ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده






آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای ديگر مقالات ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۹۰
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۶۷۰۵۳ نفر
    کاربران حاضر : ۷ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۸۴
    بازدید از این یادداشت : ۱۴۱ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    مکتب تفکيک (2)

    نسخه قابل چاپ

    آنچه در اين بخش مد نظر داريم نقدی است کلی بر دروس فارسی معارف مرحوم آقای حلبی.
    اين دروس که همينک در شکل مکتوب در اختيار است، در اصل درس گفتارهايی بوده از مرحوم حلبی برای جمع محدودی از شاگردان که بعدا صورت مکتوب و مهذب آن منتشر شده است. از آنجا که مخاطبان اين دروس عمدتا نا آشنايان به علوم حوزوی و مباحث فلسفی و کلامی و اصولی بوده اند، طبعا در اين درسها بيش از آنکه صبغه علمی و استدلالی ملاحظه شود، عمدتا مباحث، چنانکه اقتضای شغلی گوينده آن هم بوده، در قالبی خطابی و تبليغی ارائه شده و اين خود مشکلاتی را در تبيين مبانی مکتب تفکيک فراهم کرده است. مهمترين چيزی که در اين دروس جلب نظر می کند و اين البته ويژگی کلی مخالفان فلسفه در چند قرن جديد بوده است؛ اين است که آنان شناخت درستی از تاريخ فلسفه و انتقال آن به عالم اسلام و مراحل اين انتقال و زمينه ها و علل آن نداشته و با بی اطلاعی تقريبا کامل نسبت به اين مبحث پيش داوری هايی را درباره علل نهضت ترجمه و از آن جمله اين نکته که سبب آن تلاش خلفای عباسی برای جانشين کردن معارف اهل بيت با معارف يونانی بوده ابراز می دارند. استنادات روايی و يا تاريخی آنان در اين مورد بسيار ضعيف و اصلا قابل اعتنا نيست. از ديگر سو در اين دروس آنچه بيش از هر چيز جلب توجه می کند آميختگی ميان مکاتب فلسفی و مکتب عرفانی ابن عربي است. شايد بتوان اين آميختگی را تا اندازه ای به دليل حضور مکتب ابن عربي در آثار فلسفی ملا صدرا و اتباع او دانست؛ با اين وصف واضح است که مبانی فلسفی مشايی و يا اشراقی ربطی به مکتب عرفانی ابن عربی و يا پاره ای از شارحان او ندارد.
    انتقاداتی که بر فلسفه در دروس فارسی ديده می شود، عمدتاً متکی است بر طرح اين بحث که خداوند را بايد فاعل مختار خواند و نه علة العلل. اين بحث سابقه بسيار کهنه ای در دانش کلام و انتقادات متکلمان بر فلاسفه دارد. مکتب تفکيک چيزی اضافه بر آنچه پيشتر متکلمان در اين باره ابراز کرده اند ندارد و در بحث جبر و اختيار به تکرار همان حرفها پرداخته، و با طرح اين مسئله که ذات اختيار بسته به فعل و ترک فعل است همان مباحث متکلمان را مطرح کرده اند؛ غافل از اينکه فلاسفه مسلمان و متکلمان از دو مبنای متفاوت در اين زمينه تبعيت می کرده که اين اختلاف در ميان آنها طبيعی بوده است. تکرار همان ادعای متکلمان در برابر فلاسفه بدون توجه به هسته اصلی اشکال در بحث جبر و اختيار حل مسئله نيست و بل ناشی از نا آشنايی نسبت به مبانی است. ساده لوحی است که بحث پيچيده جبر و اختيار را صرفا با لفاظی های بی محتوا بتوان حل شده فرض کرد (برای بحثی دقيق در اين موضوع با رويکردی غير فلسفی، نک: بحث طلب و اراده در تفريرات اصولی مرحوم آية الله خويی از دانشمند محمد اسحاق فيّاض). وانگهی متکلمان با مبانی ويژه ای نسبت به مباحث عليت فلاسفه واکنش نشان داده اند. اين مبانی آيا مقبول مکتب تفکيک است؟ به نظر نمی رسد که آنان اطلاع روشنی از تاريخ مباحث کلامی معتزلی و اشعری و زمينه های بحث از فاعليت و انواع مؤثرات و ارتباط آن با مباحث جواهر و اعراض و کليت متافيزيک متکلمان داشته باشند. از ديگر سو، درست است که متکلمان با فلاسفه مسلمان اختلاف نظر داشته اند؛ اما روشن است که هر دو سو بر معتبر بودن "استدلال" و "نظر" اتفاق نظر داشته اند؛ با اين تفاوت که شيوه های استدلال در ميان متکلمان با فلاسفه متفاوت بوده و هر يک از سنتها و مبانی نظری متفاوتی آغاز می کرده اند. متکلمان و فلاسفه از دو سنت متمايز عقلی تبعيت می کرده و آموزشهای متفاوتی داشته اند؛ اما اين امر چه نسبتی دارد با دعوت به "لا فکری" و محکوم بودن شيوه های تفکر و استدلال "بشري" آن طور که اصحاب مکتب تفکيک مدعی آنند. از نقطه نظر تاريخنگاری انديشه، آنچه زمينه کلی بحث نگارنده در اين سطور است، مکتب تفکيک برخوردار از مبانی روشنی در منظومه فکری خود نيست.
    اين فقر نظری البته ريشه در جای ديگری دارد. درست است که آنان "معارف" را صرفا متکی بر "تعليم" پيشوايان دينی می دانند؛ پيشوايانی که بشر را در طی طريق از "معرفت بسيط وجدانی" به "معرفت ترکيبی" ياری می رسانند و البته اين را منوط به دستيابی به حلقه وصل با امامان و دستيابی به "اسرار" معارف از اين طريق، چه در عصر حضور و چه در عصر غيبت می دانند، اما در عين حال معتقدند که برای دستيابی به اين منبع معرفت از طريق اطمينان آور، نياز است به رياضاتی شرعی که خود تسهيل کننده دستيابی به مقام "انخلاع" است که با آن "معرفت ترکيبی وجدانی" حاصل می گردد. در آن صورت آنچه از طريق "وسائط" در عصر غيبت امام ممکن است بر شماری که مشمول "لطف" قرار گرفته اند، از مجموعه"معارف الهيه" تبيين گردد، می تواند در مقام "شهود ترکيبی وجدانی" هم عينا منکشف شود و صدق گفتار آن "وسائط" معلوم گردد (و حتی صحت احاديث منقول در کتابها هم به تطبيق با آن "وجدانيات" وابسته است). از ديدگاه دروس فارسی معارف و معاريف مکتب تفکيک، "عقل" (و البته نه عقل مورد نظر فيلسوفان و متکلمان) "نور"ی است که ذاتاً و بالأصالة "حجت" است و کار انبياء تنها "اثاره دفائن عقول" است و راهبری انسان برای درک مدارج قدسی "معرفت" از طريق طي مراتب شهود فطری و وجدانی و هدايت به "نور عقل". از اينرو مکتب تفکيک نقش انبياء و امامان را در کسب معارف در اين می داند که آنان وصول به درک معارف را از طريق راهنمايی و هدايت و دستگيری( ونه لزوماً تعليم جزيی معارف) تسهيل می کنند و راه را برای معرفتی "ترکيبی" از طريق "وجدان به نور عقل" فراهم می نمايند. اين "لطف" البته ممکن است از طريق تعليم از طرق فوق بشری و با صرف "عنايت خاص" فراهم گردد. آنچه از احاديث درباره مسائل اعتقادی در کتابهای حديثی شيعی موجود است از نقطه نظر دروس فارسی معارف، تنها زمانی می تواند منبع صحيح معارف قرار گيرد که بتوان "مفهوم" آن نصوص را با "شهوديات بسيط وجدانی" و يا با "شهوديات ترکيبی وجداني" مطابق يافت و الا ممکن است در تفسير و فهم احاديث گرفتار مبانی نظری و فکری بشری شد؛ کما اينکه از ديدگاه آنان ملا صدرا و يا شيخ احمد أحسايي در مقام تفسير احاديث اهل بيت با اين مشکل مواجه بوده اند. روشن است که در اين تفسير، ادعای مکتب تفکيک اين است که احاديث امامان تنها به اين معنا "حجت" تلقی می شوند که معارفی را که اصالتا به "نور عقل" قابل شهود و دستيابی و وجدانند تبيين می کنند و از اينرو برای درک آن احاديث بايد "شهود وجدانی" را تجربه کرد و "تطابق" را دريافت. امامان بدين ترتيب وظيفه ای سنگين تر از تبيين مفهومی معارف در قالب احاديث دارند و آن "راهبری" ملکوتی برای طی طريق در مسير دريافت وجدانيات و هدايت گری به حجت ذاتی "نور عقل" است. از ديدگاه آنان، در مواردی اين راهبری از طرقی فوق بشری امکان پذير است و البته به "لطف" و "عنايت" وابسته است. آنچه مکتب تفکيک در اين زمينه ابراز کرده پيشينه ای در تفکر شيعی دارد. زمينه های اين نظريه که پاره ای از نصوص آن در کتاب بصائر الدرجات مطرح شده به وسيله برخی از نظريه پردازان مکاتب غير فقهی و غير کلامی شيعی مطرح شده است. در مقابل، فقيهان اصولی و متکلمان شيعه معتقد بوده اند که احاديث امامان منبع معارف دينی است و صرف کوشش برای درک و فهم "اصولی" و مطابق با موازين آن احاديث می تواند مؤمنان را به دريافت معارف دينی نائل کند. اين تلاش اصولی را فقيهان و متکلمان عملا در آثار فقهی، کلامی/ اعتقادی و تفسيری خود نشان داده اند و البته خود را هيچگاه بی نياز به مراجعه به مباحث اصولی، کلامی، تفسيری و فلسفی و تأثير و تأثرات نسبت به ديگر مکاتب فکری ندانسته اند.
    اما واقعيت امر اين است که بر خلاف همه اين ادعاها، "مکتب معارف" تنها تلاشی است برای تفسير و بازسازی منظومه ای در اعتقاديات بر اساس احاديث موجود در کتابهای روايی شيعه و با هدف ارائه نظام اعتقادی "مکتب اهل بيت". تلاش معاريف مکتب معارف اين بوده است که با عدم تکيه بر کلام و فلسفه سعی کنند مکتب معارفی اهل بيت را از طريق احاديث تبيين کنند. بدين ترتيب عملا آنان در اثبات "وجدانی بودن" معارفی که ارائه می دهند توفيقی نداشته اند. پيش از آنان نيز برخی از محدثان و اعلام طريقه اصحاب حديث امامی همين رويکرد را در ارائه مکتب اعتقادی امامان داشته اند. رساله اعتقادات شيخ صدوق در همين چارچوب نگاشته شده و در کتاب التوحيد او هم عملا چنين رويکردی در تبويب احاديث ديده می شود. شيخ صدوق البته در کتاب التوحيد گاه به اصطلاحات متکلمان استناد کرده است. بعدها مرحوم علامه مجلسي هم همين رويکرد را داشت و در يکی دو قرن جديد فی المثل سيد عبد الله شبّر در کتاب مصابيح الأخبار خود می کوشد تبيينی از احاديث اعتقادی به دست دهد. شيخ احمد احسايي هم در آثارش مدعی چنين رويکردی است؛ اما او عملا تحت تأثير مطالب فلاسفه و ابن عربي قرار داشت و از اينرو مباحث اعتقادی او، به رغم ستيزه گريهايی که با فلاسفه دارد تفسيری است التقاطی از روايات بر اساس مباحث فلسفی و عرفانی. مرحوم حلبي در دروس فارسی انتقاد شديدی نسبت به ملا صدرا دارد که چرا بر خلاف ابن سينا تنها به فلسفه بسنده نکرده و سعی در آميختن عقايد دينی و فهم احاديث با مطالب فلسفی و مبانی محي الدين دارد. اين انتقاد ممکن است در جای خود محل تأمل قرار گيرد اما فراموش نبايد کرد که اين شيوه پيشينه ای بسيار کهنه تر دارد و در رويکردهای "تأويلی" مکاتب و مذاهب مختلف اسلامی سابقه دارد. خود مکتب معارف آن طور که از دروس فارسی آن به خوبی پيداست با وجود اين ادعا عملا در مسائل مختلف تحت تأثير افکار فلسفی و حتی مبانی نظری مکتب محي الدين قرار دارد (و نيز افکار رجبعلي تبريزي و قاضي سعيد قمي). علاوه بر اينکه در شماری از مباحث خود آنان آشکارا تحت تأثير افکار و آموزه های معين و شناخته شده يک و يا تنی چند از متکلمان قديم و يا آموزه های متکلمان معتزلی و اشعری دورانهای بعدی قرار دارند.کافی است مباحث طبيعيّات و "تمليک وجود" و يا بحث اسماء و صفات و علم باری تعالی را از ديدگاه معارفيان با کتاب مقالات الاسلاميين اشعري مقايسه کرد تا مشابهت در عقايد ديده شود. وانگهی مکتب معارف نه تنها تحت تأثير افکار کلامی و فلسفی و آرای مکتب ابن عربي بوده؛ بل به وضوح مشابهت پاره ای از افکار آنان با آرای مکتب شيخی قابل پی گيری است. رويکرد ضد تشبيهی آنان و مباينتی که ميان وجود باری با حقيقت ساير موجودات قائل هستند البته ريشه در آرای نو افلاطونی دارد که بيشترين بروز آن در مکتب ايرانی اسماعيليان قابل پی گيری است و از قضا در پاره ای از مباحث چنين به نظر می رسد که بی واسطه و يا با واسطه مکتب معارف تحت تأثير نوشته های اسماعيلی آن دوران و يا دوران گنوسيستی پيش از آن (قبل از دوران نو افلاطونی) و يا مکتب متأخرتر دوران "تعليم" قرار دارد. اسماعيليان به مجموعه ای از احاديث ضد تشبيهی مکتب اهل بيت دسترسی داشته و در عين حال آن را در بافت فلسفی نو افلاطوني خود تفسير و تعبير کرده اند. رويکرد ضد تشبيهی اهل بيت بر پايه کهنترين اسناد شيعی و زيدی سده های دوم و سوم کاملا تأييد شده است و البته جای هيچ گونه انکاری ندارد؛ به رغم آنکه متکلمان مکاتب مخالف و رقيب و به ويژه معتزليان و جهميان شايعاتی را درباره رويکرد تشبيهی شيعيان بيشتر بر اساس بد فهمی هايی که از مکتب کلامی هشام بن الحکم داشته اند منتشر می کرده اند؛ البته گروهی از شيعيان هم بوده اند که از نوعی انديشه تشبيهی دفاع می کرده اند که تفصيل آنرا در جای ديگری توضيح داده ام.
    مکتب معارف در عين حال بيش از هر چيز متأثر از شيوه اخباری خود در تعامل با احاديث است. منظومه فکری آنان، اگر واقعا آن را بتوان منظومه ای فکری خواند، عمدتا متکی است بر گردآوری پاره ای از مباحث اعتقادی که عينا در احاديث کتابهای روايی متن مأثور آن مباحث ديده می شود. حال در اين ميان به ويژه اهتمام آنان در بهره گيری از احاديثی قابل ملاحظه است که عمدتا مورد توجه غلات شيعی بوده و بعدها همين دست احاديث مستند رهبران مکتب شيخی قرار گرفته بوده است. مکتب معارف به مدد شيوه اخباری خود احاديثی را در مباحث اعتقادی مورد استناد قرار می دهد و حتی بالاتر از آن پايه اصلی مهمترين مبانی اعتقادی خود معرفی می کند که استناد به آن احاديث از نقطه نظر مبانی اصولی و رجالی سخت مورد ترديد فقيهان و متکلمان شيعی قرار گرفته است؛ مانند تکيه بر احاديث کتابهای کم اعتبار و يا احاديثی که عمدتا راويان آن از شمار غلات شيعی قلمداد شده اند و رواياتی که اصالت آن از نقطه نظر علم رجال و حديث مورد ترديد قرار دارد و ترديدی در جعلی بودن آنها نيست؛ همانند استناد به احاديث عوالم ذر و اشباح و عوالم قبل از خلقت و عجائب آسمانها و زمين و عالم روح و برزخ و از اين دست. استناد به اين دست احاديث در جای جای دروس فارسی معارف ديده می شود.

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ساعت 10:07 بعدازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • فهارس اماميه (1): فهرست عبد الله بن جعفر الحميري (؟)
  • سرنوشت يک روايت ساختگی
  • چند نکته انتقادی در رابطه با کتاب فهارس الشيعة
  • يک متن معتزلی به روايت شيخ صدوق
  • مکتب تفکيک (2)
  • نسخه ای کهنه از اسماعيليان ری در يمن
  • نسخه ای از کتابی معتزلی در کتابخانه ای اسماعيلی
  • معرفی يک متن کهن شيعی درباره امامت
  • فقر فکری "مکتب تفکيک" (1)
  • امالي محمود بن العزيز (5): ابن العمراني معتزلی مذهب
  • ابو المفضل شيباني و نسخه کتاب الشافي في علوم الزيدية
  • مبانی اصولی / کلامی زيديان مکتب قديم (1): بازسازی کتاب الالفة والجملة تأليف محمد بن منصور المرادي (د. بعد از 290 ق)
  • ملل ونحل ابن شهرآشوب
  • توضيحاتی افزون درباره خاندان نقبای حسنی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (4): ابو البرکات البغدادي و آل کاکويه
  • امالي محمود بن العزيز (3): زيديان معتزلی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (2) : نکته ای درباره وزيری دانشمند
  • کتابی از فيلسوفی ناشناخته با سرنوشتی هولناک: امالي محمود بن العزيز الکاتبي (1)
  • اخبار فخّ وخبر يحيی بن عبد الله تأليف احمد بن سهل الرازي؛ کتابی مجعول (1)
  • اصول حديثی: ضرورت پژوهشی همه جانبه درباره اجازات شيعی
  • دشواره بازسازی متون: نمونه کتاب الوصيه عيسی بن المستفاد
  • رويارويي ابن سينا با معتزله در ري
  • کتابهای حسن بن سليمان الحلي
  • کتاب الکامل صاعد بن احمد الاصولي، کتابی در دانش کلام معتزلی
  • بازسازی دو کتاب از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • چند خاندان زيدی مذهب در ري سده های پنجم و ششم قمری و روايت امالي سمّان
  • کتاب النبوة شيخ صدوق
  • تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث
  • اربعينی نويافته از شيخ منتجب الدين رازي (1)
  • معرفی تفسيری ناشناخته از مکتب معتزليان ري
  • گامی در راستای بازسازی متن "مشيخه" يک محدث شيعی
  • رجال الشيعه ابن فضّال، به روايت دارقطني
  • فارسيّات ابو سعد سمّان و قطعه شعری نو يافته از رودکی
  • علمای شيعه در ذيل تاريخ بغداد ابن الدبيثي
  • يک طريق حديثی معتزلی: احاديث زمخشري
  • صوفی خوابگزار
  • دو نسخه کهنسال نو يافته از کتاب عمده ابن البطريق
  • سير مهاجرت يک نسخه: معرفی نسخه ای از ضياء الحلوم
  • از فلسفه اسلامی و تاريخ آن چه می دانيم؟
  • دو کتاب در کلام معتزلی از سده هفتم قمري
  • از مجموعه نسخه های خطی مونيخ (1)
  • تصحيح چند کتاب از حاکم جشمي: تحکيم العقول و ...
  • تشيع و ميراث کلامی اشعريان
  • علامه قزوينی و کتاب الياقوت ابن نوبخت
  • ضرورت تصحيح دوباره اين چند کتاب
  • چند کتاب کلامی تقديمی به يک امير فاضل شيعی
  • تفسير ابو القاسم التيمي
  • سراج العقول و چند کتاب ديگر از نويسنده يواقيت العلوم (2)
  • مصباح العرفان ومفتاح البيان علي بن سليمان البحراني و ديگر آثار او
  • چند کتاب ارزشمند کلامی
  • روضة المتقين سيد احمد علوي
  • اجازه ای از کنجي شافعي
  • از خزائن سليمانيه (3)
  • معرفی نسخه ای با تاريخ 421 ق از يک کتاب فقهی و خلافی از قاضي القضات دولت محمود غزنوي
  • از خزائن سليمانيه (2)
  • مناقب خوارزمی و نسخه ای کهنه از آن
  • يک کتابخانه با نسخه هايی ارزشمند
  • نسخه ای مهم و شايسته انتشار از صحيفه سجاديه
  • امالی شريف مرتضی و نسخه ای تازه از آن
  • دو نسخه تفسير الواضحِ عبد الله بن المبارک الدينوري و نکته ای درباره "طريقه فهرستی"
  • انواع مجالس اهل علم و "مجلس النظر"
  • از خزائن کتابخانه سليمانيه
  • تفسيری ناشناخته و محتملا از کرّاميان بلخ
  • نسخه ضوء الشهاب فضل الله راوندي به خط سيد حيدر آملي
  • باز هم درباره ناصريات (4)
  • پيشنهادی درباره آثار شريف مرتضی
  • رديه شريف مرتضی بر فلاسفه (2)
  • کتاب تراجم الأعاجم و زين المشايخ البقالي
  • يک دانشمند امامی ناشناخته از بيهق سده ششم قمری و معرفی آثاری از او
  • نسخه ای از ابانه در فقه ناصر اطروش همراه با زوائد آن: گردآوری شعيب بن دلير يا تدوينی از باجويه؟
  • زوائد الإبانة (2): نسخه ابن الوليد القرشي
  • چند نکته درباره ابانه چاپ مجلس (1)
  • تقابل معتزله و فلاسفه: از ابن الملاحمي تا رديه های زيديان معتزلی در سده ششم قمری
  • راه "نجات" از "فتنه" و "اختلاف" : سندی مهم درباره عقايد گروهی از شيعيان کوفه در اواخر سده دوم قمری
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (3)
  • يک دانشمند و اديب امامی مذهب فراموش شده: نمونه ای از "انسان گرايی ادبی" در تشيع
  • پروژه ای برای تدوين تاريخچه فقه زيدی
  • تبيانی پيش از تبيان: تفسيری شيعی و ناشناخته از يک دانشمند اهل طوس
  • لبّ لباب و پرسشی چند
  • تفسير پديده وحی از معتزليان تا روشنفکری دينی معاصر (1): نظريه اشعريان
  • معرفی چند مشيخه نصيری
  • گزارش حميد الدين کرماني از انديشه ابو القاسم کوفي
  • أبو زيد العلوي وکتابه الإشهاد
  • نسخه کتاب الفاضح ابن رستم طبري
  • اصول روايی (4): آثار مفقود شيخ صدوق، چرا و چگونه؟
  • نکته ای درباره مذهب فردوسی
  • معنا و مفهوم "اصل" در ميانه دو شيوه اصولی و اخباری (3)
  • اصول حديثی (2)
  • انوار العقول و نويسنده آن
  • کتابی جديد از ميراث مکتب ري
  • فقه زيدی و برنامه عمل دولت (1)
  • مکتب تفکيک و فلسفه ستيزی
  • دو نسخه از کتاب مفقود نصر بن مزاحم
  • نسخه ای از يک کتاب مفقود ابن عقده، محدث نامدار شيعه
  • متن مکمل کتاب الحرة ابو معشر السندي
  • ادبيات مقتل الحسين (ع)
  • مقتل الحسين از عمار الدهني به روايت ابن السماک بغدادي
  • بحثی درباره دعای ندبه
  • محقق جعفری، متکلمی از تبار متکلمان شيعه
  • "اصل" نزد محدثان و نگاهی به نظريه تحليل فهرستی: نقدی بر يک رويکرد رجالی
  • با محمد ارکون در پاريس
  • کتابشناس نظريه پرداز
  • سنت امالی نويسی در ميان زيديه
  • روايتی جديد و منتشر نشده از تاريخ الأئمه و سهم حسين بن حمدان الخصيبي
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (2)
  • بررسی يک نسخه نويافته: شرح مقدمه شيخ طوسي از يک دانشمند ناشناخته امامی مذهب
  • مونس الحزين شيح صدوق و بحثی درباره ميزان اصالت حکايت مسجد جمکران
  • معتزليان و تفسير قرآن
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (1)
  • از ميراث زيديان ايران (2): نسخه ای شامل دو کتاب نحوی متعلق به يک کتابخانه زيدی شمال ايران
  • ضياء الدين مکي و کتاب الکفاية
  • نسخه شناسی و کتابشناسی (1)
  • ميراث زيديان ايران (1): کتابی کلامی از ابو مضر الشريحي
  • تفسير کتاب الله؛ متنی از کدامين دوران: نيمه سده هفتم يا اواخر سده هشتم؟
  • کتابی جديد از ابن فورک اشعری و کراميه
  • معرفی رسائل الحکمة العلوية
  • پيشنهادی برای تدوين نامنامه جامع دانشمندان ايران اسلامی
  • نسخه ای تازه ياب از المغني علي بن پيرمرد ديلمي
  • از گنجينه های نسخه های خطی (1)
  • صدر الدين سرخسي و تهافت الفلاسفه غزالي
  • نسخه ای کهن از تنزيه الأنبياء شريف مرتضی
  • سنت "سيره" نويسی زيديان و کتاب الحدائق الوردية
  • نسخه ای کهن از کتاب تبصرة الأدلة نسفي
  • امام يحيی بن حمزه و سهم او در دانشهای دينی
  • معرفی نسخه شماره 91 مجموعه گلازر کتابخانه دولتی برلين
  • درباره اصالت زيارت عاشوراء
  • نسخه ای ديگر از سيره منصوری

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com