ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده






آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای ديگر مقالات ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۵۵۰۵۸ نفر
    کاربران حاضر : ۷ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۹۳
    بازدید از این یادداشت : ۹۰۸ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    رساله ای کلامی درباره وعد و وعيد از يک نويسنده اهل گيلان

    نسخه قابل چاپ

    مقاله ای از نويسنده که در آينده نزديک در مجموعه مقالات تاريخی منتشر خواهد شد

    سالها پيش در مجله معارف دو مقاله از نويسنده اين سطور درباره صدر الدين علي بن ناصر الحسيني السرخسي النيشابوري، نويسنده کتاب اخبار الدولة السلجوقية و کتاب اعلام نهج البلاغة که شرحی است بر نهج البلاغة منتشر شد. اين دانشمند برجسته اواخر سده ششم و اوائل سده هفتم قمری که در عين تخصص در تاريخنگاری، در علوم دينی و همچنين فلسفه نيز دستی قوی داشته از عالمان و سادات محترم امامی مذهب ناشناخته ای است که کمتر درباره او مطلبی در منابع فارسی و يا خراسانی ديده می شود. بيشتر اطلاعات درباره او برگرفته از منابع زيدی يمن است و به دليل ارتباط برخی زيديان با وی، کتاب اعلام نهج البلاغة او که نسخه ای کهن از آن در اختيار است و چند سالی هم هست که منتشر شده (البته بر اساس نسخه های متأخر) از طريق يمن و زيديان آنجا به دست آيندگان رسيده است. در مقاله ای هم که درباره نهج البلاغة، در تارنمای "بررسيهای تاريخی" منتشر شده نکاتی درباره او را متذکر شده ام. انشاء الله نکات ديگری را هم در يک مقاله ديگر که درباره وی نوشته ام، ارائه خواهم داد. آنچه درباره او در اين مقالات ارائه گرديد، حاصل تتبع در کتابهای مختلف و مقايسه ها و دقت در داده های مختلف بود (نک: حسن انصاري، "اخبار الدولة السلجوقية"، معارف، دوره هفدهم، شماره 1، فروردين- تير 1379ش، ص 167-172؛ همو، "فخر رازي و مکاتبه او با يکی از حکمای معاصر خود"، معارف، دوره هجدهم، شماره 3، آذر – اسفند، 1380ش، ص 10 تا 26؛ نيز نک: مقاله همو در تارنمای "بررسيهای تاريخی"، " نهج البلاغة در ميان زيديه").

    از نکات جالب توجه درباره علي بن ناصر السرخسي، اشتباهی است که درباره او در برخی منابع و نيز برخی تحقيقات جديد صورت گرفته است. اين اشتباه ناشی از آميختگی ميان او و يک علي بن ناصر ديگر است که اين يکی بر خلاف علي بن ناصر السرخسي، زيدی مذهب بوده است. ظاهرا اين اشتباه متکی است بر کتاب طبقات الزيدية تأليف يحيی بن الحسين بن القاسم الزيدي اليمني موسوم به المستطاب. اين کتاب مهم هنوز منتشر نشده و من نيز از عکسی از نسخه خطی آن که در اختيار دارم، نقل می کنم. با اين وصف اين را هم بايد گفت که يحيی بن الحسين، از طريق امام المؤيد بالله يحيی بن حمزة که او هم شرحی بزرگ بر نهج البلاغة (به نام الديباج الوضي) دارد که در سالهای اخير منتشر شده است اين نکته را متذکر می شود که علي بن ناصر صاحب اعلام نهج البلاغة (در نسخه کتاب المستطاب: المعالم علی نهج البلاغة)، امامی مذهب بوده و اشاره می کند که از شرح او اين نکته پيداست. محقق معاصر عبد السلام عباس الوجيه هم در کتاب اعلام المؤلفين الزيدية (ذيل نام علي بن ناصر)، با برداشتی نادرست از کتاب المستطاب، اين دو دانشمند را يکی فرض کرده است. نويسنده اين سطور در مقالات پيشگفته به دليل اينکه اين خلط و آميختگی را نادرست می دانست، به همين دليل اطلاعات مربوط به شخص دوم را کنار نهاد و مورد توجه قرار نداد. از آن جمله اطلاعی درباره يک رساله کوچک کلامی که تأليفی از علي بن ناصر دومی است و نه اولی. چنانکه گفتيم نويسنده اعلام نهج البلاغة عالمی امامی مذهب است، در حالی که علي بن ناصر دومی زيدی بوده است. ظاهرا علت نام بردن از علي بن ناصر السرخسي در منابع زيدی بيش از هر چيز سابقه اين آميختگی بوده است؛ گرچه به دليل ارتباطی که ميان سرخسي با زيديان بوده، دليل ديگری وجود داشته تا او را در رجال زيديه به شمار آورند. در اينجا درباره شخصيت دوم مطالبی ارائه می شود:

    يحيی بن الحسين در المستطاب (نسخه عکسی، مجلد اول، ص 156)، از "علي بن ناصر الحسيني الجيلاني اللاهجاني" نام می برد و درباره او تعبير " الشريف العلامة العارف" به کار می گيرد. از آنچه او درباره اش در اين بخش نوشته به خوبی پيداست که وی را نمی شناسد و تنها رساله ای کوتاه در مسئله ای کلامی را که به خط او يافته بوده خوشبختانه به طور کامل نقل می کند. يحيی بن الحسين آن را رساله ای در پاسخ به مرجئه معرفی می کند؛ گرچه در خود رساله اشاره ای به مرجئه وجود ندارد و در حقيقت اين رساله در پاسخ اشعريان نوشته شده که عقايد آنان در مسئله وعد و وعيد با عقايد نقل شده از مرجئه شباهتهايی داشته است. در حقيقت در عصر نويسنده اين رساله، مرجئه از لحاظ تاريخی ديگر حضوری نداشته اند و عنوان مرجئه را نيز منابع معتزلی گاهی برای رد عقايد مشابه عقايد آنان به کار می گرفتند. اهل سنت و جماعت که در پاره ای از باورهای کلامی ميراث خوار مرجيان بوده اند، از سوی معتزله در موضوعات ايمان و موقعيت فاسقان در آخرت و مسئله وعد و وعيد مورد انتقادهای شديدی بوده اند و عقايد آنان را در دنباله عقايد مرجيان تحليل می کردند. به هر حال در اين رساله مسئله ای که مطرح می شود، موضوع اختلاف ميان عدليه (يعنی معتزليان) و جبريه در زمينه وعد و وعيد است و منظور از جبريه نيز در منابع کلامی چنانکه می دانيم به طور خاص اشعريان هستند؛ جدالهای کلامی ميان معتزليان و اشعريان هم سابقه بسيار کهنه ای دارد و کتابهای زيادی در اين موضوع نوشته شده است. يحيی بن الحسين از طريق مضمون اين رساله به درستی ترديد خود را نسبت به انتساب آن به صاحب شرح نهج البلاغة متذکر می شود و می گويد که اماميه هم چنانکه از تجريد الاعتقاد خواجه نصير پيداست در زمينه وعيد و شفاعت مانند مرجئه بوده اند و بنابراين چگونه ممکن است که اين شخص چنين رساله ای را بنويسد. همو در ادامه می نويسد که احتمالا نويسنده اين رساله ، يک علي بن ناصر ديگری بوده که متأخرتر از صاحب شرح نهج البلاغة است (نک: المستطاب، 1/ 158). يحيی بن الحسين اين نکته را هم متذکر می شود که در لاهيجان از بلاد عجم، زيديان ناصری و معتزلی و نيز اماميه حضور دارند و در اين زمان (يعنی سده يازدهم قمری) اماميه غلبه دارند. به هر حال با وجود تذکری که يحيی بن الحسين در اين باره ارائه داده، کما اينکه ديديم در کتاب عبد السلام عباس الوجيه اين خلط تکرار شده است.

    چنانکه می بينيم، نويسنده اين رساله کلامی نه اهل سرخس و يا نيشابور که اهل گيلان است و از خود همين رساله نيز کاملا پيداست که از زيديان اين منطقه بوده است. درباره زمان او اطلاعی دقيق نداريم ولی همانطور که يحيی بن الحسين گفته از علي بن ناصر السرخسي متأخرتر بوده است.

    ما در اينجا متن رساله علي بن ناصر الجيلاني اللاهجي را بر اساس نسخه ای از کتاب المستطاب يحيی بن الحسين (مجلد اول، ص 156 تا158) نقل می کنيم؛ همانطور که نويسنده المستطاب اشاره کرده، وی اين رساله را به خط خود نويسنده در اختيار داشته است. اين متن علاوه بر ارزش کلامی آن و اينکه نشان دهنده زنده بودن بحثهای کلامی در سده های متأخر در ميان زيديان گيلان است، خود به عنوان يک رساله از نويسنده ای ايرانی حائز اهميت است و سندی است شيعی و ارزشمند از ايران پيشا صفوی.


    تصحيح متن رساله

    بسم الله الرحمن الرحيم

    اختلف العدلية والجبرية فيمن مات من أهل الکبائر من المسلمين بغير توبة. فقالت[1] العدلية بخلودهم في النار وقالت الجبرية بخلودهم في الجنة لکن علی مذهب الجبرية يدخلون[2] لبعض الکبائر النار لا علی التعيين ثم يخرجون[3] منها الی الجنة علی زعمهم ويکونون[4] فيها خالدا مخلدا وبعضهم يدخلون[5] الجنة من أول وهلة إما بشفاعة النبي صلی الله عليه وآله وسلم أو يغفر الله عنهم ابتداءً. فحجة[6] أهل العدل آيات وردت في ذلک منها قوله تعالی (النساء، 93): "وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّداً" الی آخرها وقوله تعالی (النساء، 10): " إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً" الی آخرها وقوله تعالی (المطففين، 1): " وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ" الی آخرها مما يعسر تعداده في هذه القطعة وفي هذه الآيات وأمثالها صريح الدلالة علی المطلوب. وللجبرية أيضاً حجج أقواها قول الله تعالی (النساء، 48، 116): "إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء" وقوله تعالی (الزمر، 53): "إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً" ووجه الدلالة أن الله تعالی حکم بالعفو عن البعض وتعذيب البعض الآخر وهذا الحکم أي العفو عن البعض وتعذيب البعض الآخر لا يليق بالتائب// عن الکبائر لأن الکبائر کلها مغفورة مع التوبة ولا لفاعل الصغيرة لأن غفران الصغائر واجب عندکم يعني عند العدلية عقلاً بل شرعاً فثبت أن الحکم منحصر فيمن لم يتب من أهل الکبائر. وقد أجابت العدلية بتعارض آيات الوعد والوعيد وادعوا ترجيح آيات الوعيد علی آيات الوعد لأن آيات الوعيد خاصة وآيات الوعد عامة والخاص مقدم علی العام. أما بيان أن آيات الوعيد خاصة وآيات الوعد عامة فلأن قوله تعالی: "وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّداً" الخ يدل علی أن قتل العمد لا يغفر وقوله تعالی: " وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء" يدل علی أن جميع الکبائر يغفرها لمن يشاء ولا شک أن قتل العمد إحدی الکبائر وکذلک قوله تعالی: " وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ" الخ يدل علی أن التطفيف لا يغفر ولا شک أن التطفيف وأمثاله خاص بالنسبة الی جميع الکبائر. وقالت[7] الجبرية: القول بهذا الترجيح يخرج الآية الکريمة عن الفائدة لأنه لا يمکن حمله علی التائب کما ذکرنا ولا يمکن أيضاً حمله علی الصغائر فتعين العفو عن أهل الکبائر بغير توبة. فأجابت[8] العدلية أن الآية الکريمة لم يخل عن الفائدة کما ذکرتم لأن قوله: " وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء" يحتمل أن يکون منه الکبائر أو الصغائر أو الکل. أما حمله علی الکبائر فممتنع للدليل المذکور فتعين أن المراد به الصغائر وقولهم: أنه لا يمکن حمل ذلک علی الصغائر لأن الصغائر[9] کلها مغفورة عقلاً عند العدلية قلنا: لا نسلم أن الصغائر مغفورة عقلا عند کل العدلية بل نقول: إن معنی الآية أن الله يغفر الصغائر لمن يشاء أي لمن يجتنب الکبائر کما قال تعالی (النساء، 31): "إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ". فثبت أن تقييد الغفران بالمشية متعلق لمن يجتنب الکبائر. أما مرتکب الکبائر فلا يغفر له الصغائر کما هو المعلوم. فثبت عدم خروج الآية الکريمة عن الفائدة مع القول بمذهبنا. فان قيل: أن مذهبکم لا يتم الا اذا ثبت أن المراد من الخلود الدوام وهل[10] هذا الا عين المتنازع فيه والدليل علی أن المراد بالخلود ليس هو الدوام تقييده بالتأبيد ولو کان المراد من الخلود التأبيد لزم التکرار بالتقييد بالتأبيد وهو خلاف الأصل. قلت: جوابه من وجهين: الأول أن کل من قال بقطع الوعيد قال بالتأبيد ولا يلزم خلاف بشر المريسي حيث قال بانقطاع العقاب لأن قوله باطل بالنص والاجماع حيث يحکم بانقطاع عذاب الکفار وجعل حکم وعيد الکفار والفساق واحد في الانقطاع وحينئذ لا يضرنا خلافه. والثاني إنا ندعي أن المراد من الخلود التأبيد. أما قوله: لو کان المراد من الخلود التأبيد لکان ذکر التأبيد بعد الخلود تکرار. قلنا: لا نسلم بل مؤکد للتأبيد الذي يدل عليه الخلود لأن فيه احتمال وهم خلاف التأبيد فاذا وقع التأکيد عليها ...[11] الاحتمال وتبين أن المراد التأبيد ولهذا ثبت أنه ليس محض التکرار کما أن قوله: جاءني القوم يفيد ...[12] القوم لأن الجمع المعرف بالألف واللام يفيد الاستغراق ومع هذا يؤکد بکلّهم وأجمعين ...[13] حيث يقال جاءني کلهم أجمعون ...[14] مع أنا نقول إن الله تعالی أزال هذه الشبهة في سورة الجنّ حيث قال (الجنّ، 23): "وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً". وجه الاستدلال أن مَن في معرض الشرط يفيد العموم کما بُيّن في مواضعه والمعنی أن کل من اتصف بالمعصية فان له نار جهنم خالدين فيها أبدا والکبائر من المعاصي بالاتفاق فحينئذ دخل الکافر والفاسق في هذا الحکم وثبت المطلوب ثبوتاً ظاهراً جلياً لاتفاق أنا نحمل الآية علی الکافر لأنا نقول: نحن أثبتنا دخول الفاسق في الآية وإخراجه عنها لا يجور الا بالدليل. فان قيل: الدليل علی أن المراد بها الکافر أن قوله تعالی "مَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ" الخ عام وآيات الوعد خاصة والخاص مقدم علی العام. قلنا: إنا أبطلنا دلالة دلائلکم علی مطلوبکم بدلائل أخص من دلائلکم کما هو مذکور قبيل هذا وبيّنا // أن المراد بما دون الشرک هو الصغائر ونقول أيضاً المراد بقوله[15] تعالی "إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً" أنه يغفر الذنوب جميعاً مع التوبة يعني الدليل الذي ذکرنا في وجوب حمل ما دون الشرک علی الصغائر وإذا کان الأمر کذلک بقيت آياتنا سليمة عن المعارضة خصوصاً وعموماً. ودليلنا علی ثلاثة أقسام بعضها يدل علی قطع الوعيد بدون قيد الخلود وبعضها يدل علی قطع الوعيد بقيد الخلود وبعضها يدل علی قطع الوعيد بقيد الخلود مع التأبيد وإذا ثبت هذا ظهر أن مذهب الطيبين الطاهرين الذين أمر الله عزّوجلّ بالتمسک بهم وأوعد المتخلف عنهم بالهلاک هو عين الکتاب الذي هو أکبر الثقلين والحمد لله علی نعمائه وصلی الله علی سيدنا محمد وآله أجمعين. کتب مؤلفه علي بن ناصر الجيلاني اللاهجاني عفی الله عنهما بمحمد وآله.

    انتهت رسالته من خطه والله أعلم.

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1] فقالت: قالت

    [2] يدخلون: يدخل

    [3] يخرجون: يخرج

    [4] يکونون: يکون

    [5] يدخلون: يدخل

    [6] فحجة: حجة

    [7] وقالت:قالت

    [8] فأجابت:أجابت

    [9] مکررة في المخطوطة

    [10] وهل: هل

    [11] کلمتان لا تقرءان بصورة جيدة: زال ذلک

    [12] کلمة لا تقرأ: کلّ

    [13] کلمة لا تقرأ

    [14] کلمة لا تقرأ

    [15] بقوله: بقول

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ سه شنبه 4 تير 1387 ساعت 4:13 قبل‏ازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • مونس الحزين شيح صدوق و بحثی درباره ميزان اصالت حکايت مسجد جمکران
  • سرگذشت يک طبري شيعی و متن کتابی از او
  • بررسی و متن يکی از منابع الغيبه شيخ طوسي
  • معتزليان و تفسير قرآن
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (1)
  • از ميراث زيديان ايران (2): نسخه ای شامل دو کتاب نحوی متعلق به يک کتابخانه زيدی شمال ايران
  • ضياء الدين مکي و کتاب الکفاية
  • نسخه شناسی و کتابشناسی (1)
  • ميراث زيديان ايران (1): کتابی کلامی از ابو مضر الشريحي
  • تفسير کتاب الله؛ متنی از کدامين دوران: نيمه سده هفتم يا اواخر سده هشتم؟
  • کتابی جديد از ابن فورک اشعری و کراميه
  • معرفی رسائل الحکمة العلوية
  • پيشنهادی برای تدوين نامنامه جامع دانشمندان ايران اسلامی
  • رساله ای بازمانده از واقفيان و رديه شيخ طوسي
  • نسخه ای تازه ياب از المغني علي بن پيرمرد ديلمي
  • از گنجينه های نسخه های خطی (1)
  • صدر الدين سرخسي و تهافت الفلاسفه غزالي
  • نسخه ای کهن از تنزيه الأنبياء شريف مرتضی
  • سنت "سيره" نويسی زيديان و کتاب الحدائق الوردية
  • نسخه ای کهن از کتاب تبصرة الأدلة نسفي
  • امام يحيی بن حمزه و سهم او در دانشهای دينی
  • معرفی نسخه شماره 91 مجموعه گلازر کتابخانه دولتی برلين
  • درباره اصالت زيارت عاشوراء
  • نسخه ای ديگر از سيره منصوری
  • متن کتابی کهن در اخبار نهاد وکالت در دوره غيبت صغری
  • "روايت تاريخیِ" چهل سال و کتاب الاحتجاج فرزند حسين بن سعيد اهوازي
  • بازمانده های کتاب اخبار أبي هاشم الجعفري از ابن عياش جوهري
  • اصل , سرچشمه منابع حديثی
  • اخبار الوکلای ابن عيّاش الجوهري
  • کتاب الفرق بين الآل والأمة از الريان بن الصلت
  • چهار مکتوب به گیلان و دیلمستان متعلق به نخستين سالهای سده هفتم قمری
  • دو نسخه کهن از دو کتاب کلامی و جدلی
  • حاکم جشمي و کتابهايش
  • شريف مرتضی و ابن سينا
  • صاعد بن احمد الاصولي و تصحيح تازه ای از کتاب الکامل او
  • المستصفای غزالی در نظاميه بغداد
  • نسخه ای نويافته از شريف رضي
  • تازه هايی درباره روايت نهج البلاغة در ميان مذاهب مختلف
  • هويت نويسنده کتاب يواقيت العلوم ودراري النجوم
  • نسخه خطی فصل امامت از کتاب شرح اصول الخمسه ابو الحسين بصري
  • کتاب التأثير والمؤثر حاکم جشمي و اهميت آن در تاريخ علم کلام معتزلی
  • مکتب متکلمان معتزلی ری
  • يک سند ارزشمند درباره عقايد فرق مختلف اسلامی
  • يادداشتهايی از کتاب غرر الأمثال بيهقي
  • متکلمی تأثير گذار که حتی هويتش دقيقا روشن نيست
  • دو کتاب از قاضي جعفر ابن عبدالسلام معتزلی زيدی درباره اصول فقه
  • رساله ای درباره زيادت وجود بر ماهيت
  • تحقيقی درباره يک نسخه خطی مجهول الهوية در موضوع کلام معتزلی: کتاب مبادیء الأدلة يا کتاب المدخل؟
  • ادبيات امامت نگاری زيديان و جدل ضد معتزلی و ضد امامی
  • رساله ای در رد بر محمود ابن الملاحمي المعتزلي درباره امامت
  • معرفی رساله ای کهن درباره امامت
  • کتابی از قاضي عبدالجبار در ميان مسائل المرتضی
  • رديه نويسی بر ابن تيميه در مکه سده هشتم قمری
  • ناگفته هايی از جامعه ري در سده های پنجم و ششم قمری
  • زيديه در تقابل با معتزله: رديه ای از قاضي جعفر ابن عبدالسلام درباره امامت
  • جريان سوم: بازگشت به اصول (گرايشی زيدی در عقايد کلامی در ميان دو نظام فکری معتزلی و مطرفی)
  • تاريخچه مناسبات اعتقادی و کلامی زيديان و معتزليان
  • کتابی از حاکم جشمي به زبان فارسی و ترجمه عربی آن (معرفی اجمالی)
  • مسائل کلامی در کتاب عيون المسائل حاکم جشمي
  • باز هم درباره کتاب عيون المسائل حاکم جشمي: از بلخي تا جشمي
  • نسخه ای کامل و کهن از اربعين سيلقي و سهم زيديه در روايت آن
  • کتاب العيون و شرح آن از حاکم جشمي
  • سرنوشت يک متن: از الکافي کليني تا الطرف ابن طاووس
  • متن يکی از کهنترين اسناد درباره امام غائب
  • متن کتاب الرد علی الواقفة از الحسن بن موسی الخشاب
  • چند کتاب تازه از پرفسور حسين مدرسی
  • مدخل مطالعه ای تفصيلی درباره کتاب بصائر الدرجات و هويت نويسنده آن
  • انتشار کتاب المقالات ابو علي الجبايي
  • توضيحی درباره هويت ابو جعفر الجديدي، نويسنده کتاب المعاد ، يکی از منابع کتاب تحفة المتکلمين ملاحمي
  • مدخلی بر مناسبات ميان متکلمان و فيلسوفان در تمدن اسلامی (به مناسبت انتشار کتاب تحفة المتکلّمين محمود الملاحمي)
  • علم کلام و مواجهه با فلسفه (بخش پايانی مباحث تاريخ علم کلام )
  • یک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (7)
  • بايسته های پژوهشی در عرصه شناخت انديشه غلات: بخشی از پيشگفتار کتاب ميراث غلات شيعه (در دست تأليف)
  • الاهيات تنزيهی يا الاهيات تشبيهی، مسئله اين است: نقدی بر رويکرد ضد فلسفی در جريان شناسی انديشه غاليانه
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (2)
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (1)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (6)
  • قاضي اسماعيل اکوع
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5)
  • سهم سيد عبدالله شبّر در نزاع اخباری/اصولی (1)
  • ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (4)
  • شيخ صدوق و ابو العباس حسني
  • پاره ای محتمل از کتاب نقض المقنع ابو الحسين بصري، متکلم نامدار معتزلی
  • پاره هايی از کتابی منسوب به فضل بن شاذان نيشابوري
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (3)
  • انتشار كتاب التحريش ضرار بن عمرو
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (2)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (1)
  • پاره هايی از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • دانشمندان گمنام ايران (3): سومين مشيخه زيدی – قسمت اول
  • مدتی اين مثنوی تأخير شد...
  • سيد عبدالله شبر، محدثی در سنت علامه مجلسی
  • مقدمه الکافی: کوششی برای شناخت عقايد کليني
  • جايگاه علمي و مذهبي كليني در ميان اماميه
  • از تنزيه الأنبيای شريف مرتضی تا تنزيه الانبيای حاکم جِشُمي
  • نکته ای درباره کتاب التحصين ابن طاووس و منبع ناشناخته آن
  • بررسی متن روايت مناظره شيخ صدوق در مجلس رکن الدوله بويهی
  • رديه ای بر زيديه از دوريستي
  • مناظره ای منسوب به هشام بن الحکم
  • رساله ای کلامی درباره وعد و وعيد از يک نويسنده اهل گيلان
  • مناقشه ای درباره يکی از کتابهای منسوب به قاضي عبدالجبار
  • ادبيات معتزلی در گذر تاريخ
  • فصلی در امامت از حاکم جشمي و رديه ای بر آن
  • معرفی يکی از کهنترين اسناد درباره امامت از يک نويسنده محتملا اسماعيلی مذهب
  • نقد يک نظريه غير تاريخی: در حاشيه مقاله علمای ابرار آقای کديور
  • معتزله در برابر اماميه: نمونه ابن الملاحمي
  • محمود الملاحمي المعتزلي في اليمن
  • چند کتاب با عنوان الکرّ والفرّ
  • نامه هايی به گيلان (معرفی کوتاه مجلدی ديگر از سيره منصور بالله)
  • معرفی کتاب الاستدراک از نويسنده ای مجهول
  • کتاب فدک عبد الرحمان بن کثير الهاشمي
  • يک رويکرد با دو نتيجه متفاوت؛ نگاهی گذرا به انديشه های محمد عابد الجابري و زمينه های آن
  • از ميراث غلات: رساله ای درباره سلمان فارسي
  • ادوارد سعيد و ميراث او
  • شادروان استاد محمد تقی دانش پژوه
  • سخنی با آقای کديور
  • آخرين پرده از نزاع اصوليان و اخباريان
  • نکته ای درباره يکی از استادان ناشناخته شيخ طوسي در نيشابور
  • نزاع اخباری / اصولی و پيشينه آن
  • بازمانده متن کتاب مقدمات علم القرآن محمد بن بحر الرهني
  • کتاب الفرق بين الآل والأمة تأليف محمد بحر الرُّهني و به روايت شيخ صدوق
  • بازمانده های کتاب الفروق بين الأباطيل والحقوق محمد بن بحر الرهني
  • مختصری درباره جايگاه حديث در ميان اماميه
  • سنت امالي نويسی در ميان محدثان (1)
  • عماد الدين طبري و نسخه های مختلف امالي شيخ طوسي
  • سرگذشت شاگرد ناشناخته شيخ صدوق و متن دفتر حديثی او

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com