دربارۀ نویسنده
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. همزمان در ایران او عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است. وی همچنين عضو شورای مشاوران دائرة المعارف ایرانیکا (دانشگاه کلمبیا-آمریکا)، "عضو وابسته" مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (بخش مطالعات اديان کتاب) و عضو انجمن بين المللی تاريخ علوم و فلسفه عربی و اسلامی (پاريس) است. در فاصله بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ حسن انصاری به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس کرد.
حسن انصاری، متولد سال ۱۳۴۹ شمسی در تهران است. تحصيلات خود را در رشته علوم تجربی در مدرسه علوی تهران در سال ۱۳۶۷ به پايان برد. انگيزه های خانوادگی و نيز تحصيل در مدرسه ای با آموزشهای دينی وی را از سالهای دورتر به تحصيل و مطالعه در ادبيات عرب، فقه و اصول و عقايد و معارف دينی واداشت. پس از دبيرستان، در گروه فلسفه دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و در کنار آن دانشهای دينی کلاسيک را هم زمان ادامه داد. بدين ترتيب در کنار تداوم مراحل تحصيل در فقه و اصول و نيز کلام و فلسفه اسلامی، تا اندازه ای فلسفه های غربی را آموخت. علاقه به مطالعات و آموزشهای کلاسيک دينی و بهره وری از محضر استادان اين حوزه ها، او را همچنين به مطالعه تطبيقی باورهای مذهبی و کلامی و انديشه های فيلسوفان اسلامی رهنمون کرد و چند سالی را به تحصيل و مطالعه در کلام، حديث و عقايد شيعی و فلسفه اسلامی گذراند. حسن انصاری پس از چندی به مطالعه تاريخ روی آورد و آن را هم زمان در کنار ادامه تحصيل در زمينه فلسفه و دانشهای دينی کلاسيک مورد توجه قرار داد. در کنار همه اينها همکاری با دائرة المعارف بزرگ اسلامی دستمايه ای برای آشنايی با شيوه های تحقيق تاريخی و شناخت منابع کهن را برای او فراهم کرد. همکاری او با مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در قالب تأليف، کتابشناسی و همکاری با کتابخانه مرکز، ويراستاری، رياست يکی از بخشهای علمی و عضويت در هيئت عالی علمی تا سالها تداوم داشت. در همين سالها به ويژه به سفارش مرکز دائرة المعارف به تأليف مقالات زيادی در حوزه تاريخ، رجال، کلام و فرق مذهبی پرداخت. از اوائل دهه هفتاد مطالعاتش را در حوزه فلسفه محض و فلسفه های مضاف در مکاتب مغرب زمين، اديان و تاريخ ملل و نحل گسترش داد. مدت زمانی در بيروت، علاوه بر مطالعه در نسخه های خطی، تحصيلات دانشگاهی خود را در حوزه فلسفه غرب و فلسفه و انديشه سياسی اسلامی ادامه داد و از نزديک با برجسته ترين متفکران و روشنفکران عرب آشنايی پيدا کرد و نزد برخی از آنها تحصيلات خود را پی گرفت. از اواخر دهه هفتاد و همزمان با ادامه تحصیلات در علوم دینی و حوزوی به نوشتن در مجلات علمی و دانشگاهی در ايران در زمينه های کلام و فرق، حديث، تاريخ و انديشه سياسی کلاسيک اسلامی آغاز کرد و مقالات متعددی در نشريات نشر دانش، معارف (مرکز نشر دانشگاهی) و برخی ديگر منتشر کرد. وی در همين دوره و نيز در سالهای بعد در چندين کنفرانس داخلی و خارجی شرکت کرد و مقالاتی ارائه نمود و همچنين با شماری از مؤسسات فرهنگی کشور در انجام پروژه های مختلف در زمينه های تاريخی و کتابشناسی همکاری نمود و در برخی نهادهای آموزشی داخل و خارج ایران، تاريخ علم کلام و ملل و نحل تدريس کرد. حسن انصاری سال ۱۳۸۱ ايران را به منظور ادامه تحصيل به قصد کشور فرانسه ترک کرد و تحصيلات تکميلی خود را در رشته فلسفه و تاريخ اديان در مدرسه کاربردی مطالعات عالی سوربن ادامه داد و نخست موفق به اخذ درجه ديپلم عالی گرديد (با تدوين دانشنامه ای در زمينه سهم محمد بن يعقوب الکليني در حديث شيعی) و سپس در همين دانشگاه در فروردين ۱۳۸۸ از رساله دکتری خود دفاع کرد (با تدوين پايان نامه ای در زمينه منابع انديشه امامت و غيبت در تشيع امامی).
او سال ۱۳۸۸ به برلين آمد و دوره پست دکتری خود را در دانشگاه آزاد برلين در چارچوب پروژه "علوم عقلی در اسلام قرون ميانه" طی نمود. او پژوهشگر ارشد علم کلام و فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد برلين (انستيتوی مطالعات اسلامی) و مدرس اصول فقه و تاريخ علم کلام در اين دانشگاه در طی سالهای گذشته بوده است. از او تاکنون مقالات متعددی در موضوعات تاريخ علم کلام و تشيع امامی در ژورنالهای خارجی منتشر شده است.
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱٫۳۹۱٫۲۱۲ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۱۲۶ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱٫۲۲۳
بازدید از این یادداشت : ۱٫۸۷۲

پر بازدیدترین یادداشت ها :

حسين بن سعيد غير اهوازی و معرفی دو منبع از منابع تفسير فرات کوفي[۱]

محدث نامدار و برجسته امامی حسين بن سعيد اهوازي را به ويژه به دليل سهم مهمی که در انتقال احاديث فقهی در ميراث فقهی اماميه دارد، به خوبی می شناسيم. کتابهای حديثی وی و برادرش حسن بن سعيد مشترکا در متون بعدی و منسوب به هر دو تن روايت می شده است. وی و برادرش بنا به گزارش نجاشی، کتابی نيز در تفسير قرآن داشته اند (نک: نجاشی، ۵۸/۱۳۶-۱۳۷). در کتاب تفسير فرات کوفي از رجال اوائل سده چهارم، تعداد بسيار زيادی روايت تفسيری به نقل از حسين بن سعيد نقل شده است که شايد گمان شود ريشه در اين کتاب حسين بن سعيد دارد. فرات در تفسير مستقيما از يک حسين بن سعيد روايت می کند و به همين دليل تمام کسانی که درباره تفسير فرات تاکنون مطلبی نوشته اند، از الذريعة [۲] تا نويسندگان معاصر (و از جمله محققان دو متن تفسير فرات و نيز فضل زيارة الحسين ابو عبد الله العلوي)، حسين بن سعيد أهوازي را از مشايخ فرات کوفی قلمداد کرده اند. اما با توجه به اينکه فرات معاصر ابن عقده و امثال او بوده، روايت مستقيم او از حسين بن سعيد اهوازي که امثال احمد بن محمد بن عيسی از او روايت می کنند، غير ممکن است. اسناد کتاب تفسير فرات، دست کم در وضعيت کنونی آن بسيار آشفته و افتادگی های بسيار دارد و بيشتر اسناد آن وسيله کاتبان بعدی تلخيص شده و احاديث با سند ناقص نقل شده اند. بنابراين گواهی درباره دقت طبقه روايی فرات و مشايخ و طرق آنها همه جا ممکن نيست؛ اما با توجه به مشايخی که در تفسير فرات، حسين بن سعيد از آنها نقل حديث کرده، به خوبی روشن است که اين حسين بن سعيد کسی غير از حسين بن سعيد اهوازي است، گرچه برخی اسناد او دارای پاره ای آشفتگی هاست و در مواردی اندک شايد شماری از مشايخ وی با مشايخ شناخته شده اهوازي مورد اشتباه قرار گيرند. اما در مجموع در اينکه نمی توان اين حسين بن سعيد را همان اهوازي دانست، ترديدی نمی توان کرد. در آن صورت پرسش اصلی اين است که اين حسين بن سعيد با اين اسناد کم و بيش ناشناخته چه کسی است و چگونه می توان هويت او را شناسايی کرد. در اينجا ابتدا شماری از روايات حسين بن سعيد در تفسير فرات و نيز نقلهايی از آن در شواهد التنزيل را نقل می کنيم تا با مشايخ و طرق روايی او آشنايی حاصل شود:



۱- تفسير فرات الكوفي ص ۹۲

فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن مروان قال : حدثنا إسماعيل بن أبان عن سلام بن أبي عمرة :

۲-تفسير فرات الكوفي ص ۱۷۳

قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا هبيرة بن الحرث بن عمرو العبسي قال : حدثنا علي بن غراب عن أبان بن تغلب

۳- تفسير فرات الكوفي ص ۱۷۸

فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد عن هشام بن يونس اللؤلؤي ، عن عامر السراج : عن فضيل بن الزبير قال : قال زيد بن علي

۴-تفسير فرات الكوفي ص ۱۸۸

فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن حماد قال : حدثنا محمد بن سنان عن أبي الجارود عن حبيب بن يسار :

۵-تفسير فرات الكوفي ص ۲۲۵

فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثني الحسين بن سعيد قال حدثنا عبد الرحمان بن سراج عن يحيى بن مساور عن إسماعيل بن زياد : عن سلام بن المستنير الجعفي قال : دخلت علي أبي جعفر عليه السلام

۶- تفسير فرات الكوفي ص ۲۷۳-۲۷۴

قال : حدثنا فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن ثواب الهباري قال : حدثنا محمد بن خداش عن أبان بن تغلب : عن أبي جعفر محمد بن علي عليهما السلام

۷- تفسير فرات الكوفي ص ۲۹۴

قال : حدثنا فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا الحسن بن محمد بن سماعة قال : حدثنا حنان: عن أبان بن تغلب قال : سألت جعفر بن محمد

۸-تفسير فرات الكوفي ص ۳۶۹

قال : حدثنا فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثنا الحسين بن سعيد قال : حدثنا أبو سليمان [ ر : سليمان بن ] داود بن سليمان القطان قال : حدثني أحمد بن زياد عن يحيى بن سالم الفراء عن إسرائيل عن جابر

۹- تفسير فرات الكوفي ص ۳۸۸-۳۸۹

فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن علي بن خلف العطار قال: حدثنا الحسين بن الاشقر عن قيس بن الربيع عن الاعمش عن سعيد بن جبير :

۱۰-تفسير فرات الكوفي ص ۳۹۵

وحدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن علي بن خلف العطار قال : حدثنا زياد بن المنذر قال :

۱۱-تفسير فرات الكوفي ص ۴۰۵-۴۰۶

قال : حدثني الحسين بن سعيد ومحمد بن عيسى بن زكريا قالا : حدثنا يحيى عن الصباح المزني عن عمرو بن عمير عن أبيه قال :

۱۲- تفسير فرات الكوفي ص ۴۰۶

قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا إسماعيل - يعني ابن إسحاق - قال : حدثنا يحيى بن سالم عن صباح عن الحارث بن حضيرة

۱۳- تفسير فرات الكوفي ص ۴۰۸

قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا علي بن السخت قال : حدثنا الحسن بن الحسين بن أحمد قال : حدثنا أحمد بن السعيد الانماطي عن عبد الله بن الحسين عن أبيه عن جده :

۱۴-تفسير فرات الكوفي ص ۴۰۸

قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا عبد الله بن وضاح اللؤلؤي قال : حدثنا إسماعيل بن أبان عن عمرو بن شمر عن جابر : عن أبي جعفر عليه السلام عن أبيه عن جده عن أمير المؤمنين عليه السلام

۱۵- تفسير فرات الكوفي ص ۴۲۸
قال : حدثنا الحسين بن سعيد قال : حدثنا أبو سعيد الاشج قال : حدثنا يحيى بن يعلى عن يونس بن خباب

۱۶- تفسير فرات الكوفي ص ۴۶۵
فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا عباد عن محمد بن فرات

۱۷- تفسير فرات الكوفي ص ۴۹۳

قال : حدثنا أبو القاسم العلوي قال : حدثنا فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن علي الكندي قال : حدثنا الحسين بن وهب الاسدي قال: حدثنا عبيس بن هشام

۱۸- تفسير فرات الكوفي ص ۵۶۱-۵۶۲

فرات بن إبراهيم قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا إسماعيل بن بهرام قال حدثنا محمد بن فرات عن جعفر عن أبيه عن ابن عباس رضي الله عنه في قول الله تعالى : ( والشمس وضحاها )

۱۹- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۷۸

أبو بكر النجار عنه ( کذا ) قال : حدثنا أبو القاسم عبد الرحمان بن محمد بن عبد الرحمان الحسني قال : حدثنا فرات بن إبراهيم الكوفي ، قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا عبد الرحمان بن سراج

۲۰- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۳۴۴

وقال فرات : حدثني الحسين بن سعيد ، قال : حدثني هبيرة بن الحرث بن عمرو العبسمي قال : حدثنا علي بن غراب عن أبان بن تغلب :

۲۱- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۳۴۷

فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثنا الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا محمد بن مروان ، قال : حدثنا عامر السراج ، عن فضيل بن الزبير [ قال ] : قال زيد بن علي عليه السلام في هذه الآية : ( * ويهدي من يشاء إلى صراط مستقيم * ) قال : إلى ولاية علي بن أبي طالب .

- فرات [ بن إبراهيم ] قال : حدثني الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا هشام بن يونس اللؤلؤي قال : حدثنا عامر السراج به سواء .

۲۲- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۳۶۶

فرات بن إبراهيم الكوفي قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا محمد بن حماد ، قال : حدثنا محمد بن سنان عن أبي الجارود ، عن حبيب بن يسار : عن زاذان قال : سمعت عليا يقول :

۲۳- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۳۷۴

فرات قال : حدثني الحسين بن سعيد، [ قال : ] حدثنا محمد بن حماد بن عمرو الحناط قال : حدثنا محمد بن الهيثم التميمي قال : حدثنا حماد بن ثابت

۲۴-شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۵۲۲

فرات بن إبراهيم ، قال : حدثني الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا محمد بن ثواب الهباري [ ظ ] قال : حدثنا محمد بن خداش ، عن أبان بن تغلب : عن أبي جعفر محمد بن علي عليه السلام

۲۵- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۵۳۹

فرات قال : حدثنا الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا الحسن بن سماعة قال : حدثنا حبان ، عن أبان بن تغلب قال : سألت جعفر بن محمد

۲۶- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۲ ص ۲۹۹

قال : حدثني الحسين بن سعيد حدثنا عباد حدثنا محمد بن فرات عن جعفر بن محمد وسألته عن قول الله : (ثلة من الاولين) :

۲۷- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۲ ص ۳۵۵

وقال أيضا حدثني الحسين بن سعيد حدثنا محمد بن علي الكندي حدثنا الحسين بن وهب الاسدي حدثنا عبيس بن هشام ، عن داود بن سرحان به لفظا سواء

۲۸- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۲ ص ۴۳۲

فرات بن إبراهيم قال : حدثني الحسين بن سعيد حدثنا إسماعيل بن بهرام حدثنا محمد بن فرات ، عن جعفر ، عن أبيه : عن ابن عباس في قول الله تعالى : ( والشمس وضحاها ) قال : ( هو ) رسول الله صلى الله عليه وآله ( والقمر إذا تلاها ) قال : ( هو ) علي بن أبي طالب ( والنهار إذا جلاها ) قال : الحسن والحسين

کمترين آشنايی با طرق حديثی شيعی و امامی کافی است تا با دقت در طرق و اسناد نقل شده، روشن شود که حسين بن سعيد مذکور در اين دسته اسناد نمی تواند حسين بن سعيد اهوازي باشد و طبقه حسين بن سعيد مذکور در اسناد فوق متأخرتر از حسين بن سعيد اهوازي است و او احتمالا تا حدود سال ۳۰۰ زنده بوده است. از طرق او هم بر می آيد که وی به احتمال قوی از شيعيان کوفی مرتبط با محافل مختلف امامی و زيدی بوده و احتمالا خودش تعلق به اوساط زيدی کوفه داشته است.

در کتاب فضل زيارة الحسين ابو عبد الله علوي زيدی، دانشمند کوفی نيمه اول سده پنجم چند روايت از فرات کوفی نقل شده که در برخی از آنها وی از حسين بن سعيد نقل می کند اما جالب توجه اين است که در برخی از اين روايات وی به صورت الحسين بن سعيد بن الأزهر معرفی شده که البته محقق کتاب اشتباها وی را همان اهوازي می داند، در حالی که بايد او را شخصی ديگر به شمار آوريم. در اينجا اين روايات را نقل می کنيم:

فضل زيارة الحسين (ع) ص ۴۶ ۱-

أخبرنا زيد بن جعفر بن حاجب ، قال نا أبو الحسن محمد بن وليد ، قال حدثنا فرات بن ابراهيم ، قال نا الحسين بن سعيد ، قال نا حسين بن مخول بن ابراهيم ، قال حدثنا أبي ، عن قيس ، عن جابر

فضل زيارة الحسين (ع) ص ۴۹- ۵۰ ۲-

حدثنا القاضي محمد بن عبد الله الجعفي ، قال انا الحسين بن محمد الفزاري ، قال نا أبو القاسم فرات بن ابراهيم ، قال نا الحسين بن سعيد بن الازهر ، قال نا جعفر بن محمد التميمي وعبد الله بن سراج ، قالا نا حسين بن علوان ، قال : سمعت جعفر بن محمد

فضل زيارة الحسين (ع) ص ۶۴ ۳-

أخبرنا زيد بن جعفر بن حاجب ، قال نا محمد بن أحمد بن وليد ، قال نا فرات بن ابراهيم ، قال نا الحسين ابن سعيد ، قال نا سندي بن محمد ، قال نا عاصم بن حميد الحناط قال : سألت جعفر بن محمد عن زيارة قبر الحسين عليه السلام

فضل زيارة الحسين (ع) ص ۶۸ ۴-

أخبرنا زيد بن حاجب ، قال نا محمد بن أحمد بن وليد ، قال نا فرات بن ابراهيم ، قال نا حسين بن سعيد (در اصل: معبد) ، قال نا داود بن محمد النهدي

فضل زيارة الحسين (ع) ص ۸۳ ۵-

حدثنا القاضي محمد بن عبد الله الجعفي ، قال أخبرنا الحسين بن محمد بن الفرزدق الفزاري ، قال نا أبو القاسم فرات بن ابراهيم ، قال نا الحسين بن سعيد بن الازهر ، قال نا جعفر بن محمد التميمي وعبد الله بن سراج ، قالا نا حسين بن علوان ، قال : سمعت جعفر بن محمد يقول



اين روايات به خوبی نشان می دهد که منظور از حسين بن سعيد کسی ديگر است و نام نيای او هم الأزهر بوده که کاملا تمايز او را با حسين بن سعيد أهوازي نشان می دهد. طبقه روايی اين دو حسين بن سعيد با يکديگر دست کم دو طبقه فاصله دارد.

حال ببينيم که اين حسين بن سعيد بن الأزهر کيست؟ نام او در کتابهای رجالی مستقلا تا آنجا که نويسنده اين سطور جستجو کرده نيامده است؛ مگر در اثنای پاره ای از روايات و از آن جمله در:

۱- سنن الدارقطني - الدارقطني ج ۲ ص ۳۰

حدثنا عبد الصمد بن علي ثنا الحسين بن سعيد بن الأزهر بن منجايا السلمي حدثني محمد بن مصبح بن هلقام البزاز حدثنا أبي ثنا قيس عن أبان بن تغلب عن سعيد بن جبير عن بن عباس قال ما زال رسول الله صلى الله عليه وسلم يقنت حتى فارق الدنيا خالفه إبراهيم بن أبي حرة

۲- تاريخ بغداد - الخطيب البغدادي ج ۱ ص ۱۵۰

أخبرنا محمد بن أحمد بن رزق قال نا عبد الصمد بن علي بن محمد قال نا الحسين بن سعيد بن أزهر السلمي قال حدثني قاسم بن يحيى بن الحسن بن زيد بن علي قال نبأنا أبو حفص الاعشى عن أبان بن تغلب عن أبي جعفر عن علي بن الحسين عن الحسين بن علي عن علي قال قال رسول الله (نيز نک: تاريخ دمشق ابن عساکر، ترجمة الامام الحسن، ص ۷۷).

در شواهد التنزيل حسکاني هم روايتی از او نقل شده که آن را از الحسين بن سعيد نقل می کند:

۳- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۴۹۵

حدثني أبو الحسن الصيدلاني قال : حدثنا أبو محمد بن أبي حامد الشيباني قال : حدثنا عبد الصمد بن علي بن مكرم البزاز قال : حدثنا الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا علي بن حفص البزاز ، قال : حدثنا عبيدالله بن موسى قال : حدثنا سعيد بن خثيم ، عن أبان بن تغلب ، عن أبي جعفر ، عن علي بن الحسين عن أبيه

بنابراين وی الحسين بن سعيد بن أزهر (الأزهر) بن منجايا السلمي نام داشته است. دارقطني از او با يک واسطه و خطيب بغدادی که معاصر شيخ طوسی و نجاشی است، از او به دو واسطه روايت می کند، کما اينکه معاصر خطيب، ابو عبد الله العلوي با سه واسطه از وی روايت می کند. بنابراين روشن است که اين حسين بن سعيد نمی تواند همان اهوازي باشد.

يکی از شاگردان و راويان الحسين بن سعيد بن الأزهر، أحمد بن محمد الطبري المعروف بالخليلي است که ابن طاووس در اليقين از کتاب فضائل أمير المؤمنين او احاديثی را نقل کرده است (درباره او نک: الذريعة، ۱۶/۲۵۵؛ کلبرگ، ص ۲۵۱-۲۵۲):
اليقين- السيد ابن طاووس الحسني ص ۳۱۸-۳۲۰
فيما نذكره عن أحمد بن محمد الطبري من كتابه الذي أشرنا إليه ، في تسمية مولانا علي عليه السلام بأمير المؤمنين وولي المؤمنين ووصي رسول رب العالمين . فقال ما هذا لفظه : حدثنا أبو عبد الله جعفر بن محمد الكوفي الدلال قال : أخبرنا الحسن بن عبد الواحد الخزاز قال : حدثنا يحيى بن الحسن بن فرات القرار (القزاز) قال : حدثنا عامر بن كثير السراج.
قال : وحدثنا الحسن (کذا: الحسين) بن سعيد قال : ( با افتادگی اين واسطه که در نقل فرات کوفي ديده می شود؛ حدثنا محمد بن علي [ بن خلف العطار ])، حدثنا زياد بن المنذر قال : سمعت أبا جعفر محمد بن علي عليه السلام وهو يقول : شجرة أصلها رسول الله صلى الله عليه وآله وفرعها أمير المؤمنين علي عليه السلام ، وأغصانها فاطمة بنت محمد وثمرتها الحسن والحسين عليهما السلام فإنها شجرة النبوة ونبت الرحمة ومفتاح الحكمة ومعدن العلم وموضع الرسالة ومختلف الملائكة وموضع سر الله ووديعته والأمانة التى عرضت على السماوات والأرض وحرم الله الأكبر وبيت الله العتيق وحرمه . عندنا علم المنايا والوصايا وفصل الخطاب ومولد الإسلام وأنساب العرب . كانوا نورا مشرقا حول عرش ربهم فأمرهم فسبحوا فسبح أهل السماوات بتسبيحهم ، ثم اهبطوا إلى الأرض فأمرهم فسبحوا فسبح أهل الأرض بتسبيحهم ، فإنهم لهم الصافون وإنهم لهم المسبحون . فمن أوفى بذمتهم فقد أوفى بذمة الله ومن عرف حقهم فقد عرف حق الله . هم ولاة أمر الله وخزان وحي الله وورثة كتاب الله ، وهم المصطفون بسر الله والأمناء على وحي الله . وهؤلاء أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة والمستأنسون بخفق أجنحة الملائكة بمن كان يغدوهم جبرئيل [ من ] الملك الجليل بخير التنزيل وبرهان التأويل . هؤلاء أهل بيت أكرمهم الله بسره وشرفهم بكرامته وأعزهم بالهدى وثبتهم بالوحى ، وجعلهم أئمة هدى ونورا في الظلم للنجاة ، واختصهم لدينه وفضلهم بعلمه وأتاهم ما لم يؤت أحدا من العالمين ، وجعلهم عمادا لدينه ومستودعا لمكنون سره وأمناء على وحيه ، نجباء من خلقه وشهداء على بريته ، إختارهم وجعلهم للبلاد والعباد عمارا ، وأدلاء للأمة على الصراط . فهم ائمة الهدى والدعاة إلى التقوى وكلمة الله العليا وحجة الله العظمى ، وهم النجاة والزلفى ، هم الخيرة الكرام ، هم الأصفياء الحكام ، هم النجوم الأعلام ، هم الصراط المستقيم ، هم السبيل الأقوم . الراغب عنهم مارق والمقصر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق . نور الله في قلوب المؤمنين ، والبحار السايغة للشاربين ، أمن لمن التجأ إليهم ، وأمان لمن تمسك بهم . إلى الله يدعون وله يسلمون وبأمره يعملون وبكتابه يحكمون . منهم بعث الله رسوله ، وعليهم هبطت ملائكته ، وفيهم نزلت سكينته ، وإليهم بعث الروح الأمين منا من الله عليهم ، فضلهم به وخصهم . وأصول مباركة ، مستقر قرار الرحمة ، خزان العلم وورثة الحلم ، وأولوا التقى والنهى والنور والضياء ، وورثة الأنبياء وبقية الأوصياء . منهم الطيب ذكره والمبارك اسمه محمد صلى الله عليه وآله ، والمصطفى المرتضى ورسوله النبي الأمي ، ومنهم الملك الأزهر والأسد المرسل حمزة ، ومنهم المستسقى به يوم الزيارة العباس بن عبد المطلب عم رسول الله صلى الله عليه وآله وصنو أبيه وذو الجناحين وذو الهجرتين والقبلتين والبيعتين من الشجرة المباركة صحيح الأديم وواضح البرهان . ومنهم حبيب محمد وأخوه والمبلغ عنه من بعده البرهان والتأويل ومحكم التفسير ، أمير المؤمنين وولي المؤمنين ووصي [ رسول ] رب العالمين على بن أبي طالب ، عليه من الله الصلوات الزكية والبركات السنية . فهؤلاء الذين افترض الله مودتهم وولايتهم على كل مسلم ومسلمة ، فقال في محكم كتابه لنبيه صلى الله عليه وآله : * ( قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ومن يقترف حسنة نزد له فيها حسنا ، إن الله غفور شكور ) * . فقال أبو جعفر محمد بن علي عليه السلام : ( إقتراف الحسنة ) مودتنا أهل البيت.
عينا حديثی که طبري خليلی از الحسن بن سعيد و در واقع حسين بن سعيد نقل کرده، در تفسير فرات از حسين بن سعيد بن أزهر روايت شده است (نيز نک: فرات، ص ۳۹۵).

عبد الصمد بن علي بن محمد مذکور در وسائط فوق و راوی از الحسين بن سعيد، کسی است که ابن عياش جوهري (در طبقه مشايخ نجاشی) از او روايت می کرده است و نام کاملش چنين است: ابو الحسين عبد الصمد بن علي بن محمد بن مکرم البزاز الطستي البغدادي:

مقتضب الأثر- أحمد بن عياش الجوهري ص ۳

قال : حدثنا عبد الصمد بن على بن محمد بن مكرم ، ومحمد بن عبد الله بن عتاب ، ومحمد بن ثابت الصيلنايى ثلثتهم قالوا : حدثنا اسمعيل بن اسحق القاضى : قال حدثنا سليمان بن حرب الواشجى ، قال :

مقتضب الأثر- أحمد بن عياش الجوهري ص ۳۱

قال : ومما حدثنى به هذا الشيخ الثقة أبو الحسين عبد الصمد بن على وأخرجه الىّ من اصل كتابه وتاريخه في سنة خمس وثمانين وماتين سماعه من عبيد بن كثير ابى سعد العامري قال : حدثنى نوح بن دارج عن يحى بن الاعمش عن زيد بن وهب عن ابن ابى جحيفة السوائى

كفاية الأثر- الخزاز القمي ص ۸۶

حدثنا أبو عبد الله احمد بن محمد بن عبيد الله الجوهري ، قال حدثنا عبد الصمد بن علي بن محمد بن مكرم ، قال حدثنا الطيالسي ابوالند ، عن ابي الزياد عبد الله بن ذكوان ، عن أبيه

روايات عبد الصمد در منابع سنی هم آمده است و از آن جمله يکی را در اينجا نقل می کنيم که وسيله حاکم نيشابوری در المستدرک مستقيما از او روايت شده است:

المستدرك - الحاكم النيسابوري ج ۱ ص ۳۹

ولعل متوهما يتوهم ان الحديث الذى حدثناه أبو الحسين عبد الصمد بن على بن مكرم البزار (کذا) ببغداد ثنا جعفر بن محمد بن كزال ثنا أبو ابراهيم الترجمانى ثنا شعيب بن صفوان ثنا يونس بن خباب عن المنهال بن عمرو عن زاذان عن ابى البخترى الطائى سمعت البراء بن عازب انه قال...

در مورد عبيد بن کثير که عبد الصمد بن علي از او هم روايت می کرده و طبعا وی معاصر حسين بن سعيد، ديگر شيخ او بوده، در رجال نجاشي چنين آمده است:

رجال النجاشي- النجاشي ص ۲۳۴

عبيد بن كثير بن محمد وقيل : عبيد بن محمد بن كثير بن عبد الواحد بن عبد الله بن شريك بن عدي ، أبو سعيد العامري الكلابي الوحيدي ، واسم الوحيد عامر بن كعب بن كلاب ، وعبد الله بن شريك هو الذي هو جد جد عبيد روى عن علي بن الحسين و أبي جعفر عليهما السلام ، وكان يكنى أبا المحجل وكان عندهما وجيها مقدما . و عبيد كوفي ، طعن أصحابنا عليه وذكروا أنه يضع الحديث . له كتاب يعرف بكتاب التخريج في بني الشيصبان ، وأكثره موضوع مزخرف ، والصحيح منه قليل ، رواه أبو عبد الله بن عياش عن أبي الحسين عبد الصمد بن علي بن مكرم الطستي قال : قرأته على عبيد . وله كتاب الفضائل ، وكتاب المعرفة . [ و ] توفى عبيد في شهر رمضان سنة أربع وتسعين ومائتين

بنابراين حسين بن سعيد بن ازهر هم بايد در همين حدود ۲۹۴ق و احتمالا اندکی بعدتر درگذشته باشد. جالب اينکه فرات کوفي نيز از همين عبيد بن کثير روايت بسياری می کرده (نک: تفسير فرات، ص ۶۰ و موارد بسيار ديگر)، يعنی از دو تن معاصر. احتمالا مجموعه آنچه که فرات از او نقل کرده به کتاب الفضائل و يا المعرفة او مربوط است[۳].

در اينجا يک نکته ديگر را نيز بايد متذکر شويم: در فضل زيارة الحسين، از يک ابن الوليد نام برده شده که راوی فرات کوفي است. محقق تفسير فرات، او را با احتمال ابن وليد قمي می داند، اما نسب او در کتاب فضل زيارة الحسين به گونه ديگری است. البته روايت ابن الوليد از فرات کاملا محتمل است و آن دو معاصر هم بوده اند و اينکه يکی از ديگری روايت کرده باشد، مستبعد نيست. اما نکته جالب اينکه در يک روايت در کامل الزيارات ابن قولويه، ابن وليد راوی از حسين بن سعيد است که شايد در اين مورد مراد از حسين بن سعيد همين حسين بن سعيد بن أزهر باشد:

كامل الزيارات- جعفر بن محمد بن قولويه ص ۵۴۶

حدثني ابي ومحمد بن الحسن رحمهم الله جميعا ، عن الحسين بن سعيد ، قال : حدثنا علي بن السخت الخزاز ، قال : حدثنا حفص المزني ، عن عمر بن بياض ، عن ابان بن تغلب ، قال : قال لي جعفر ابن محمد.

اين علي بن السخت از مشايخ حسين بن سعيد بن الأزهر است که روايت آن را در تفسير فرات می بينيم:

تفسير فرات الكوفي ص ۴۰۸

قال : حدثني الحسين بن سعيد قال : حدثنا علي بن السخت قال : حدثنا الحسن بن الحسين بن أحمد قال : حدثنا أحمد بن السعيد الانماطي عن عبد الله بن الحسين عن أبيه عن جده

بنابراين احتمالا ابن وليد قمي از حسين بن سعيد بن الأزهر روايت مستقيم داشته است.

در ميزان الإعتدال اين علي بن السخت معرفی شده است:

ميزان الاعتدال - الذهبي ج ۳ ص ۱۳۱

على بن السخت . روى عنه أحمد بن محمد الحرانى . جاء في إسناد مظلم أطلق عليهم الضعف


با توجه به آنچه گفته شد، الحسين بن سعيد بن الأزهر از منابع اصلی تفسير فرات است که از او نقل فراوانی کرده است و گرچه ما نام کتاب او را که مورد استفاده فرات بوده نمی دانيم، اما به احتمال قوی مجموعه اين نقلها به کتابی از او در زمينه فضائل اهل بيت و يا يک تفسير باز می گشته است. می توان تمامی اين موارد و موارد ديگر را که در اين مقاله از آنها نام برديم، يکجا بازسازی کرد و به عنوان يکی از آثار شيعی سده سوم منتشر نمود. وی به احتمال قوی زيدی بوده اما با رجال امامی کوفه نيز مرتبط بوده است.

منبع ديگری نيز که در اين مقاله از ميان منابع تفسير فرات معرفی کرديم، کتاب الفضائل و يا کتاب المعرفة عبيد بن کثير العامري بود که فرات از او مکررا در تفسيرش روايت کرده است.

در پايان اين مقاله توجه به اين نکته مهم است که يک الحسين بن سعيد ديگر هم در کتابهای رجالی و حديثی معرفی شده که می دانيم در روايت تفسير ابان بن تغلب سهم مؤثر داشته است (برای اين مورد نک: نجاشی،۱۱/۷). او الحسين بن سعيد بن ابی الجهم نام داشته و خاندانش شهرت زيادی در تشيع داشته اند. موارد ذيل نمونه هايی از روايت اين تفسير است با روايت او:

شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۳۸۷

الحاكم أبو عبد الله الحافظ إملاءا وقراءة قال : أخبرني أبو بكر بن أبي دارم الحافظ بالكوفة قال : أخبرنا المنذر بن محمد بن المنذر بن سعيد اللخمي من أصل كتابه ، قال : حدثني أبي قال : حدثني عمي الحسين بن سعيد ، قال : حدثني أبي سعيد بن أبي الجهم ، عن أبان بن تغلب عن نفيع بن الحارث قال



شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۲ ص ۳۳۰

وحدثونا عن أبي بكر محمد بن الحسين بن صالح السبيعي ( قال : ) أخبرنا المنذر بن محمد بن المنذر القابوسي ( قال : ) حدثنا أبي قال : حدثني عمي الحسين بن سعيد بن أبي الجهم ، عن أبيه ، عن أبان بن تغلب

شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۲ ص ۷۴

حدثنا الحاكم أبو عبد الله الحافظ إملاءا ، قال : أخبرني أبو بكر أحمد بن محمد بن السري التميمي بالكوفة قال : أخبرني المنذر بن محمد بن المنذر القابوسي من أصل كتابه . قال : حدثني أبي ، قال : حدثني عمي الحسين بن سعيد ، قال : حدثني أبي سعيد بن أبي الجهم ، عن أبان بن تغلب

شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني ج ۱ ص ۵۳۳

حدثني أبو عبد الله الدينوري قال : حدثنا أبو زرعة أحمد بن الحسين بن علي الرازي قال : حدثنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعيد الهمداني قال : حدثنا المنذر بن محمد القابوسي قال : حدثنا أبي قال : حدثنا عمي قال : حدثنا الحسين بن سعيد ، قال : حدثني أبي ، عن أبان بن تغلب ، عن نفيع بن الحارث

اليقين- السيد ابن طاووس الحسني ص ۱۳۵

نذكر ذلك باللفظ المذكور : حدثنا شيخنا الشيخ الإمام الحافظ أبو بكر أحمد بن موسى بن مردويه رحمه الله قال : حدثنا أحمد بن محمد بن السري قال : حدثنا المنذر بن محمد بن المنذر قال : حدثنا أبي قال : حثنا عمي الحسين بن سعيد بن أبي الجهم قال (کذا) : حدثني أبان بن تغلب عن ينبع بن الحارث عن أنس ، قال :

اليقين- السيد ابن طاووس الحسني ص ۱۷۰-۱۷۱

فقال الحاكم بفرغانة أبو نصر بن محمد الحربي ، ما هذا لفظه : أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة بالكوفة ، قال : حدثني المنذر بن محمد بن سعيد بن أبي الجهم (کذا) عن ابان بن تغلب عن مقنع بن الحارث عن أبن مالك قال :

الطرائف- السيد ابن طاووس الحسني ص ۲۴

ومن رواية الحافظ أبي بكر بن موسى بن مردويه وهو الحجة عند الاربعة المذاهب ما رواه بهذا الاسناد ، قال أخبرنا أحمد بن محمد السري بن يحيى التميمي ، حدثنا المنذر بن محمد بن المنذر ، حدثنا أبي ، عن عمى الحسين ابن يوسف (کذا) بن سعيد بن أبي الجهم ، حدثني أبي ، عن أبان بن تغلب ، عن على ابن محمد بن المنكدر ، عن أم سلمة زوجة النبي ( ص )

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] برای معرفی منابع ديگر، مقاله مستقلی نوشته ام که منتشر خواهد شد

[۲] در الذريعة، ۴/۲۹۸ تا ۳۰۰ . در اين مدخل اشتباهات متعددی در کلام آقا بزرگ راه يافته است که از جمله آن همين است که حسين بن سعيد مذکور در تفسير فرات را اهوازي دانسته است.

[۳] نک: رساله دکتری ما، ذيل همين نام
دوشنبه ۱۰ دي ۱۳۸۶ ساعت ۰:۱۶
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت