ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده






آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای ديگر مقالات ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۹۰
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۶۱۱۹۴ نفر
    کاربران حاضر : ۵ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۸۱
    بازدید از این یادداشت : ۱۳۶۱ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    سنت امالي نويسی در ميان محدثان (1)

    نسخه قابل چاپ
    (برگزيده ای از کتاب تاريخ تدوين و انتشار حديث در اسلام نوشته حسن انصاری)

    سنت املای حديث در ميان محدثان معانی متعدد و اشکال مختلفی داشته است (برای سنت املای حديث، نک: کتاب مشهور سمعاني با عنوان ادب الإملاء والاستملاء. مقاله دائرة المعارف بزرگ اسلامی در ذيل امالی هم قابل مراجعه است؛ گرچه نقائص و اشتباهاتی دارد)؛ کما اينکه در ميان غير محدثان هم مجالس ادبی و وعظ و مجالس صوفيانه و يا مجالس بحث و نظر هر يک به صورتی با سنت مجلس نويسی مرتبط بوده است. در ميان مجالس حديث محدثان، ما در اين نوشته صرفا به بحث درباره يک نوع از انواع مجالس حديث می پردازيم؛ نوعی که در آن شيخ حديث اصول روايی و دفاتر حديثی خود را که از مشايخش دريافت کرده بود، صرفا در راستای انتقال آنها به نسل بعد در قالب "املاء" ارائه می داد و شاگردان هم احاديثی را که می شنيدند در قالب "استملاء" در دفاتر خود ثبت می کردند. در واقع قصد اصلی از اين مجالس ارائه کتب و اصول روايی گذشتگان در يکی از قالبهای تحمل حديث، يعنی املاء و استملاء بوده است. عمدتا اين مجالس حديث نظم مشخصی داشته و در قالب يک نظم زمانی انجام می شده است؛ از ديگر سو گاهی محدث استاد موضوع معينی را در يک دوره زمانی مجالس املای حديث در نظر داشته و گاهی نيز اين مجالس از اين مسئه پيروی نمی کرده و در عوض از اشکال ديگری مانند نظم در ارائه حديث بر اساس ترتيب در نقل کتابها و اصول مشايخ و يا محدثان گذشته (مثلا بر اساس اهميت آنها و يا محل زندگيشان و امثال آن) تبعيت می کرده است. نظم ديگر اين بوده که در هر مجلسی نوعی تنظيم برای ترتيب احاديث (فی المثل چند حديث اخلاقی در آغاز و بعد چند حديث درباره فقه و احکام و از اين قبيل) در نظر گرفته می شده است. بر اساس يکی از انواع نظمهای پيشگفته، محدث "مملي" گاه تنها به نقل احاديث گذشتگان از روی دفاتر و اصول موجود نزد خود می پرداخته؛ و گاهی نيز ناچار به گزينش و يا در دست داشتن دفاتر مختلف از حديث در هنگام املای حديث می شده و در حقيقت عملکرد او شباهت به تأليف پيدا می کرده است. با اين وصف نوع ديگری از مجالس املاء وجود داشته که اصلا در آن مجالس، املای حديث به معنای املای کتابی از پيش تدوين و تنظيم شده بوده که محدث نويسنده، شيوه املاء را برای انتشار آن در نظر می گرفته است؛ ما در بحث حاضر با اين شيوه کاری نداريم و وقتی ديگر در اين باره سخن خواهيم گفت (نک: مباحث نويسنده اين سطور درباره شيوه های انتشار حديث که همينک در حال آماده سازی است).
    سنت مجالس حديث به منظور "امالی نويسی" گرچه خيلی زود آغاز شد و عملا از سده سوم ما با برخی کتابها با عنوان امالي محدثان روبرو می شويم؛ اما به درستی روشن نيست که امالي محدثانی مانند عبد الرزاق صنعاني دقيقا چه نسبتی با امالی نويسی دوران بعد داشته است. امالي نويسی به معنای تدوين احاديثی که به منظور "امالي نگاری" از سوی محدث مملي در مجالس منظم و يا غير منظم حديث ارائه می شد و در حقيقت در پی گسترش سنت مجلس های حديثی در مدارس و دارالحديث ها و امثال آن گسترش يافت، و البته زمينه های اجتماعی و سياسی ويژه ای در گسترش بعدی آن مؤثر بود، در حقيقت تقريبا از نيمه های سده چهارم بروز يافت و در سده های پنجم و ششم قمری توسعه بسياری گرفت. به ويژه از اواخر سده چهارم به بعد با اين گونه مجالس حديث در شهرهايی مختلف خراسان همانند نيشابور و يا در شهر ری و امثال آن در سطح ايران و نقاط ديگر سرزمين تمدن اسلامی (و به ويژه در بغداد) روبرو می شويم. در تراجم احوال بسياری از محدثان اين دوره و به ويژه در سده پنجم در بغداد و يا در خراسان (در کتابهايی مانند سياق فارسي و التحبير سمعاني و امثال آن) گفته می شود که محدثی کتابهايی داشته و در ضمن مجالس حديث و املاء داشته است؛ گاهی حتی به تأليف کتابی مهم از سوی محدثی اشاره نمی شود و فقط بر مجالس او در حديث تأکيد می گردد. با گسترش مدرسه ها و آموزشگاههای حديث البته اين روند افزايش يافت.
    نکته مهمی که در اين دوره ملاحظه می شود اين است که روند تأليف کتابهای حديثی کاهش می يابد و در عوض مجالس املای حديث فزونی می گيرد. دليل اين امر اين بوده است که پس از تأليف امهات کتابهای جوامع، صحاح، سنن و مسانيد در ميان اهل سنت و يا کتابهای اصلی حديثی فقهی و غير فقهی در ميان غير آنان، ضرورت تدوين دوباره کتابهای حديثی در اين سطوح کم شد و در عوض اهتمام بيشتر محدثان در توسعه طرق روايات اين کتابها از طريق "مستخرج" نويسی و يا "مستدرک" نويسی و يا "زوائد" نويسی و امثال آن در دايره تدوين حديث و نيز شناخت "اطراف" کتابهای حديثی متمرکز گرديد. همچنين با تدوين آثاری در فهرست مرويات راويان و معجم المشايخ نويسی و کتابهای اَثبات و فهارس سعی شد تا طرق کتابها و اصول و مدونات پيشينيان شناخته و گسترش يابد. در اين پيش زمينه بود که فعاليت محدثان بيشتر جنبه فنی در دايره تدوين حديث گرفت و دانش رجال تأثيری تمام بر آن گزارد. بدين ترتيب محدثان می کوشيدند با بهره گيری از شيوه های مختلف در تدوين حديث دايره و سعه مرويات خود را به انحاء مختلف به نمايش بگذارند. در اين چارچوب کتابهايی مانند اربعين در حديث (اربعينهايی با ذکر کامل اسناد و گاه بر اساس بومهای حديث؛ مانند اربعين بُلدانيات و امثال آن) و يا تدوين اجزاء حديثی با موضوعات فرعی (موضوعات مذهبی ويا موضوعات رجالی؛ در مورد اخير مانند اجزائي در "مفاريد" محدثان پيشين و يا گردآوری احاديث "غريب" محدثان کهنتر مانند مالک بن انس و امثال آن) و از اين قبيل معمول شد و جای کتابهای جامع را گرفت. شماری از کتابهای رجالی و تراجم نگاری بستری برای روايت و توسعه طرق روايات بودند؛ همانند بسياری از کتابهايی که با عنوان تاريخ شهرها نوشته می شد و در واقع تاريخ الرجال شهرها بود و از آن جمله اند تدوين رافعی و امثالهم که بسيارند؛ در اين کتابها احاديث زيادی از مشايخ شهرها روايت می گرديد. حال با توجه به آنچه گذشت بايد گفت که مجالس حديث و انعقاد آنها در شهرها و به ويژه در شهرهای اصلی انتشار حديث و در مراکز آموزشی يکی از همين قبيل فعاليتها بود که ريشه در تحول در ادبيات حديثنگاری پيشگفته داشت. امالي های حديثی که در پی تدوين و کتابت احاديث املاء شده در همين مجالس فراهم می آمدند، در فاصله قرنهای چهارم و ششم به شدت رو به گسترش گذاشتند؛ گرچه بعدا نيز تا يکچند و تا عصر ابن حجر عسقلاني نيز اين نوع مجالس تداوم داشتند. اين وضعيت نه تنها در ميان محدثان سنی وجود داشت؛ بلکه در ميان محدثان اماميه و زيديه نيز در همين دوره قابل ملاحظه است. نگاهی به کتابهای معالم العلماء و فهرست منتجب الدين به خوبی می تواند اين امر را ثابت کند. از امالي های اماميه طبعا امالي شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسي اهميت بيشتری دارند و از شهرت زيادی برخوردارند؛ اما امالي های ديگری هم به ويژه در فاصله گذار از سده پنجم به ششم در ايران و عراق تدوين شده اند که از عمده آنها چيزی باقی نمانده است. در ميان زيديه هم تنها از سده پنجم، امالي های برادران هاروني (ابو الحسين و ابو طالب) و نيز امالي های المرشد بالله الجرجاني که همگی هم به چاپ رسيده اند، شهرت بيشتری دارند. امالي ابو سعد سمان زيدی معتزلی در همين دوره اهميتی بسيار زياد داشته، به ويژه که او مشايخ بسياری را درک کرده بوده است. در ميان معتزله هم با وجود آنکه اهتمام به حديث کمتر بروز داشته، اما در همين دوره قاضي عبد الجبار معتزلی امالي در حديث دارد که شهرت بسيار داشته و نسخه های آن موجود است.
    نکته مهمی که در مورد امالي های حديثی اماميه بايد مد نظر قرار داد اين است که به دليل تأليف کتابهای جامع حديثی فقهی و اعتقادی که مبتنی بر اصول و مصنفات اصلی حديث اماميه بوده اند؛ مانند کتابهای اربعه و نيز چند کتابی از شيخ صدوق و يکی دو نفر ديگر و بی نيازی به اين نوع از تأليف حديثی، کما اينکه پيشتر گذشت، تأليف امالي ها به تدريج قوت بيشتری گرفتند. اصولا پس از تأليف الکافي کليني و يکی دو کتاب ديگر در همان دوره، تدوين کتابهای جامع حديثی ديگر و از آن جمله سه کتاب ديگر از کتب موسوم به کتب اربعه به دليل ويژه ای تدوين شدند. کتاب فقيه من لايحضره الفقيه ابن بابويه جنبه فقهی دارد و برای عمل فقهی نگاشته شد و هدف از آن فراتر از تدوين کتابی حديثی بود و دو کتاب تهذيب و الاستبصار شيخ طوسي هم کتابهايی با محوريت فقه و حل مشکلات اخبار بودند و بنابراين نمی توان آن دو کتاب را نيز کتاب حديثی به معنای متعارف دانست. بدين ترتيب بايد گفت که الکافي به دليل آنکه مشتمل بر اصول روايی اصلی حديث اماميه بود (و در مرحله بعد سه کتاب ديگر از کتب اربعه)، به همين دليل کتابهايی که پس از الکافي عموما در حديث اماميه نوشته شدند، يا کتابهايی با موضوعات فرعی و يا با اهداف مذهبی خاص بودند (مانند کتابهايِ در غيبت امام غائب و امثال آن) و يا اينکه مدلی برای توسعه حديث از طريق اربعين نويسی و امالي نويسی و امثال آن بودند. به هر حال در مجالس امالي حديث در دوره شيخ صدوق و يا شيخ مفيد و شيخ طوسي کما اينکه از امالي های آنان پيداست، روايت احاديث اصول و مصنفات فقهی و يا آنچه در سنتهای "اصحاب اصول" تداول داشت، مورد توجه قرار نمی گرفت و کتابهای جامع حديث که پيشتر نوشته شده بود، کفايت می کرد؛ بلکه در اين نوع مجالس به احاديثی عمدتا اعتنا می شد که از سوی طرق ديگری که عمدتا در امثال کتاب الکافي مورد عنايت نبودند، مورد توجه قرار گرفته بودند؛ نمونه روشن اين احاديث، احاديث مشايخ کوفه مانند ابن عقده و يا مشايخ عام شيعی مانند ابن الجعابي و ابو المفضل شيباني و محدثانی با ريشه های کوفی بودند که عمدتا احاديث فضائل اهل بيت را در ثبت خود داشتند و طرق حديثی آنها مستقل از طرق روايی "اصحاب اصول و مصنفات" بود. در اين طرق که در کتابهای امالي اين سه محدث برجسته به طور خاص قابل پی گيری است، رواياتی در فضائل اهل بيت و با مضامين عام شيعی و به ويژه در موضوعات تاريخی شيعی و همچنين احاديثی اخلاقی مد نظر قرار می گرفت که ارتباطی با اصول اصلی حديث اماميه (مثلا آنطور که به کتاب الکافي منتقل شده است) نداشت و حتی بسياری از روات آن احاديث، زيدی و حتی سنی مذهب بودند. بدين ترتيب به واقع می توان گفت که مضامين کتابهای امالي اين محدثان به عنوان تکمله ای بر احاديث کتابهای اصلی حديثی اماميه تلقی می شد و اتفاقا سهم مهمی هم در شکل دهی انديشه تشيع امامی و ذهنيت کلی و وجدان عمومی شيعيان در طول تاريخ داشته اند. بسياری از مطالبی که در کتابهای حديثی و اعتقادی و تاريخی به عربی و فارسی در دورانهای بعد و به ويژه در دوران صفوی نگاشته شد، تحت تأثير همين سه کتاب امالي اين سه تن نگاشته شده اند.

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ شنبه 10 فروردين 1387 ساعت 2:55 قبل‏ازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • يک متن معتزلی به روايت شيخ صدوق
  • مکتب تفکيک (2)
  • نسخه ای کهنه از اسماعيليان ری در يمن
  • نسخه ای از کتابی معتزلی در کتابخانه ای اسماعيلی
  • معرفی يک متن کهن شيعی درباره امامت
  • فقر فکری "مکتب تفکيک" (1)
  • امالي محمود بن العزيز (5): ابن العمراني معتزلی مذهب
  • ابو المفضل شيباني و نسخه کتاب الشافي في علوم الزيدية
  • مبانی اصولی / کلامی زيديان مکتب قديم (1): بازسازی کتاب الالفة والجملة تأليف محمد بن منصور المرادي (د. بعد از 290 ق)
  • ملل ونحل ابن شهرآشوب
  • توضيحاتی افزون درباره خاندان نقبای حسنی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (4): ابو البرکات البغدادي و آل کاکويه
  • امالي محمود بن العزيز (3): زيديان معتزلی نيشابور
  • امالي محمود بن العزيز (2) : نکته ای درباره وزيری دانشمند
  • کتابی از فيلسوفی ناشناخته با سرنوشتی هولناک: امالي محمود بن العزيز الکاتبي (1)
  • اخبار فخّ وخبر يحيی بن عبد الله تأليف احمد بن سهل الرازي؛ کتابی مجعول (1)
  • اصول حديثی: ضرورت پژوهشی همه جانبه درباره اجازات شيعی
  • دشواره بازسازی متون: نمونه کتاب الوصيه عيسی بن المستفاد
  • رويارويي ابن سينا با معتزله در ري
  • کتابهای حسن بن سليمان الحلي
  • کتاب الکامل صاعد بن احمد الاصولي، کتابی در دانش کلام معتزلی
  • بازسازی دو کتاب از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • چند خاندان زيدی مذهب در ري سده های پنجم و ششم قمری و روايت امالي سمّان
  • کتاب النبوة شيخ صدوق
  • تصحيح کتاب الأبحاث في تقويم الأحداث
  • اربعينی نويافته از شيخ منتجب الدين رازي (1)
  • معرفی تفسيری ناشناخته از مکتب معتزليان ري
  • گامی در راستای بازسازی متن "مشيخه" يک محدث شيعی
  • رجال الشيعه ابن فضّال، به روايت دارقطني
  • فارسيّات ابو سعد سمّان و قطعه شعری نو يافته از رودکی
  • علمای شيعه در ذيل تاريخ بغداد ابن الدبيثي
  • يک طريق حديثی معتزلی: احاديث زمخشري
  • صوفی خوابگزار
  • دو نسخه کهنسال نو يافته از کتاب عمده ابن البطريق
  • سير مهاجرت يک نسخه: معرفی نسخه ای از ضياء الحلوم
  • از فلسفه اسلامی و تاريخ آن چه می دانيم؟
  • دو کتاب در کلام معتزلی از سده هفتم قمري
  • از مجموعه نسخه های خطی مونيخ (1)
  • تصحيح چند کتاب از حاکم جشمي: تحکيم العقول و ...
  • تشيع و ميراث کلامی اشعريان
  • علامه قزوينی و کتاب الياقوت ابن نوبخت
  • ضرورت تصحيح دوباره اين چند کتاب
  • چند کتاب کلامی تقديمی به يک امير فاضل شيعی
  • تفسير ابو القاسم التيمي
  • سراج العقول و چند کتاب ديگر از نويسنده يواقيت العلوم (2)
  • مصباح العرفان ومفتاح البيان علي بن سليمان البحراني و ديگر آثار او
  • چند کتاب ارزشمند کلامی
  • روضة المتقين سيد احمد علوي
  • اجازه ای از کنجي شافعي
  • از خزائن سليمانيه (3)
  • معرفی نسخه ای با تاريخ 421 ق از يک کتاب فقهی و خلافی از قاضي القضات دولت محمود غزنوي
  • از خزائن سليمانيه (2)
  • مناقب خوارزمی و نسخه ای کهنه از آن
  • يک کتابخانه با نسخه هايی ارزشمند
  • نسخه ای مهم و شايسته انتشار از صحيفه سجاديه
  • امالی شريف مرتضی و نسخه ای تازه از آن
  • دو نسخه تفسير الواضحِ عبد الله بن المبارک الدينوري و نکته ای درباره "طريقه فهرستی"
  • انواع مجالس اهل علم و "مجلس النظر"
  • از خزائن کتابخانه سليمانيه
  • تفسيری ناشناخته و محتملا از کرّاميان بلخ
  • نسخه ضوء الشهاب فضل الله راوندي به خط سيد حيدر آملي
  • باز هم درباره ناصريات (4)
  • پيشنهادی درباره آثار شريف مرتضی
  • رديه شريف مرتضی بر فلاسفه (2)
  • کتاب تراجم الأعاجم و زين المشايخ البقالي
  • يک دانشمند امامی ناشناخته از بيهق سده ششم قمری و معرفی آثاری از او
  • نسخه ای از ابانه در فقه ناصر اطروش همراه با زوائد آن: گردآوری شعيب بن دلير يا تدوينی از باجويه؟
  • زوائد الإبانة (2): نسخه ابن الوليد القرشي
  • چند نکته درباره ابانه چاپ مجلس (1)
  • تقابل معتزله و فلاسفه: از ابن الملاحمي تا رديه های زيديان معتزلی در سده ششم قمری
  • راه "نجات" از "فتنه" و "اختلاف" : سندی مهم درباره عقايد گروهی از شيعيان کوفه در اواخر سده دوم قمری
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (3)
  • يک دانشمند و اديب امامی مذهب فراموش شده: نمونه ای از "انسان گرايی ادبی" در تشيع
  • پروژه ای برای تدوين تاريخچه فقه زيدی
  • تبيانی پيش از تبيان: تفسيری شيعی و ناشناخته از يک دانشمند اهل طوس
  • لبّ لباب و پرسشی چند
  • تفسير پديده وحی از معتزليان تا روشنفکری دينی معاصر (1): نظريه اشعريان
  • معرفی چند مشيخه نصيری
  • گزارش حميد الدين کرماني از انديشه ابو القاسم کوفي
  • أبو زيد العلوي وکتابه الإشهاد
  • نسخه کتاب الفاضح ابن رستم طبري
  • اصول روايی (4): آثار مفقود شيخ صدوق، چرا و چگونه؟
  • نکته ای درباره مذهب فردوسی
  • معنا و مفهوم "اصل" در ميانه دو شيوه اصولی و اخباری (3)
  • اصول حديثی (2)
  • انوار العقول و نويسنده آن
  • کتابی جديد از ميراث مکتب ري
  • فقه زيدی و برنامه عمل دولت (1)
  • مکتب تفکيک و فلسفه ستيزی
  • دو نسخه از کتاب مفقود نصر بن مزاحم
  • نسخه ای از يک کتاب مفقود ابن عقده، محدث نامدار شيعه
  • متن مکمل کتاب الحرة ابو معشر السندي
  • ادبيات مقتل الحسين (ع)
  • مقتل الحسين از عمار الدهني به روايت ابن السماک بغدادي
  • بحثی درباره دعای ندبه
  • محقق جعفری، متکلمی از تبار متکلمان شيعه
  • "اصل" نزد محدثان و نگاهی به نظريه تحليل فهرستی: نقدی بر يک رويکرد رجالی
  • با محمد ارکون در پاريس
  • کتابشناس نظريه پرداز
  • سنت امالی نويسی در ميان زيديه
  • روايتی جديد و منتشر نشده از تاريخ الأئمه و سهم حسين بن حمدان الخصيبي
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (2)
  • بررسی يک نسخه نويافته: شرح مقدمه شيخ طوسي از يک دانشمند ناشناخته امامی مذهب
  • مونس الحزين شيح صدوق و بحثی درباره ميزان اصالت حکايت مسجد جمکران
  • معتزليان و تفسير قرآن
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (1)
  • از ميراث زيديان ايران (2): نسخه ای شامل دو کتاب نحوی متعلق به يک کتابخانه زيدی شمال ايران
  • ضياء الدين مکي و کتاب الکفاية
  • نسخه شناسی و کتابشناسی (1)
  • ميراث زيديان ايران (1): کتابی کلامی از ابو مضر الشريحي
  • تفسير کتاب الله؛ متنی از کدامين دوران: نيمه سده هفتم يا اواخر سده هشتم؟
  • کتابی جديد از ابن فورک اشعری و کراميه
  • معرفی رسائل الحکمة العلوية
  • پيشنهادی برای تدوين نامنامه جامع دانشمندان ايران اسلامی
  • نسخه ای تازه ياب از المغني علي بن پيرمرد ديلمي
  • از گنجينه های نسخه های خطی (1)
  • صدر الدين سرخسي و تهافت الفلاسفه غزالي
  • نسخه ای کهن از تنزيه الأنبياء شريف مرتضی
  • سنت "سيره" نويسی زيديان و کتاب الحدائق الوردية
  • نسخه ای کهن از کتاب تبصرة الأدلة نسفي
  • امام يحيی بن حمزه و سهم او در دانشهای دينی
  • معرفی نسخه شماره 91 مجموعه گلازر کتابخانه دولتی برلين
  • درباره اصالت زيارت عاشوراء
  • نسخه ای ديگر از سيره منصوری
  • اصل , سرچشمه منابع حديثی
  • چهار مکتوب به گیلان و دیلمستان متعلق به نخستين سالهای سده هفتم قمری
  • دو نسخه کهن از دو کتاب کلامی و جدلی

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com