ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده






آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای ديگر مقالات ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۹۰
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۵۸۷۷۱ نفر
    کاربران حاضر : ۶ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۸۱
    بازدید از این یادداشت : ۱۶۳۴ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی

    نسخه قابل چاپ
    زمانی مطالعات و تحقيقات در رابطه با وثاقت احاديث و روايات تاريخی و مذهبی تنها از سوی مراجع مذهبی و آشنايان با فقه، حديث و دانش رجال انجام می پذيرفت. با پيدايش و گسترش شيوه های نقد تاريخی در مغرب زمين و گسترش دامنه آن به متون اسلامی در سده نوزدهم اين محدوديت شکسته شد و نقد متون دينی از نقطه نظر تاريخی و بررسی تحولات تاريخی ادبيات مکتوب بخشی از اهتمامات علمی مجامع آکادميک قرار گرفت و رويکردهای نوينی در نقد متون فرا روی محققان گشوده شد. امروزه روشن است که برای بررسی وثاقت و اصالت يک متن مذهبی تنها مراجعه به کتابهای رجالی و جرح و تعديلهای مرسوم سنتی کارايی لازم را ندارد و ساده باورانه است که تنها بر اساس نقد سند يک حديث و يا پرس و جو از نظر مؤرخان و رجاليان کهن درباره اصالت يک حديث نظری تاريخی ارائه دهيم. البته اين به معنای آن نيست که شيوه های کهن نقادی حديث را که قرنها با دقتی ستايش بر انگيز از سوی رجاليان و محدثان و فقيهان به کار می رفته است يکباره بی فايده بينگاريم؛ بر عکس آنچه در تحقيقات مدرن درباره تحليل و نقد تاريخی متون فراهم آمده است، دقت و ريز بينی محدثان سده های نخستين را بيشتر نشان می دهد. کافی است نگاهی به تاريخ بغداد خطيب بغدادي و يا آثار رجالی دارقطني بياندازيم تا ببينيم محدثان و رجاليان کهن چگونه و با چه دقتی سعی در شناسايی اسانيد درست و متون اصيل و بازشناسايی آنها از متون برساخته و مجعول به خرج می داده اند و به خوبی می توانستند نسخه های اصيل را از غير اصيل تا آنجا که مقدور بوده است، شناسايی کنند و دست جعل و تلبيس را رو کنند. آنان در حقيقت تا آنجا که مقدورشان بوده است، می کوشيدند تا نسخه های اصيل کتابهای حديثی را شناسايی کنند و تا آنجا که ممکن بوده است اصالت متون را حفظ کنند و از دست اندازيهای جاعلان جلوگيری کنند. دقتهايی که در نوشتن کتابهای حديثی و کتابت نسخه ها و به کار گيری همه شيوه های ممکن برای انتقال درست متون و به دور از تحريفات و تصحيفات مصروف می شده است، نه تنها شيوه های تحقيق و تصحيح متون را در دوران مدرن تحقيقات بی شباهت با آن تلاشها نشان نمی دهد بلکه حتی می توان با قاطعيت گفت که آن شيوه های کهن را که برآمده از خرد جمعی و سنتی کهنسال از وضعيت تمدن بشری در امر کتاب نگاری بوده است مقدمه ای برای شيوه های مدرن قرار می دهد.
    با اين وصف، چند عامل مانع از آن می شده است که اين شيوه ها همه جا کارايی خود را حفظ کند: نخست عامل اعتقادات مذهبی خاص که خود طبعا دست را برای اعمال پاره ای از تحريفات باز می گذاشته است. انگيزه ها و يا منازعات دينی و مذهبی می توانسته در بسياری از مواقع مانع از به کار گيری و اعمال شيوه های نقادی بی طرف را ايجاد کند. نمونه روشن آن وجود احاديث و متون ساختگی در کتابهای حديثی است که هر يک به انگيزه ای ساخته و پرداخته می شده است و رجاليان و محدثان همه جا توانايی برخورد با اين دست مجعولات را نداشته اند و يا گاهی با تسامح با آنها برخورد می کردند. عامل دوم مسئله انتقال شفاهی و نيز محدوديت نگارش و ادبيات مکتوب به دليل عدم وجود صنعت چاپ بوده است؛ به طوری که پاره ای از محدوديتهای نسخه های خطی و دستنوشته ها مانعی مهم برای اعمال همه انواع دقتها بوده است. عامل سوم مسئله محدوديتهای دوران دنيای پيشا مدرن و قبل از عصر ارتباطات است. امروزه راههای زيادی برای حفظ و نگهداری دقيق متون و سخنان و اسناد وجود دارد؛ اما در گذشته چنين نبوده است و به سادگی کتابی از ميان می رفت و اثری از آن باقی نمی ماند و يا به سادگی امکان غفلت از پاره ای خللها فراهم بود. کتابها و کتابخانه های بسياری از ميان می رفتند و گاه ديده می شد که دستنوشته های يک نويسنده پيش از آنکه کتاب او انتشار يابد به دلايلی از ميان می رفتند و نويسنده حتی گاه ناچار می شد از حافظه احاديث و نقل قولهايی را که روزی در متون و دفاتر و به اصطلاح اصول خود در اختيار داشت، ديگر بار و به زحمت در مبيضه کتاب خود بازنويسی کند. مثالی روشن بزنم: امروزه و با ورود رايانه به عرصه تحقيق و پژوهش به سادگی می توان وجود يک حديث را در ميان صدها کتاب حديثی جستجو کرد و از اصالت و يا عدم اصالت دقيق متن حديث در منابع متفاوت اطمينان لازم را به دست آورد. کتابخانه ها به سادگی کتابها را در اختيار قرار می دهند و چيزی نيست که در عرصه پژوهش از چشم تيزبين يک محقق کوشا در غيبت افتد؛ اما آيا در گذشته های دورتر چنين بوده است؟ علامه مجلسی، دانشمند حديث شناس برجسته جهان اسلام کتابی عظيم و ماندگار و ستايش برانگيز بسان بحار الأنوار را تنها بر اساس نسخه های کتابخانه شخصی خود و يا دست کم چند کتابخانه ديگر و با کمک گروهی انگشت شمار از شاگردان زبده خود می نويسد و نوشتن بخشهايی از اين کتاب عظيم حتما با فاصله زمانی از تأليف بخشهای ديگر بوده است و در اين ميان او می بايست تمام دقت خود را برای نقل درست و اطمينان بخش از کتابها و نسخه های مختلف به کار گيرد؛ بدون آنکه رايانه ای را در خدمت گرفته باشد و يا به خوبی از محتويات همه کتابهای کتابخانه اش مطلع باشد؛ با اين وصف ببينيد چگونه و با چه دقتی هر حديث را در جای خود گذاشته وراويان را به خوبی تا آنجا که در امکان بوده شناسايی می کرده و تمايز نقلها را بررسی کرده است؛ کاری که گويا به معجزه شباهت دارد.
    باری، اگر امروزه روز شيوه های مدرن تحقيق و پژوهش تاريخی تحولی در شناسايی و تعيين اصالت متنها ايجاد کرده است؛ بخشی از آن به اين واقعيت باز می گردد که ما در دو دنيای متفاوت زندگی می کنيم. صدها فهرست نسخ خطی و چاپی و هزاران کتاب چاپی که در اختيار است، به سادگی محققی در دنيای کنونی را می تواند ياری کند تا بفهمد فی المثل کجا سرقت ادبی انجام پذيرفته و فی المثل فلان قطعه شعر را چه کسی پيش از ديگری در ديوان شعرش به وديعت گذاشته و يا فلان راوی حديث در کجا چه گفته و در جايی ديگر خلاف آن را نقل کرده و يا از چه کسی گرفته و در کجای ديگر در نقل دچار تدليس شده است و قس علی هذا...
    با اين وجود حفاظ بزرگ حديث و نقاد برجسته حديث و شعر و ادب در گذشته های دور را ببينيم که در سده های سوم و چهارم و با وجود چه مقدار محدوديتها باز از تشخيص بسياری از اين دست امور باز نمی ماندند و توفيق کافی داشته اند. حافظانی که دهها هزار حديث و يا بيت شعر در حافظه داشته اند و قدرت بر مذاکره علمی در اين دست امور می يافته اند.
    اينها را از اين جهت می گويم که اگر امروزه شيوه های نوين نقد تاريخی تحولی تازه فراهم کرده است؛ اين تنها به دليل تغيير شيوه پژوهش و يا ذهنيت تاريخی نگر نيست؛ بلکه امکاناتی علمی و تکنولوژيک در اختيار است که فی المثل به سادگی می توان اصالت ورق و يا خط يک دستنوشته و يا سند را تشخيص داد و ميزان قدمت نسخه را بازيافت. از اين دست نمونه ها بسيار است و تنها به همين مقدار در اين بحث بسنده می کنم.
    حال با توجه به آنچه گفته شد، بايد گفت که اگر خللی در شيوه های سنتی نقد وجود دارد؛ بخشی از آن به اين دليل است که متأسفانه قريب چند صد سالی است که شيوه های کهن در اين زمينه کم و بيش به فراموشی سپرده شد و يا امکان آن از ميان رفت. دستنوشته ها در سده های نخستين با دقت بسياری وسيله نويسندگان و يا وراقان فراهم می آمد و راههای تشخيص اصالت متون مانند گواهی های سماع و اجازه با دقت بيشتری اعمال می شد و کتابهای کهن بيشتری در اختيار بود. درست است که هر چه در تمدن اسلامی به اين سوتر می آييم کتابخانه های بزرگتری وسيله خلفا و پادشاهان و وزيران ادب دوست ايجاد می شد و کتابهای بيشتری عموما در اختيار بود و يا دست کم دسترسی ها آسانتر بود؛ اما از آن طرف فراموش نکنيم که در ميانه قرنهای پنجم و هفتم جنگها و حملات خارجی و تعصبات مذهبی بسياری از متون نخستين را از ميان برد و هزاران کتاب ارزشمند و مهم و اصيل را به آتش کين و نابودی سپرد. بدين ترتيب فاصله گرفتن از شيوه های نقادی کهن از يک سو و از ميان رفتن هزاران سند و کتاب و دستنوشته از ديگر سو، کار را برای نقادان بعدی به مراتب مشکلتر کرد. در دانش رجال شيعی صدها سال کتابها تنها به تکرار عبارات کتابهای متقدم بسنده می کردند و شايد با چند استثنا مانند جامع الرواة اردبيلي و يا ترتيب الأسانيد مرحوم آقای بروجردی و يا معجم رجال الحديث مرحوم آقای خويی و يا قاموس الرجال مرحوم تستري عمده کتابهای رجالی شيعی قرنهاست که حرف و تحقيق تازه ای در بر ندارند. ذهنيت نقل گرا و اعتماد بر پاره ای شيوه هايی که اساسا برای دانش فقه و معالجه اخبار فقهی پيش بينی شده بود و کارکرد مناسب خودش را در آن دانش داشت، و بهره گيری از آن شيوه ها در بحثهای تاريخی و رجالی که اساسا از لونی ديگرند، تنها بخشی از مشکلات شيوه های سنتی در برخورد با موضوع اصالت و نقد متون اند.
    با اين حساب بسی مايه تعجب است که برخی از دانشوران با بهره گيری ناقص از شيوه های سنتی و يا تبعيت از شيوه های ناتمام متأخران در اصالت و يا عدم اصالت متون تاريخی و مذهبی در مقام قضاوت درباره اصالت متون و احاديث می نشينند و به دور از احتياطات علمی لازم که پايه اصلی هر پژوهش و نقد تاريخی است بی محابا به عدم اصالت برخی متون و منابع حکم می کنند. بهره گيری از اينکه فی المثل در اسانيد زيارت جامعه فلان راوی مجهول است ويا وسيله نجاشي و يا طوسی توثيق نشده است، برای بحث از اصالت و يا عدم اصالت اين متن کافی نيست. شيوه دقيق نقد تاريخی حکم می کند که برای بحث از اصالت و يا تاريخگذاری چنين متنی از همه بحثهای تاريخی، و از جمله محيط شناسی و جريان شناسی و تاريخ نگاری باورهای مذهبی در کنار تحليل وضعيت سندی کمک گرفت و تازه دست آخر حکم کلی نکرد. اين دوستان متنی همانند متن زيارت جامعه را بسان متنی واحد و يکپارچه در نظر می گيرند و با دقتی نا تمام و مملو از خطاهای رجال شناسانه در اسانيد روايی آن حکم به غير مستند بودن چنين متن با اهميتی از نقط نظر تاريخی می دهند. اين کار طبعا کاری است از نقطه نظر نقد تاريخی، نادرست. متن هايی مانند متن زيارت جامعه متنهايی هستند با پشتوانه تاريخی و وظيفه پژوهشگر آن است که پاره پاره آنرا با محک نقد تاريخی و به درستی و بدون شتابزدگی بکاود و مورد مطالعه قرار دهد.
    نمونه ای روشن برای به کار گيری درست شيوه نقد تاريخی کتاب اخير استاد معظم جناب آقای دکتر حسين مدرسی طباطبايی درباره ميراث مکتوب شيعه است که به خوبی نشان داده اند بسياری از متون و احاديثی که در کتابهای حديثی شيعی و امامی درباره موضوعات خاص شيعی و از جمله بحث امامت ديده می شوند؛ بر اساس شيوه نقد تاريخی، متونی بسيار کهن و اصيل و متناسب با جامعه شيعی سده های دوم و سوم قمری هستند و با ساخته های دورانهای بعدی تناسبی ندارند. شايد بحث رجالی به سبک کتابهای رجالی متأخر برخی از اين دست متون را مجعول و ساختگی و يا اثر دورانهای بعدی نشان دهد و يا معرفی کند؛ اما شيوه ای که استاد مدرسی در اين کتاب به خوبی آن را به کار گرفته اند، نشان می دهد که بسياری از همين متون حديثی که به حسب علم رجال متأخر و به قول معروف، به شيوه متأخران در تصحيح احاديث (به ويژه از عصر احمد بن طاووس و علامه به اين طرف) احاديثی ضعيف و يا غير قابل استناد تلقی می شوند، تا چه اندازه متونی اصيل و کهن هستند.
    به هر حال شيوه ای که متأسفانه همينک از سوی پاره ای نويسندگان معاصر درباره زيارت جامعه و يا امثال اين متون به کار گرفته می شود، بيشتر متأثر از شيوه نقد احاديث فقهی و به کار گرفته شده در کتابهای فقيهانی است که اصولا می دانيم آنان درباره حجيت حديث فقهی نظری کاملا مستقل و فراخور مبانی فقه و اصول فقه داشته اند و به کار گيری آن شيوه ها برای احاديث تاريخی و يا اعتقادی از ديدگاه خود آنان ناصواب قلمداد می شده است. باز هم در اين باره انشاء الله خواهم نوشت...

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ سه شنبه 16 مهر 1387 ساعت 2:28 قبل‏ازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • يک متن معتزلی به روايت شيخ صدوق
  • مکتب تفکيک (2)
  • نسخه ای کهنه از اسماعيليان ری در يمن
  • نسخه ای از کتابی معتزلی در کتابخانه ای اسماعيلی
  • معرفی يک متن کهن شيعی درباره امامت
  • فقر فکری "مکتب تفکيک" (1)
  • امالي محمود بن العزيز (5): ابن العمراني معتزلی مذهب
  • ابو المفضل شيباني و نسخه کتاب الشافي في علوم الزيدية
  • مبانی اصولی / کلامی زيديان مکتب قديم (1): بازسازی کتاب الالفة والجملة تأليف محمد بن منصور المرادي (د. بعد از 290 ق)
  • ملل ونحل ابن شهرآشوب
  • توضيحاتی افزون درباره خاندان نقبای حسنی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (4): ابو البرکات البغدادي و آل کاکويه
  • امالي محمود بن العزيز (3): زيديان معتزلی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (2) : نکته ای درباره وزيری دانشمند
  • کتابی از فيلسوفی ناشناخته با سرنوشتی هولناک: امالي محمود بن العزيز الکاتبي (1)
  • اخبار فخّ وخبر يحيی بن عبد الله تأليف احمد بن سهل الرازي؛ کتابی مجعول (1)
  • اصول حديثی: ضرورت پژوهشی همه جانبه درباره اجازات شيعی
  • دشواره بازسازی متون: نمونه کتاب الوصيه عيسی بن المستفاد
  • رويارويي ابن سينا با معتزله در ري
  • کتابهای حسن بن سليمان الحلي
  • کتاب الکامل صاعد بن احمد الاصولي، کتابی در دانش کلام معتزلی
  • بازسازی دو کتاب از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • چند خاندان زيدی مذهب در ري سده های پنجم و ششم قمری و روايت امالي سمّان
  • کتاب النبوة شيخ صدوق
  • تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث
  • اربعينی نويافته از شيخ منتجب الدين رازي (1)
  • معرفی تفسيری ناشناخته از مکتب معتزليان ري
  • گامی در راستای بازسازی متن "مشيخه" يک محدث شيعی
  • رجال الشيعه ابن فضّال، به روايت دارقطني
  • فارسيّات ابو سعد سمّان و قطعه شعری نو يافته از رودکی
  • علمای شيعه در ذيل تاريخ بغداد ابن الدبيثي
  • يک طريق حديثی معتزلی: احاديث زمخشري
  • صوفی خوابگزار
  • دو نسخه کهنسال نو يافته از کتاب عمده ابن البطريق
  • سير مهاجرت يک نسخه: معرفی نسخه ای از ضياء الحلوم
  • از فلسفه اسلامی و تاريخ آن چه می دانيم؟
  • دو کتاب در کلام معتزلی از سده هفتم قمري
  • از مجموعه نسخه های خطی مونيخ (1)
  • تصحيح چند کتاب از حاکم جشمي: تحکيم العقول و ...
  • تشيع و ميراث کلامی اشعريان
  • علامه قزوينی و کتاب الياقوت ابن نوبخت
  • ضرورت تصحيح دوباره اين چند کتاب
  • چند کتاب کلامی تقديمی به يک امير فاضل شيعی
  • تفسير ابو القاسم التيمي
  • سراج العقول و چند کتاب ديگر از نويسنده يواقيت العلوم (2)
  • مصباح العرفان ومفتاح البيان علي بن سليمان البحراني و ديگر آثار او
  • چند کتاب ارزشمند کلامی
  • روضة المتقين سيد احمد علوي
  • اجازه ای از کنجي شافعي
  • از خزائن سليمانيه (3)
  • معرفی نسخه ای با تاريخ 421 ق از يک کتاب فقهی و خلافی از قاضي القضات دولت محمود غزنوي
  • از خزائن سليمانيه (2)
  • مناقب خوارزمی و نسخه ای کهنه از آن
  • يک کتابخانه با نسخه هايی ارزشمند
  • نسخه ای مهم و شايسته انتشار از صحيفه سجاديه
  • امالی شريف مرتضی و نسخه ای تازه از آن
  • دو نسخه تفسير الواضحِ عبد الله بن المبارک الدينوري و نکته ای درباره "طريقه فهرستی"
  • انواع مجالس اهل علم و "مجلس النظر"
  • از خزائن کتابخانه سليمانيه
  • تفسيری ناشناخته و محتملا از کرّاميان بلخ
  • نسخه ضوء الشهاب فضل الله راوندي به خط سيد حيدر آملي
  • باز هم درباره ناصريات (4)
  • پيشنهادی درباره آثار شريف مرتضی
  • رديه شريف مرتضی بر فلاسفه (2)
  • کتاب تراجم الأعاجم و زين المشايخ البقالي
  • يک دانشمند امامی ناشناخته از بيهق سده ششم قمری و معرفی آثاری از او
  • نسخه ای از ابانه در فقه ناصر اطروش همراه با زوائد آن: گردآوری شعيب بن دلير يا تدوينی از باجويه؟
  • زوائد الإبانة (2): نسخه ابن الوليد القرشي
  • چند نکته درباره ابانه چاپ مجلس (1)
  • تقابل معتزله و فلاسفه: از ابن الملاحمي تا رديه های زيديان معتزلی در سده ششم قمری
  • راه "نجات" از "فتنه" و "اختلاف" : سندی مهم درباره عقايد گروهی از شيعيان کوفه در اواخر سده دوم قمری
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (3)
  • يک دانشمند و اديب امامی مذهب فراموش شده: نمونه ای از "انسان گرايی ادبی" در تشيع
  • پروژه ای برای تدوين تاريخچه فقه زيدی
  • تبيانی پيش از تبيان: تفسيری شيعی و ناشناخته از يک دانشمند اهل طوس
  • لبّ لباب و پرسشی چند
  • تفسير پديده وحی از معتزليان تا روشنفکری دينی معاصر (1): نظريه اشعريان
  • معرفی چند مشيخه نصيری
  • گزارش حميد الدين کرماني از انديشه ابو القاسم کوفي
  • أبو زيد العلوي وکتابه الإشهاد
  • نسخه کتاب الفاضح ابن رستم طبري
  • اصول روايی (4): آثار مفقود شيخ صدوق، چرا و چگونه؟
  • نکته ای درباره مذهب فردوسی
  • معنا و مفهوم "اصل" در ميانه دو شيوه اصولی و اخباری (3)
  • اصول حديثی (2)
  • انوار العقول و نويسنده آن
  • کتابی جديد از ميراث مکتب ري
  • فقه زيدی و برنامه عمل دولت (1)
  • مکتب تفکيک و فلسفه ستيزی
  • دو نسخه از کتاب مفقود نصر بن مزاحم
  • نسخه ای از يک کتاب مفقود ابن عقده، محدث نامدار شيعه
  • متن مکمل کتاب الحرة ابو معشر السندي
  • ادبيات مقتل الحسين (ع)
  • مقتل الحسين از عمار الدهني به روايت ابن السماک بغدادي
  • بحثی درباره دعای ندبه
  • محقق جعفری، متکلمی از تبار متکلمان شيعه
  • "اصل" نزد محدثان و نگاهی به نظريه تحليل فهرستی: نقدی بر يک رويکرد رجالی
  • با محمد ارکون در پاريس
  • کتابشناس نظريه پرداز
  • سنت امالی نويسی در ميان زيديه
  • روايتی جديد و منتشر نشده از تاريخ الأئمه و سهم حسين بن حمدان الخصيبي
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (2)
  • بررسی يک نسخه نويافته: شرح مقدمه شيخ طوسي از يک دانشمند ناشناخته امامی مذهب
  • مونس الحزين شيح صدوق و بحثی درباره ميزان اصالت حکايت مسجد جمکران
  • معتزليان و تفسير قرآن
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (1)
  • از ميراث زيديان ايران (2): نسخه ای شامل دو کتاب نحوی متعلق به يک کتابخانه زيدی شمال ايران
  • ضياء الدين مکي و کتاب الکفاية
  • نسخه شناسی و کتابشناسی (1)
  • ميراث زيديان ايران (1): کتابی کلامی از ابو مضر الشريحي
  • تفسير کتاب الله؛ متنی از کدامين دوران: نيمه سده هفتم يا اواخر سده هشتم؟
  • کتابی جديد از ابن فورک اشعری و کراميه
  • معرفی رسائل الحکمة العلوية
  • پيشنهادی برای تدوين نامنامه جامع دانشمندان ايران اسلامی
  • نسخه ای تازه ياب از المغني علي بن پيرمرد ديلمي
  • از گنجينه های نسخه های خطی (1)
  • صدر الدين سرخسي و تهافت الفلاسفه غزالي
  • نسخه ای کهن از تنزيه الأنبياء شريف مرتضی
  • سنت "سيره" نويسی زيديان و کتاب الحدائق الوردية
  • نسخه ای کهن از کتاب تبصرة الأدلة نسفي
  • امام يحيی بن حمزه و سهم او در دانشهای دينی
  • معرفی نسخه شماره 91 مجموعه گلازر کتابخانه دولتی برلين
  • درباره اصالت زيارت عاشوراء
  • نسخه ای ديگر از سيره منصوری
  • اصل , سرچشمه منابع حديثی
  • چهار مکتوب به گیلان و دیلمستان متعلق به نخستين سالهای سده هفتم قمری
  • دو نسخه کهن از دو کتاب کلامی و جدلی

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com