ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده
آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای مقالات چاپی اين ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۹۲۷۹۸ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۵۷
    بازدید از این یادداشت : ۸۰۹ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    يک رويکرد با دو نتيجه متفاوت؛ نگاهی گذرا به انديشه های محمد عابد الجابري و زمينه های آن

    نسخه قابل چاپ
    محمد عابد الجابري، متفکر و روشنفکر نام آشنای دنيای عرب گرچه در محافل آکادميک غربی و حتی عربی چندان مورد توجه قرار نگرفته و حتی نگاهی ترديد آميز نسبت به نوشته هايش و ميزان دقت علمی آنها وجود دارد، اما شايد بتوان او را يکی از چند روشنفکر تأثير گذار در دو دهه اخير در دنيای عرب قلمداد کرد. برخلاف متخصصان فلسفه و تاريخ، نسلی از نويسندگان و روشنفکران عرب از دامنه تأثير او برکنار نبوده اند و برخی اگر انتقادهايی بر او داشته اند، اما نوشته های وی را به جديت دنبال کرده اند. شماری از مجلات عربی که در دهه های هشتاد و نود منتشر می شد، در انعکاس مقالات و نوشته های جابري و يا موافقان و منتقدانش بسيار کوشا بودند؛ به طوری که شايد شماره ای از اين مجلات مانند الفکر العربي و يا المستقبل العربي نبود مگر آنکه مطلبی در رابطه با انديشه های محمد عابد الجابري منتشر کند. اين وضعيت به ويژه در مراکش که جابري اهل آنجاست و در دانشگاه فلسفه تدريس می کند، بيشتر قابل مشاهده است؛ در سالهای پس از 2000 ميلادی البته تا اندازه ای اين موج فرو نشست و جابري هم کمتر از گذشته کتاب و يا مقاله ای منتشر می کند؛ به استثنای کتاب او درباره قرآن که حاصل مقالات اوست در روزنامه های عربی و ظاهرا بناست همانند کتاب ديگرش در نقد عقل عربی، اين يکی هم در چند مجلد انتشار يابد. جابري با اينکه در موضوعات مختلف نوشته است و برخی از نوشته های او به دليل آنکه ماهيتی ايدئولوژيک به معنای دفاع از انديشه قوميت عربی دارد، انعکاس سياسی تری يافته است، اما به طور کلی بيشتر خود را تاريخنگار انديشه می داند؛ اما به هر حال تاريخنگاری او از انديشه اسلامی و عربی در خدمت تفکر قومی است و البته رويکردی سياسی هم دارد. برخی از نوشته های او به موضوعات اصلاح جامعه عربی و تشخيص بحران فرهنگی و سياسی عربی و ارائه راه حل برای برون رفت از بحران عربی اختصاص يافته است؛ البته کما اينکه گفتم بيشتر آنچه در اين حوزه نگاشته است بر اساس ايمان به انديشه قوميت عربی است و او به عنوان روشنفکری متعهد به اين ايدئولوژی درباره مقولاتی مانند سکولاريزم، مسئله اجرای شريعت و دموکراسی آثاری را منتشر کرده و با رويکردی اصلاح طلبانه سعی در بازسازی انديشه قومی عربی با توجه به شرايط سياسی پس از شکست 67 ميلادی و به ويژه شرايط پس از دو جنگ خليج فارس دارد. يکی از مهمترين مسئله های الجابري پرسمان و دشواره های انديشه معاصر عربی است و به همين دليل در چندين کتاب هم طرحی برای تحليل گفتمان روشنفکری عربی در دوران مدرن دارد و همانند بسياری ديگر از روشنفکران عرب، درباره مقوله روشنفکری و تاريخچه آن نزد عربها و دورانهای آن و پارادايم های آن به بحث و بررسی پرداخته است. او به ويژه از نقطه نظر نسبت ميان سنت و تجدد به اين مقوله پرداخته و می کوشد تحليل خود را از روشنفکری در جهان عرب و نيز تحليل خود را از بحران عربی به دست دهد. اين دست از نوشته های الجابري کمتر محل انتقاد بوده است؛ اما با اين وجود رويکرد کلی او به نسبت سنت و تجدد و دشواره های انديشه معاصر عربی با چارچوب منظومه فکری او و از جمله آنچه درباره نقد عقل عربی نوشته است، تناسبی تمام دارد. کتابهای او درباره بازخوانی انديشه شماری از فيلسوفان و متفکران دوران کلاسيک اسلامی در همين چارچوب قابل تحليل است؛ آنچه او درباره ابن رشد، ابن خلدون و ابن سينا نگاشته است از همين شمار است. کتاب او درباره ابن خلدون که از نخستين آثار او هم هست از اقبال کم و بيش خوبی در ميان انديشمندان و روشنفکران عرب برخوردار شد؛ به ويژه به دليل اهميتی که در چند دهه اخير به ابن خلدون در اين فضای فکری داده می شود. مجموعه کتابهای الجابري ويژه ابن رشد و بازخوانی ميراث او و انتشار شماری از مهمترين آثار ابن رشد، که محصول کارهای بعدی الجابري بود (البته پيشتر از آن مطالب بسياری درباره ابن رشد در کتابهای مختلفش ارائه داده بود) به اندازه کار وی درباره ابن خلدون مورد توجه قرار نگرفت؛ شايد به اين دليل که شناخت از ابن رشد در کشورهای عربی و به ويژه در مغرب عربی شناختی نسبتا گسترده و ريشه دار است و کارهای علمی خوبی از زبان فرانسه ترجمه شده و يا وسيله مؤرخان فلسفه از ميان استادان عرب به زبانهای عربی و فرانسه فراهم شده است؛ بنابراين دعاوی الجابري درباره ابن رشد که بيشتر دعاوی سطحی و ايدئولوژيک است نمی تواند چندان دلربايی کند؛ گرچه نظريه جابري درباره ابن رشد در چارچوب پروژه نقد عقل عربی او محل اعتنای شماری از روشنفکران عرب قرار گرفته است. من شخصا با برخی از نويسندگان و استادان عرب زبان فلسفه درباره الجابري گفتگو کرده ام و می دانم که چندان نظر مثبتی درباره او حتی در محافل آکادميک مغرب عربی وجود ندارد؛ به ويژه در مورد منابع تحقيقاتی او و ميزان پايبندی به متون و منابع و انتقادی که از تفسيرهای غير علمی او از متون می شود. در اين ميان البته شماری از استادان فلسفه در مغرب جزء شاگردان اويند و نسبت به تعاليم او وفاداری بيشتری نشان می دهند. دو پروژه ابن خلدون و ابن رشد محمد عابد الجابري در امتداد انديشه وی در رابطه با نقد عقل عربی و اسلامی نوشته شده و قابل تفسير است. وی برای انديشه عربی در مغرب اسلامی امتياز ويژه ای قائل است (از ابن حزم تا ابن رشد و با در نظر گرفتن ابن باجه، ابن طفيل و ابن تومرت و حتی بعدها شاطبي) و معتقد است که عقل نقاد و پرسشگر عربی به ويژه در مغرب اسلامی به طور عام مجال ظهور تاريخی داشته و به گونه ای عقل مشرقی عربی /اسلامی را در برابر خرد عربی /اسلامی مغرب عربی قرار می دهد. در مکاتبات او با حسن حنفی، انديشمند مصری که در کتابی با عنوان گفتگوی شرق و غرب انتشار يافت، او بر تمايزات عقل مغربی تأکيد می کند و می کوشد از طريق بروز جريان خردگرای ابن رشد در بعد فلسفه و ابن خلدون در بعد انديشه اجتماعی اين تمايزات را برجسته کند. با اين وصف همانطور که اشاره کردم، الجابري را بايد در اصل در پروژه نقد عقل عربی او مورد مطالعه قرار داد؛ پروژه ای که ابتدا در سه جلد و بعد با کمی تأخير در چهار جلد تکميل شد. اصل نظريه او اين است که خرد عربی /اسلامی در طول تاريخ تمدن اسلامی با سه نوع از رويکرد مختلف مواجه بوده است؛ عقل بيانی که ويژگی اصلی عقل عربی در عرصه زبانی و دينی (فقه و کلام) است؛ دوم عقل برهاني که اصالتا عقلی است يونانی که با نهضت ترجمه در دوران مأمون عباسی وارد تمدن اسلامی شد و دست آخر عقل عرفانی که الجابري آنرا عقل هرمسی زده و اشراقی می داند و آنرا سبب انحطاط در تفکر اسلامی نيز می پندارد. الجابري معتقد است که برخلاف ابن رشد که وفادار به عقل برهانی است و به ويژه با کتاب فصل المقال خود و نيز الکشف عن مناهج المتکلمين خويش در تفکيک سازوکارهای عقل بيانی و عقل برهانی (دين و فلسفه) شيوه تفکيکی داشته است، در مشرق اسلامی، يعنی در خراسان و عراق، تفکری وسيله ابن سينا و اخوان الصفا و غزالی (در اين مورد خاص به دليل آميختن عقل بيانی با عقل عرفانی) پايه گذاری شد که نه وفادار به عقل بيانی عربی که آنرا به ويژه در فقه نمايان می داند بود و نه متعهد به عقل برهانی ارسطويی بلکه ريشه در اشراق و گنوستيسيزم و تصوف داشت که همان هم موجبات فرو افتادن در انحطاط و افول تمدن اسلامی را فراهم کرد. البته برای الجابري که دشواره اصليش اصلاح انديشه عربی و برون رفت از بحران و انحطاط است، نقد عقل عربی راهی است مبتنی بر نقد سنت برای دستيابی به تجدد. او با تفکيک و اوراق سازی گفتمانهای عربی و اسلامی می کوشد گسستها را در عرصه تفکر اسلامی نشان دهد و ابن رشد با شيوه برهانی و تفکيکی در مواجهه با مسئله نسبت دين و عقل (يا سنت و تجدد) الگوی شايسته در ميان سنت برای عصر حاضر قلمداد می شود؛ و درست از همينجا جابري طرح خود را برای مسئله نسبت دين و دولت و شريعت و سياست ارائه می دهد. کتاب چهار جلدی او در اين زمينه البته کتابی است خواندنی و در آن نکته های مهمی مطرح شده است؛ اما آشکارا معلوم است که او با رويکردی تقليل گرايانه سعی در فهم تحولات تفکر اسلامی دارد و در اين ميان قائل به ماهيت قومی و جغرافيايی برای تفکر است. طبعا رويکرد او نه در پی کشف جزييات و سطوح دقيق اختلافات فکری است بلکه بيشتر سعی دارد با منظومه سازی مبتنی بر رويکردی قومی، تنوع انديشه ها را (همراه با ساده کردن مسائل و اختلافات) به آنچه او تمايزات عقل عربی می نامد تقليل دهد. واقعيت اين است که کشف تشابهات در تاريخ نگاری انديشه چندان سخت و پيچيده نيست؛ تشخيص دقيق اختلافات فکری است که نيازمند تأملی دقيق در متون و جريانات فکری دارد. به هر حال الجابري می کوشد در اين کتاب به نتايج سياسی و دينی و اخلاقی اين سه نوع عقل عربی و اسلامی در تاريخ تمدن اسلامی بپردازد و تحولات سياسی و اجتماعی و دينی را از اين نقطه نظر در تاريخ تمدن اسلامی مورد مطالعه قرار دهد. ريشه های فکری و منابع انديشه وی در نقد عقل عربی تاکنون مورد توجه شماری از ناقدان او قرار گرفته است و از جمله جورج طرابيشي، نويسنده سوری الأصل مقيم فرانسه در چندين کتاب متوالی نقد عقل عربی او را مورد تحليل و انتقاد قرار داده است. تاکنون دهها کتاب و مقاله در نقد پروژه عقل عربی الجابري منتشر شده است و در ايران هم انديشه های وی مورد تحليل و بازخوانی و نقد قرار گرفته است؛ از آن جمله آنچه استاد ما آقای دکتر ابراهيمی دينانی در ماجرای فکر فلسفی نگاشته اند که بسيار خواندنی است. نويسنده اين سطور گفتگوهايی هم با آقای جورج طرابيشی در همين زمينه داشته است. بخشی از انتقادات طرابيشي به منابع فکری الجابري و به اعتقاد او برداشتهای نادرست وی از متون و جريانات فکری و مذهبی مربوط می شود. شناخت الجابري از فلسفه ابن سينا از جمله موارد محل انتقاد است. الجابري با تأکيد بر نوشته های عرفانی و تمثيلی ابن سينا، منابع انديشه فلسفی او را در افکار گنوسيستی ايرانی و شرقی اخوان الصفا و اسماعيليه جستجو می کند و آنرا برخاسته از گرايش نوافلاطونی و آميخته با انديشه های "هرمسی" و "گنوسيستی" و "مزدايی" می داند که به ويژه در اسماعيليه و باطنيان و تفکرات فلسفی و اعتقادی آنان بازتاب کاملی داشته است. در اين ميان الجابري به سهم انديشه های ايرانی ما قبل اسلام و تأثير آن بر افکار و گرايشات گنوسيستی دوران اسلامی و از آن جمله تشيع می پردازد و سهم انديشه های باطنی و تأويلی را در رويکرد عقل عرفانی تبيين می کند؛ منظومه ای فکری که به نظر الجابري موجبات انحراف از عقل بيانی و عدم دستيابی درست به عقل برهانی و به کار گيری آن را در تمدن اسلامی فراهم کرده و تبعات سنگينی در حوزه فکر و سياست و اجتماع داشته است. الجابري سرنوشت تفکر در مشرق اسلامی را مرتبط با اين سرشت می پندارد و انحطاط در تمدن اسلامی را معلول همين تفکر می داند. در مقابل، الجابري با برجسته کردن تفکر فلسفی ابن رشد او را وفادار به فلسفه برهانی معرفی می کند. همينجا اين انتقاد بر او وارد است که بدون توجه به سهم فارابي و ابن سينا در تفسير فلسفه ارسطو و فلسفه نو افلاطوني، و صرفا با تأکيد بر بخشهای عرفانی و تمثيلی انديشه ابن سينا، الجابري اين نکته را در نظر نمی گيرد که بخش کانونی انديشه فلسفی ابن سينا تماما وابسته به مکتب فلسفی فارابي بود؛ مکتبی که محافل بغدادی آن در سده چهارم مهمترين ترجمه ها و تفسيرها را از آثار فلسفی يونانی و از جمله ارسطو و شارحان اسکندرانی آن به دست دادند و همانها هم بعدا مورد توجه و استفاده ابن رشد قرار گرفت. ابن رشد را نمی توان فارغ از فارابي، ابن سينا، يحيی بن عدي و شاگردان اين اخير مورد مطالعه قرار داد. تفاسير ابن رشد بر متافيزيک ارسطو ريشه در همين سنت دارد؛ گرچه او انتقاداتی هم بر ابن سينا در آثار خود و ازجمله در مورد مسئله وجود و برهان امکان سينوی داشته است. به ويژه الجابري برای غزالی به دليل سهمی که در تأسيس عقل بيانی بر مبانی و اصول عقل عرفاني داشته است و نيز تأثير مهمی که از اين نقطه نظر بر تفکر دينی اهل سنت داشته است، سهم و نقش تاريخی در فرو افتادن در انحطاط فکری در تمدن اسلامی قائل می شود.
    در ايران، دانشمند دکتر علينقی منزوی در مقالات مجلات کاوه و چيستا و نيز پاره ای از نوشته ها و مقدمه هايی که بر برخی آثار نوشته است، تقريبا همين رويکرد الجابري را ارائه داده است؛ گو اينکه تا آنجا که نويسنده اين سطور از ايشان شخصا شنيده است، وی آشنايی با الجابري ندارد و نوشته های او را هم نخوانده است. آقای دکتر منزوی البته شناخت مستندی از تاريخ تفکر اسلامی دارد و اين به برکت پدری دانشمند و تربيت نزد او و تحصيلات و مطالعات وی در زمينه تاريخ تفکر اسلامی و شيعی بوده است؛ نويسنده اين سطور چند سالی با استاد منزوی حشر و نشری داشته و از او بسيار هم آموخته و تقريبا بيشتر آثار او را نيز خوانده است و به خوبی می داند که آن استاد سهم زيادی در معرفی ميراث اسلامی و شيعی دارد؛ با اين وصف شيوه استاد منزوی در تحليل افکار و انديشه ها در حوزه تمدن اسلامی را نمی پسندم و معتقدم اين شيوه تنها مصرف ايدئولوژيک دارد. منزوی با رويکرد قومی /نژادی و تقليل گرايانه، اصالت تفکر اسلامی را تنها به انديشه های گنوسيستی می دهد و تمامی تفکرِ به تعبير او ميان شرق دجله تا سند را انديشه ای مبتنی بر تأويل، اشراق، گنوستيسيزم (به تعبير ايشان غنوصی/ گنوسی) می داند که ريشه ای ايرانی/هندی و غير سامی داشته است. تفسير آقای منزوی از انديشه های کلامی و فلسفی و دينی در تمدن اسلام دقيقا مبتنی بر اين پايه است و محور مطالب ايشان بحث "توحيد اشراقی/ تنزيهی" در برابر "توحيد عددی" است. بر پايه اين تحليل دوگانه باور، جريان توحيد تنزيهی و ايرانی /هندی که البته همه اينها تصوير سازی های استاد منزوی هم هست، نماد روشن انديشی و دگر انديشی و قدرت برآمده از آن هم مستند به "فره ايزدی" است و ديگری، يعنی توحيد عددی نماد همه گونه خشک انديشی و قشری گری. با اين وصف آقای منزوی در اين تحليل تقليل گرايانه جريانات مختلفی از تفکر اسلامی، از معتزله تا فلاسفه و تا عرفان و تصوف و از همه مهمتر تشيع را در اين چارچوب به هم می آميزند و تنها تفاوت در ميان آنها را در ميزان پايبندی به توحيد تنزيهی در برابر توحيد عددی می دانند. تحليل ايشان از بسياری از تحولات فکری و سياسی و اجتماعی در تاريخ اسلام مبتنی بر همين فرض است و جا به جا مطالبی از اين دست را در آثار خودشان و يا در آثاری که به صورت مشترک منتشر کرده اند، ارائه می دهند. روشن است که اين شيوه ساده کردن مسائل و عدم توجه به مسائل اصلی و پايه ای در اختلافات فکری و شيوه ای تقليل گرايانه به هدف منظومه سازی ايدئولوژيک است. با اين رويکرد غزالی به نظر استاد منزوی در صف ابن سينا قرار می گيرد و هر دوی آنان در کنار فرقه های گنوسيتی و غلات شيعه و فرقه های مهديگرايانه قرون ميانه و باز همه اينها در کنار عين القضات و اخوان الصفا و حلاج و قاضي عبد الجبار و حتی ابو الحسن اشعري؛ تفاوت تنها در سطح وفاداری آنان است به انديشه تنزيهی / اشراقی در برابر توحيد عددی و سامی. آقای منزوی از يک انديشه تنزيهی در ايران و هند سراغ می گيرند و آنرا با آيين مزدايی و همه فرقه های گنوسيستی و مانوی در طول تاريخ پيوند می زنند و از دل اين همه، "گنوسيسم رفض دار" و "گنوسيسم بی رفض" را در دوران اسلامی بيرون می کشند؛ روشن است اين همه مطالب تنها برخاسته از آميختن مفاهيم و شرايط فکری و زمانی گوناگون اديان و مذاهب و تمدنهاست که کمکی هم به فهم و درک انديشه ها و شناخت آنها نمی کند و صرفا نوعی نگرش ساده باورانه را بر انسان تحميل می نمايد. از منظر منزوی، مسئله اصلی در تمدن اسلامی اين است که تا چه حد کسی وفادار انديشه های نو افلاطونی و هرمسی و گنوسی (البته همه آنها هم با تفسيری که ايشان از اين مفاهيم به دست می دهند) بوده و يا در مقابل از انديشه های مقابل که به نظر ايشان در تفکر سنی اصحاب حديث و حشويه صورت اتم و اکمل خود را می يافته، هواداری می کرده است. بر پايه همين ميزان، در ميان اشعريان و معتزليان و حتی صوفيان غير وحدت وجودی مراتبی از قشری گری مبتنی بر توحيد عددی همچنان وجود دارد و تازه شماری از صوفيان وحدت وجودی هم از "گنوسيسم بی رفض" برخوردار می شوند. بديهی است که نظرات ايشان در اين زمينه ها نه مورد تأييد مؤرخان انديشه اسلامی می تواند قرار گيرد و نه مؤرخان انديشه های گنوسيستی.
    به نظر می رسد که هم الجابري و هم استاد منزوی از يک رويکرد متأثرند منتهی با نتايج مختلف و متمايز. يکی مانند الجابري اصالت را به تفکر "بيانی" و "برهانی" می دهد و از اينرو از اصالت فکری امام شافعي و ابن رشد حمايت می کند و ديگری اصالت را به تفکر "غنوصي" می بخشد و تفکر باطني را تفکری اصيل و جريان ساز در انديشه اسلامی می داند.
    به نظر نويسنده اين سطور آثار و نوشته های هانری کوربن درباره اسلام ايرانی و تظاهرات انديشه های باطنی و تأويلی آن در تمدن اسلامی در بروز هر دو سوی اين انديشه دوگانه الجابري/منزوی تأثير تمام داشته است؛ مطلبی که در نوشته ای ديگر درباره آن سخن خواهيم راند...

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ پنجشنبه 26 ارديبهشت 1387 ساعت 4:32 بعدازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • تازه هايی درباره روايت نهج البلاغة در ميان مذاهب مختلف
  • هويت نويسنده کتاب يواقيت العلوم ودراري النجوم
  • نسخه خطی فصل امامت از کتاب شرح اصول الخمسه ابو الحسين بصري
  • کتاب التأثير والمؤثر حاکم جشمي و اهميت آن در تاريخ علم کلام معتزلی
  • مکتب متکلمان معتزلی ری
  • يک سند ارزشمند درباره عقايد فرق مختلف اسلامی
  • يادداشتهايی از کتاب غرر الأمثال بيهقي
  • متکلمی تأثير گذار که حتی هويتش دقيقا روشن نيست
  • دو کتاب از قاضي جعفر ابن عبدالسلام معتزلی زيدی درباره اصول فقه
  • رساله ای درباره زيادت وجود بر ماهيت
  • تحقيقی درباره يک نسخه خطی مجهول الهوية در موضوع کلام معتزلی: کتاب مبادیء الأدلة يا کتاب المدخل؟
  • ادبيات امامت نگاری زيديان و جدل ضد معتزلی و ضد امامی
  • رساله ای در رد بر محمود ابن الملاحمي المعتزلي درباره امامت
  • معرفی رساله ای کهن درباره امامت
  • کتابی از قاضي عبدالجبار در ميان مسائل المرتضی
  • رديه نويسی بر ابن تيميه در مکه سده هشتم قمری
  • ناگفته هايی از جامعه ري در سده های پنجم و ششم قمری
  • زيديه در تقابل با معتزله: رديه ای از قاضي جعفر ابن عبدالسلام درباره امامت
  • جريان سوم: بازگشت به اصول (گرايشی زيدی در عقايد کلامی در ميان دو نظام فکری معتزلی و مطرفی)
  • تاريخچه مناسبات اعتقادی و کلامی زيديان و معتزليان
  • کتابی از حاکم جشمي به زبان فارسی و ترجمه عربی آن (معرفی اجمالی)
  • مسائل کلامی در کتاب عيون المسائل حاکم جشمي
  • باز هم درباره کتاب عيون المسائل حاکم جشمي: از بلخي تا جشمي
  • نسخه ای کامل و کهن از اربعين سيلقي و سهم زيديه در روايت آن
  • کتاب العيون و شرح آن از حاکم جشمي
  • سرنوشت يک متن: از الکافي کليني تا الطرف ابن طاووس
  • متن يکی از کهنترين اسناد درباره امام غائب
  • متن کتاب الرد علی الواقفة از الحسن بن موسی الخشاب
  • چند کتاب تازه از پرفسور حسين مدرسی
  • مدخل مطالعه ای تفصيلی درباره کتاب بصائر الدرجات و هويت نويسنده آن
  • انتشار کتاب المقالات ابو علي الجبايي
  • توضيحی درباره هويت ابو جعفر الجديدي، نويسنده کتاب المعاد ، يکی از منابع کتاب تحفة المتکلمين ملاحمي
  • مدخلی بر مناسبات ميان متکلمان و فيلسوفان در تمدن اسلامی (به مناسبت انتشار کتاب تحفة المتکلّمين محمود الملاحمي)
  • علم کلام و مواجهه با فلسفه (بخش پايانی مباحث تاريخ علم کلام )
  • یک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (7)
  • بايسته های پژوهشی در عرصه شناخت انديشه غلات: بخشی از پيشگفتار کتاب ميراث غلات شيعه (در دست تأليف)
  • الاهيات تنزيهی يا الاهيات تشبيهی، مسئله اين است: نقدی بر رويکرد ضد فلسفی در جريان شناسی انديشه غاليانه
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (2)
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (1)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (6)
  • قاضي اسماعيل اکوع
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5)
  • سهم سيد عبدالله شبّر در نزاع اخباری/اصولی (1)
  • ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (4)
  • شيخ صدوق و ابو العباس حسني
  • پاره ای محتمل از کتاب نقض المقنع ابو الحسين بصري، متکلم نامدار معتزلی
  • پاره هايی از کتابی منسوب به فضل بن شاذان نيشابوري
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (3)
  • انتشار كتاب التحريش ضرار بن عمرو
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (2)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (1)
  • پاره هايی از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • دانشمندان گمنام ايران (3): سومين مشيخه زيدی – قسمت اول
  • مدتی اين مثنوی تأخير شد...
  • سيد عبدالله شبر، محدثی در سنت علامه مجلسی
  • مقدمه الکافی: کوششی برای شناخت عقايد کليني
  • جايگاه علمي و مذهبي كليني در ميان اماميه
  • از تنزيه الأنبيای شريف مرتضی تا تنزيه الانبيای حاکم جِشُمي
  • نکته ای درباره کتاب التحصين ابن طاووس و منبع ناشناخته آن
  • بررسی متن روايت مناظره شيخ صدوق در مجلس رکن الدوله بويهی
  • رديه ای بر زيديه از دوريستي
  • مناظره ای منسوب به هشام بن الحکم
  • رساله ای کلامی درباره وعد و وعيد از يک نويسنده اهل گيلان
  • مناقشه ای درباره يکی از کتابهای منسوب به قاضي عبدالجبار
  • ادبيات معتزلی در گذر تاريخ
  • فصلی در امامت از حاکم جشمي و رديه ای بر آن
  • معرفی يکی از کهنترين اسناد درباره امامت از يک نويسنده محتملا اسماعيلی مذهب
  • نقد يک نظريه غير تاريخی: در حاشيه مقاله علمای ابرار آقای کديور
  • معتزله در برابر اماميه: نمونه ابن الملاحمي
  • محمود الملاحمي المعتزلي في اليمن
  • چند کتاب با عنوان الکرّ والفرّ
  • نامه هايی به گيلان (معرفی کوتاه مجلدی ديگر از سيره منصور بالله)
  • معرفی کتاب الاستدراک از نويسنده ای مجهول
  • کتاب فدک عبد الرحمان بن کثير الهاشمي
  • يک رويکرد با دو نتيجه متفاوت؛ نگاهی گذرا به انديشه های محمد عابد الجابري و زمينه های آن
  • از ميراث غلات: رساله ای درباره سلمان فارسي
  • ادوارد سعيد و ميراث او
  • شادروان استاد محمد تقی دانش پژوه
  • سخنی با آقای کديور
  • آخرين پرده از نزاع اصوليان و اخباريان
  • نکته ای درباره يکی از استادان ناشناخته شيخ طوسي در نيشابور
  • نزاع اخباری / اصولی و پيشينه آن
  • بازمانده متن کتاب مقدمات علم القرآن محمد بن بحر الرهني
  • کتاب الفرق بين الآل والأمة تأليف محمد بحر الرُّهني و به روايت شيخ صدوق
  • بازمانده های کتاب الفروق بين الأباطيل والحقوق محمد بن بحر الرهني
  • مختصری درباره جايگاه حديث در ميان اماميه
  • سنت امالي نويسی در ميان محدثان (1)
  • عماد الدين طبري و نسخه های مختلف امالي شيخ طوسي
  • سرگذشت شاگرد ناشناخته شيخ صدوق و متن دفتر حديثی او
  • انس الوحيد شيخ طوسي (5)
  • تمدن فقه
  • مبانی فکری مکتب تفکيک
  • مکتب تفکيک و جريان اخباری گری
  • متن کتاب شرف التربة از ابو المفضل شيباني
  • کتابی درباره مناظرات قرآنی
  • شاعران شيعی در سده هفتم قمري
  • آفت های دائرة المعارف نويسی در ايران
  • دکتر تفضلی؛ يادی و نقل خاطره ای
  • يک اديب و مؤرخ بزرگ امامی مذهب و معرفی کتابی از او
  • شيخ طوسي (4)
  • کتابهای شيخ طوسي و ضرورتهای تصحيح متون (3)
  • کتابی کلامی از يک نويسنده اهل بيهق
  • شيخ طوسي (2)
  • سندی از جامعه علمی ری در سده پنجم قمری
  • کتاب المناقب؛ کتابی غير اصيل
  • تفکيک و تعيين هويت پنج کتاب از حسن بن سليمان حلي
  • رشيد الدين فضل الله و يکی از نفيس ترين نسخه های خطی اسلامی
  • فراخوان برای بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی شيخ طوسي
  • از ره آورد يمن (1)
  • هويت واقعی کتاب اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان
  • محمود پسيخانی و زيديه
  • تحقيقی درباره کتاب ذکر مجالس الرضا عليه السلام مع أهل الأديان از نوفلي
  • متن مقتل حجر بن عدي تأليف هشام کلبي
  • نسخه تفسير ما نزل من القرآن في أهل البيت؛ اثری از جعفر بن محمد بن مالک الفزاري
  • تاريخ الأئمة به روايت خطيب بغدادي
  • حسين بن سعيد غير اهوازی و معرفی دو منبع از منابع تفسير فرات کوفي
  • دو نسخه کهن از شواهد التنزيل
  • نسخه ای بسيار کهن از امالي قاضي عبدالجبار معتزلي
  • اماميّه و اصول روايى اصحاب اجماع
  • زيديه و منابع مکتوب اماميه
  • طبري به عنوان يک متکلم: معرفی ملل ونحل محمد بن جرير طبري
  • يادی از دکتر شرف
  • ملل ونحل فخر رازي
  • تفسير امام صادق به روايت امام هادي (ع) در سنت صوفيان و تفسير نعماني
  • تعليق شرح جمل العلم کراجکي
  • فوائدی از کتاب الفلک الدوار

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com