ansari.kateban.com , Articles on Islamic manuscripts and bibliography by Hasan Ansari .


--(صفحه اصلى)--
نویسنده






آنچه در اين پايگاه اينترنتی منتشر می شود، بيشتر حاصل مطالعات دهه هفتاد شمسی است که تنها در مواردی محدود با اصلاحات و بازسازی منتشر می شوند. برای ديگر مقالات ...

آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۵۵۰۴۱ نفر
    کاربران حاضر : ۶ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۹۳
    بازدید از این یادداشت : ۷۳۸ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/05/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    نسخه کتاب المعيار والموازنة فضل بن شاذان نيشابوري

    نسخه قابل چاپ

    در مجلد 31 از فهرست کتابخانه آية الله مرعشی نسخه ای معرفی شده است به شماره 12389 که شامل دو کتاب است، يکی المناقب تأليف منسوب به شخصی ناشناخته به نام محمد بن علي بن الحسين العلوي که متن آن به تازگی به چاپ رسيده و البته انتساب و وضعيت آن کاملا آشفته است و به وضوح کتاب از نوشته های محافل غلات شيعی به نظر می رسد و ديگری نسخه ای از کتاب الايضاح فضل بن شاذان که در نسخه، حسب آنچه در فهرست آمده، به صورت کتاب الايضاح أو المعيار والموازنة معرفی شده است[1]. بنابراين دست کم در يک نسخه، نام ديگر کتاب الايضاح فضل بن شاذان به صورت المعيار والموازنة آمده است. اين اطلاع از نقطه نظر بحث انتساب کتاب الايضاح به فضل بن شاذان اهميت بسيار دارد.

    توضيح اين مطلب اين است که از زمان انتشار کتاب الايضاح، از سوی خود محقق فقيد دانشمند آن و از سوی ديگران همواره مسئله انتساب کتاب الايضاح به فضل بن شاذان محل بحث و نظر بوده است. کتاب الايضاح کتاب بسيار با اهميتی است و خاصه اگر انتساب آن به ابن شاذان درست باشد، در آن صورت به عنوان يک سند بسيار مهم از دوران پيش از غيبت امام غائب می تواند راهگشای بسياری از مسائل تاريخی در خصوص تحولات انديشه امامی باشد. برخی از محققان برجسته معاصر نظر به نفی اين انتساب دارند. البته دلايل آنان در اين مورد حائز اهميت است. با اين وصف به نظر نويسنده اين سطور متن اين کتاب و يا دست کم نسخه اوليه آن (اگر تغييراتی در متن در دوره های بعدی قابل ملاحظه باشد) را می توان به فضل بن شاذان نسبت داد و شواهدی در متن وجود دارد که قدمت کتاب را نشان می دهد. در اين مورد در فصل خاص ابن شاذان در رساله ام بحث کرده ام. در اينجا صرفا بر اساس اطلاع جديدی که در صدر مقاله به آن پرداختم، نکاتی مطرح می شود:

    شباهتهای موجود ميان کتاب الايضاح با کتاب المسترشد ابن رستم طبري، نويسنده امامی پايان سده سوم قمری از يک سو و نيز انتساب کتابی به نام الايضاح باز به همين شخص، از نکات بسيار مهمی در اين رابطه هستند که سبب شده است تا در انتساب کتاب الايضاح به ابن شاذان ترديد شود. البته دلائل ديگری هم در اين رابطه مطرح شده اند که ما آنها را در رساله مان توضيح داده ايم. در مقاله ابن شاذان در دائرة المعارف آقای بجنوری، نويسنده مقاله اظهار کرده اند که اين کتاب تا پيش از دوره صفوی هيچگاه مورد اشاره قرار نگرفته است، در حالی که اين نويسنده توجه به اين نکته نداشته که محقق دانشمند کتاب الايضاح با اينکه در مقدمه کتاب چنين مطلبی را خود مورد تأکيد قرار داده اند، اما در پايان کتاب ضمن يادداشتی اين نکته را استدرک کرده اند که در کتاب مجمع الآداب ابن الفوطي در ذيل نام ابن شاذان ( نک: چاپ جديد، جلد اول، شماره 888) به کتاب الايضاح في الامامة به عنوان کتابی از وی تصريح شده است. بنابراين درست است که در فهرستهای نسبتا کامل تأليفات ابن شاذان در فهارس نجاشی و شيخ طوسی و ديگران از کتاب الايضاح نامی برده نشده، اما دست کم نام آن در يک کتاب نسبتا متأخر آمده است[2]. البته معلوم نيست که منبع ابن الفوطي در اين انتساب چه بوده است؛ اما دليلی در دست نداريم که مراد او از الايضاح غير از کتابی بوده است که در نسخه های متأخر به ابن شاذان نسبت داده شده است؛ گرچه توصيف تکميلی "في الامامة" با وضع کتاب موجود الايضاح کاملا سازگار نيست. شايد او اين اطلاع را از محافل امامی در بغداد در سده هفتم اخذ کرده بوده است؛ اما مشکل اينجاست که به اين کتاب ابن شاذان حتی ابن شهر آشوب که از ديگر سو از المسترشد طبری بهره برده بوده (2/294 و موارد ديگر) و ابن طاووس که هر دو کتابخانه های خوبی در اختيار داشته اند و نيز ابن ابی الحديد که از المسترشد طبري ياد می کند (نک: 2/36؛ 11/69)، اشاره ای نکرده اند. از ديگر سو گرچه نسخه های کتاب الايضاح همگی متعلق به سده دهم و پس از آن است، اما در همگی اين نسخه ها کتاب به ابن شاذان نسبت داده شده است. فيض کاشاني هم در الاصول الأصيلة خود از اين کتاب و منسوب به ابن شاذان نقل می کند[3]. با اين وصف به دليل اينکه عنوان الايضاح در ميان آثار ابن شاذان در منابع کهن نيامده، محقق دانشمند کتاب الايضاح در مقدمه آن کتاب اين احتمال را مطرح کرده اند که منظور از الايضاح همان کتاب الديباج ابن شاذان است که شيخ طوسی در الفهرست (ص 198) وصفی درباره آن دارد و محدث ارموی آنرا منطبق بر کتاب الايضاح می داند.

    از ديگر سو، قاضي نور الله در مجالس المؤمنين (1/98، 491) از يک کتاب الايضاح نقل می کند و آنرا به ابن رستم طبري نسبت می دهد؛ اما پيش از وی ظاهرا هيچ کس کتابی به عنوان الايضاح به ابن رستم نسبت نداده است. شايد او تنها نسخه ای مجهول العنوان ولی منسوب به ابن رستم از المسترشد را در اختيار داشته که آنرا به دليل شباهتش با الايضاح ابن شاذان، اشتباها الايضاح خوانده و بدين ترتيب کتاب الايضاح را به ابن رستم طبري نسبت داده است. در معالم العلماء ابن شهر آشوب ( ص 141) البته کتابی به عنوان الفاضح به ابن رستم نسبت داده شده که به دليل عنوان و مفهوم آن می تواند بر مضمون کتاب الايضاح منطبق باشد. در برخی نسخه های معالم هم گويا به جای الفاضح، الواضح آمده است[4] که شايد الايضاح صورتی ديگر از همين عنوان تصور شده است. اما به هر حال هيچ دليل روشنی بر انتساب عنوان کتاب الايضاح به ابن رستم وجود ندارد مگر آنکه فرض کنيم که قاضي نور الله نسخه ای از اين کتاب در اختيار داشته که در آن به صراحت اين کتاب به ابن رستم نسبت داده شده بوده است؛ با اين وصف معلوم نيست که نسخه ای که در اختيار او بوده، اقدم از قديميترين نسخه های منسوب به ابن شاذان باشد.

    در مورد شباهت دو متن الايضاح و المسترشد، بايد گفت که می دانيم انتساب کتاب المسترشد به ابن رستم قطعی است و علاوه بر گواهی منابع رجالی و کتابشناسی کهن، نقل از آن در منابع بسيار کهن هم ديده می شود. فی المثل نقل از محمد بن جرير الطبري به يک واسطه در آثار شيخ صدوق و از آن جمله در الخصال (ص 104) يافت می شود که اين نقل عينا در المسترشد نيز ديده می شود (ص 503). از ديگر سو در کتاب کهنسال البحث ابوالقاسم بستي زيدی هم اشاره به کتاب المسترشد وجود دارد که نقلهای آن در کتاب المسترشد ديده می شود[5]. بهره وری شريف مرتضی از روايتی خاص که هم در الايضاح هست و هم در المسترشد، می تواند برخاسته از الايضاح ابن شاذان و يا المسترشد ابن رستم باشد[6]. به هر حال مطلب مشترک ميان شريف مرتضی و المسترشد مورد توجه ابن ابی الحديد هم که به خوبی المسترشد طبري را می شناخته، قرار گرفته است (نک: پيش از اين؛ نيز گواهی ابن اسفنديار در مورد تعلق کتاب المسترشد به ابن رستم در تاريخ طبرستان، ص 130؛ گرچه ظاهرا اين منبع اطلاعاتش را درباره ابن رستم با ابن شاذان آميخته است). اينکه نسخه موجود المسترشد از طبری است با توجه به شواهد مختلف، ظاهرا قطعی است و نبايد احتمال داد که شايد المسترشد موجود، تنها نسخه ای بازسازی شده و تکميل و اصلاح شده شخصی متأخرتر از کتاب الايضاح تأليف ابن رستم (يعنی کتابی که هم اينک به نام ابن شاذان منتشر شده) باشد. بنابراين دليلی بر نفی انتساب کتاب المسترشد به طبري نداريم. در آن صورت در مورد شباهت قابل توجه و غير قابل انکار کتاب الايضاح با کتاب المسترشد طبري[7] در پاره ای از قسمتهای اين دو کتاب، بايد گفت که می توان شباهت ميان اين دو کتاب را احتمالا دليل خوبی دانست برای اينکه نويسنده الايضاح کس ديگری است و اين کتاب به سنت بسياری از نوشته های کلامی و غير کلامی ادوار متقدم بدون ذکر مأخذ مورد استفاده نويسنده المسترشد يعنی ابن رستم قرار گرفته است. در غير اين صورت بسيار بعيد است که يک نويسنده در دو کتاب مطالب مشابهی را مطرح نمايد و اشاره ای به کتاب ديگر خود نکند.

    از ديگر سو، در مورد ابن رستم طبري، تصريحی از منتجب الدين رازي در تاريخ الري داريم که وسيله ابن حجر عسقلاني در لسان الميزان (5/103) و به احتمال قوی به واسطه الحاوي ابن ابی طي نقل شده که در آن محمد بن جرير طبري متکلمی بر مذهب معتزله دانسته شده و اين امر می تواند دلالت بر اين داشته باشد که گرايش کلی او در کلام بر خلاف برخی از اماميان معاصرش، متأثر از جريان کلام معتزله بوده که به خوبی می دانيم در آن دوره به عنوان يک گرايش قوی در ميان اماميه رو به رشد بوده است. اين در حالی است که در کتاب الايضاح آنجا که از مباحث کم و بيش کلامی سخن می رود، تأثير کلام معتزلی ديده نمی شود، بلکه آشکارا تعلق نويسنده به دوره پيشا معتزلی کلام امامی در آن قابل بررسی است. اين مسئله در رساله دکتری من به طور مفصل مورد بحث قرار گرفته است. در آن ميان در کتاب الايضاح اين نکته نيز قابل مشاهده است که آن نوشته کم و بيش مشابه خلف آن کتاب المسترشد از تأثيرات کلامی بعدی درباره امامت که محصول دوره ابن قبه و امثال اوست، برکنار است و بيشتر به ادبيات متقدم بر آن دوره شباهت دارد.
    از ديگر سو بايد گفت که گرچه پاره ای ملاحظات درباره مبحث مواريث و فرائض کتاب الايضاح و مقايسه آنها با منقولاتی که از ابن شاذان در اين موضوعات در منابع ديگر وجود دارد، پرسش بر انگيز است؛ اما با اين وصف شايد قبول اين احتمال که کتاب ابن شاذان با تغييراتی در اختيار ماست بيشتر منطقی به نظر برسد تا کتاب را يکسره از ابن رستم بدانيم. کتاب الايضاح با توجه به آنچه گفته شد، بسيار بعيد است که از نويسنده المسترشد باشد و يا کتابی باشد بر اساس آن نوشته و از مؤلفی متأخرتر از ابن رستم.

    از آنجا که در نسخه ای از کتاب الايضاح ابن شاذان، نام کتاب به صورت المعيار والموازنة آمده و می دانيم که او به گواهی نجاشی[8]، يک المعيار والموازنه ای داشته است، به نظر می رسد اين نام نسبت به عنوان الايضاح برای اين کتاب منسوب به ابن شاذان شايسته تر است. البته اگر عنوان المعيار والموازنه را با کتاب چاپ شده اسکافی معتزلی مقايسه کنيم و نيز با بحث تفضيل بين الصحابة و موازنه اعمال و معيار در موازنه؛ شايد اين عنوان شايسته کتاب الايضاح نباشد؛ اما با توجه به بحث انتقادی نويسنده نسبت به آراء فرق مختلف مذهبی و از آن جمله اصحاب حديث و به ويژه مرجئه درباره مسائل مختلف فقهی و آرا و نظرات آنان در مقايسه با اهل تشيع؛ به نظرم اين عنوان وسيله ابن شاذان از عنوان کتاب اسکافی برای مقصود جديدش اقتباس شده است. بنابراين نظر محقق فقيد عالی مقام محدث ارموی در تطابق کتاب الايضاح با کتاب الديباج شايد نادرست باشد و با توجه به وجود نام المعيار والموازنه برای کتاب ابن شاذان، دست کم در يکی از نسخه های آن کتاب، مناسبتر آن است که کتاب موجود ابن شاذان را المعيار والموازنة بخوانيم؛ يعنی موازنه ميان اصحاب فرق و مذاهب و نقد آنها و عيار نقد. تنها در مقام احتمال اين نکته را اضافه کنم که شايد در مجموعه ای کهن، دو کتاب المعيار والموازنة ابن شاذان و کتاب المسترشد طبری به دليل شباهت آن دو متن و شباهت موضوعاتشان در يک مجموعه در پی هم کتابت شده بوده (کاری که نمونه های آن در بسياری کتابها و نسخه های خطی ديگر ديده می شود) و در گذر زمان عنوان المعيار و نويسنده آن يعنی ابن شاذان از روی آن نسخه و يا نسخه ناقل آن از ميان رفته و بعدها هر دو متن را نوشته يک نويسنده يعنی ابن رستم فرض کرده اند و عنوان الايضاح (شايد صورتی از الفاضح/الواضح منسوب به ابن رستم) را هم از جايی بر اساس اينکه شبيه اين عنوان در ميان عناوين آثار ابن رستم آمده بوده، به گمان اتحاد مؤلفان آن دو کتاب بر آن کتاب مجهول العنوان و المؤلف گزارده اند.

    به هر حال به نظر می رسد که انتساب کتاب الايضاح موجود به فضل بن شاذان همچنان قوی و قابل دفاع است.

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1] نک: مقدمه کتاب المناقب، قم، 1386ش، ص 24 . هم اينک فهرست را در اختيار ندارم.

    [2] استاد دانشمند محقق برجسته جناب آقای دکتر مدرسی در مکتوبی اين احتمال را نيز دور از ذهن نمی دانند که انتساب الايضاح به فضل بن شاذان برخاسته از خلط آن با ايضاح دفائن النواصب باشد که به ابن شاذان قمی نسبت داده می شود.

    [3] نک: نقل از الايضاح ابن شاذان در الاصول الاصيلة، ص 5 تا 14

    [4] نک: مقدمه محقق المسترشد، ص 51

    [5] در اين مورد نک: مقاله من در همين موضوع در روزنوشت بررسی های تاريخی.

    [6] برای نقل مشابه در الشافي ص 242 از چاپ سنگی و مقايسه با نقلهای الايضاح و المسترشد، نک: ذيل ص 135 به بعد مطالب محقق الايضاح

    [7] شباهت الايضاح با المسترشد در ص 53 مقدمه محدث نيز مورد بحث قرار گرفته است.

    [8] رجال، ص 307

    ارسال شده توسط حسن انصارى در تاريخ يكشنبه 29 مهر 1386 ساعت 4:05 قبل‏ازظهر


    لینک ثابت این یادداشت:



    
    
    آخرین نوشته ها
  • مونس الحزين شيح صدوق و بحثی درباره ميزان اصالت حکايت مسجد جمکران
  • سرگذشت يک طبري شيعی و متن کتابی از او
  • بررسی و متن يکی از منابع الغيبه شيخ طوسي
  • معتزليان و تفسير قرآن
  • تحفه ای گرانقدر از خوارزم (1)
  • از ميراث زيديان ايران (2): نسخه ای شامل دو کتاب نحوی متعلق به يک کتابخانه زيدی شمال ايران
  • ضياء الدين مکي و کتاب الکفاية
  • نسخه شناسی و کتابشناسی (1)
  • ميراث زيديان ايران (1): کتابی کلامی از ابو مضر الشريحي
  • تفسير کتاب الله؛ متنی از کدامين دوران: نيمه سده هفتم يا اواخر سده هشتم؟
  • کتابی جديد از ابن فورک اشعری و کراميه
  • معرفی رسائل الحکمة العلوية
  • پيشنهادی برای تدوين نامنامه جامع دانشمندان ايران اسلامی
  • رساله ای بازمانده از واقفيان و رديه شيخ طوسي
  • نسخه ای تازه ياب از المغني علي بن پيرمرد ديلمي
  • از گنجينه های نسخه های خطی (1)
  • صدر الدين سرخسي و تهافت الفلاسفه غزالي
  • نسخه ای کهن از تنزيه الأنبياء شريف مرتضی
  • سنت "سيره" نويسی زيديان و کتاب الحدائق الوردية
  • نسخه ای کهن از کتاب تبصرة الأدلة نسفي
  • امام يحيی بن حمزه و سهم او در دانشهای دينی
  • معرفی نسخه شماره 91 مجموعه گلازر کتابخانه دولتی برلين
  • درباره اصالت زيارت عاشوراء
  • نسخه ای ديگر از سيره منصوری
  • متن کتابی کهن در اخبار نهاد وکالت در دوره غيبت صغری
  • "روايت تاريخیِ" چهل سال و کتاب الاحتجاج فرزند حسين بن سعيد اهوازي
  • بازمانده های کتاب اخبار أبي هاشم الجعفري از ابن عياش جوهري
  • اصل , سرچشمه منابع حديثی
  • اخبار الوکلای ابن عيّاش الجوهري
  • کتاب الفرق بين الآل والأمة از الريان بن الصلت
  • چهار مکتوب به گیلان و دیلمستان متعلق به نخستين سالهای سده هفتم قمری
  • دو نسخه کهن از دو کتاب کلامی و جدلی
  • حاکم جشمي و کتابهايش
  • شريف مرتضی و ابن سينا
  • صاعد بن احمد الاصولي و تصحيح تازه ای از کتاب الکامل او
  • المستصفای غزالی در نظاميه بغداد
  • نسخه ای نويافته از شريف رضي
  • تازه هايی درباره روايت نهج البلاغة در ميان مذاهب مختلف
  • هويت نويسنده کتاب يواقيت العلوم ودراري النجوم
  • نسخه خطی فصل امامت از کتاب شرح اصول الخمسه ابو الحسين بصري
  • کتاب التأثير والمؤثر حاکم جشمي و اهميت آن در تاريخ علم کلام معتزلی
  • مکتب متکلمان معتزلی ری
  • يک سند ارزشمند درباره عقايد فرق مختلف اسلامی
  • يادداشتهايی از کتاب غرر الأمثال بيهقي
  • متکلمی تأثير گذار که حتی هويتش دقيقا روشن نيست
  • دو کتاب از قاضي جعفر ابن عبدالسلام معتزلی زيدی درباره اصول فقه
  • رساله ای درباره زيادت وجود بر ماهيت
  • تحقيقی درباره يک نسخه خطی مجهول الهوية در موضوع کلام معتزلی: کتاب مبادیء الأدلة يا کتاب المدخل؟
  • ادبيات امامت نگاری زيديان و جدل ضد معتزلی و ضد امامی
  • رساله ای در رد بر محمود ابن الملاحمي المعتزلي درباره امامت
  • معرفی رساله ای کهن درباره امامت
  • کتابی از قاضي عبدالجبار در ميان مسائل المرتضی
  • رديه نويسی بر ابن تيميه در مکه سده هشتم قمری
  • ناگفته هايی از جامعه ري در سده های پنجم و ششم قمری
  • زيديه در تقابل با معتزله: رديه ای از قاضي جعفر ابن عبدالسلام درباره امامت
  • جريان سوم: بازگشت به اصول (گرايشی زيدی در عقايد کلامی در ميان دو نظام فکری معتزلی و مطرفی)
  • تاريخچه مناسبات اعتقادی و کلامی زيديان و معتزليان
  • کتابی از حاکم جشمي به زبان فارسی و ترجمه عربی آن (معرفی اجمالی)
  • مسائل کلامی در کتاب عيون المسائل حاکم جشمي
  • باز هم درباره کتاب عيون المسائل حاکم جشمي: از بلخي تا جشمي
  • نسخه ای کامل و کهن از اربعين سيلقي و سهم زيديه در روايت آن
  • کتاب العيون و شرح آن از حاکم جشمي
  • سرنوشت يک متن: از الکافي کليني تا الطرف ابن طاووس
  • متن يکی از کهنترين اسناد درباره امام غائب
  • متن کتاب الرد علی الواقفة از الحسن بن موسی الخشاب
  • چند کتاب تازه از پرفسور حسين مدرسی
  • مدخل مطالعه ای تفصيلی درباره کتاب بصائر الدرجات و هويت نويسنده آن
  • انتشار کتاب المقالات ابو علي الجبايي
  • توضيحی درباره هويت ابو جعفر الجديدي، نويسنده کتاب المعاد ، يکی از منابع کتاب تحفة المتکلمين ملاحمي
  • مدخلی بر مناسبات ميان متکلمان و فيلسوفان در تمدن اسلامی (به مناسبت انتشار کتاب تحفة المتکلّمين محمود الملاحمي)
  • علم کلام و مواجهه با فلسفه (بخش پايانی مباحث تاريخ علم کلام )
  • یک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (7)
  • بايسته های پژوهشی در عرصه شناخت انديشه غلات: بخشی از پيشگفتار کتاب ميراث غلات شيعه (در دست تأليف)
  • الاهيات تنزيهی يا الاهيات تشبيهی، مسئله اين است: نقدی بر رويکرد ضد فلسفی در جريان شناسی انديشه غاليانه
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (2)
  • تأملاتی درباره تاريخنگاری فلسفه اسلامی در ايران (1)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (6)
  • قاضي اسماعيل اکوع
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5)
  • سهم سيد عبدالله شبّر در نزاع اخباری/اصولی (1)
  • ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (4)
  • شيخ صدوق و ابو العباس حسني
  • پاره ای محتمل از کتاب نقض المقنع ابو الحسين بصري، متکلم نامدار معتزلی
  • پاره هايی از کتابی منسوب به فضل بن شاذان نيشابوري
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (3)
  • انتشار كتاب التحريش ضرار بن عمرو
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (2)
  • يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (1)
  • پاره هايی از ابو عيسی الوراق و حسن بن موسی النوبختي
  • دانشمندان گمنام ايران (3): سومين مشيخه زيدی – قسمت اول
  • مدتی اين مثنوی تأخير شد...
  • سيد عبدالله شبر، محدثی در سنت علامه مجلسی
  • مقدمه الکافی: کوششی برای شناخت عقايد کليني
  • جايگاه علمي و مذهبي كليني در ميان اماميه
  • از تنزيه الأنبيای شريف مرتضی تا تنزيه الانبيای حاکم جِشُمي
  • نکته ای درباره کتاب التحصين ابن طاووس و منبع ناشناخته آن
  • بررسی متن روايت مناظره شيخ صدوق در مجلس رکن الدوله بويهی
  • رديه ای بر زيديه از دوريستي
  • مناظره ای منسوب به هشام بن الحکم
  • رساله ای کلامی درباره وعد و وعيد از يک نويسنده اهل گيلان
  • مناقشه ای درباره يکی از کتابهای منسوب به قاضي عبدالجبار
  • ادبيات معتزلی در گذر تاريخ
  • فصلی در امامت از حاکم جشمي و رديه ای بر آن
  • معرفی يکی از کهنترين اسناد درباره امامت از يک نويسنده محتملا اسماعيلی مذهب
  • نقد يک نظريه غير تاريخی: در حاشيه مقاله علمای ابرار آقای کديور
  • معتزله در برابر اماميه: نمونه ابن الملاحمي
  • محمود الملاحمي المعتزلي في اليمن
  • چند کتاب با عنوان الکرّ والفرّ
  • نامه هايی به گيلان (معرفی کوتاه مجلدی ديگر از سيره منصور بالله)
  • معرفی کتاب الاستدراک از نويسنده ای مجهول
  • کتاب فدک عبد الرحمان بن کثير الهاشمي
  • يک رويکرد با دو نتيجه متفاوت؛ نگاهی گذرا به انديشه های محمد عابد الجابري و زمينه های آن
  • از ميراث غلات: رساله ای درباره سلمان فارسي
  • ادوارد سعيد و ميراث او
  • شادروان استاد محمد تقی دانش پژوه
  • سخنی با آقای کديور
  • آخرين پرده از نزاع اصوليان و اخباريان
  • نکته ای درباره يکی از استادان ناشناخته شيخ طوسي در نيشابور
  • نزاع اخباری / اصولی و پيشينه آن
  • بازمانده متن کتاب مقدمات علم القرآن محمد بن بحر الرهني
  • کتاب الفرق بين الآل والأمة تأليف محمد بحر الرُّهني و به روايت شيخ صدوق
  • بازمانده های کتاب الفروق بين الأباطيل والحقوق محمد بن بحر الرهني
  • مختصری درباره جايگاه حديث در ميان اماميه
  • سنت امالي نويسی در ميان محدثان (1)
  • عماد الدين طبري و نسخه های مختلف امالي شيخ طوسي
  • سرگذشت شاگرد ناشناخته شيخ صدوق و متن دفتر حديثی او

  • ansari.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com