دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۶۰٫۳۴۸ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۴۱ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۱۴۷
بازدید از این یادداشت : ۳٫۱۴۴

پر بازدیدترین یادداشت ها :

شخصيت خواجه رشيد الدين وزير فضل الله بن ابی الخير بن عالي (يا غالي) هَمَداني از برخی جهات در تمدن اسلامی بی نظير است. علاوه بر نقش و سهم سياسی در دوران ايلخانان مغول و تدوين تاريخ "رسمی" ايلخانان، و نيز تأسيس مرکزی علمی و فرهنگی موسوم به رَبع رشيدی در جوار شهر تبريز، رشيد الدين يک نويسنده پرکار در زمينه های علوم دينی و حِکمی نيز بوده است؛ اما ويژگی او در نگارش اين بوده است که وی در جهت تأليف و انتشار کتابهايش از ساختاری منظم و برنامه ريزی شده و کاری گروهی بهره می برده است. اين کار گروهی در تمامی مراحل کار تأليف و انتشار متن سهم و نقش داشته است. وی در حقيقت از تأليف کتاب پروژه ای دولتی را شايد بيش از هر چيز مد نظر داشته است. درباره ابعاد مختلف پروژه سياسی، فرهنگی و مذهبی او مطالب زيادی منتشر شده است؛ از جمله درباره انديشه های اصلاح طلبانه او درباره تفسير قرآن که به ويژه از سوی خانم دوروتيا کراوولسکی در کتاب العرب و ايران، دراسات في التاريخ والأدب من المنظور الايديولوجي (بيروت، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م)[۱]، مورد مطالعه قرار گرفته است. استاد يوزف فان اس هم در کتابی به زبان آلمانی به اين وزير دانشمند و ابعادی از کارهای تأليفی وی پرداخته است (ويسبادن، ۱۹۸۱م)[۲]. از جمله ابعاد پروژه رسمی او در تدوين علوم عصر، اهتمام خاص او به عنصر ترجمه بوده است؛ هم ترجمه آثار ديگر (نمونه نک: تنکسوق نامه او، چاپ عکسی از روی نسخه خطی مورخ ۷۱۳ق با مقدمه و اهتمام مجتبی مينوی، تهران، دانشکده ادبيات دانشگاه تهران، ۱۳۵۰ش )[۳] و هم انتشار آثار خود هم زمان به دو زبان فارسی و عربی. مطابق برنامه ريزی دقيقی، رشيد الدين فضل الله در طرحی جامع مجموعه ای از آثار خود را تحت عنوان جامع التصانيف رشيدی با نظمی خاص گردآورد. اين طرح شامل دو بخش می شده است: قسم اول در علميات، از شرعيات و حکميات و معارف و هر چه از آن جمله باشد و قسم دوم در تواريخ و حکايات و صور الاقاليم و بعضی مباحث علمی که بدان تعلق دارد.

قسم اول شامل دو باب بوده است: باب اول مشتمل بر چهار کتاب و باب ثانی مشتمل بر دو کتاب. چهار کتاب باب اول عبارتند از: کتاب التوضيحات، مفتاح التفاسير، السلطانية و لطائف الحقائق. مجموعه اين چهار کتاب تحت عنوان المجموعة الرشيدية نامگذاری شده است. کتاب التوضيحات مشتمل بر ديباچه و نوزده رساله است و رساله ها بيشتر در تفسير آيات قرآن يا احاديث نبوی است. مباحثی هم در باب مسائل فلسفی دارد. کتاب دوم که مفتاح التفاسير نام دارد، مشتمل است بر هشت رساله و در دو قسم تنظيم شده است: قسم اول درباره قرآن و تفسير و شرايط آن و قسم دوم درباره برخی مباحث کلامی مانند جبر و اختيار و مانند آن. کتاب سوم با عنوان السلطانية که در آن از برخی احوال خود نيز سخن گفته، کتابی است مشتمل بر اصل و ذيل و در آن از مباحث کلامی مرتبط با موضوع نبوت و معاد و انبياء و خلفاء سخن گفته شده است. کتاب چهارم ، کتاب لطائف الحقائق مشتمل است بر فاتحه و ديباچه و چهارده رساله. اين رساله ها به تفسير برخی آيات قرآن يا بحث درباره برخی مباحث حکمی و فلسفی و کلامی اختصاص يافته است.

باب دوم قسم اول، به تعبير "فهرست کتاب جامع التصانيف رشيدی" مربوط به "کتب مفرد" است که شامل دو کتاب از اين قرار است: کتاب اول موسوم به بيان الحقائق، مشتمل بر هفده رساله که بيشتر آن در تفسير برخی سور و آيات قرآن است و فوائدی هم درباره مباحث قرآنی، کلامی، فلسفی و علمی دارد. اما کتاب دوم موسوم به آثار و احياء است که بيست و چهار باب دارد و به موضوع کشاورزی و شناخت حيوانات و معادن و غيره اختصاص دارد. قسم دوم جامع التصانيف رشيدی، نيز دو باب داشته است: باب اول به تعبير همان فهرست، "تواريخ و شعب انساب و صور الأقاليم و آنچه بدان تعلق دارد و آن کتاب جامع التواريخ است مشتمل بر چهار مجلد." باب دوم باز به تعبير همان فهرست، "کتب مفرده است غير مشتمل بر مجلدات و پيش از اين نسخه آن درين ملک نبوده و کوشش بسيار شده تا نسخه های اصل آن را يافته و دانايان را به دست آورده تا آن را از زبان ختايی به زبان فارسی کرده شد و آن اين کتاب است: کتاب اول، طب اهل ختای از علميات و عمليات. کتاب دوم، ادويه مفرده ختايی از آن جمله پيش ما مستعمل است و آنچه مستعمل نيست. کتاب سوم، ادويه مفرده مغولی از هر دو قسم مذکور. کتاب چهارم در باب سياست ختايی و تدبير ملت ختائيان و مصالح آن، چنانکه پيش ايشان معهود است."

آنچه گفته شد طرح کلی کتاب جامع التصانيف است که مؤلف در آن سعی داشته تمام آثار پراکنده خود را بر طبق آن طرح در يک مجموعه گردآورد. نکته جالب توجه اين است که طبق تصريح همان فهرست، تمامی اين آثار در دو تدوين عربی و فارسی ارائه داده شده است؛ به اين معنی که آثاری که اصلا به فارسی نوشته شده بودند، به عربی برگردانده شدند و آثاری که به عربی نوشته شده بودند تحريری فارسی از آنها به دست داده شده بوده است. گرچه ما از اينکه آيا تمامی آثار پيشگفته در دو تحرير عربی و فارسی عملا تهيه شده بودند، به دليل از ميان رفتن بسياری از آثار و مآثر اين وزير دانشمند در پی سرنوشت خونبار او و از بين بردن بخشی از سازمانهايی که به ابتکار وی تأسيس شده بودند و آن هم وسيله دشمنانش اطلاع زيادی نداريم. امروزه تنها بخشی از اين آثار در دو روايت عربی و فارسی البته در اختيار است که همگی آنها هم به چاپ نرسيده اند. با اين وصف از آنچه که در اسناد باقيمانده و از جمله فهرست جامع التصانيف و وقفنامه ربع رشيدی آمده، چنين پيداست که اين کار به تمام و کمال انجام پذيرفته بوده و نسخه های متعددی از آن به ترتيبی که خود وزير آنرا پيشنهاد و تعبيت کرده بود، در شهرهای مختلف فراهم آمده بوده است. در فهرست مذکور می خوانيم: "و مصنف مذکور – اعز الله انصاره- اين کتب مذکور هم مفرد مفرد و هم مجموعه ها از آن هم به عربی و هم به پارسی و هم يک نسخه ازين کتاب بزرگ جامع التصانيف رشيدی که شرح آن داده شد که تمامت نسخه های عربی و پارسی در آن مندرج است و فهرست آن موجزا و مجملا در قلم آمد در ابواب البر خويش بر ظاهر شهر تبريز که موسوم است به ربع رشيدی در قبه بزرگ که جای آخرت خود را ساخته، نهاده است و اجازت داده که مردم از آن نسخه ها نويسند و شرط کرده که از حاصل موقوفات آن ابواب البر، هر سال يک نسخه تمام مکمل از مجموعه رشيديه و ديگر کتب که مصنفات مخدوم – عزّ نصره- است از هر يک بر کاغذ به قطع حال بغدادی لطيف و نيکو بنويسند و به شهری از شهرهای معتبر بلاد اسلام فرستند." در وقفنامه ربع رشيدی هم به اين مطلب اخير اشاره شده است. طبق اين وقفنامه فضل الله شرط کرده بود که هر يک از فقيهان ربع رشيدی از اين آثار نسخه ای را برای خود استنساخ نمايند و مدرس (که در روضه ربع رشيدی درس می گويد) وظيفه داشته است که هر روز چيزی از آن را به درس گويد[۴].

از آنچه گفته شد بر می آيد که خواجه در يک برنامه وسيع آموزشی، فرهنگی و علمی علاوه بر تأسيس ربع رشيدی به عنوان يک نهاد آموزشی و پژوهشی، قصد آن را داشته است که در يک نهضت علمی و فرهنگی که در آن همانند نمونه های مشابه تاريخی به عنصر ترجمه علوم بيگانه نيز عنايت می شده است، نظامی تأليفی و آموزشی را بر اساس دانشهای عصر فراهم کند که هم مخاطب عمومی تر و هم خاصه را در بر می گرفته است و بدين ترتيب علاوه بر تأليف به نشر و ترجمه آن تأليفات نيز دقيقا توجه داشته است. گرچه از لحاظ تاريخی وضعيت متفاوت بوده است، اما برخی ويژگيهای عملکرد و انديشه رشيد الدين وزير تعبير کرمر درباره دوران آل بويه و سهم اديبان و کاتبان و وزيران دانش دوست و دانش پرور آن دوران را به خاطر می آورد که به نظر او گشودگی و جهان وطنی آنان شايسته تعبير انسان گرايی است. پروژه وزير البته پروژه ای در درجه نخست سياسی بوده است و او از همه امکانات برای تحقق آن بهره گرفت. منظر سياسی او در زمينه تعامل شريعت و سياست و دين و دولت سخت متأثر از سلفش خواجه نظام الملک وزير بوده است و بنابراين مشابهتهايی ميان رفتار آن دو در اين زمينه ديده می شود[۵]. توجه او به ارائه "رسمی" تاريخ و علوم، به ويژه علوم دينی و نيز تنظيم دستگاهی برای انتشار آن ظاهرا برخاسته از ديدگاه عمومی وی در همين رابطه بايد بوده باشد. عصر ايلخانی در ايران عصر شکوفايی علمی بوده است و البته شکوفايی علوم در اين دوره، ريشه در سياست مذهبی ايلخانان در برابر مماليک داشت و مستقيما با مسئله مشروعيت دولت ايلخانی مرتبط بود. در برابر اتهامات مماليک و نامشروع خواندن دولت ايلخانی که با وجود پذيرش اسلام از سوی ايلخانان ناچار در برابر مسئله مشروعيت دينی حکومتشان می بايست چاره انديشی می کردند، راهکارهای متفاوتی و از جمله تأکيد بر "عنصر ملی ايران" و نيز تشيع اولجايتو مورد توجه قرار گرفت[۶]. از آن جمله گشودگی بر علوم و معارف مختلف و تأسيس مدارس و مراکز پژوهشی و نيز بحثهای آزاد مذهبی از همان آغاز دولت ايلخانی در ايران محل عنايت بود و به ويژه خواجه نصير الدين طوسي و مکتب او در اين امر بسيار تأثير گذار بود. خواجه رشيد الدين فضل الله سنی مذهب بود و شايد تحول ايلخانان به سوی تشيع امامی، وی را ناچار ساخت تا با ارائه منظومه فکری نوين و متناسب با ديدگاههای اهل سنت و تجديد بنای آن پس از ضربه سهمناک مغولان بر يکی از بنيادی ترين ارکان تفکرشان، يعنی خلافت و وحدت امت و جماعت، سعی کند آگاهی سنيان ايران را به جايگاه خويش در امت و شريعت در شرايط جديد ارتقا بخشد؛ اما از ديگر سو، وی با وجود آنکه سنی مذهب بود، اما ديدگاهی متفاوت با عالمان سنی و رسمی دربار مماليک را مورد عنايت قرار داد؛ ديدگاهی که متناسب با تأکيد بر مشروعيت ايلخانيان بود و دولت مماليک را غير مشروع قلمداد می کرد. وی در آثارش ايدئولوژی نوينی را مطرح می کرد که می توانست توجيه کننده حکومت ايلخانی و تضمين کننده مشروعيت آن باشد و مقابله مماليک را در برابر ايلخانيان دست کم از نقطه نظر ضرورتها و توجيهات دينی آن بی پايه نشان دهد. به همين دليل است که می بينيم او به سفارش اولجايتو بيشتر اين کتابها را تأليف کرد و از امکانات دولتی در جهت ترويج آنها بهره مند گرديد. بنابراين وی وظيفه ای دوگانه در نسبت با اهل سنت بر عهده داشت. البته همه سنيان ايران با اين نظر موافقت نداشتند و در نوشته های پاره ای از مورخان و دانشمندان ايرانی همين دوره، نوعی همدلی با مماليک به عنوان "دولت اسلام" در برابر مغولان ديده می شود[۷]. اما رشيد الدين در تأييد و تحکيم تفسير خود از شريعت و ديانت چاره ای مناسب يافت. از بسياری از علمای سنی و شيعی ايران خواست تا نوشته های مجموعه رشيديه خود را به صورت مکتوب مورد تأييد قرار دهند و بر آنها تقريظ بنويسند[۸] اين کار يکی از نمونه های نادر در تاريخ دوران ميانه اسلامی است که در آن در يک اقدام شبه رسمی علمای دين تأليفات و عقايد تحرير يافته وزيری را در رأس قدرت مورد تأييد قرار می دادند. برخی از محققان دليل اين امر را تأييد عقايد وزيری دانسته اند که متهم به پيشينه و نيز تباری يهودی بوده است؛ اما به نظر می رسد مسئله بسيار فراتر از اين بوده است. درست است که شخصا رشيد الدين فضل الله از سوی علمای سنی دولت مماليک مورد انتقاد قرار می گرفت و عقايد او در معرض اتهام بود[۹]، اما بی ترديد رشيد الدين علاوه بر پاسخ گويی به اين نوع اتهامات، پروژه ای سياسی/مذهبی نيز در سر داشته است که تأسيس رَبع رشيدي و تأليف اين آثار و ترجمه و تکثير و تدريس آنها تنها ابعادی از آن پروژه بوده است. به ويژه آنگاه که به پاره ای از عقايد اصلاحی و سنت شکن او درباره برخی مسائل دينی و از آن جمله موضوع جهاد پی ببريم، می توان روشنتر در اين باره سخن گفت[۱۰]. متأسفانه هنوز کار جامعی درباره انديشه های وزير ارائه نشده است، اما اين نکته مدلل شده است که بخشی از آن نوشته ها در پاسخ به مبانی مشروعيت مماليک و جنگ افروزی هايشان در برابر ايلخانان بوده است. وی با زيرکی با بهره گيری از روش تفسير قرآن به اين مهم پرداخته است و به همين دليل هم توجه به امر تفسير در کتابها و رساله های او از اولويتی خاص برخوردار بوده است. در عين حال تأييديه علمای مذاهب مختلف از نوشته های او در مقام وزير دولت ايلخانی نه تنها به مسئله مشروعيت اين دولت دامن می زد بلکه مناسبات ميان علما و دولت را نيز تحت تأثير قرار می داد که خود اين امر پايه ای بنيادی در مشروعيت حکومت را تشکيل می داد. البته دوروتيا کراوولسکی به اين جنبه از فعاليت علمی و فرهنگی رشيد الدين چندان توجهی نمی کند؛ بلکه بيشتر بر اساس شيوه تفسيری او از قرآن، رويکرد اصلاح طلبانه اين وزير و دريافت فکری او را در اين پيش زمينه مورد مطالعه قرار داده است. گرچه شيوه او در تفسير قرآن و ارائه مسائل دينی مورد انتقاد سنيان ايران نيز بعضا قرار گرفت، و البته اين به دليل رويکرد دوگانه او در ارائه منظومه ای متناسب با اهل سنت در دوران جديد و دفاع از عقيده "سنت" و در عين حال تقابل با ايدئولوژی سنی دولت مملوکی بود، اما به نظر می رسد که درخواست او از عالمان نقاط مختلف ايران برای حمايت و تأييد آثارش نيز هدفی دوگانه را دنبال می کرد و صرفا در حد دفاع از باورهای او نبود (برخی او را به کفر متهم کردند)، بلکه نوعی تعامل با "نهاد علماء" نيز بود که با پروژه سياسی او ربط مستقيم داشت. بدين ترتيب نگارش اين تقريظات از سوی علمای سنی ايران هم نوعی تعامل ويژه ميان نهاد دولت و نهاد علما بود و هم دفاع عالمان سنی از عقايد مطرح شده در آثار رشيد الدين پاسخی به اتهامات عالمان سنی دولت مماليک و دعاوی آنان درباره دولت ايلخانی و شخص وزير بود.

در مقاله ای که پيشتر درباره اين موضوع منتشر کرده ايم[۱۱]، فهرستی از نسخه های خطی و چاپهای مجموعه آثار رشيد الدين را به دست داده ايم. از روايات فارسی و عربی آثار او نسخه های کهنی در اختيار است و شماری از آنها هم به چاپ رسيده است. متأسفانه روايات عربی آثارش کمتر تاکنون محل توجه بوده و بيشتر متون و روايات فارسی کتابهای او منتشر شده است. نسخه ای به شماره ۲۳۲۴ در بخش کتابهای عربی کتابخانه ملی پاريس موجود است که بی ترديد يکی از گرانبهاترين و نفيس ترين نسخه های خطی اسلامی است؛ نسخه ای عظيم که از لحاظ فن تذهيب و کتابت و ديگر ويژگيهای ظاهری به واقع بی مانند است و هر بيننده ای را تحت تأثير خود قرار می دهد. اين نسخه به تنهايی يک کتابخانه است، کتابخانه ای مشتمل بر رسائل و کتابهای متعدد از رشيد الدين فضل الله که در نسخه ای با شکوه گرد هم آمده اند که شکوه آن از شکوه بناهای تاريخی دوران تمدن اسلامی از لحاظات مختلف نشانهايی دارد؛ اين نسخه به تنهايی می تواند نماينده اصيل تمدنی باشد که شکوه و عظمت آن بخش مهمی از تاريخ جهانی را رقم زده است. نسخه شامل "مجموعه رشيديه" از مجموعه جامع التصانيف است که می دانيم نسخه های کهن ديگری هم دارد؛ اما اين نسخه حقيقتا از لونی ديگر است. کاری است اثر خامه "محمد بن محمود بن محمد الامين المعروف بزود نويس البغدادي". نسخه در ۷۱۰ ق پايان گرفته (در زمان حيات وزير دانشمند)، اما رساله های مختلف آن تواريخ مختلفی را پيشتر از آن به چند سال نشان می دهد. برخی از رسائل و کتابهای اين مجموعه با وجود تقدم در ترتيب اما ديرتر از رساله های بعدی کتابت شده اند. کتابت ديباچه التوضيحات الرشيديه در اوائل نسخه (برگ ۵۶ ب)، سنه ۷۰۷ ق آمده و بنابراين کتابت نسخه سه چهار سالی از سوی "زود نويس بغدادی" به طول انجاميده است. در اين مجموعه، کتابهای التوضيحات الرشيدية، مفتاح التفاسير، الرسالة السلطانية و لطائف الحقائق در روايت عربی گرد هم آمده اند. در آغاز علاوه بر فهرست دقيق و همراه با جزييات مجموعه آثار رشيد الدين، با شکوه بسياری تقريظات علمای مختلف برای اين مجموعه استنساخ شده است که مشخصات دقيق همه آن عالمان و وظايف حکومتی و قضائی و دينی آنان نيز ثبت شده است؛ کسانی مانند قطب الدين شيرازي، شمس الدين اصفهاني، جمال الدين کاشغري، شرف الدين قزويني، تقي شاه حسيني، اصيل الدين طوسي، زين الدين محمد الکيشي، شرف الدين قمي، امين الدين حاجي بله (نک: سفينه تبريز) و کسانی ديگر مانند قضات ری، آمل، شيراز، يزد، دماوند، تبريز و غيره. به طور کلی ۸۶ تقريظ به قلم ۸۵ نفر از علما و قضات ايرانی و اسلامی[۱۲].

انتشار اين نسخه به صورت فاکسيميله می تواند گوشه ای از عظمت اين نسخه فاخر را به پيش چشم ما گذارد.

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] نک: حسن انصاری، "چالش ايلخانان و مماليک و سياست صلحجويانه رشيد الدين فضل الله"، فصلنامه تاريخ و روابط خارجی، سال دوم، شماره ۳، تابستان ۱۳۷۹ش، ص ۳۱ تا ۵۳ که خلاصه ای از مطالب مقاله خانم کراوولسکی را نيز ارائه داده ايم.

[۲] درباره او نک: ادوارد براون، از سعدی تا جامی، تاريخ ادبی ايران از نيمه قرن هفتم تا آخر قرن نهم هجری، عصر استيلای مغول و تاتار، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت، تهران، ۱۳۲۷ش/۱۹۴۸م، از صفحه ۷۹ تا ۱۰۵.

[۳] نک: مقاله شادروان استاد مجتبی مينوی، "ترجمه علوم چينی به فارسی در قرن هشتم هجری"، در تاريخ و فرهنگ، تهران، ۱۳۶۹ش.

[۴] درباره فهرست جامع التصانيف رشيدی، نک: مقدمه جلد دوم کتاب لطائف الحقائق که به کوشش غلامرضا طاهر به چاپ رسيده است. فهرست جزييات مؤلفات رشيدی در مقدمه نسخه خطی روايت عربی المجموعة الرشيدية موجود در کتابخانه ملی پاريس آمده است؛ نک: پس از اين؛ نيز نک: مجتبی مينوی، "خواجه رشيد الدين وزير"، در نقد حال، ص ۳۹۱ به بعد؛ شرحی از مساعی رشيد الدين برای حفظ آثارش را ادوارد براون به نقل از کتاب تاريخ مغول کاترمر و بر اساس مقدمه نسخه جامع التصانيف الرشيدية و شماری ديگر از اسناد آورده است که به غايت خواندنی است؛ نک: براون، همان، ص ۹۱- ۹۷ با نقل متن عربی آن در پاورقی.

[۵] به ياری خداوند در مقاله ای ديگر به اين موضوع باز خواهم گشت.

[۶] در اين مورد نک: مقالات منتشر شده از سوی نويسنده اين سطور در مجله معارف، مرکز نشر دانشگاهی که خلاصه ای از نظرات خانم دوروتيا کراوولسکی را نيز در اين زمينه در بر دارد.

[۷] نمونه نک: تاريخ وصاف، چاپ سنگی بمبئی، ۱۲۶۹ق، ص ۸۳-۸۴ ؛ با اين وصف همو رشيد الدين را مجدد دين می خواند، نک: همان، ۵۳۹، ۵۴۴

[۸] نک: لطائف الحقائق رشيد الدين فضل الله، چاپ غلامرضا طاهر، تهران، ۱۹۷۶م، ص ۴۴ – ۹۴

[۹] نک: ابن تيمية، مجموع الفتاوی، رياض، ۱۳۸۳ق، جلد ۲۸/ ص ۵۲۶؛ ابن حجر عسقلاني، الدرر الکامنة، قاهره، ۱۹۶۹م، ۳/۳۱۵

[۱۰] نک: مقاله کراوولسکی که پيشتر بدان اشاره شد.

[۱۱] نک: پاورقی شماره ۱ .

[۱۲] نيز نک: مينوی، نقد حال، ص ۳۹۰-۳۹۱؛ عباس اقبال آشتيانی، "تقريظات توضيحات رشيدی"، در فرهنگ ايران زمين، جلد ۲۳، ص ۴۳-۴۸
دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۳:۳۸
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

اسماعیل جلالی
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۱
باسلام اینجانب نزدیک به دو سال است درباره خواجه رشید الدین در حال مطالعه هستم البته محور مطالعات مجتمع ربع رشیدی بوده است با خواندن این مقاله علاقمند شدم درباره اندیشه های این دانشمند تحقیقی داشته باشم در صورت امکان منابعی برای مطالعه معرفی بفرمایید.