنه ليس الامر كما اشتهر بل هذا جزء من أمالي والده ايضا إلا أنه ليس مثل جزئة الآخر مرتبا على المجالس بل هو في ثمانية عشر جزءا وفي كثير من نسخه قد بدأ في كل تلك الاجزاء باسم الشيخ أبي علي وهو يرويه عن والده الشيخ الطوسي في سنين بعضها سنة ۴۵۵ وبعضها سنة ۴۵۶ وبعضها سنة ۴۵۷ ووجه البدأة باسمه أنه أملاها الشيخ أبو علي على تلاميذه في مشهد مولانا أمير المؤمنين عليه السلام في سنة ۵۰۹ كما ذكر التاريخ في أول الجزء التاسع من النسخة المطبوعة فكتب السامعون عنه إسمه في أول النسخة على ما هو ديدن الرواة والقدماء من ذكر إسم الشيخ في أول كل ما يسمعونه عنه وتوجد جملة من النسخ من تلك الاجزاء الثمانية عشر ليس في أوائل الاجزاء منها إسم الشيخ أبي علي أبدا ، بل يبتدأ في أكثر الاجزاء بقوله حدثنا الشيخ السعيد أبو عبد الله محمد بن محمد ابن النعمان المفيد ، وفي بعضها أخبرنا جماعة منهم الحسين بن عبيد الله ، وفي أول الجزء الرابع عشر هكذا أخبرنا أبو الحسين محمد بن محمد ابن محمد بن مخلد في ذي الحجة سنة ۴۱۷ في داره درب السلولي وهكذا سائر الاجزاء المبدوأة بذكر واحد من مشايخ الشيخ الطوسي فلا شك أن القائل حدثنا في جميعها هو الشيخ الطوسي ، ومن تلك النسخ نسخة عتيقة في مكتبة الشيخ الحجة ميرزا محمد الطهراني ، وسيأتي عند ذكر أمالي شيخ الطائفة تصريح السيد ابن طاوس الذي هو من أسباط الشيخ الطوسى ويعبر عنه دائما بالجد وعن ولده الشيخ أبي علي بالخال ، ولا يخفى عليه تصانيف جده وخاله فانه قال ما ملخصه ( إن أمالي الشيخ في مجلدين أحدهما الثمانية عشر جزءا التي ظهرت للناس أولا وثانيهما بقية الاجزاء إلى تمام سبعة وعشرين جزءا وتمامها عندي بخط الشيخ حسين بن رطبة وخط غيره أرويه عن والدي عن الحسين ابن رطبة عن الشيخ أبي علي عن والده ) وبالجملة هذا الامالي المرتب على ثمانية عشر جزءا للشيخ الطوسي يرويه عنه ولده الشيخ أبو علي ويرويه ساير الناس عن الشيخ أبي علي ولذا اشتهر نسبته إليه ونسبة الامالي المرتب على المجالس إلى والده ، ويظهر من العلامة المجلسي تعدد مؤلفهما كما هو المشهور في الفصل الذي ذكر فيه مآخذ البحار ، مع أنه اعترف في فصل بيان الرموز بان جميع أخبار كلا الكتابين من رواية الشيخ الطوسي ولذا جعل لهما رمزا واحدا
الذريعة - آقا بزرگ الطهراني ج ۲ ص ۳۱۳-۳۱۴
الامالي للشيخ أبي جعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن الطوسى المتوفى سنة ۴۶۰ ، هذا هو المجلد الثاني منه المرتب على المجالس المطبوع مع الاجزاء الثمانية عشر التي مر أنها المنسوبة إلى الشيخ أبي علي بن الشيخ الطوسى في المشهور ، ومر تصريح السيد ابن طاوس بان الشيخ الطوسي أملى تمام السبعة والعشرين جزءا على ولده الشيخ أبي علي وكلها بخط الشيخ حسين بن رطبة وغيره كانت عند السيد وهو يرويها عن والده عن الشيخ حسين بن رطبة عن الشيخ أبي علي عن والده الشيخ الطوسي ، إلا أن الثمانية عشر جزءا منها ظهرت للناس أولا برواية الشيخ أبي علي لها عن والده وصدرت تلك الاجزاء باسم الشيخ أبي علي والبقية إلى تمام السبعة والعشرين جرءا رواها أيضا الشيخ أبو علي للناس بعد الاولى بعين ما أملاه والده عليه في مجالس كل يوم . ولم يصدر المجالس باسم الشيخ أبي علي . فظهر أن تلك المجالس المطبوعة التي تنتهي إلى خمسة وأربعين مجلسا كلها من إملاء الشيخ لولده أغلبها في سنة ۴۵۷ وبعضها سنة ۴۵۸ وفي أول كل مجلس حدثنا محمد بن الحسن بن علي بن الحسن الطوسي فقائله هو الشيخ أبو علي بن الشيخ الطوسي . ثم الشيخ يروي عن مشايخه إبن الغضائري أو ابن عبدون أو ابن شاذان أو ابن الصلت أو غيرهم . لكن المطبوع من المجالس هذا ليس تمام المجالس لانه توجد في زنجان في مكتبة شيخ الاسلام الزنجاني نسخة من تلك المجالس وهي تزيد على النسخة المطبوعة باكثر من ثلثها وهي نسخة معتبرة إستكتبها سنة ۱۰۴۸ المولى خليل بن الغازي القزويني - الشارح للكافي في عشرين سنة في عدة مجلدات - وكتب على ظهر النسخة بخطه شهادة أنها أمالي الشيخ أبي جعفر الطوسي ، وهي مع ذلك ناقص الآخر ، ولعله توجد نسخة أتم منها والله العالم.
نقل آقابزرگ از ابن طاووس، کما اينکه ديديم چنين است: "إن أمالي الشيخ في مجلدين أحدهما الثمانية عشر جزءا التي ظهرت للناس أولا وثانيهما بقية الاجزاء إلى تمام سبعة وعشرين جزءا وتمامها عندي بخط الشيخ حسين بن رطبة وخط غيره أرويه عن والدي عن الحسين ابن رطبة عن الشيخ أبي علي عن والده" اما تفسيری که آقابزرگ از کلام ابن طاووس ارائه می دهد نادرست و متأثر از مشکل انتساب قسمت اول ۱۸ گانه امالي است که تنها در دوره متأخر و بر اثر اشتباه به ابو علي نسبت داده می شد. در واقع در زمان ابن طاووس اختلافی در انتساب همه کتاب امالي موجود به شيخ طوسي وجود نداشته است؛ بعدها به دليل آنکه در پاره ای از نسخه های بخش اول نام ابو علي به عنوان نخستين راوي ديده می شده، برخی به اشتباه گمان کرده بودند که آن قسمت اول از آنِ فرزند ابو علي است که روايات را البته تماما از پدرش روايت می کرده است. آقابزرگ برای دفع چنين خطايي خود دچار خطای ديگری شده و کلام ابن طاووس را تحت تأثير خطای متأخران تفسير کرده است. واقعيت اين است که کلام ابن طاووس تنها ناظر به اين است که دو نسخه مجزا از امالي شيخ طوسي وجود داشته که دو مجلد را تشکيل می داده است؛ نسخه اول در ۱۸ جزء بوده که در آغاز انتشار يافته بوده و گويا بيشتر شهرت داشته و نسخه دوم که مجلد دوم نسخه گواهی شده او را تشکيل می داده شامل بقيه اجزاء کتاب بوده و در عين حال هر دو را ابو علي در اين نسخه از شيخ طوسي روايت می کرده است. وجود نام ابو علي در سند نسخه گواهی شده ابن طاووس ارتباطی با حل مشکل موهوم انتساب بخش نخست به ابو علي ندارد. ظاهرا تصور آقابزرگ اين بوده که کلام ابن طاووس ناظر به اين است که بخش نخست را چون تنها ابو علي از پدرش روايت می کرده و نه ديگران پس موجب اين اشتباه شده که آن را به ابو علي نسبت بدهند. اين در حالی است که هر دو بخش را ابو علي در نسخه ابن طاووس روايت می کرده و اين به هر حال به معنای آن نيست که ديگران اين بخش از امالي را از شيخ طوسي مستقيما روايت نمی کرده اند؛ کما اينکه ظاهر عبارت آقابزرگ چنين است. اشتباه متأخران به اين دليل بوده که در برخی از نسخه های بخش اول نام ابو علي ذکر می شده، در حالی که در آغاز سندهای بخش دوم نامی از او نبوده و بنابراين گمان کرده اند که اين دو نسخه هر يک به يکی از اين دو نفر منسوب است.
جالب اينکه در نسخه کهنه ۵۸۰ق که در چاپ اخير قم از آن بهره برده شده، اساسا نامی از ابو علي در آغاز سند اجزاء ۱۸ گانه وجود ندارد و بنابراين اين خود نشان می دهد که در نسخه های کهنی از اين کتاب اصلا نام ابو علي به عنوان راوي بخش نخست مطرح نبوده است. در پايان مجلس ۱۸ از همين نسخه و برخی نسخه های ديگر به صراحت از تمام شدن امالی شيخ طوسي ياد شده است و اين نکته باز نشان می دهد که امالي شيخ طوسي مجلدات مختلف و مستقلی را تشکيل می داده که هر يک در سنتی خاص خود شکل گرفته بودند و از آن ميان دو مجلد در اختيار ماست و شايد مجلدات ديگری هم از آن موجود بوده که حتی به عصر ابن طاووس نرسيده بوده است (چون به هر حال بعيد است که امالي حديثی شيخ طوسي تنها شامل چند سال محدود بوده باشد؛ مگر آنکه تفسيری که پس از اين خواهيم گفت را بپذيريم). هر يک از اين مجلدات هم در سنتهای مختلفی بعدها از سوی راويان مستقيم شيخ طوسي روايت می شده و در آغاز نسخه های برخی تصريحی به راوی اوليه شده و يا در برخی نشده و اين امر ارتباطی با هويت کتاب امالي نداشته است. بنابراين اين بحث که چرا در برخی نسخه ها بخش دوم بدون نام ابو علي است و بخش اول با نام او توأم است در اصل بحث خطا بر انگيزی بوده که موجبات انتساب بخش نخست به ابو علي را فراهم کرده است. از کلام ابن طاووس تنها اين بر می آيد که اين دو قسمت بعدا در کنار هم قرار گرفته بودند. اختلاف در نوع تنظيم مجالس دو قسمت هم مشعر بر همين معناست. اما از ديگر سو، به دليل آنکه از ظاهر آغاز بخش دوم نسخه های موجود بر می آيد که آن قسمت در دنباله بخش اول آمده (تکميل روايات ابو المفضل که پيشتر از آن در اواخر بخش اول آغاز شده بود) در آنچه گفته شد ترديد بر می انگيزاند؛ وانگهی در نسخه هايی از بخش نخست (مانند چاپ نجف)، مجالس آن بخش تاريخ دارند و اين تواريخ کم و بيش از لحاظ زمانی با تواريخ بخش دوم سازگاری دارند. به هر حال آنچه مسلم است اين است که هر دو بخش را ابو علي از پدرش روايت می کرده و ديگرانی نيز که در اين مجالس شرکت داشته اند هم در روايت آن به نوبه خود سهم داشته اند.
اينجا من می خواهم تفسير تازه ای از کلام ابن طاووس ارائه دهم که شايد بتواند شيوه تنظيم امالي شيخ طوسي را درست تر توضيح دهد. اين تفسير مبتنی بر دو نکته است؛ يکی نسخه کهنی که چاپ اخير قم بر اساس آن منتشر شده و ويژگی های معين و مهمی دارد و نکته دوم مبتنی بر اين نظر که اصولا بايد دو مجلد موجود نزد ابن طاووس را متفاوت با نظام تقسيم بندی چاپ سنگی و نجف کتاب بدانيم و اين دو نظام تنظيم بندی کتاب را با يکديگر خلط نکنيم. نسخه ابن طاووس از لحاظ تقسيم بندی بر اساسی ديگر بوده و در چاپ سنگی و نجف کتاب آن نظام از سنت ديگری تبعيت می کرده است. در حقيقت نسخه کهن موجود و اساس طبع قم است که با نسخه ابن طاووس هماهنگ است (البته در مورد بخش اول آن، در مورد بخش دوم متأسفانه نسخه کهنی باقی نمانده و آن نسخه کهن موجود شامل ما بقی اجزاء بيست و هفت گانه در مجلد دوم نمی شود). ما می دانيم که شيخ طوسي مجالسی در حديث داشته که حاصل آن طبعا به عنوان امالي حديثی وی فی المجلس تنظيم می شده است. خود شيخ طوسي به کتابی از خود با عنوان کتاب المجالس في الأخبار اشاره کرده است (الفهرست، ص ۲۴۲). اما اين کتاب به طبيعت کتابهای امالي می توانسته اندازه کاملا دقيقی نداشته باشد. امالي ها دفترهايی بودند که به مرور زمان و با تشکيل هر چه بيشتر مجالس فزونی می گرفتند و بنابراين شيخ طوسي می توانسته چندين کتاب المجالس داشته باشد؛ بدون آنکه اين کتابها صورت نهايی و پايانی به خود گرفته باشند. تا زمان مرگ، يک محدث می تواند مجالس حديث داشته باشد و محصول هر سال و يا دو سال مجالسش را در دفتری جداگانه تنظيم نمايد. راويان هر محدثی هم می توانستند با حضور در چند مجلس آن استاد محدث، دفتری از امالي او را تنظيم کنند. با اين توضيح مختصر من معتقدم که بخش نخست امالي که در نسخه ها به روشنی پايان آن اعلام می شود (نک: چاپ قم الامالي، ص ۵۲۴ )، احتمالا امالي اصلی شيخ طوسي بوده که از آن هم در الفهرست نام برده بوده است. اصلا همينکه شيخ طوسي از امالي خود تعبير به "کتاب المجالس "کرده، نشان می دهد که برای او اين متن صورت يک کتاب معين را پيدا کرده بوده است. عموما در کتب تراجم و رجال محدثان از امالي به صورت کتاب نام نمی برند؛ بلکه صرفا گفته می شود که يک محدث امالي/مجالس داشته است؛ يعنی مجالسی در حديث داشته که طبعا ثبت هم می شده است. بدين ترتيب به نظر می رسد که منظور شيخ طوسي از امالي اش (کتاب المجالس) کتاب منظمی بوده که بخش نخست امالي شيخ طوسي می تواند عينا منظور باشد. از ديگر سو، هيچ دليلی در دست نيست که نشان دهد اين امالي نخستين بار تنها در نجف و آن هم بدين شکل در ۱۸ مجلس املا شده باشد. شايد شيخ طوسي نخستين بار اين امالي را در بغداد در مجالسی (و شايد در ۱۸ مجلس) املاء کرده بوده و بعدا که نسخه آن امالي تنظيم شده بوده آنرا در نجف نيز بر شاگردان عرضه می کرده است. در نجف در دنباله املای اين مجالس البته مجالس ديگری هم شيخ طوسي در حديث داشته که همينک بخش دوم الأمالي را تشکيل می دهند (و به نظر هم می رسد که اين بخش دوم چاپ شده ناقص است و شامل همه مجالس نوع دوم شيخ طوسي نيست؛ کما اينکه آقابزرگ هم تصريح می کند؛ نيز نک: پس از اين) و در واقع دنباله ای بر مجالس نجف (بر اساس بخش اول بغدادی ) او بوده است؛ منتهی با اين تفاوت که به دليل انتشار بخش نخست در بغداد، نسخه های اصل بغدادی همچنان مد نظر بوده و شيخ طوسي هم از روی همان، مجالس خود را (بعضا به صورت مجالس پراکنده و يا منظم امالي و يا به صورت مجلس قرائت و سماع) در نجف تکرار می کرده است. شايد تفسير درست کلام ابن طاووس همين باشد. در واقع نسخه هايی که از بخش نخست همينک در اختيار ماست، آنهايی که مشتمل بر ذکر تواريخ نيست، دقيقا ريشه در کتاب المجالس شيخ طوسي در بغداد داشته است و در آنها مجالس حديث بسيار موسع و با ذکر احاديث زياد (تقريبا بر اساس چاپ قم که محاسبه کردم تقريبا هر مجلس ۳۰ صفحه) است و اين با سن و سال و موقعيت شيخ طوسي در بغداد سازگارتر است (حتی محتمل است که شيخ طوسي اين بخش امالي را خود به صورت کتابی با عنوان کتاب المجالس و به شيوه مجلس مجلس خود نوشته بوده و نه آنکه آنرا دقيقا بدين شکل املاء کرده باشد). بعدا شيخ طوسي همين مجالس را در نجف نه هميشه به شيوه املا بلکه عموما به شيوه سماع و قرائت و اجازه به شاگردانش منتقل می کرده است؛ نسخه های آن قسمت هم از پيشتر در بغداد شهرت يافته بودند و در نجف نيز همان را شاگردان استنساخ می کردند و با مقابله و قرائت و سماع و اجازه آن را از شيخ دريافت می کردند. البته همانطور که آقابزرگ نيز گزارش داده در چاپ قديم اين کتاب که با روايت ابو علي طوسي است، تواريخی برای مجالس ۱۸ گانه اول پيشگفته وجود دارد که نشان از آن دارد که اين قسمت نيز در نجف و در طی مجالسی که تواريخ آنها ارائه شده املاء شده است. شايد بتوان گفت اين تواريخ تاريخهای املاء نيستند بلکه تواريخ قرائت و سماع اين کتاب در نجف بوده است. مجالس املای حديث عموما نيازمند فرصت موسع تری برای روايت و کتابت حدود سی صفحه حديث است که با دوران متأخر شيخ طوسي در نجف و سن و سال او و موقعيت وی سازگار نيست؛ همانطور که در بخش دوم، هر مجلس تقريبا شامل ۵ تا ۷ صفحه از چاپ قم را شامل می شود. اما در نجف اين امکان بوده که نسخه امالي بغدادي را بر محضر شيخ بخوانند (عرض) و يا قسمتی را شيخ بخواند و شاگردان سماع کنند و حتی بخش باقيمانده هر مجلس را به اجازه دريافت کنند. دست کم ظاهر نسخه چاپی قم چنين چيزی را نشان می دهد. به هر حال وضعيت نسخه های امالي به گونه ای است که تفسير متفاوت ما را نيز امکان پذير می کند.
در کتاب بشارة المصطفی از عماد الدين طبري که خود به يک واسطه از شيخ طوسي روايت می کند، کما اينکه پيشتر گفتيم، روايات فراوانی از امالي شيخ طوسي روايت می شود. او از سه تن از استادانش، يکی در ايران (شهر ری) و دو ديگر در نجف به احاديث امالي شيخ طوسي دسترسی داشته است. آنچنانکه از اسناد بشارة المصطفی بر می آيد، او در ری، قبل از سفر به سمت عراق، از يکی از افراد خاندان بابويه که از مشايخش بوده است، به روايات امالي دسترسی يافته بوده است. از اين روايات که به نقل از همو در بشارة المصطفی ديده می شود، کاملا روشن است که آن استاد يعنی الحسن بن الحسين ابن بابويه که خود محضر شيخ طوسي را در نجف درک کرده بوده، نسخه ای از امالي شيخ طوسي را در اختيار داشته است؛ اما تا آنجا که از بشارة المصطفی بر می آيد، او تنها نسخه همان ۱۸ مجلس اول را در اختيار داشته و عماد الدين طبري هم تنها در اين روايات که صرفا نام اين استاد در آنها ذکر شده، از همين بخش احاديثی را نقل می کند. از اسناد اين روايات روشن می شود که اين استاد در چند ماه از سال ۴۵۵ق در مجلس امالي شيخ طوسي حضور داشته است؛ اما به صرف اين اسناد نمی توان حکم کرد که واقعا همه اين مجالس ۱۸ گانه به همين ترتيب و تنظيم و به صورت امالي از سوی شيخ طوسي در نجف نيز املاء شده بوده است. به نظر ما و با قرينه اينکه صرفا سال ۴۵۵ق در اين اسناد ديده می شود، به نظر می رسد که وی در مجالسی از حديث شيخ طوسي در نجف شرکت می کرده که در آن مجالس، شيخ احاديثی از امالي ۱۸ گانه کهن و بغدادی خود را املاء می کرده است (کما اينکه می دانيم الحسن ابن بابويه در مجالس بخش دوم امالي هم که شايد تنها در نجف منعقد شده بوده، شرکت داشته است؛ نک: پيش از اين)؛ اما آيا واقعا او تمام اين امالي را به همين صورت کنونی آن به ترتيب هر مجلس املاء می کرده است و يا عجيبتر از آن اينکه اين امالي را برای نخستين بار در نجف املاء می کرده است؛ چنين چيزی از اسناد موجود در بشارة المصطفی بر نمی آيد. به نظر ما بسيار بعيد است که شيخ طوسي در بغداد، مهد اصلی دانش حديث، مجلسی در حديث نداشته و از آن امالي و مجالسی تنظيم نشده و بعد سالها بعد و آن هم در اواخر عمر از ۴۵۵ق به بعد امالي و مجالس حديث در نجف تشکيل داده باشد و احاديث و مسموعات بسيار مهم خود را عرضه کرده باشد. به همين دليل احتمالی که مطرح کرديم، يعنی اينکه شيخ طوسي امالي خود را در اصل در بغداد ارائه داده بوده و نسخه کهن ۵۸۰ق که همينک در اختيار است ريشه در همان دارد و بعد در نجف در هر موقعيتی که فراهم می شده بخشهايی از آن امالي را ديگر بار املاء می کرده و يا حتی صرفا مجلس قرائت و سماع کتاب را تشکيل می داده، معقولتر به نظر می رسد.
اينجا مناسب است برای دنباله بحث نمونه هايی از روايت عماد الدين از اين استاد رازی را نقل کنيم و مورد تحليل و مقايسه با ديگر طرق او به شيخ طوسی قرار دهيم:
( ص ۱۲۲ ) : أخبرنا الشيخ أبو محمد الحسن بن الحسين بن بابويه ( رحمه الله ) في الري سنة عشرة وخمسمائة بقراءتي عليه ، قال : حدثنا الشيخ السعيد أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي إملاء في جمادى الآخرة سنة خمس وخمسين وأربعمائة بمشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، قال : أخبرنا الشيخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمهم الله ) ، قال : أخبرني أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه ، قال : حدثني محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري
(ص ۱۹۹): أخبرنا الشيخ الزاهد أبو محمد الحسن بن الحسين بن بابويه في خانقانه بالري بقراءتي عليه في ربيع الأول سنة عشرة وخمسمائة ، قال : حدثنا الشيخ الفقيه أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي ( رحمهم الله ) بمشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) في شهر رمضان سنة خمس وخمسين وأربعمائة ، قال ...
يا اين مورد: (ص ۲۱۲): أخبرنا الشيخ أبو محمد الحسن بن الحسين بن بايويه بقراءتي عليه بالري في ربيع الأول سنة عشرة وخمسمائة ، قال : حدثنا الشيخ السعيد أبو جعفر محمد بن الحسن بن محمد الطوسي ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشيخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ، قال : أخبرني أبو الحسن علي بن خالد المراغي ، قال : حدثنا الحسن بن علي بن الحسن الكوفي ، قال : حدثنا إسماعيل بن محمد المزني ، قال : حدثنا سلام بن أبي عمرة الخراساني ، عن سعد بن سعيد ، عن يونس بن الحباب ، عن علي بن الحسين زين العابدين
همانطور که می بينيم در مواردی اين استاد اشاره به حضور خود در مجلس املای شيخ طوسي در نجف دارد و اين می تواند مؤيد اين باشد که شيخ طوسي بخش ۱۸ گانه را در نجف نيز به همين ترتيب املاء می کرده است؛ اما به نظر می رسد چنين چيزی را نتوان صرفا از وجود چنين اسنادی استنباط کرد (نک: پيش از اين).
در شماری از اسناد هم، عماد الدين طبري از ابو علي ابن الشيخ به عنوان واسطه روايت از امالي طوسي ياد می کند و اين البته موارد زيادی را شامل می شود؛ مانند اين مورد:
(ص ۲۳): أخبرنا الشيخ المفيد أبو علي الحسن بن محمد بن الحسن الطوسي ( رحمه الله ) في جمادى الآخرة سنة عشرة (کذا: احتمالا احدی عشرة) وخمسمائة بمشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، قال : حدثنا الشيخ السعيد الوالد ( رضي الله عنه ) قال : أخبرنا أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا محمد بن إسماعيل ، قال : أخبرنا محمد بن الصلت ، قال : حدثنا أبو كدينة ، عن عطا ، عن سعيد بن جبير ، عن ...

شخص سومی که واسطه روايت او از امالي است، ابن شهريار الخازن است؛ اما از او عموما در کنار نام ابو علي ابن الشيخ ياد می کند. اصولا موارد زيادی در روايات بشارة المصطفی از امالي شيخ طوسي به صورت ترکيبی از نام هر سه استاد و يا دو تن از آنان با يکديگر است:
نمونه:
(ص۱۳۷-۱۳۸): وأخبرني بهذا الحديث ( شيخي الامام ) أبو محمد الحسن بن بابويه وشيخي المفيد أبو علي الحسن بن محمد الطوسي والشيخ أبو عبد الله محمد بن شهريار الخازن جميعا ، عن الشيخ ( السعيد ) أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي ( رحمهم الله ) ، عن الشيخ المفيد أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمهم الله ) ، عن الشيخ الفقيه أبي جعفر محمد بن علي بن بابويه ( رحمه الله ) ، باسناده إلى آخر الخبر.
( ص ۱۸۳ ): أخبرنا الشيخ المفيد أبو علي الحسن بن محمد بن الحسن الطوسي ( رحمه الله ) في شهر رمضان سنة إحدى عشرة وخمسمائة بقراءتي عليه في مشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، وأخبرنا الشيخ الأمين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن شهريار الخازن ، والشيخ الرئيس أبو محمد الحسن بن الحسين بن بابويه ( رحمه الله ) ، قالوا : أخبرنا الشيخ السعيد أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي الطوسي ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشيخ المفيد أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان الحارثي ( رحمه الله ) ، قال : أخبرني أبو القاسم جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد بن يعقوب ، قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، عن محمد بن عيسى ، عن يونس بن عبد الرحمان ، عن عمرو بن شمر ، عن جابر قال : ...
(ص ۲۰۳): أخبرنا الشيخ الفقيه أبو محمد الحسن بن الحسين بن بابويه ( رحمه الله ) بالري وأبو علي الحسن بن محمد بن الحسن الطوسي ( رحمه الله ) بمشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، قال : أخبرني الشيخ السعيد أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشيخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ، قال : أخبرني أبو الحسن علي بن خالد المراغي ، قال : حدثنا أبو الحسن علي بن العباس ( قال : حدثنا جعفر بن محمد بن الحسين ) ، قال : حدثنا موسى بن زياد ، عن يحيى بن يعلى ، عن أبى خالد الواسطي ، عن أبي هاشم الجولاني ، عن زاذان قال...
از مقايسه اسناد بشارة المصطفی می توان استنباط کرد که بر خلاف اولين استاد، ابو علي در روايت از امالي پدر که بسيار گسترده هم هست، عموما تاريخی ارائه نمی دهد و اين به احتمال قوی به اين دليل بوده که او از روی نسخه بغدادی امالي پدرش برای عماد الدين روايت می کرده است (اين امر خود مؤيد تفسير ما درباره وجود نسخه بغدادی است)؛ نسخه شايد محصول زمانی بود که خود ابو علي نيز در مجالس بغداد شرکت کرده بود؛ اما جالب اينکه تعبير "املاء" هم در روايت ابو علي از پدرش ديده نمی شود. پس شايد محتملتر اين است که او صرفا آن نسخه بغدادی را از پدر سماع و يا بر او قرائت کرده بود و نه آنکه در مجالس املای او در بغداد شرکت کرده بود. کما اينکه همه اين امور مؤيد تفسير ما از وجود نسخه ای بغدادی است. البته در زمان نجف، در مجالسی که نسخه بغدادی در مجالسی عرضه می شد و يا به شکل املاء شايد بخشهايی از آن به صورت کوچکتر باز املاء می شد، طبعا ابو علي هم حضور می يافت. به همين دليل فی المثل در سند ذيل از تاريخی در نجف برای روايت از امالي ياد می شود:
(ص ۲۰۲ ): أخبرنا الشيخ الفقيه أبو علي الحسن بن محمد الطوسي ( رحمه الله ) في شهر رمضان سنة إحدى عشرة وخمسمائة بقراءتي عليه في مشهد مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، وأخبرني الشيخ الفقيه الأمين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن شهريار الخازن قراءة عليه في سنة أربع عشرة وخمسمائة ، قال (قالا) : حدثنا الشيخ السعيد أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي الطوسي ( رضي الله عنه ) بالغري على ساكنه السلام سنة ست وخمسين وأربعمائة ، قال : أخبرنا أبو عمر عبد الواحد بن محمد بن مهدي ، سنة عشرة وأربعمائة في منزله ببغداد في درب الزعفراني رحبة بن مهدي ، قال : أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعيد بن عبد الرحمان بن عقدة الحافظ (نيز نک: سند نقل شده در پايان مقاله).
به نظر می رسد که ميان گونه های مختلف اسنادی که عماد الدين طبري به امالي شيخ طوسي در کتابش ارائه می دهد، ظاهرا بايد تفکيکی نظام وار را قائل شد. او در برخی موارد تنها از يک طريق و گاه از دو طريق و گاه از هر سه طريق روايات امالي را نقل می کند و ظاهرا هر يک از اين گونه ها ناظر به دليلی خاص بوده است. شايد بتوان گفت که او تنها نسخه کامل را نزد ابو علي يافته بود و دو ديگر صرفا بخشهايی از امالي را که در مجالس تکرار شده نجف شنيده بودند به صورتی ناقص در اختيار داشتند و در دفاتر خود آن احاديثی را که در مجالس شنيده بودند، روايت می کردند. عماد الدين طبري پس از سفر به عراق، در نجف محضر ابو علي ابن الشيخ و نيز ابن شهريار الخازن را نيز درک می کند و در آنجا ديگر بار امالي شيخ طوسي را از محضر آنان و به ويژه ابو علي ابن الشيخ می شنود. از اسناد وی به خوبی بر می آيد که او در نجف دست کم از محضر ابو علي ابن الشيخ نسخه "شايد کاملی" از امالي را دريافت می کند ؛ اما دقيقا معلوم نيست که نسبت آن امالي با دو بخش امالي کنونی چه بوده است.
از ديگر سو، همانطور که از مجالس بخش دوم بر می آيد، شيخ طوسي در سالهای پايانی مجالس حديث ديگری هم داشته که شايد آنها هم در نسخه بغدادی ديگری ريشه داشته که آن يک به دست ما نرسيده اما تکرار و باز املاء آنها به صورت بخش دوم امالي کنونی به دست ما رسيده است. البته آنچه از اين قسمت دوم در اختيار ماست، کما اينکه گفتيم ناقص است و در منابع گاهی به موارد تازه ای از آن بر می خوريم؛ مانند:
المزار- محمد بن المشهدي ص ۱۳۶
وحدثنا جماعة عن الشيخ المفيد ابي علي الحسن بن علي الطوسي، وعن الشريف ابي الفضل المنتهى بن ابي زيد بن كيابكي الحسيني ، وعن الشيخ الامين ابي عبد الله محمد بن شهريار الخازن ، وعن الشيخ الجليل ابن شهر آشوب ، عن المقرئ عبد الجبار الرازي ، وكلهم يروون عن الشيخ ابي جعفر محمد بن الحسن بن علي الطوسي رضي الله عنه . قالوا : حدثنا الشيخ أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي بالمشهد المقدس بالغري على صاحبه السلام ، في شهر رمضان من سنة ثمان وخمسين واربعمائة ، قال : حدثنا الشيخ أبو عبد الله الحسين بن عبيدالله الغضائري ، قال : حدثنا أبو المفضل محمد بن عبيدالله السلمي (کذا: عبد الله الشيباني). قالوا : وحدثنا الشيخ المفيد أبو علي الحسن بن محمد الطوسي والشيخ الامين أبو عبد الله محمد بن احمد بن شهريار الخازن ، قالا جميعا : حدثنا الشيخ أبو منصور محمد بن احمد بن عبد العزيز العكبري المعدل بها في داره ببغداد سنة سبع وستين واربعمائة ، قال : حدثنا أبو المفضل محمد بن عبد الله الشيباني ، قال : حدثنا محمد بن يزيد بن ابي الازهر البوشنجي النحوي ، قال : حدثنا أبو الصباح محمد بن عبد الله ابن زيد النهشلي ، قال : اخبرني ابي ، قال : حدثنا الشريف زيد بن جعفر العلوي ، قال : حدثنا محمد بن وهبان النبهاني ، قال : حدثنا أبو عبد الله الحسين بن علي بن سفيان البزوفري ، قال : حدثنا احمد بن ادريس ، عن محمد بن احمد العلوي ، قال : حدثنا محمد بن جمهور العمي ، عن الهيثم بن عبد الله الناقد ، عن بشار المكاري ، قال : دخلت على ابي عبد الله عليه السلام بالكوفة وقد قدم له طبق رطب طبرزد وهو يأكل فقال لي …
اين روايت به مجلس رمضان ۴۵۸ ق باز می گردد که در نسخه های چاپی الأمالي از آن اثری ديده نمی شود. همين روايت باز نام ديگری از راويان اين مجالس را نشان می دهد.
پنجشنبه ۸ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۳:۰۶
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت